The first 200 lines.
بي نهايت دنيا وجود داره
و در هر کدام از اين دنياها، يه نسخه از ما وجود داره
...قبلاً در "فرينج" اتفاق افتاد
فقط بخاطر اينکه جاي من زندگي کردي
حتي واسه يه لحظه هم فکر نکن منو مي شناسي
تو کلاً توانايي اعتماد کردن نداري
اينو کسي ميگه که منو دزديد تا زندگيم رو مال خودش کنه
من چندتا حفره در هر دو دنيا ايجاد کردم
...که ما بتونيم به کمک هم
حق با تو بود. اونا "پيتر" رو يادشون نمياد
وظيفه اش رو انجام داد
خط زماني دوباره نوشته شده
ولي هنوز، اثراتي از اون داره پديدار مي شه
اون اينجا بود، بعدش غيب شد
خودم ديدمش
بهم در مورد روزي بگو که اين عکس گرفته شده
فکر کنم 6 سالم بود
...رفته بوديم پيک نيک
تو "وايت مانتينز" تابستون بود
کي عکس رو گرفت؟
مادرم
يادمه داشت مي خنديد
باهاش رابطه خوبي داشتي؟
خيلي دلم براش تنگ ميشه
...حالا بيا
برگرديم به همون عکس
و بهم بگو اونروز ديگه چه اتفاقي افتاد
...ما کلي التماسش کرديم
عجله نکن
ديگه داره تموم ميشه
...من و برادرم
التماسش کرديم که بذاره نگهش داريم
کلي اصرار کرديم
و اجازه داد
"اسمش رو گذاشتيم "فرد
چه حسي بهت داد؟
خوشحالي
M با افتخار تقديم مي کند
Mi با افتخار تقديم مي کند
MiL با افتخار تقديم مي کند
MiLa با افتخار تقديم مي کند
MiLaD با افتخار تقديم مي کند
بذار بهت بگم چجوري هستن
اونها موجوداتي فرومايه اي هستن
بدطينت
بخشيشون زنده است، بخشيشون مکانيکي
همه چيز اونطرف همينطوره
اونها تهوع آورن
نفرت انگيزن
پَست هستن
پست؟
باز داره بازي کلمات هم خانواده رو انجام مي ده؟
اه، اون داشت در مورد "تغيير شکل دهنده" ها برام مي گفت
و حالا رفته سراغ اون دنيا و دربارش کلاً داره صحبت ميکنه
بدسيرت هستن
شيطان صفتن
والتر"، ما قبلاً باهم در مورد اين چيزا صحبت کرديم"
چيزي که گذشته ديگه گذشته
ما توافق کرديم که آينده رو درست کنيم
حتي منم دارويي رو سراغ ندارم که اونقدر قوي باشه تا باعث بشه يادمون بره اونا "اوليويا"ي مارو دزديدن
واقعاً؟
براي چندهفته، اون زنيکه ي نکبت تو آزمايشگاه من جفتک مينداخت
زنيکه نکبت؟
اه، اون يکي "اوليويا". اوني که از اونطرفه
اون از بي توجهي من بخاطر شيريني هاي خوشمزه اي که مياورد استفاده کرد
در حاليکه داشت نقشه اش رو عملي ميکرد و قطعات اون دستگاه رو مي دزديد
با اون... شيريني هاي پرتغالي خوشمزه اش
منظورت همون دستگاهيه که پل ايجاد کرده؟
بله
اما اونا اينو نمي خواستن
چيزي که اونا مي خواستن اين بود که دنياي ما نابود بشه
...ويران شه
اما اين اتفاق نيفتاد
اين دليل نميشه ازشون خوشم بياد
يه آينه ديگه تو انبار عقبي هست
کندي"، بيا کمک"
لينکلن" هستم"
ممنون
مشکلي نيست
زود باش
صبح بخير
سلام
چه خبره تغيير دکوراسيون دادين؟
کار "والتر"ه
هي، جوري به من نگاه نکن که انگار من براي کاراي "والتر" توضيح منطقي دارم
لينکلن" زودتر اومده؟"
تو بهش گفتي که مي تونه بياد و در مورد تغيير شکل دهنده" ها چيز ياد بگيره ديگه، نه؟"
اوهوم، اما فکر نمي کردم از منم زودتر بياد
خب، اون تازه همکارش رو از دست داده
به اضافه اينکه تو يه شهر جديده
کسي رو نميشناسه
احتمالاً يه کم تنهاست
نه
همچين اتفاقي نميفته
چرا نه؟ پسر بامزه ايه
چون اگه باهاش قرار بذارم
باز فقط چيزاي بدش جلوي چشمم مياد
مثل هميشه
و بعدش اون آسيب مي بينه
و بعدش محل کارم حس بدي بهم مي ده
و مي دوني چيه؟ اون اصلاً به من نمي خوره
تا حالا فکر کردي چيزي که بهت بخوره اصلاً وجود خارجي نداره؟
الان خودم رو مي رسونم
بيست و سه قرباني رو خبر داريم
همه اشون هم با يه روش مشخص
اون جمجمه اشون رو سوراخ مي کنه که به مغزشون دسترسي پيدا کنه
به بافت ها نفوذ ميکنه و اونارو تحت اثر نيروي الکتريکي قرار مي ده
اما اين چيزي نيست که باعث مرگشون مي شه
:دليل اصلي مرگشون
هيپوترمي مغزه
