The first 200 lines.
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت38 این قسمت:بيداريه جو يو (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي
كونگ مينگ منظورت از اينا چي بود؟ خوشبختانه ارباب من سخاوتمند هستن وگرنه تو براي بي احترامي كردنت مجازات ميشدي
خوبه كه همه رفتن،اينجوري هوا تازه تر هست
زي جينگ،شخصي كه مقام وو رو حقير ميشمره من نيستم بلكه سااُساُ هست
زي جينگ،شخصي كه مقام وو رو حقير ميشمره من نيستم بلكه سااُساُ هست
زي جينگ،شخصي كه مقام وو رو حقير ميشمره من نيستم بلكه سااُساُ هست
من نقشه هايي براي شكست دشمن دارم،ولي وقتي اون نميپرسه مجبورم براي خودم نگهشون دارم
من نقشه هايي براي شكست دشمن دارم،ولي وقتي اون نميپرسه مجبورم براي خودم نگهشون دارم
در حقيقت دارم براي سهم خودم ميميرم
كونگ مينگ بشين و منتظر بمون
من خيلي زود برميگردم
ارباب
كونگ مينگ به من توهين كرد حوصلشو نداشتم راهيش كن تا بره
كونگ مينگ به من توهين كرد حوصلشو نداشتم راهيش كن تا بره
ارباب
من الان داشتم كونگ مينگ رو سرزنش ميكردم
...اما،اما اون گفت
منظر ارتش 1 ميليوني سااُسااُ چيزي جز ديدن مورچه ها روي زمين نيست
منظر ارتش 1 ميليوني سااُسااُ چيزي جز ديدن مورچه ها روي زمين نيست
فقط يك تلنگر از دست من براي كوبيدن اونا لازم هست
فقط يك تلنگر از دست من براي كوبيدن اونا لازم هست
ارباب كونگ مينگ نقشه هايي براي جلوگيري از دشمن داره
نكنه الان كونگ مينگ عمدا داشت منو تحريك ميكرد؟
اون داشت ميگفت تسليم شم ولي در حقيقت نگران بود كه واقعا اينكارو بكنم
اون داشت ميگفت تسليم شم ولي در حقيقت نگران بود كه واقعا اينكارو بكنم
همینطوره
بريم،بايد ببينيم نقشه هاش چی هستن
ارباب عزيز
بيشتر سربازان سااُسااُ از شمال هستن
به محض رسيدن به جنوب خيلي هاشون به اب و هوا حساسيت پيدا كردن و بيمار شدن
به محض رسيدن به جنوب خيلي هاشون به اب و هوا حساسيت پيدا كردن و بيمار شدن
بنابراين نبردي پنهاني در ارتش سااُسااُ داره تقريبا يك سومشون رو كم ميكنه
دوم،ارتش سااُ سفر طولاني داشته،به شهرها و استحكامات در ميان راه حمله كرده
دوم،ارتش سااُ سفر طولاني داشته،به شهرها و استحكامات در ميان راه حمله كرده
نيروي اونا از قبل تحليل رفته
بنابراين قدرتشون به اندازه 1 پنجم كم شده
سوم،بعد از اين همه جنگيدن سربازان سااُ به خودشون مغرور شدن
ضمنا سربازان جديد كه گرفتن بيشتر از استان جينگ هستن
ضمنا سربازان جديد كه گرفتن بيشتر از استان جينگ هستن
از سااُسااُ به خاطر مرگ اربابشون،ويراني خونه هاشون و ربودن زن هاشون متنفرن
از سااُسااُ به خاطر مرگ اربابشون،ويراني خونه هاشون و ربودن زن هاشون متنفرن
هر چند اين سربازان تسليم سااُسااُ شدن
قلب هاشون با اون نيست
بنابراين با شمارش من نصف ارتش سااُسااُ خود راي هستن
بنابراين با شمارش من نصف ارتش سااُسااُ خود راي هستن
