The first 200 lines.
...آنچه گذشت
کمک میخوای؟ .ما هم پسرمون رو میخوایم
.کمکم کن تا بهت کمک کنم
.باید بدونیم چقدر نزدیک هستن
...یه زن تشکیلات رو رهبری میکنـه
.فکر کنم مامور سابق سازمان سیا باشه
حرومزادهای که تو کامیون بمب .گذاشته بود رو گرفتن
ازش استفاده میکنم و خودم رو ...میکِشم بالا
جرانیمو» رو پیدا میکنم و بعدش» .چارلی» رو برمیگردونم»
چرا دیگه نمیتونم برم مدرسه؟
به خاطر اینکه دولت میخواد یه معلم .خصوصی بهمون بده
.پس اون معلم جدیدت میشه
جرانیمو» میخواد تمام سربازان وفادار» ...به هدف
.آماده و مشتاق نبرد باشن
باهاش در تماسی؟
به زودی عملیاتی ترتیب میدیم که ...باعث ایجاد
فرصت مبارزهای میشه که از طریقش ممکنه .تشکیلات اشغالگر رو نابود کنیم
...رفقای مهاجرنشینم
.به ۳۴۱اُمین روز از اشغالیتمون خوش اومدید
امروز صبح میخوام باهاتون در مورد یه مرد ...معمولی صحبت کنم
.یک مرد عیالوار
...اسمش «تام»ــه و در قسمت بارگیری
.در بند ۶، شیفت شب، کار میکنه
.همسر «تام» هنگام ورود مهاجمین کُشته شد
«و الان همراه دختر ۱۲ سالهش «فیونا ...زندگی میکنـه
.در خونهای مشترک با ۴ خانوادهی دیگه
.اما «فیونا» مرتکب اشتباهی شد
...وقتی داشت در مدرسه ناهار میخورد
مسئولین رو به خاطر مرگ مادرش ...سرزنش کرد
.و یکی از معلمین حرفهاش رو شنید
...اگرچه داشت حقیقت رو میگفت
.اما اخراجش کردن
...حالا
دوستهای «فیونا» میترسن که باهاش .صحبت کنن
.روزهاش رو تنها در خونه سپری میکنـه
...تام» میبینه که دختر کوچیکش»
.بیشتر و بیشتر تو لاک خودش فرو میره
.این دختر دلش واسه دوستهاش تنگ شده
.دلش واسه مادرش تنگ شده
.این موضوع قلب «تام» رو میشکونه
...اما ما همگی در این واقعیت جدید
با سختیهایی روبرو میشیم، مگه نه؟
چیزی که اهمیت داره کاری هستش که ...با ناکامیهامون انجام میدیم
اینکه چطوری خشم و غمهامون رو .به عمل میاریم
.داریم محدودهش رو پیدا میکنیم
.کمتر از ۳ کیلومتر
خب، سه شنبه شب گذشته، «تام» در ...زمان همیشگی
.میره سر کار
اون شب، وقتی «تام» داشت یه کامیون ...دیگه رو بار میزد
...باری که همگی وسایل رژیم اشغالگر بود
تصمیم گرفت بستهی مخصوص خودش رو .هم بار بزنه
یک ساعت بعد، بستهی «تام» منفجر ...میشه
.«اونم داخل ورودی «سانتا مونیکا
.زمانبندیش عالی بود
...اون بمب کاروان نظامیای که
.قرار بود وارد بلوک ما بشه رو، نابود کرد
همدستان دشمن، مزهی کارهایی که .با ما میکنن رو چشیدن
.تام» یک قهرمان آمریکایی و اصیل هستش»
...تصور کنید که اگه یک در میلیون نبوده
.مطمئنا یکی از یک میلیون نفر بوده
.اونجا بپیچ سمت چپ
اگه همگی شجاعت مبارزه رو پیدا کنیم چی؟
منتظر نباشید تا دخترتون از مدرسه ...اخراج بشه
.یا همسرتون به «کارخونه» فرستاده بشه
...تاریخ انسانهای آزاد
.شانسی نوشته نمیشه
.با انتخاب خودشون نوشته میشه
...و انتخاب ما واضحـه، دوستان من
.مقاومت کنید یا بمیرید
.من «جرانیمو» هستم .شما «جرانیمو» هستید
.ما «جرانیمو» هستیم
.امنـه .برو، برو
!برو، برو، برو - !خیلی خب، وارد شدیم -
.همه چی روبراهـه، ۳۴۷
نیروی پشتیبانی میخواید؟ تایید میکنید؟
.جواب منفیـه .هدف فرار کرد
«.من جرانیمو هستم»
.:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:. © Elka © فرشــــاد © Rain Angel © پری ســــا
.هر کسی واسه اولین بار یه رابطهای داشته
.میدونم
اولین رابطهی منم با یه پسر به اسم .جیوانی» بود»
.«۱۹سالش بود، یه دانش آموز اهل «ناپل
