Hotel Inferno

Hotel Inferno

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Hotel Inferno 2013 1080p BluRay X264 AC3 Will1869
A Commentary by TAMAGOTCHi

Tags

BluRay
x264
AC3
1080
Published on: 2024-03-28
Downloads: 42
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

« عشقم »

بیدارت کردم، عشقم؟

!آره

!ببخشید، عشقم اصلاً حواسم به اختلاف‌زمانی نبود

الان اون‌جا ساعت چنده؟

صبحـه. صبحِ خیلی زود

!شرمنده، عشقم پس بعداً زنگ می‌زنم

.نه دیگه. تازه بیدارم کردی حرفتو بزن

دیروز همه‌ش منتظر زنگت بودم‌ها

چی شد پس؟

آره، می‌دونم، ولی اصلاً فرصت نشد که تماس بگیرم

خودت که می‌دونی چجوریاست

!بله... حسابی رو کاری

حالا این «کارِت» بلوند ـه یا سبزه؟

حرف الکی نزن

خودت می‌دونی که محالـه بهت خیانت کنم

!باشه، راست میگی

.فعلاً باید برم، عشقم یه چند دقیقه دیگه بهت زنگ می‌زنم، خب؟

خیلی‌خب. خیلی‌خب

عشقِ منی - !باشه، باشه -

« در حالِ بارگذاری »

رسیدیم. همین‌جا نگه‌دار

بقیه‌ش هم واسه خودت - !خدا بده برکت! مرسی، آقا -

!از جیب خودم نمیدم، رفیق

بله؟ - آقای زیموسا؟ -

خودم هستم - خوش‌وقتم -

بنده خورخه میستراندیا هستم؛ رئیس‌کلِ شرکت لومِن

قبل از هرچیز لازمـه به‌خاطر این‌که این‌قدر طول کشید تا

باهم حرف بزنیم عذرخواهی کنم

چند روز پیش با همکارم صبحت کردی

...متأسفانه چون درگیر کارهای مهمی بودم

نتونستم خودم با شما صحبت کنم

اما این بار ترجیح میدم مستقیماً در تماس باشیم تا

بشخصه همه‌چی رو توضیح بدم

حلـه. توضیحات همکارتون هم کامل بود

پس... بعید ـه مشکل خاصی داشته باشم

سفر طولانی‌تون به‌کام بود؟

آره. پروازم یه دوازده‌ ساعتی طول کشید، ولی من به مسافرت عادت دارم

توی هتل چی؟ کارکنان مشکوک نشدن؟

نه - ...مطمئنی که -

خیال می‌کنن یه مهمانِ ساده‌ای؟

.صددرصد بعید می‌دونم جای نگرانی باشه

...بسیار عالی. خیلی‌خب

می‌بینم عینکی که برات فرستادیم رو هم زدی

چه حسی داری؟

باحالـه

راستش تو عمرم همچین چیزی ندیده بودم

همه‌جا رو درست می‌بینی؟ مشکلی نیست؟

...مثلاً خطای بصری

راستش یه نوشته‌های تخصصی سمتِ چپ هست که

سر درنمیارم چیـه، ولی کلاً مشکل خاصی نیست

قشنگ می‌بینم؛ انگار عینکِ عادی زدم

به‌هیچ‌وجه نباید عینکت رو برداری

در طول کل مأموریت باید همه‌چی ضبط و

ارتباط‌مون حفظ بشه

یعنی الان جلوی منو می‌بینید؟

بله. هرچی که شما می‌بینی روی مانیتور‌های ما به نمایش درمیاد

خب پس. یه‌جور دوربینِ جاسوسیـه دیگه

کمابیش

من که مشکلی ندارم

اولین‌بارم نیست که یه مشتری می‌خواد مراحل مأموریت رو براش ضبط کنم

راستی خوب شد یادم انداختی

...با توجه به نوع مأموریتت

اگه ممکنـه در موردش هیچ حرفی نزن

البته مردمِ اون‌جا انگلیسی بلد نیستن، ولی

کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کنه

...هروقت سؤال حساسی پرسیدم

لطفاً فقط با «بله» یا «خیر» جواب بده

چشم، قربان

سوابقت دستمـه

نوشته شده سال ۱۹۹۱ توی جنگ خلیج‌فارس در عراق خدمت کردی

درستـه

به‌خاطر سرپیچی از دستورات اخراج شدی، درستـه؟

صحیح

بعدش سال ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۵ هم توی جنگِ بوسنی بودی

