Frasier

Frasier

Download Farsi Persian Subtitle

Season 7

Release info

Frasier S07E02 Father of the Bride 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 2 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-24
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 192 lines.

اوه، سلام فریژر. آ...

اوه، کاتالوگ. بله.

دارم سعی می‌کنم بهترین هدیه عروسی رو برای دافنه و دانی پیدا کنم.

آه، درسته. خب، حالا که تاریخ رو مشخص کردن...

حدس می‌زنم دعوت‌نامه ساقدوش شدن برای منم بیاد.

می‌دونی، رز... شاید اصلاً ازت نپرسه.

اوه، می‌پرسه. همه می‌پرسن.

قبل از اینکه بفهمم چی شده، یه لباس حال‌بهم‌زن تنمه...

...یه لباس آستین پفی که از همون جنسی ساخته شده...

...که شاتل فضایی رو موقع ورود به جو از سوختن نجات می‌ده.

می‌دونی رز، دافنه ممکنه غافلگیرت کنه و یه لباسی انتخاب کنه که دوست داشته باشی.

اوه، محاله. همیشه زشتن.

اینجوری عروس مطمئن می‌شه که توی عروسیش از همه قشنگ‌تره.

عجیبه، این خیلی بدبینانه‌ست.

آخرین بار کی شد که خودت رو خیره به ساقدوش ببینی...

...به جای عروس؟

اون موقع، عروسی خودم با لیلیت بود.

سلام، فریژر. اوه، نایلز.

فریژر، یادت میاد اون زمانی رو که برادرای کریزل...

...منو به سگشون (گریت دین) بستن و کوفته قلقلی‌ها رو توی راهروی سنگفرش‌شده‌شون پرت می‌کردن؟

بهت که گفتم، کمکت می‌کردم ولی خواهرشون منو گرفته بود.

نه، منظورم اینه... یک کاپوچینو لطفاً.

حتی اون تجربه هم کمتر از قرار ملاقاتی که تازه داشتم دردناک بود.

اون...

...یه آدم گربه‌دوست بود!

گربه‌ش رو آورد سر قرارمون. وای خدا.

خب، دلیل خوبی داشت.

تولد آقای وگلز بود. اوه، خدای من.

در واقع، جشن تولدش. اوه.

در واقع، جشن تولد غافلگیرانه‌ش. اوه، نایلز، متاسفم.

این زن رو کجا ملاقات کردی؟ تو نوردستروم.

هردومون به یه پتوی کشمیری دست دراز کردیم.

وقتی گفت چیزی لازم داره که وگلزش رو گرم نگه داره...

...فکر کردم یه کنایه زیرکانه و شوخ‌طبعانه‌ست.

ممنون. بله.

من مطمئناً ناراحتیت رو درک می‌کنم، اما باید به دنبالش باشی.

باور کن، با ازدواج دافنه، چاره‌ای جز ادامه دادن ندارم.

اما می‌خوام استراتژیم رو تغییر بدم. یادت میاد اون روز دیگه...

...توی باشگاه ورزشی، تونی هابنر اون شماره تلفن رو بهم داد؟

خدای من، نایلز، نه یک آژانس همسریابی. نه، آژانس همسریابی نیست.

یه شبکه آشناییه.

برای حرفه‌ای‌های پرمشغله. اوه.

من مشخصات اصلیم رو بهشون می‌دم.

اوه، نه. یه فرآیند غربالگری (انتخاب) داره.

نایلز. آخر ماه بهم صورت‌حساب می‌دن.

نایلز، لطفاً. همه‌شون کلاهبردارای پول‌پرستن.

که از آدمای بیچاره و تنها سوءاستفاده می‌کنن.

به خاطر خدا، تو با رویای یه دانشجوی دکترا ثبت‌نام می‌کنی...

...و اونا چی تحویلت می‌دن؟

یه کتابدار دندون‌پیش‌آمده که برای شستن مادرش به کمک نیاز داره!

واقعاً اینقدر ناامیدی؟

نیم ساعت پیش، پای چپم به پنجه جلوی آقای وگلز بسته شده بود...

...و ما تو مسابقه پنج‌پایی سوم شدیم.

عجب، آدم فکر می‌کنه بذارن تو تولدش برنده بشه.

می‌دونم مامان، اما این عروسی منه.

تو خیلی چیزا کوتاه اومدم، نمی‌شه این یه مورد طبق میل من پیش بره؟

من فقط اون ذرت‌های ریز تو سالادم رو دوست ندارم.

نه، ازت متنفر نیستم.

خب، این اصلاً درست نیست. خوشحالم که زنده‌ای.

باشه، باشه، ذرت ریز باشه. دیگه باید برم. خداحافظ.

مامان بود. اوم.

درباره سالاد یه فکری داشت.

چیزی بهم می‌گفت درگیری دیروز بر سر کروتون‌ها تموم نشده.

فکر کنم یه کم سلطه‌جو باشه.