در حاليكه نصف ديگر ناراضي هستن
قدرت اونا 1 پنجم ديگه نقليل ميره
به علاوه نيروي دريايي كليد حمله كردن به سرزمين جنوب هست
در مورد قدرت نيروي دريايي سرزمين جنوب هنوز بهترينه
سااُسااُ ممكنه كشتي هاي زيادي در دونگ تينگ بسازه
ولي كشتي هاي جنگي بايد به وسيله سربازان دريايي اداره بشن
ولي كشتي هاي جنگي بايد به وسيله سربازان دريايي اداره بشن
هر چند اون ميتونه توي اين چند ماه كشتي هاي بزرگي بسازه
ولي در اين مدت كوتاه قادر نیست تا یک ناوگان قوي و توانا تشكيل بده
ولي در اين مدت كوتاه قادر نیست تا یک ناوگان قوي و توانا تشكيل بده
تربيت كردن نيروي دريايي از ساختن كشتي جنگي سخت تر هستش
در همين حال نيروي دريايي سرزمين جنوب همه كهنه كار و اماده به جنگ هستن
در همين حال نيروي دريايي سرزمين جنوب همه كهنه كار و اماده به جنگ هستن
بنابراين نيروي جنگ سااُسااُ يك سوم ديگه ازش كم ميشه
بنابراين نيروي جنگ سااُسااُ يك سوم ديگه ازش كم ميشه
خلاصه مطلب سااُسااُ در اصطلاح ارتشي يك ميليوني داره
خلاصه مطلب سااُسااُ در اصطلاح ارتشي يك ميليوني داره
ولی در اصل فقط يك دهم از نيروي ذخيره جنگيش رو داره
پس شما نبايد زياد جديش بگيريد
يك دهم از يك ميليون 100 هزار سرباز ميشه
فكر نميكنيد كه نيروهاي سون و ليو با هم ديگه بتونن سااُسااُ رو به راحتي له بكنن؟
پس با این تفاصیر فكر نميكنيد كه نيروهاي سون و ليو با هم ديگه بتونن ارتش سااُسااُ رو به راحتي له بكنن؟
پس با این تفاصیر فكر نميكنيد كه نيروهاي سون و ليو با هم ديگه بتونن ارتش سااُسااُ رو به راحتي له بكنن؟
حرف هاي شما واقعا ادم رو روشن ميكنه
فردا بايد عالي رتبه هاي نظامي و غير نظامي سرزمين جنوب رو براي بحث در مورد لشكركشي نظامي جمع بكنم
فردا بايد عالي رتبه هاي نظامي و غير نظامي سرزمين جنوب رو براي بحث در مورد لشكركشي نظامي جمع بكنم
اطاعت
اقا بفرمائيد
بفرمائيد
عمو
...شما اينجا
ارباب
عمو چرا اينجائيد؟
ارباب،شما توي حيله كونگ مينگ افتادين
نفرت سااُسااُ از شما نيست بلكه ليو بِي هست
سااُسااُ به ليو بِي به عنواني خاري در بدنش نگاه ميكنه
و حيواني غير قابل كنترل
بنابراين در پيشنهاد جنگيش به هیچ كسي جز ليو بِي اشاره نكرد
بنابراين در پيشنهاد جنگيش به هیچ كسي جز ليو بِي اشاره نكرد
و گفته دوست داره با شما در سرزمين جنوب شكار بكنه
اگه اين يك شكار هست،چه كسي قربانيش هست؟
معلومه كه ليو بِي هست
ليو بِي الان در وضعيت پُر مخاطره اي هست و داره انتظار مرگش رو میکشه
تنها كاري كه ميتونه بكنه اينه كه از سربازان سرزمین جنوب استفاده بکنه
تنها كاري كه ميتونه بكنه اينه كه از سربازان سرزمین جنوب استفاده بکنه
تا خودشو از اين ويرانيه حتمي نجات بده
اگه ارباب بتونن اونو نجات بدن يك چيز هست
واقع بينانه صحبت كنيم نه فقط اين كار غير ممكن هست
