The first 200 lines.
Silver Ocean Team Sub By: Fa_eze & Nooshin
نبرد شیرین-
قسمت بیست و هفتم-
اشکال نداره ماساژتون بدم؟
ـ باشه ـ حتما
یکم برید جلوتر
ـ اینطوری درسته؟ ! ـ آره
ـ آره ، آره ، آره ـ یکم فشار میارم
مراقب باشین
زیاد فشار میدم یا خوبه؟ اگه خیلی دارم زیاد فشار میارم بهم بگو
باشه ، باشه
خدای من ، الان داره ازم مراقبت میکنه . زبونم بند اومده
آقای چنگ،این همون داروییه که دخترتون گفته خیلی خوب و موثره؟
آره . اتفاقا اومدم اینو بدم بهتون
پام خوب شده واسه همین دیگه بهش احتیاج ندارم
میخواین رو شما امتحان کنیم؟
اما ... پات
شرمنده . یه مبارزه ی شدید داشتم کفشام از پام در اومد
نگران نباشین بعدا میرم میپوشمشون
ببخشید یهویی میگم میشه یه نگاه به پات بندازم؟
چرا ؟
ـ فقط نگرانم نکنه آسیب ببینین میخوام بهتون یاد بدم کجاها رو واسه ماساژ فشار بدی
باشه حتما،ممنون
پس چرا نیستن؟
چی نیست؟
هیچی . الان براتون یه ماساژ توپ میدم
مامان
خانواده مینگ تیان مگه نیومدن اینجا پس چرا عمو چنگ اینجاست ؟
منم نمیدونم قضیه از چه قراره
عمو چنگ ، چرا اومدین خونه ی ما ؟
هیچی ، یه عده اومده بودن اینجا شر به پا کنن
و به لطف آقای چنگ شر خوابید
آره ، اینطوری شد دیگه
کی جرئت کرده بود بیاد خونه من شر به پا کنه ؟
والا نمیدونم
اولین چیزی که گفت این بود که میخواد خونه و رستورانمو بخره
سریع گرفتم که اونا اومدن مینگ تیان و اذیت کنن
چرا باید همچین کاری کنن ؟
دلیلشو از کجا بدونم؟
اما بهم کارت ویزیتشو داد
شاید بتونین یه سرنخی چیزی پیدا کنین
این کارت ویزیت خانواده ارشد فنگ یو نیست ؟
ارشد داری کجا میری ؟
فکر کنم اشتباه کردم
الو؟
نگفتین میخواین پاهامو ماساژ بدین؟
آره ، آره ، آره . بیا ، بیا
از اون مسکنم استفاده میکنیم
روی قوس پاتون و فشار بدین
یک سوم اول کف پات نقاط یونگکوانه
صبح و عصر هرکدوم ده دقیقه یا بیشتر پاهاتونو ماساژ بدین
اینطوری سری بعدی که صدمه دیدین دیگه نمیخواد نگران عواقبش باشین
اما این پا نبود که . این یکی بود
آقای چنگ ؟ حالتون خوبه؟
خوبم
شاید به خاطر عوارض پیاز تو مسکنه
خیلی تاثیرگذاره
! ارشد ، ارشد
چیه ؟
اصلا پیش خودت فکر کردی اگه مینگ تیان بفهمه که همه ی اینا به خاطر ارشد فنگ یو ئه ، چقدر حس بدی بهش دست میده؟
باید این قضیه رو از مینگ تیان پنهون کنیم و بذاریم براش قلدری کنن؟
منظورم این نبود
پس منظورت چی بود
فقط به نظرم اگه بهشون بگیم جفتشون حالشون گرفته میشه
نباید به عنوان یه دوست حواسمون بهشون باشه؟ پس چرا باید باعث نگرانی بیشتر واسشون شیم ؟
اگه دوستامون ناراحت شن ، دشمن شاد کن نمیشیم؟
! اما من نمیتونم این که دارن واسه مینگ تیان قلدری میکنن و نادیده بگیرم
! ارشد
نگران نباش نمیخوام به مینگ تیان بگم
واسه حل مشکل زنگ باید به صداش در بیاری بذار کسی که بهش صدمه زده حلش کنه
