Lost

Lost

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Episode 21Greatest Hits
A Commentary by Reza_KLF
SUB\IDX ریپ شده از نسخه

Tags

TS
Published on: 2010-04-26
Downloads: 54
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت :

دزموند گفت که قراره بميرم .

بهم گفت که اين صحنه ها رو ديده .

وقتي که ديدم صاعقه با سقف برخورد کرد ...

تو رو برق گرفت .

و وقتي که شنيدي کلير داره غرق ميشه ...

در حالي که سعي داشتي نجاتش بدي ، غرق شدي .

من ، خودم داخلِ آب شدم تا تو نيايي .

مهم نيست که من چکار کردم ، موضوع اينه که تو مي ميري .

يه زن ، تويِ چادرِ هارليه ...

که ديروز با چتر به اين جزيره فرود اومده .

ميگه که کشتيِ اونا حدودِ80 مايليِ اينجاست ...

و اگر يه راهي پيدا کنه تا باهاشون تماس بگيره ، همه ما نجات پيدا مي کنيم .

-چرا هيچکسي اين موضوع رو به من نگفت ؟ -چونکه بهت اعتماد ندارن .

-کيون حامله اس . - اينو ازکجا آوردي ؟

واقعاًفکر مي کني تويِ موقعيتي هستي که ازما سئوال کني ؟

من به جک گفتم که اونا منو مجبور به چه کاري کردن .

چرا به ما نگفتي ؟

چونکه تا الان تصميم نگرفته بودم که چکار کنم .

کسي مي خواد حدس بزنه که جک ...

وسطِ ناکجاآباد ، چه چيزي مي خواد بهمون نشون بده؟

من که نمي دونم .

شايد اين هم يه راز باشه .

چرا همه چيز در اينجا ، رازه ؟

چطوره يه کمي تغيير و تحول ايجاد کنيم ؟

ما جريانِ اون دخترِ چتر باز رو مخفي کرديم .

- اون فرق مي کنه . -چه فرقي مي کنه ؟

ما که نمي خواستيم تفريح کنيم .

چي شده ؟

-هيچي . -صبر کن .

دوباره چيزي ديدي ، درسته ؟

نه ، چارلي . چيزي نديدم .

رسيديم .

چند شب پيش ...

جوليت اومد پيشم و همه چيز رو بهم گفت ...

اينکه بِن ، اونو به اينجا فرستاده ...

تا بفهمه کدوم يکي از زنهايِ اينجا حامله هستن .

چه نوع آزمايشي ازما گرفتي ؟

نگرفتم ، ولي بِن ازم خواست که اين کار رو بکنم .

من اين نوار رو در ايستگاهِ پزشکي گذاشتم .

همه شنيديد که اون چي گفت . اونا فردا ميان .

سان ، متاسفم از اينکه بهت دروغ گفتم .

از صداقتت تشکر مي کنم ، جک ...

ولي ما رو به اينجا نياوردي که برامون توضيح بدي .

دانيل .

بهشون نشون بده .

وقتي که جوليت گفت اونا دارن ميان ...

اولين چيزي که به ذهنم اومد ، اين بود ...

که ما کجا مي تونيم پنهان بشيم ؟

پنهان شدن ، بي فايده اس . اونا مي خوان برگردن .

بنابراين رفتم و کمک پيدا کردم .

ظرفِ چند روزِگذشته ...

دانيل ، از صخره سياه مقداري ديناميت آورد .

براي اولين بار ، ما مي دونيم که اونا دقيقاًچي مي خوان .

وقتي که اونا ميان ، ازهيچ چيزي خبر ندارن .

ما منتظرشون مي مونيم .

جوليت ، چادرها رو علامت ميذاره ...

همونطور که بهش گفتن ...

ولي هيچ زنِ حامله اي داخلِ اون چادرها نخواهد بود .

ما در اونجا مقداري ديناميت کار ميذاريم .

