The first 200 lines.
قبلاً در «جعالها»...
اسم من مالیه،
و دنبال یه زندگی شاد
و عادی میگردم.
من شِلی هستم. شِلی کوهن. من...
تقریباً مطمئنم همسر سابق من رو میشناسی.
فکر کنم میخوام برم به پناهگاه.
زمان شما در اینجا
صرف ایدهی کمال میشه.
جلسات گروهی روزی یک بار برگزار میشه.
اوه! اوه، خدای من، خیلی متاسفم.
فکر کنم یادت رفت پولم رو پس بدی.
من زیاد ازت خوشم نمیاد.
ما میتونیم یه کار با هم انجام بدیم،
ببینیم به درد هم میخوریم یا نه.
این کار میتونه با سر و
قلبت بازی کنه.
مواظب باش.
سفرن کیز،
با من ازدواج میکنی؟
مدی جانسون.
حالا کی هستی؟
این دفتر برای مامورهاییه که خرابکاری نکردن.
آمادهای بریم؟
کسی سواری لازم داره؟
مَکسی. - سرتو بالا بگیر، مکس.
بهتره غمگین باشی تا مرده.
فقط دیگه به هم دروغ نگیم، باشه؟
پس فکر کنم یه رمز جدید لازم داریم.
راجع به پول دروغ نگفتن.
من همین الان یه قایق واقعی فروختم.
راجع به مشروب خوردن دروغ نگفتن.
راجع به سکس هم دروغ نگفتن. - باشه.
به نظر میاد اون سد ذهنی نویسندگی رو شکستی.
خب، داستان چیه؟
بر اساس، امم،
دخترعموم، کالی شومن.
خیالیه.
یه لطفی کن و تمومش کن.
قصد ندارم بکشمت.
حداقل نه الان.
آخ.
اوه، بیداری.
کمکم داشتم فکر میکردم منو انداختن پیش یه آدم بیحال.
و شما کی هستین؟
لویی. جنکینز.
شِلی کوهن.
آهان. سلام به شما، آقا.
باشه.
خب، این یه سورپرایزه.
شما حتماً...
آدم مهمی هستید.
حتماً همینطوره.
به اینا احتیاجی ندارم.
باز کن.
حالا، لویی،
چی باعث شد بیای به سوئیت کوچیک و نسبتاً شخصی ما؟
مـ... من عمل داشتم.
اِم.
واقعاً عمل داشتی.
سومین جراحی اکتشافی طحال رو داشتی.
این رو سه بار سریع بگو.
جراح من قویاً توصیه کرد--
«جراح شما قویاً توصیه کرد.»
یه نصیحت، لویی.
به کسی که تنها کارش
اینهکه شکمتو پاره کنه اعتماد نکن.
درسته؟
تچ تچ تچ تچ تچ.
نه.
یه دقیقه دیگه میبینمت.
یه سوال ازت دارم، لویی.
واقعاً عمل کردی چون بهش نیاز داشتی،
یا ممکنه که اینجوری،
مطمئن میشدی که از خانوادهت توجه میگیری؟
فکر میکنی، شاید،
این یه راهی بود برای اینکه...
دانیل و سارا و لیزا و دانیل جونیور
بهت توجهی که خیلی بهش نیاز داشتی رو بدن، لویی؟
حتماً فکر میکنی
من آدم وحشتناکیام.
بیخیال، لویی.
تو یه کلمه از حرفام رو نشنیدی.
من فکر میکنم تو...
یه آدم درجه یک،
یه خفنِ تمام عیاری.
واقعاً؟
اوه، آره رفیق.
داری نمیری، درسته؟
اوه، خب، من بیمه ندارم.
ولی یه پلیس اون بیرونه.
آره، حدس میزدم که ممکنه باشه،
و میخواستم ببینم میتونی یه ذره
خیلی کوچولو کمکم کنی؟
ببخشید، جناب سروان.
این جوون میگه دوست داره با شما صحبت کنه.
همه چی رو بهت گفتم، سال.
میخوام دوباره بشنومش.
برای افبیآی کار میکنی؟ - نه.
چرا حقیقت رو درباره پاتریک به دکتر نگفتی؟
چون فکر میکردم از پسش برمیام،
که میتونستم درستش کنم.