شما کی هستین ؟
تو کی هستی ؟ چطور میتونی سرتو بندازی پایین بیای تو؟
شرمنده . فقط میخواستم بپرسم کسی که اینجا زندگی میکرد کجاست ؟
از اینجا رفته
ـ رفته ؟ ـ بله ـ کجا رفته ؟
من فقط مالکم کلانتر نیستم که بدونم کجا رفتن
بیا بریم باید درو ببندم
الو ؟ سونگ شائومی ؟ چیشده؟
الان؟ باشه
مایی چن چرا باهامون نمیای بیرون؟ بیا بریم
ـ شماها میتونین برید . من وقت ندارم ـ چرا اینطوری شدی ؟ یکی دیگه شدی
فینال برو که نیستی ، انتخابات معاون رئیسم که تموم شده
واسه کی داری اینطوری خودنمایی میکنی؟
ولش کن بابا . بریم
شنیدم رفته پیش رئیس سابق تا بهش یاد بده اما بهش گفته فقط تمرینات پایه رو انجام بده
باور کردی ؟ احمقی ؟
من اگه جات بودم ، یه روزم نمیتونستم به بطالت بگذرونم
واسه من ،شکست دادن تو از همه چی مهمتره
عالیه . پس منو شکست بده باعث شادیه که بشم هدف جدید زندگیت
واسه چی منو کشوندی اینجا ؟
من ، سونگ شائومی ، با احترام به قوانین دانشگاه جنگزه
فنگ یو رو به مبارزه میطلبم
سون هائو ، در ورودی رو ببند . نذار کسی بیاد تو
لازمه اینکارو کنی ؟
بهت گفته بودم اگه مینگ تیان و اذیت کنی ازت نمیگذرم
من اذیتش نکردم . شر درست نکن
کمتر چرت و پرت بگو
اگه به خاطر رابطه ی تو و مینگ تیان نیست پس واسه چی اون انقدر بدبخت شده؟
مینگ تیان چی شده ؟ کی بهش صدمه زده ؟
انقدر مهمل نباف . از طرف مینگ تیان بهت یه درس درست حسابی میدم
دیوونه شدی سونگ شائومی؟ خیلی وقته دارم تحملت میکنم
منم همینطور . مدتهاست منتظر این مبارزه ام
! ـ دختره احمق ـ خوب گوش کن، دست از سر مینگ تیان بردار
انقدر بین ما قرار نگیر
تو کسی هستی که باید از مینگ تیان دور بمونی
!مینگ تیان کار و خونه اشو به خاطر تو از دست داد
امکان نداره . داری چرت میگی
!من چرت میگم ؟ خودتم خوب میدونی که حقیقته
چه خاکی به سرم کنم ؟ دارن جدی جدی دعوا میکنن
! فهمیدم
! ارشد
ارشد یانان ، اتفاق بدی افتاده
چی شده ؟
باید باهام بیای اون دوتا دارن جدی جدی باهم دعوا میکنن
اگه نیای ممکنه کار از کار بگذره
! بریم . بریم
تو و مینگ تیان از نظر خانوادگی تو دوتا دنیای متفاوتین
شاید واسه تو اینا خاله بازی باشه اما واسه اون همه زندگیش نابود شده
دارم بهت میگم من جدی ام . من واقعا دوستش دارم
ترجیح میدم جدی نباشی چون هرچی جدی تر باشی مینگ تیان بدبخت تر میشه
برام مهم نیست چی میگی . من ازش دست نمیکشم
باشه ، پس بیا
شماها دارین چه غلطی میکنین ؟
یکیتون لگدم زد اون یکی مشت
نزدیک بود بمیرم
چه مرگتونه عین آدم باهم حرف نمیزنین؟ چرا باید تو رینگ قرمز بیفتین به جون هم؟
! سون هائو
کی بهت گفت همچین کاری بکنی؟
من که نمیتونستم جلوتونو بگیرم واسه همین رفتم از ارشد یانان خواستم بیاد
سونگ شائومی ، میخوام ازت یه چیزی بپرسم