۲۲سالم بود، از اونایی که استعدادشون دیر .شکوفا میشه
.صبر کردن واسه شخص مناسب هیچ ایرادی نداره
شخص مناسب؟
حتی انگلیسی هم صحبت نمیکرد اما .لهجهش خیلی سکسی بود
.خیلی ترسیده بودم
انقدر عصبی و دلواپس بودم که کار رو درست .انجام نمیدادم
.اون ایتالیایی بود، پس تو کارش وارد بود
راه و روش کار رو برام توضیح داد و باورت .نمیشه اما از پسش براومدم
هنوزم داریم در مورد سکس صحبت میکنیم دیگه، آره؟
توسط افرادی محاصره شدی که میدونن .دارن چیکار میکنن
.فقط آروم باش، رد ما رو دنبال کن .از پسش برمیای
.هنوز اثری ازشون نیست
.دریافت شد .منو بی خبر نذار
.همه چی حله
.«هی، «جاستین
تا حالا با یکی از اینا شلیک کردی؟
.فقط از نزدیک
...امیدوارم که بهش نیاز نداشته باشی
اما اگه نیاز پیدا کردی فقط کافیه هدف .بگیری و شلیک کنی
.خیلی خب
.گوش کنید
.هدف در راهـه
.باید بریم
.هی، کارت رو عالی انجام میدی
.آره
.لعنتی
.بکشش بیرون
اوه، این دیگه چه کوفتیه رفیق؟ - !تکون نخورید -
!ایست - !تکون نخورید -
!بخوابید رو زمین !حالا
.بخواب رو زمین
رمز تماست چیه؟
.ترنسپو»، واحد ۱۶»
!کمک! کمک !واحد ۱۶، مورد سرقت مسلحانه قرار گرفتیم
،سریعا به کمک نیاز داریم .خیابون «مگنولیا» و هفتم
.ساعت اول
،به همه واحدها، به همه واحدها ...در حال ربودن هدف
.ساعت دوم
.هی، یه نفر داره میاد این سمت
.هی رفیق، بذارید ما هم وارد بشیم
،ما به شما کمک میکنیم .شما هم به ما کمک میکنید
.به کمک نیاز نداریم، از اینجا برید
واقعا میخوای بهم شلیک کنی؟
.اگه به کامیون دست بزنی، آره
خیلی خب، آمادهای؟ !بریم، بریم، بریم
!بخوابید !بخوابید
.بیاید بریم
.خیلی خب، چیزی نیست، چیزی نیست
کمکت میکنیم، باشه؟ ...اینجا
.چیزی نیست
.همه جا داره خونریزی میکنـه .نمیدونم چیکار کنم
.نمیتونیم تکونش بدیم
!خدای من، نمیتونیم ولش کنیم
،همه چی درست میشه .«چیزی نیست «جاستین
!کیتی»، تکون بخور»
.کافیه، دیگه مُرده
!درون»ها دارن میان» - .بجنب -
!عقب نشینی کنید
!باید از اینجا بریم
.ساعت دوم رو خاموش کن
.۹۸ثانیه
!ولش کن! ولش کن
.ساعت اول رو خاموش کن
!دیگه بریم
بچهها؟
.بچهها؟ قبل از بازی باید تمیز کنید
.خیلی خب
«سلام خانم «بومن»، من و «گریسی ...داشتیم کار میکردیم
شما خوبی؟
.آره، ممنونم، فقط باید یه دوش بگیرم
!«کیتی»
!«کیتی»
.نه
تو اینجایی؟
.هی
.خیلی خب
.باشه
.خیلی خب
...خب
.یه جورایی عجیب بود
.راستش اعتراض نمیکنم
...عزیزم
.هی، هی
...هی، چی
!«کیتی»
!کیتی»، بیخیال»
میخوای ناهار بگیری؟ - .نمیتونم -
یه پسر بهتر پیدا کردی؟ - .نه موضوع اصلا این نیست -
فقط یه سری کارهای خانوادگی هست .که باید حلشون کنم
بعدا میبینمت؟
.هی
.درب رو ببند
.خوبه
.ممنونم
شب گذشته پرتاب رو دیدی؟
.آره
البته فرق میکرد، مگه نه؟
.صداش
.خیلی تیزبیـنانهست
به نظرت چی بود؟
.هر چی که هست فراتر از درک ماست
...درست مثل این می مونه که موتور جت رو
.آخر این قرن بری به یکی نشون بدی
...اما راز بزرگتر اینه که
واقعا اون بالا چه اتفاقی داره میوفته؟
منظورت چیه؟
سه شب گذشته آسمون رو تحت ...نظر داشتم
...و
.اون بالا یه چیزی دیدم
تو مدار کم ارتفاع زمینـه، یه .چیز خیلی بزرگ
یه جوری که ستارهی قطبی رو .واسه یک دقیقه پوشوند
.بعدش غیب شد
یه تلسکوپ داری؟
...یه کوچیکش رو دارم
.اما دارم روی یه بزرگش کار میکنم
.لعنتی
.با «درون»ها کل کل نکنید
حالا، این کامیون داشته به منطقهی .سبز میرفته
No comments yet. Be the first to leave one.