يه ماده شيميايي که براي کاهش دماي مغزشون ازش استفاده شده
اونا از داخل يخ زدن
بيست و سه تا قتل. چرا من تا حالا چيزي ازشون نشنيده بودم؟
چون اين جنايت ها اينور اتفاق نيفتاده
از ما خواسته شده که تو اين پرونده کمکشون کنيم
مشکلي با اين موضوع داري؟
اسکن انجام مي شود
اسکن پايان مي يابد
بيست و دو قتل
قاتل حتي يه سرنخ هم از خودش بجا نذاشت
بعد تو قتل بيست و سوم ما يه تار مو پيدا کرديم
"دي.ان.اي مارو رسوند به "جان لوئيس مک کلنان
هيچ سابقه اي نداره. کارت هويتش هم به روزه
وقتي شناساييش کرديم
رفتيم به خونه اش و سعي کرديم دستگيرش کنيم
اما پيداش نشد
ناپديد شده - فکرتون رو خونده بوده -
،با ضريب هوشي 220 که داره منم فکر ميکنم فکرمون رو خونده
ما پنج سال دنبال اين آدم بوديم
يه بار دست از پا خطا کرده
ديگه همچين اشتباهي رو مرتکب نميشه
حالا شما از ما چي ميخواين؟
ما مي خوايم
جان لوئيس مک کلنان"ي که طرف" شماست رو تحت الحفظ بيارين اينور
چرا؟
که چي بشه؟
اميدواريم بتونه در مورد آقاي "مک کلنان" خودمون يه کمي بيشتر آگاهمون کنه
...ببينيد، من متوجه هستم که اونا دي.ان.اي همسان دارن
من همه دلايلي که چرا نبايد اينکارو کرد رو مي دونم
خودم همه اينارو با فرمانده "برويلز" خودمون بحث کردم
صادقانه ميگم، ما چاره ديگه اي نداريم
خيلي خب، باشه، چرا ازش تو طرف خودمون بازجويي نمي کنيد؟
چون ما مي خوايم محل زندگي قاتل رو ببينه
...اگه... اگه بتونه
با فضاي اونجا ارتباط برقرار کنه، با وسايلش
مي تونه چيزايي رو بفهمه که ما نتونستيم
خب، تو فقط اميدواري که بتونه
خب، من تو آپارتمانت زندگي کردم
و کلي چيز در موردت فهميدم
ميشه مارو يه لحظه ببخشي؟
خيلي خب، ميفهمم
اون توافق الزامي بود
اما اين... اين فرق مي کنه
اوليويا"، بس کن"
نجات جون انسان ها مهمه
معلومه که مهمه
اما... اما من ميگم، آيا ما به اندازه کافي به اين موضوع فکر کرديم؟
...منظورم اينه که چجوري مي تونيم دوتا
اين واقعاً اونقدرها هم پيچيده نيست
سلسله مراتب ساده است
اينجا ما مسئول هستيم. اونجا هم اونا
وقتي ساده ميشد که اعتماد وجود مي داشت
اون تکنولوژي که از "تغيير شکل دهنده" هاي انساني بهشون داديم چي؟
منظورم اينه که اصلاً خبري بهمون دادن؟
بخش علومشون هنوز داره روش کار ميکنه
من اونو يادم نرفته
ببين
مي دونم که اين برات سخته
اگه از راه ديگه اي ميشد عمليش کرد
از کس ديگه اي مي خواستم
خيلي خب، اين اصلاً قراره چجوري اتفاق بيفته؟
داريم آماده ميشيم به همه در مورد دنياهاي موازي اطلاع رساني کنيم؟
نه. نه، ما به اون هيچي نميگيم
پروفسور "مک کلنان" لازم نيست بدونه کجا داريم ميبريمش
اون يه پروفسوره؟
و اينجا قاتل زنجيره اي؟
و ميخوايم شباهت هاشون رو پيدا کنيم؟
تو طرف ما
مک کلنان" تو دانشگاه "وست کانکتيکات" روانشناسي جنايي درس مي ده
حيطه تخصصيش، قاتل هاي زنجيره ايه
ببين منم مطمئن نيستم که اين جواب بده
اما شايد زيادم دور از ذهن نباشه
اه، شگفت زده شدم
شما مقاله منو خوندين
من... من دارم رو يه دنباله براش کار ميکنم، در واقع
فکر نميکنم بتونيم نقش تشريک مساعي رو در شکل گيري نَفس انسان دست کم بگيريم
يا... يا کمبودش رو
من قبلاً براي نيروهاي انتظامي کار کردم
اما بايد بگم
اين اولين باريه که با اف.بي.آي همکاري مي کنم
علاقه دارين که همکاري کنين؟
مامور "دانم"، من کل زندگيم منتظر همچين همکاري اي بودم
يه دليلي وجود داره که ما اين مسئله رو از ديد رسانه ها مخفي کرديم
اين پرونده به شدت طبقه بندي شده است
خيلي خب
و يکي از اون چيزهايي که شما نبايد بفهمين جاييه که مي ريم
شما حساسيتي به آرام بخش ها ندارين؟
چرا از چشم بند استفاده نمي کنيم؟
خب، اين مسير طولانيه و بهتون اطمينان مي دم
اينجوري راحت ترين
No comments yet. Be the first to leave one.