بعید می‌دونم این‌جا دیگه ارتشی بوده باشی

مزدور بودی - بله، قربان -

ظاهراً از ۲۰۰۵ به بعد هم به آدم‌کُشیِ حرفه‌ای رو آوردی

آره. از اشخاص حقیقی و سازمان‌های کوچیک سفارش می‌گرفتم

منظورت گروه‌های تبهکاریـه دیگه

همه‌شون اون‌طوری نبودن - خیلی‌خب -

می‌خوام برات عکسِ یکی از قربانی‌های ...قبلیت رو بفرستم

فقط امکانش هست تأیید کنی که بیاد؟

!برام عکس می‌فرستید؟

اوه... شرمنده

این عینک حکمِ یه کامپیوتر کوچیک رو داره

یه نوشته میاد جلو چشمت

فقط دکمۀ روی دستۀ چپ رو فشار بده

تا فایل‌ها دانلود شه

حلـه - یه لحظه وایسا -

.خب. ارسال شد تأیید کن

درستـه. یادم نیست کِی ...قرارداد این مأموریت رو بستم

ولی کسی که سفارش داد و قربانیِ تو عکس رو یادمـه

راستش همچین بهش افتخار نمی‌کنم

طرف خواسته‌های عجیب‌غریبی داشت

فکر کنم انتقامی چیزی بود

به‌هر‌حال من حرفه‌ای‌م و کارمو انجام دادم

به‌نظر ما بهترین گزینه برای این مأموریتی

سبک کارِت موردپسندمونـه

از همین عکس‌ها کاملاً مشخصـه که بااستعدادی

می‌تونم من یه سؤال از شما بپرسم، قربان؟

بله

شرکت شما با دولت در ارتباطـه؟

نه. به‌هیچ‌وجه

آخه... من تا حالا همچین عینکی نه دستِ ارتش دیدم

نه تو بازار

...پس حتماً یه‌جورهایی نسخۀ اولیه‌ست

نه؟ - بله -

ساختنِ همچین چیزِ لامصبی حتماً کلی خرج داره

...معمولاً فقط شرکت‌هایی می‌تونن کهـ

ما بعد از انجام هر مأموریت تأمین مالی می‌شیم و

.تا حالا مأموریت‌های خیلی‌خیلی زیادی انجام دادیم همین و بس

با این دستمزدی که به من می‌دید

حتماً از قرون وسطی مشغولید

کمابیش همین‌طوره

.خیلی‌خب دیگه وقتشـه بریم سراغ جزئیات مأموریتت

خواهش می‌کنم از الان به بعد آروم صحبت کن

چون اهدافِ مدنظر توی اتاق بغلیت هستن

باشه

همون‌طور که همکارم به عرضت رسونده

باید دو نفر رو بکُشی

یه زوج؛ یه زن و مرد

اونا توی پنج سالِ اخیر بیشتر از صدو‌پنجاه نفر رو به قتل رسوندن

پلیس و اف‌بی‌آی هم هیچ‌وقت نتونستن ردشون رو بزنن

چون اصلاً نفهمیدن قتل‌ها کارِ کی بوده

ولی ما خوب می‌شناسیم‌شون و می‌دونیم چیکار کردن

از کجا اون‌وقت؟

عکس قربانی‌هاشونو واسه ما فرستادن

!خیلی عجیبـه که عکس فرستادن؟! آخه چرا؟

با شرکتِ ما آشنان

میشه گفت می‌خوان ما رو به چالش بکشن

یعنی کارِ شرکت شما کُشتنِ قاتل‌های سریالیـه؟

معمولاً اینطور نیست

.خب. به من که ربطی نداره شرمنده همچین سؤالی پرسیدم، قربان

پس... می‌خواید این دوتا رو بکُشم دیگه

دقیقاً

توی اتاق بغلی‌ن