بنابراين ، فردا شب ...

ديگه نه پنهان ميشيم و نه فرار مي کنيم .

ديگه از اونا نخواهيم ترسيد ، چونکه وقتي که خودشون رو نشون بدن ...

همشون رو به جهنم مي فرستيم .

GDRZ ويرايش و تنظيم توسط : رضا _By Reza : [email protected]_ (¯`•¸·´¯) :-)

اوه ، لعنتي . چرا داريم اين کار رو مي کنيم ؟

اميدوار باش ، رفيق . ما داريم معروف ميشيم .

معروف ؟ ما داريم اهنگي رو درست مي کنيم که ...

-هيچ خواهاني نداره . -کاريش نميشه کرد .

ما داريم طرفدار جمع مي کنيم .

آيا اين طرفدارهايي که ميگي ، مي تونن پول يه لاستيکِ جديد رو بهمون بدن ؟

اگه بتونيم يه نمايشِ عالي بديم ، آره .

پس بايد تلاشمون رو بکنيم ، باشه ؟

مي دوني چيه ، ليام ؟

خودت تلاش کن . من ديگه نيستم .

مي خواي کنار بکشي ؟

چيزي نداريم که بخوام ازش کنار بکشم .

ما شکست خورديم . آلبومِ ما به فروش نرفت . مسخره همه شديم .

هي ، گوش کنيد .

اهنگِ ماست .

آهنگمون رو راديو گذاشته .

موفق شديم .

راديو داره آهنگِ ما رو پخش مي کنه .

ديدي بهت گفتم ، برادر کوچولو .

ما داريم ستاره راک ميشيم .

ميشه ازت يه چيزي بپرسم ؟

البته .

شما با چه کساني قراره بجنگيد ؟

داستانِ درازي داره . مي خواي يه چيزِ ديگه بپرسي ؟

- داري مي خندي ؟ - البته که نه .

من هيچوقت به يک همشهريِ منچستري بي احترامي نمي کنم .

پس اهِل منچستر هستي ؟

البته . با گروهم ، در يکي ازميخانه هاي خيابانِ اولدهام شروع کرديم .

چه گروهي ؟

-به ما مي گفتن گروهِ درايو شَفت . -آره ، آره . شما رو مي شناسم .

-ما کُنسرتهايِ زيادي رو اجرا کرديم . -نه ، نه . حادثه سقوط رو ميگم .

تو يه ستاره راکِ مُرده هستي .

اونا وقتي هواپيما رو پيدا کردن ، خيلي در موردِ تو صحبت مي کردن .

يه خاطره بزرگ با البومِ جديد .

آلبومِ جديد ؟

آره ، همه جا به اسمِ برتريِن آهنگها پخش شده .

هي ، به قسمتِ خوبِ ماجرا فکر کن .

تو هنوز نمُردي ، درسته ؟

آره ، درسته .

ما نياز به سيمِ بيشتري داريم ...

تا بتونم ماشه ها رو در مصافتِ دورتري قرار بدم .

مي تونم از بقيه برايِ لخت کردنِ بدنه هواپيما استفاده کنم .

خوبه ، مي تونم تا24 ساعتِ آينده ، کارِ نصبِ ...

ديناميتها رو تموم کنم . تا فردا شب آماده ميشه .

بايد در موردِ تلفنِ نائومي باهات حرف بزنم .

الان نه .

اگه از اينکه بهت شک کردم عصباني هستي ...

مي تونم بعداًازت عذرخواهي کنم ...

ولي الان بايد ...

من الان وقت ندارم ، سعيد .

من دارم تلاش مي کنم که از اين جزيره خارج بشيم ، جک .

نمي تونم از اين تلفن استفاده کنم ، چونکه ...

سيگنالهايِ پيامِ کمکِ دانيل ، داره رويِ فرکانسِ ما پارازيت مي فرسته .

اگه به من بگي اون بُرجِ راديويي کجاست ...