همونطور که خودش اغلب اشاره می‌کنه، داره خرج عروسی رو می‌ده، منم تنها دخترشم.

و به دنیا آوردن من اونقدر دردناک بوده که یه قاشق آشپزخونه رو گاز گرفته و شکسته!

دافنه!

نذار مادرت با عذاب وجدان وادارت کنه عروسی رو اونجوری که اون می‌خواد بگیری...

...به جای اون عروسی که خودت می‌خوای. اوه، نگران نباش.

مامان قبلاً بهم قول داده که می‌تونم عروسی رو اونجوری که می‌خوام بگیرم...

...به محض اینکه خودم یه دختر داشته باشم که نامزد کنه!

اوه، سلام بابا. اوه، فریز.

عاشق این چیزی می‌شی که از بازار کشاورزا گرفتم.

این یارو بهترین تیکه فیله مینیون رو می‌گیره...

...خیلی نازک برش می‌ده و ازش جِرکی (گوشت خشک‌شده) درست می‌کنه.

باشه، من خیلی گرسنه نیستم. بد نیست، ها؟

آره، کاش یه کابرنه پودری خوب هم کنارش داشتم.

به هدیه عروسی دافنه فکری کردی؟

اوه، بس کن فریژر، همه که به اندازه تو جرکی دوست ندارن.

نه، بابا. نه، فقط می‌خوام یه چیز خاص براش بگیرم.

به خصوص حالا که مادرش داره لذتش رو از بین می‌بره.

یه چمدون خوب چطوره؟

می‌دونی، یه چمدون سفت و محکم.

از اون مدلایی که مردم روش برچسب می‌چسبوندن تا نشون بدن کجاها رفتن.

چمدون پدربزرگت یادت میاد؟ تمام زندگیش روش بود.

توپکا، سیو فالز، بیلوکسی. مثل نقشه دنیا بود.

بله، چه ضرری برای همه ما که نتونست خاطراتش رو بنویسه.

من به چیزی فکر می‌کنم که برای دافنه اهمیت داشته باشه.

چیزی که بهش نشون بده ما چه احساسی داریم.

خدای من!

اون یه کم تند بود، مگه نه؟

می‌دونی، شاید باید چیزی برای عروسیش بگیریم.

خب، مثل چی؟ اوه، نمی‌دونم.

مثلاً گل‌ها. همینه! می‌تونیم پیشنهاد بدیم هزینه گل‌های عروسیش رو بدیم.

اون یه کم گرونه. نه، نگرانش نباش.

تو هر چقدر می‌تونی کمک کن، بقیش رو من حساب می‌کنم.

خدای خوب من، چی تو اون جرکی بود؟

فقط خیلی تند خوردی. دفعه بعد باید یه کم مزه مزه‌ش کنی.

باور کن، بابا. دیگه هیچ‌وقت اون چیز مزخرف رو نمی‌خورم.

اوه، زود قضاوت کردم.

دافنه، یه لحظه میشه باهات حرف بزنم؟

چی شده دکتر کرین؟ خب...

درباره کادوی عروسیتونه.

میدونم که معمولاً وظیفه یه دوست نیست،

ولی ما تو رو مثل خانواده خودمون میدونیم، پس لطفاً نه نگو.

من و بابا افتخار می‌کنیم که هزینه عروسی شما رو بدیم.

خرج عروسی منو بدین؟

چه عالی!

اوه، این سخاوتمندانه‌ترین هدیه‌ایه که تا حالا میتونستم تصور کنم.

چه خبره این همه سروصدا؟

دکتر کرین همین الان درباره کادوی عروسی فوق‌العادتون بهم گفتن.

اوه. شماها از آسمون اومدین.

خب، خوشحالم که خوشتون اومد.

و میدونی چیه؟ یه چمدون هم روش میذاریم.

من واقعاً غرق در احساساتم.

بهت گفتم همه چمدون دوست دارن. بابا، اون فکر می‌کنه ما داریم پول میدیم...

...واسه کل عروسیش. چی؟

می‌خواستم بگم «گل‌های عروسی»، ولی بعدش سکسکه کردم.

من پول عروسی نمیدم. همین الان همه‌چیز رو روشن می‌کنم.

دافنه؟ میدونی این یعنی چی؟

حالا که مامان پول نمیده، دیگه نمیتونه مجبورم کنه عروسی رو تو انگلیس بگیرم.

میتونم عروسیم رو هرجور که میخوام و هرجا که میخوام بگیرم، همینجا!

دعاهای منو مستجاب کردین.

میشه یکی دانی رو راه بده؟ اوه.

خب، ببین، دانی آدم خیلی سنتی‌ایه.

نمیذاره ما پول عروسیش رو بدیم.

درسته. دیدین چجوری زانو زد و بهش پیشنهاد ازدواج داد.

اون یه عاشق دل‌خسته‌ست.

هر احمقی میدونه که باید به فاحشه نقد پول داد.