ارزش اون انگشتر چقدره؟
۱.۳ میلیون دلار.
و حالا انگشتر دست کیه؟
نمیدونم.
و ازرا، ریچارد و جولز کجا هستن؟
گفتم که، نمیدونم.
با مادی هستن؟ - نمیدونم.
آیا اونها با هم کار میکردن که به دکتر نارو بزنن؟
تنها چیزی که میدونم نقشه اصلیه.
که تو خودتو جای دکتر جا بزنی؟
من فقط برای فریب دادن افبیآی این کارو کردم.
این تنها راه برای بدست آوردن پولشون بود،
و من میخواستم همشو بدم به دکتر.
یک قرونش رو هم.
ولی مادی حالمو گرفت.
چرا فکر میکنی این کارو کرد؟
مکس؟
چرا فکر میکنی این کارو کرد؟
شاید فقط داشت حواسش به خودش بود.
یا شاید هم یادش رفته دوستای واقعیش کی هستن.
با تو چیکار کردن؟
بله، دکتر؟
متوجه شدم.
این یعنی دکتر داره یه شانس دیگه بهم میده،
یا فقط میخوای یه جای دیگه منو بکشی؟
حدس میزنم خواهیم دید.
تو رانندگی میکنی.
کجا؟
هر جهنم درهای که بهت بگم.
سلام، خوشگله.
سلام، جولز.
خیلی خوشحالم که میبینمت.
نگران بودم گم بشی. - منم همینطور.
اینجا خیلی قشنگه. - آره.
عکسا رو دارم.
عالیه. میخوای بیای تو؟ - آره.
اینا همه چیه؟
مردم بهش میگن یه کمون هنری،
ولی ما بهش میگیم محله.
چه جای جادوییای.
نه، جادو نیست.
خیلی انسانیه، میدونی؟
بیا.
بریم راهنمامونو ببینیم.
بامزه. بیا تو.
هرمن، جیل رو ملاقات کن.
جیل، این هرمنه.
سلام.
متقابلاً.
من میرم گوجههامو بچینم.
مشکلی پیش نمیاد.
برمیگردم.
خب، جیل،
چند تا عکس واسم آوردی
برای پاسپورت؟
اوه، آره، دارم.
آب، شراب، نوشابه دارم.
اوه، راحتم. ممنون.
ببخشید، آلت تناسلی من اذیتت میکنه؟
اگه فاصله خودشو حفظ کنه، نه.
خب، حالا دیگه منو اذیت میکنه، پس...
همش یادم میره که همه عادت ندارن به
این زندگی محلهای.
باشه، بذار ببینمشون.
اوه، خوبه. عالیه.
آره، خوبه. مسطح.
آره، آفرین.
میتونم با این کار کنم. - باشه، عالیه، آره.
امم، من و دوستام...
نمیدونم اسمی بهت گفته یا نه، ولی ما دزد زده شدیم.
خیلی ترسناک بود. رفتیم کنسولگری...
نه، نه، نه، نه، نه.
تو از من سوال نمیپپرسی.
من از تو سوال نمیپرسم.
ما فقط معامله میکنیم.
همه چیز به طرز شگفتانگیزی عالیه.
باشه، عالیه. - عالیه.
چون تو قراره برای من بیاری
بقیه پول رو هفته دیگه،
و من این پاسپورتها رو برات آماده میکنم، ها؟
زندگی عالی نیست؟
بعضی وقتا حتماً همینطوره.
کالی شومان؟ شوخی میکنی؟
ازرا؟
ازرا!
پس اون تمام مدت به ما دروغ میگفته؟
آره، داستانی در کار نیست. کالی شومان وجود نداره.
فقط یه لیست از تمام پولی که درآورده
از وقتی که اینجا بودیم، هر کلاهبرداری،
و یادداشتهایی درباره چگونگی بهتر کردنشون،
ایدههایی برای کلاهبرداریهای حتی بزرگتر،
و مثلاً، خیلی از یه نفر اسم برده شده
که باهاش کار میکرده به اسم آر.
ببین، حس عجیبی دارم از اینکه ازرا رو دنبال کنیم
انگار که بهش اعتماد نداریم.
آره خب، من بهش اعتماد ندارم.
فکر میکنی اون آرئه؟
نمیدونم، رفیق.
No comments yet. Be the first to leave one.