چیزی که درمورد مینگ تیان گفتی حقیقت داره؟
چرا باید اینطوری دروغ بگم؟
تو باید خیلی خوب مواظب مینگ تیان باشی
! فنگ یو ، فنگ یو
سونگ شائومی الان چی گفتی؟ واسه مینگ تیان چه اتفاقی افتاده؟
پدربزرگ
پدربزرگ ؟
برگشتی آبجی
فنگ جو پدربزرگ کجاست؟
طبقه پایینه ، چرا انقدر ناراحتی ؟
چرا دنبال پدربزرگ می گردی؟ فهمیدی واسه مینگ تیان چه اتفاقی افتاده؟
تو هم میدونستی؟ تو به پدربزرگ کمک کردی و به من نگفتی؟
! ـ نه ـ از سر راهم برو اونور . برو اونور
چرا افتادین به جون هم؟
ـ پدربزرگ شما واسه مینگ تیان مشکل درست کردین؟ ـ آره
کار من بود
چرا اینکارو کردین؟
فقط چون دوستش دارم با همچین روش مزخرفی افتادین به جونش،درسته ؟
یه بار رفتم دیدنش
بهش یه فرصت دادم که دست از سرت برداره
اما گوشش بدهکار نبود
فقط به خاطر همین میخواین تنبیهش کنین؟
من باید امثال این آدمایی
که جایگاه اجتماعیشونو نمیشناسن تنبیه کنم
تا حالا انقدر از اینکه عضوی از خانواده فنگ ام متنفر نبودم
متوجه نمیشین که رفتارای شما بدتر منو تحریک میکنه که باهاش بمونم؟
فنگ یو . میدونم واقعا از دستم عصبانی هستی
اما من این کارو واسه صلاح خودت انجام میدم
وقتی عمو جی رو پرت کردین بیرونم بهم گفتین اینکار به صلاحمه و خواستین قوی باشم
و به هیچکس وابسته نباشم . اما میدونین
رفتن عمو جی دردناک ترین چیز تو زندگیم بود؟
من خیلی حسرت میخورم
اگه عمو جی نمیرفت ، هیچوقت نمیمرد
شما میخواین من بیشتر حسرت بخورم؟
...فنگ یو
من ترسیدم که صدمه ببینی . واسه همین اینکارو کردم
فکر کنم دیگه نمی تونم حقیقت و ازت مخفی نگه دارم
دارین چی میگین ؟
حتما میدونی که
پدر مینگ تیان ، مینگ هایی ، هم مُرده
میدونی چرا مُرد؟
!به خاطر عذاب وجدان کشتن یکی توی تشک مبارزه
پدر مینگ تیان ، مینگ هایی
همون کسیه که عمو جی تو رو کشت
! آبجی
پدربزرگ
فکر نمیکنین زیادی بی رحمانه رفتار کردین؟
ترجیح میدی من الان بی رحم باشم
یا صبر میکردم خواهرت خودش همه چی و می فهمید؟
پسرم
به عنوان یه مرد ، وقتی که میخوای به اوضاع رسیدگی کنی
اگه دودل باشی ، در آینده تو دردسر می افتی
دیدم چطوری مشت خوردی ، و الانم چیکار کردی
قبلا تمرین کرده بودی؟
پدر مینگ تیان ، مینگ هایی
همون کسیه که عمو جی تو رو کشت
بعدا برگرد ، بعدا بهتره
هرچی زمان پیدا کردن حقیقت برای من بیشتر باشه بهتره
فنگ یو
حالت خوبه ؟
داشتم می اومدم فنگ جو بهم پیام داد و گفت با پدربزرگت بحثت شده
من حالم خوبه ، نمیخواد نگرانم باشی
من الان دارم دنبال یه خونه جدید میگردم احتمالا به زودی یه جایی و پیدا میکنم
پیدا کردن یه کار جدیدم خیلی چیز سختی نباید باشه
فنگ یو ، دیگه از پدربزرگت سنی گذشته باهاش زیاد درگیر نشو
مینگ تیان،میخوام ازت یه چیزی بپرسم
بپرس
پدرت هم
بوکسور بود؟
از کجا میدونی؟
No comments yet. Be the first to leave one.