بلكه ممكنه اون در اخر به سرزمين جنوب چنگ بندازه و با خودش داخل ويراني ببره
بلكه ممكنه اون در اخر به سرزمين جنوب چنگ بندازه و با خودش داخل ويراني ببره
لطفا ارباب با دقت فكر بكنيد
چواِن پسرم
مادر
ساعت الان 10 شب هست،چرا هنوز نخوابيديد؟
ساعت الان 10 شب هست،چرا هنوز نخوابيديد؟
تو هم هنوز نخوابيدي
در همچين وضعيتي،من نميدونم چند نفر ديگه نمي تونن بخوابن
در همچين وضعيتي،من نميدونم چند نفر ديگه نمي تونن بخوابن
شما درست ميگي
چواِن پسرم
تو حرف هاي برادرت در موقع مرگش رو يادت رفته؟
كدومشون؟
"در مورد امور داخلي سراغ جانگ جااُ برو"
"در مورد امور خارجي سراغ جو يو برو"
اين حرفا در ذهن من هستن،فراموششون نكردم
پس تو حمله كردن سااُسااُ رو امري داخلي ميدوني يا امري خارجي؟
خارجي،يك تهديد خارجي
پس چرا از جو يو نميخواي بياد تا تصميمي بگيره؟
مادر
پسرت به احضار اون نياز نداره
من باور دارم جو گونگ جين داره روز و شب سفر ميكنه تا به اينجا برگرده
من باور دارم جو گونگ جين داره روز و شب سفر ميكنه تا به اينجا برگرده
من باور دارم جو گونگ جين داره روز و شب سفر ميكنه تا به اينجا برگرده
من همچنين ميتونم حدس بزنم وقتي اون بياد به من چي ميگه
من همچنين ميتونم حدس بزنم وقتي که اون بياد به من چي ميگه
من همچنين ميتونم حدس بزنم وقتي که اون بياد به من چي ميگه
اما دلواپسي من فقط در مورد تصميم براي جنگ يا تسليم شدن نيست
اما دلواپسي من فقط در مورد تصميم براي جنگ يا تسليم شدن نيست
پس چي ديگه؟
نفاق افتادن
اگه نصف عالي رتبه ها جنگ و نصف ديگه تسليم شدن بخوان
اگه نصف عالي رتبه ها جنگ و نصف ديگه تسليم شدن بخوان
اگه نصف عالي رتبه ها جنگ و نصف ديگه تسليم شدن بخوان
پس سرزمين جنوب به دو قسمت تقسيم نميشه؟
اگه من نتونم با يك راه حلي تمام عالي رتبه ها رو با هم يكي كنم
اگه من نتونم با يك راه حلي تمام عالي رتبه ها رو با هم يكي كنم
اونوقت ارباب شايسته اي براي سرزمين جنوب نميشم
حرفاي تو منو خاطر جمع كرد
روح پدر و برادرت هم در اسمان بايد تسلي پيدا كرده باشه
من ديگه ميتونم برم بخوابم
فرمانده ارشد
اقايان،جانگ جااُ،گو يونگ،بو جي شو سونگ براي ديدن شما اينجا هستن
اقايان،جانگ جااُ،گو يونگ،بو جي شو سونگ براي ديدن شما اينجا هستن
من خواستم شبونه برگردم تا اينكه كسي با خبر نشه
من خواستم شبونه برگردم تا اينكه كسي با خبر نشه
اونا بازم اومدن
توي اتاقم چاي بيار
چشم
اقايان لطفا بلند نشين،جویو در خدمتتون هست
اقايان لطفا بلند نشين،جویو در خدمتتون هست
فرمانده ارشد،شما از مصيبت بزرگ سرزمين جنوب خبر دارين؟
من تازه برگشتم،از هيچ چيز خبري ندارم
سااُسااُ يك ارتش 1 ميليوني جمع كرده
و ميخواد با ارباب ما در سرزمين جنوب شكار بكنه
براي خوبيه همه مردم،همه اينجا جمع شديم ارباب رو نصيحت بكنيم تسليم سااُسااُ بشن تا از افتادن سرزمين جنوب در جنگ دوري كنن
