The first 200 lines.
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
اه، لعنت بهت، کاترین
اون رو گرفتی دستت این همه راه تا اینجا اومدی که چی؟
چطور تونستی این کار رو بکنی؟
کاری بود که باید انجام میشد
به همه میگم کار تو بوده
!بهشون میگم کار شما بوده
میخوای قبلش ماشه رو بکِشی؟
،میدونی، مامان همیشه
نقطه قوتهای خودش رو در تو میدید
،همیشه فکرمیکردم بین همه
تویی که واقعاً متوجهای من چی ساختم
دیدم که چی ساختی و
الان داری نابودش میکنی
یه زنجیر پشت وانت هست
بَش. بش، تو دیگه نه
نباید میاومدی اینجا، کاترین
!آهای، بِرت
بعداً بهم میرسیم
خودم میدونم
میدونم
"انتقام"
پینوشت 1؛ بند 1 "حکایت هارولد هورپُس"
ماجرای رازآلود قطب شمال
امروز هم با مشاجرهای که در شُرُف وقوع است، ادامه پیدامیکند
جدل بر سر تصاویر ماهوارهای لورفتهایست که
ظاهراً عدۀ زیادی آن را یک فریبکاری عجیب مینامند
این موضوع شامل مواردیست که
فقط میتوان آن را به عنوان یک رویداد آسمانی توصیف کرد
...که قطعاً برمیانگیزد اشتیاق ستارهشناسانِ سرتاسرِ
خانم کوئین؟
همسرتون. بیدار شدن
اوه، ممنون
شروع کردند به بیانِ...
نظریههایشان در موردِ
معانی احتمالی این تصاویرِ لورفته
در همین باب، با کارولین سیمونز
...همراه خواهیمبود در برندرتـ
بیدار شدی
اینجا دراز کشیدم و
سعی میکنم یادم بیاد کتابه که
اون روز توی کتابخونه میخوندی، اسمش چی بود
روزهای زیادی توی کتابخونه سپری شدن
تعداد کتابها که حتی از روزها هم بیشتر
خودت میدونی منظورم کدوم روز ـه
اسمش "زبان حبوبات" بود؟
همچین کتابی وجود نداره، خنگول خان
تا جایی که تو بدونی - تا جایی که من بدونم -
باعث تأسفـه، همین
،گذروندن یه زندگی خوب چه فایدهای داره
وقتی آدم بعداً خوبیهاش رو یادش نیاد؟
،یا شاید اون روز حواست
پرت من بوده، نه کتابی که داشتم میخوندم
دهنم رو بستی، دوریس
یه مدتی میشه که تو چنگمی، تامی
هوم
وقت اومدنشونـه؟
چیزی نمونده
کیا قراره بیان؟
اکثرشون
هوم
خب، نگران نباش
،مطمئنم خودشون خیلی زودتر از اینکه تو منتظر رفتنشون باشی
مشتاق رفتن هستن
نباید همچین حرفی بزنی
،من با اومدنشون و کنارشون بودن .هیچ مشکلی ندارم
میرم کارهایی که مونده رو تموم کنم
استراحت کن، قشنگ سرحال باشی
خیلی زود میرسن
.بعدازظهر بخیر .بفرمایید تو
ممنون
!وای، خدایا، مالی .خیلی خوشگل شدی
ممنونم، دوریس
،کالین، پدرت خیلی
مشتاق دیدنتـه
!خب، باشه
میز رنگارنگی چیدی
واقعاً تو تهیۀ سینیِ ساندویچ واردی
مرسی، مالی - هوم -
بازم برات شراب بریزم؟ - هوم -
چطور با این اتفاقات بدی که دارن میافتن کناری میای؟
یه روند تدریجیـه
هوم
خوشش نمیاد از چیزی بیخبر باشه
از چی بیخبره؟
بیشتر نگران جریانِ
تو و رستورانـه
بهش حق میدم نگران باشه
تو هم تا حالا همچین حسی داشتی؟
انگار اینجا یه غریبهای؟
ببخشید
...بهخاطر شرابـ
قطعاً کالین یه زمانی جذبه و جذابیت داشته
بعد از تموم شدن این جریانها برنامهت چیه؟
مالی - بله، عزیزم؟ -
برو ماشین رو روشن کن - هوم -
امشب میای اونجا
میتونم بیام
!حرفم یه درخواست نبود، دوریسِ لعنتی
چرا اینقدر طولش دادی؟ - خب، ببخشید -
بابات چطوره؟
خب، اوضاعش تعریفی نیست
آره، گندش بزنن
چه دوران خوبی داشتیم... همینقدر بهت بگم
شبتون بخیر، آقایون
اوه
بهم نگفتهبودی خوشگلـه