تو یه جلسه‌ام. بعداً بهت زنگ میزنم. خداحافظ.

هی، چطوری؟ سلام دانی.

یه موکل دارم که وسط یه طلاقه.

و زنش همه این خرج‌ها رو از یه جایی به اسم «اگزکتیو مچ» پیدا می‌کنه.

معلوم میشه یه سرویس دختر تلفنیه.

وقتی کارش باهاش تموم بشه، خونه و ماشینش رو هم می‌گیره.

ویلای ساحلیش رو هم می‌گرفت اگه من قبلاً برش نداشته بودم. زن‌ها...

سلام عزیزم. سلام گلم.

بهت گفتن؟ چی رو بهم گفتن؟

باور نمیکنی ولی دکتر کرین و پدرشون...

...پیشنهاد دادن که کل هزینه عروسیمون رو پرداخت کنن.

این شوخیه؟

ممکنه.

عزیزم، ببین، اینکه بذاریم خانواده تو پول بدن یه چیزه...

اونا پدر و مادر تو هستن و این سنتیه. ولی این...

زیاده‌روی کردن؟ گستاخی کردن؟ نمی‌خوایم کسی رو ناراحت کنیم.

فکر نمی‌کردم ناراحت بشین. ولی ایشون قطعاً ناراحته.

دانی حق داره. ما خانواده نیستیم. قطعاً. میدونین، ما خودمون میدونیم.

وایسا، وایسا، وایسا، یه لحظه. من دارم چیکار میکنم؟

شماها دارین این حرکت قشنگ رو انجام میدین...

...و من دارم بهتون توهین میکنم. اوه.

نه، نه، نه، منظورم اینه که اگه شماها برای دافنه خانواده نیستید، پس کیه؟

البته که میتونین خرج عروسی رو بدین. ممنون، خانواده.

میدونستم که اون میفهمه این کار چقدر برای شما مهم بود.

باز دارم گریه‌ام میگیره. شروع نکن به اشک ریختن...

...چون تو هم منو به گریه میندازی.

این چیه، گوشت خشک؟ میشه از این داشته باشم؟

بفرمایید.

«تهیه شده از فیله مینیون». این چیزا چقدر برات آب خورده؟

فکرش رو هم نمیتونی بکنی.

حالا، تا جایی که به مراسم مربوطه، من محدودش کردم به دو جا.

به «کاپیتان جونا» تمایل دارم. منظره دریاش خیلی قشنگه.

ولی برای اینکه بری داخل، باید از دهن یه نهنگ رد بشی.

در مورد نحوه خروجتون ترجیح میدم نپرسم.

باید برم. یه جلسه با دی‌جی دارم.

فکر کردم هیچ‌وقت نمیره.

خدای من، رز، تو از کی اونجایی؟

از وقتی که شما دو تا اومدین و منو اینجا گیر انداختین.

داری زیاده‌روی نمیکنی فقط برای اینکه از یه لباس بدقواره فرار کنی؟

فکر می‌کردم همین رو میگی.

این عکس رو از آخرین باری که ساقدوش بودم با خودم اینور اونور میبرم.

خدای من، قیافه‌ات مثل این میمونه که برای موریانه‌ها چادر زدن.

دقیقاً.

به نظر میاد داره از برنامه‌ریزی عروسیش لذت میبره.

حالا که میتونه همه‌چیز رو اونجوری که میخواد داشته باشه.

خوش‌شانسه که شما پیدا شدین. خب، هم آره و هم نه.

میدونی، من اینجا میشینم و میذارم اون انتخاب‌های مشکوکی داشته باشه.

و هیچی نمیگم چون میدونم که اینجوری کمتر خرج رو دستم میذاره.

متاسفم. باید طرز فکرم رو در مورد کل این موضوع عوض کنم.

پول من چه فایده‌ای داره اگه بهترین هدیه‌ای رو که میتونم بهش بدم، ازش دریغ کنم؟

سلیقه و تخصص من.

صادقانه بگم، دافنه واقعاً لیاقت هدیه «فریژر» رو داره.

یهو اون آرام‌پزی که من دارم بهشون میدم دیگه اینقدر هم بد به نظر نمیاد.

اوه، ساکت شو.

سلام نایلز. مثل مردی به نظر میای که منتظره ازش بپرسن چرا داره نیشخند میزنه.

اوه، داشتم همین الان به اون روز فکر میکردم.

که شما گفتید فکر می‌کنید سرویس‌های همسریابی همه‌شون یه کلاهبرداری بزرگن.

خب، من همین الان «کلاه سرم رفت» که با دلرباترین زن آشنا بشم.

نمیدونم چی بگم.

و همه اینا رو مدیون «اگزکتیو مچ» هستم. حالا دیگه میدونم.

اسم این سرویس «اگزکتیو مچ»ه؟

درسته. شما فکر می‌کردید همه این زن‌ها در حد من نیستن.

در حد شما و بی‌شمار آدم دیگه. میدونین...؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left