براي خوبيه همه مردم،همه اينجا جمع شديم ارباب رو نصيحت بكنيم تسليم سااُسااُ بشن تا از افتادن سرزمين جنوب در جنگ دوري كنن
براي خوبيه همه مردم،همه اينجا جمع شديم ارباب رو نصيحت بكنيم تسليم سااُسااُ بشن تا از افتادن سرزمين جنوب در جنگ دوري كنن
غير منتظرانه،ليو زي جينگ مشاور ليو بِي جو گو ليانگ رو به اينجا دعوت كرده
غير منتظرانه،ليو زي جينگ مشاور ليو بِي جو گو ليانگ رو به اينجا دعوت كرده
تا ارباب ما رو ترغيب كنه با سااُسااُ براي نجات خودشون بجنگه
تا ارباب ما رو ترغيب كنه با سااُسااُ براي نجات خودشون بجنگه
فرمانده،حرف هاي شما در سرزمين جنوب زياد خونده ميشه
فردا،اربابمون حتما از شما نظرتونو در مورد جنگ يا تسليم شدن ميپرسن
فردا،اربابمون حتما از شما نظرتونو در مورد جنگ يا تسليم شدن ميپرسن
بنابراين امشب به اينجا اومديم تا شما نظر ما رو در اين مورد بدونيد
بنابراين امشب به اينجا اومديم تا شما نظر ما رو در اين مورد بدونيد
هركدوم از شما همين نظر رو داريد؟
بله بله بله
بزرگواران،شما همگي از پايه هاي سرزمين جنوب هستيد
بزرگواران،شما همگي از پايه هاي سرزمين جنوب هستيد
طرفداري كردن شما براي تسليم شدن دلواپسي براي مردم معمولي هست
طرفداري كردن شما براي تسليم شدن دلواپسي براي مردم معمولي هست
من با شما موافقم
لطفا به منزلهاتون برگردين
فردا وقتي ارباب رو ملاقات كنم يك تصميم گرفته خواهد شد
خب خب
فرمانده ارشد،از شما خداحافظي ميكنيم
اقايان شب بخير
گزارش،درود بر فرمانده،چنگ پو،خوانگ گَي،جو تَي و زو مااُ براي ديدن شما اومدن
گزارش،درود بر فرمانده،چنگ پو،خوانگ گَي،جو تَي و زو مااُ براي ديدن شما اومدن
گزارش،درود بر فرمانده،چنگ پو،خوانگ گَي،جو تَي و زو مااُ براي ديدن شما اومدن
زود بزار داخل بشن
اطاعت
جو يو تازه برگشته منو ببخشيد كه منتظرتون گذاشتم
فرمانده ارشد لطفا جنرال ها بفرمائيد داخل
فرمانده ارشد لطفا جنرال ها بفرمائيد داخل
بيايد،بفرمائيد
فرمانده ارشد
شما ميدونيد كه قدرت سرزمين جنوب الان در معرض خطر هست
و سرزمين ما ممكنه دست سااُسااُ بيوفته؟
نه نميدونم
ما از خيلي گذشته پيرو جنرال سون جي ين بوديم
چنگ پو
و براي 30 سال،در صد ها نبرد جنگ كرديم،بزرگ و كوچك
و براي 30 سال،در صد ها نبرد جنگ كرديم،بزرگ و كوچك
براي اينكه تمام سرزمين جنوب رو يك پارچه و قوي كنيم
ولي حالا،ارباب جوان به راحتي پيشنهاد اين مشاوران رو قبول ميكنن
ولي حالا،ارباب جوان به راحتي پيشنهاد اين مشاوران رو قبول ميكنن
و قصد دارن تسليم سااُسااُ بشن
ما ترجيح ميدم بميريم تا تسليم بشيم
شما فرمانده ارشديد.فردا بايد ارباب رو نصيحت بكنيد
شما فرمانده ارشديد.فردا بايد ارباب رو نصيحت بكنيد
ارتشي مقابل سااُ جمع كنن و از تسليم خودداري كنن
جنرال ها،شما هم همگي نظر جنرال دموئو رو داريد؟
No comments yet. Be the first to leave one.