مي تونم برم اونجا و با خاموش کردنِ پيام ، درخواستِ کمک کنم .

پيامِ من ،16 ساله که داره اجرا ميشه ...

و هيچکسي تا الان اونو نشنيده .

چي باعث شده که فکر کني موفق ميشي ؟

کشتيِ نائومي در80 مايليِ اينجاست .

مطمئنم که اگر پيامِ دانيل رو ازکار بندازيم ، اونا صدايِ ما رو مي شنون .

-نه ، اينطور نيست . -چرا ؟

-ما داريم روش پارازيت ميندازيم . -چي ؟

بِن ، با استفاده ازيک ايستگاهِ دارما ...

تمامِ سيگنالها رو به غير از خودمون ، بلوکه مي کنه .

-کدوم ايستگاه ؟ -بهش ميگن ايستگاهِ آينه .

آينه ؟

آره ، ولي زيرِ آبه . نمي دونم کجاست .

فکر کنم من بدونم .

ببين ، مي دونم جک فکر مي کنه که نقشه خوبيه ، ولي ...

اگه اونا دوباره دنبال آرون بيان چي ؟

کلير ، گوش کن . من ازت محافظت مي کنم .

ازآرون هم همينطور .

قول ميدم .

همه چيز درست ميشه .

. ببخشيد .

چارلي ، مي توني يه کمکي بهم بکني ؟

آره ...

البته ، دزموند .

اماده اي بهم بگي امروز صبح چي ديدي ؟

آره .

خوب ، اين دفعه چه اتفاقي ميفته ؟

بگو ديگه ، دِز .

مي توني بگي . من آمادگيش رو دارم .

چارلي ، من ديدم که ...

کلير و بچه اش سوارِ هليکوپتر شدن ...

هليکوپتري که ...

بلند ميشه و جزيره رو ترک مي کنه .

-مطمئني ؟ -آره .

هليکوپترِ نجات ... رويِ اين ساحل ؟

اين جزيره ؟ تو همچنين چيزي ديدي ؟

ما قراره نجات پيدا کنيم .

فکر کردم مي خواي بهم بگي که دوباره قراره بميرم .

همينطوره ، چارلي .

چي گفتي ؟

اگه نميري ...

هيچکدوم از اين اتفاقها نميفته .

هيچکسي نجات پيدا نمي کنه .

متاسفم ، برادر ...

ولي اين دفعه ...

اين دفعه تو مي ميري .

زود باش .

زود باش .

زود باش .

يالا ، چارلي .بِپَر .

مي گيرمت ، پسر .

نه ، تو مي خواي بري عقب .

اينقدر احمق نباش ،بِپَر .

نه .

چارلي ، بهت قول ميدم بگيرمت .

-نه ، اون اين کار رو نمي کنه . -تو خفه شو .

ببين ، به حرفِ برادرت گوش نده .بِپَر .

چيزي نيست که ازش بترسي ، چارلي .

قول ميدم بگيرمت .

زود باش .

عجله کن .

موفق شدم .

- ديدي تونستي ؟ -موفق شدم .

داري شنا مي کني ، چارلي . تو داري شنا مي کني .

چي داري مي نويسي ؟

هيچي .

خيلي خوب ، بهم بگو .

مطمئني مي خواي بدوني ؟

منظورم اينه که اگه ندوني آسونتره ...

آره . مي خوام بدونم .

تو واردِ يه دريچه ميشي .

اونجا ...

يه اتاق پُر ازتجهيزاته .

بالايِ يه کليد ، نورِ چشمک زنِ زردي وجود داره .

تو کليد رو ميزني .

چراغ خاموش ميشه .

و بعدش غرق ميشي .

کِي ؟

نمي دونم .

مطمئني که ديدي کلير و آرون دارن سوارِ هليکوپتر ميشن ؟

-آره . -پس ...

More Farsi Persian subtitles for Lost

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left