انتظار اومدنت رو ندارن و حتماً غافلگیر میشن

...کلید اتاقت شاه‌کلید ـه

با همون کلید به‌راحتی می‌تونی در تمامِ اتاق‌های هتل رو باز کنی

...الان وقتشـه

ویدیوی یکی از قتل‌هاشون که برای ما فرستادن رو ببینی

تا قشنگ بفهمی با کی طرفی

پس‌زمینۀ تاریک لازمـه

آخه... تو محیط روشن عینک قادر نیست

ویدیو رو به‌خوبی نمایش بده

میشه قشنگ پرده رو بکشی؟

چشم، قربان

!لامصب خیلی عجیبـه

!من چیزمیزهای به‌گایی تو عمرم کم ندیدم‌ها ...ولی چطور بگم

.این مورد فرق داره بهش نمی‌خوره همین‌طوری قتلِ الکی باشه

انگار یه‌جور قتل آیینیـه

فقط به قصدِ هشدار این ویدیو رو نشونت دادم، آقای زیموسا

که مبادا دست‌کم‌شون بگیری

...هم خطرناکن و هم میشه گفت

مثل خودت حرفه‌ای

عملیات باید بی‌سروصدا باشه و نوبتی بکُشی‌شون

.تأکید می‌کنم بی‌سروصدا یه نکتۀ خیلی مهم هم این که

اجازه نده حرفی بزنن

باشه

مأموریت رأس این ساعت شروع میشه

‫« ۲:۳۰ بعدازظهر »

مَرده توی این ساعت باید حموم باشه

پس جداجدا کُشتن‌شون برات راحت‌تره

بله، قربان - به هیچ وجهِ من‌الوجوه -

نباید از اسلحه استفاده کنی

باید از سلاح‌هایی که برات گذاشتیم استفاده کنی

چشم، قربان - دمِ در ورودی -

توی کمد سمت چپ هستن

باید حتماً اول جمجمه‌شون رو خُرد کنی و مغزشون رو دربیاری

بعد شکم‌شون رو بشکافی و دل‌و‌روده‌شون رو دربیاری

به همین ترتیبی که گفتم باید انجام شه و ما شاهدِ تک‌تک لحظات عملیات باشیم

!باز عجیب شدها

ولی دستمزدم اون‌قدری هست که ،نه شک کنم

نه سؤالی بپرسم

.بسیار عالی، آقای زیموسا فعلاً ارتباط‌مون قطع میشه

مسلماً در طول مأموریت صحبت نمی‌کنیم، ولی

همه‌چی رو زیرنظر داریم

.کارم تموم شد، عشقم الان می‌تونیم صحبت کنیم

...باشه، متوجه‌م ولی من الان سرم شلوغـه دیگه

کار مهمی داری؟

...نه، فقط

دلم می‌خواست حرف بزنیم

...یه چیزی دیدم نگران شدم گفتم ببینم تو حالِت خوبـه یا نه

!همین چهار دقیقه پیش صحبت کردیم‌ها !معلومـه که خوبم

باشه. حق با توئه

قضیه چیـه؟ مشکوک می‌زنی‌ها

چیزی نیست

نباید زنگ می‌زدم الکی‌الکی می‌ترسوندمت

همه‌چی روبه‌راهـه

فقط یه چیزی دیدم و... باید بهت زنگ می‌زدم

!یه چیزی دیدی؟

حتماً یه چیزی مربوط به کارِت دیگه

...آخه یه مهندس نرم‌افزار

چه چیز عجیبی ممکنـه ببینه؟

نکنه یه کابل ترسناک؟

آره خلاصه

...فقط... من دلم می‌خواست صداتو بشنوم

.ببین چی میگم فعلاً باید برم، خب؟

بعداً باهم حرف می‌زنیم - ...باشه -

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left