هی، کارگرهای آشپزخونه
وقت رفتنـه
من رو میشناسی؟
لندر گراهام
،بهت "گراهام بزرگ" هم میگن .ولی در اصل مفهوم هر دو یکسانـه
راستش قبلاً یکی دو بار همدیگه رو دیدیم
اینجوریاست؟
یادم نمیاد
میدونی کارم چیه؟
...حالا که خوب بهش فکر میکنم
فقط یه بار بود
...بگذریم
میخواد این رستوران رو واسه تو به ارث بذاره
به علاوۀ یه مقدار پول و اموال دیگه
اصلاً چند سالـه باهاش ازدواج کردی؟ شیش سال؟
آگوست میشه 8 سال، کالین
البته مطمئنم خودت بهتر میدونی
.آگوست میشه 8 سال .هوم
اوهوم
این بچه رو ببین
از وقتی به دنیا اومد میشناسمش
اولین شغلم رو تامی بهم داد
،وقتی از هلفدونی آزاد شدم .ظرفهای کیری رو میشستم
دوست دارم یه چیزی رو از خودت بپرسی
...میدونی، اون همه سال
،کلی آدمهای جورواجور
...دور و بر تامی بودن، میفهمی
،آخه به چه دلیل کُسشعری
فکرکرده تو لایق داشتن اینجایی؟
خب، اگه مجبور بودم حدس بزنم
میگفتم بهخاطر اینه که... همۀ کارهای اینجا رو من کردم
کُسشعر محضـه
پدرت من رو استخدام کرد تا شعبۀ تهیه غذامون رو راهبندازم و
حالا ما عالیترین تهیۀ غذایی تو کل دیترویت هستیم
همهجور جایزهای هم بردیم
مطمئنم خودت خوب میدونی
...گوش کن ببین چی میگم، دارلا
دوریس
...هیچکس اصلاً نمیدونه تو کدوم خری هستی
دوریس
ده سال پیش یهو سر و کلهت اینجا پیدا شد
بعدش فوری همه داشتن از این حرف میزدن که
چطور میخوای تامی رو اغوا کنی تا باهات ازدواج کنه
متأسفانه کاملاً برعکس اینی بود که شما میگی
ولی باشه
همهچی رو عوض کردی و بهم ریختی
ملت خوششون نمیاد غریبهها بیان و اوضاع رو بهم بریزن
تازه وقتی پای کسی که براشون عزیز ـه درمیونـه
مخصوصاً وقتی که خیلی قبلتر از تو اینجا بودهباشن و
قرار باشه خیلی بعد از تو هم همینجا بمونن
این رو امضا میکنی و همهچی رو .میدی به کالین تموم شه بره
آقای گراهام
من از خیلی کارهاتون باخبرم
خدا میدونه که چند وقتـه شما دو تا از اینجا
برای انتقال مخفیانۀ درآمدهای غیرقانونیتون استفاده میکنید
نمیدونم تامیِ بیچاره چرا همچین اجازهای بهتون داده
ولی اگه از خودتون میپرسین "چرا دوریس رو انتخاب کرده؟"
،مطمئن باش بهخاطر اینه که میخواد
اینجا سر و سامون بگیره و .دیگه خبری از این کارها نباشه
،یه زنیکۀ نیموجبی مثل تو
میخواد با اون همه پول چیکار کنه؟
یه کلاه جدید بخره
!چی؟
...یه کلاه جدید
بخره
دست بردار. حماقت نکن، دوریس
پدرت کلی آرزو برات داره و پیشرفتت رو میخواد
اونوقت تو با اراذل و اوباش میپری
"اراذل و اوباش"
کُسخل، فکر کردی خود تام چیکارهست؟
،میدونی، خیلی راحت میتونم کاری کنم اینجا
ارث برسه به کالین
چرا حالیت نمیشه، اُسکل؟
!این پیشنهاد واسه رعایت ادب و احترام بود
هی
فکرکنم بهتره امضاش کنی ها
قبل از اینکه قضیه حسابی بیخ پیداکنه
خانم خوب و حرفگوشکنی هستی، دوریس کوئین
بذار همیشه همینطور بمونه
الو؟
ایتن، تنهایی؟
...آره، آره. توی ایستگاه بینراهیِ کامیونها پیادهم کردنـ
خیلیخب. خوبه
برو تو
دو تا قهوه و یهکم شیرینیِ پای واسه بُردن سفارش بده و
منم تا 17 دقیقه دیگه میرسم اونجا
...از کجا بفهمم که تو
الو؟
فرصت داشتی تصمیم بگیری؟
حله. سوار شو بریم
روحتم خبر نداره که کجایی، هوم؟
...آره، خب
خود منم حتی بعضی وقتها این حس رو دارم
No comments yet. Be the first to leave one.