The first 188 lines.
« ریپلی »
« قسمت اول »
کی اونجاست؟
چشمهام رو میبندم
چه به موقع. ممنون - خواهش میکنم -
...خانم دیسیلوای عزیز
،بر اساس سوابق ما
،از حساب شما با کایروپراکتیک دکتر کتز
مبلغ 42 دلار و 50 سنت مانده حساب وجود دارد
هوم
مطمئنیم این مسئله یک سهلانگاری است ...و شما وجه را
،به آدرس فوق ارسال خواهید کرد
چرا که این مسئله اکنون به سازمان وصولی ما ارجاع داده شده
...قصور در تسویه حساب در موعد مقرر
مستلزم تحمیل ۱۰ درصد دیرکِرد خواهد بود
دوستدارِ شما، جورج مکآلپین
اوضاع چطوره؟
خوبه، ممنون
اَل مککارن
تام
تام ریپلی
خیلی سخت میشه پیدات کرد
...نه آدرسی، تلفنی، دفتری
فقط چندجا که مردم گفتن شاید توش باشی، مثل اینجا
کدوم مردم؟
من یه کارآگاه خصوصیام، تام
استخدام شدم که پیدات کنم
و این رو بهت بدم
آقای گرینلیف مایله باهات صحبت کنه
نمیشناسمش
فکر نمیکردم بشناسی
چرا بشناسی؟
بابت چی باهام صحبت کنه؟
نمیدونم، یه مسئله شخصیه
گفتش که ممکنه یه پولی توش برات داشته باشه
واسه چه کاری؟
گفتم که، نگفت
میتونم بهش بگم باهاش تماس میگیری؟
هرچی میخوای بهش بگو
بسیارخب
مشروبت به حساب آقای گرینلیفه
کسی سراغ من نیومد؟
نه
اون چیه؟
آره راستی. یکی اومد
چه شکلی بود؟
چه شکلی؟
...موی سیاه، سبیل، کلاه
ممکنه
ممنون
الو؟ - آقای ردینگتون -
بله - سلام -
جورج مکآلپین هستم، خواستم اخطارهایی که براتون ارسال شده رو پیگیری کنم
ببخشید؟
،مانده حساب و دیرکِردها، جناب از حسابتون با دکتر ماروین کتز
کدوم حساب؟ پولش رو دادم
نقدی یا چک؟
چک - خب، دریافت نشده -
من که فرستادمش
واسه همین اخطارهای دیرکِرد رو نادیده گرفتید؟
.من هیچ اخطار دیرکِردی نگرفتم متوجه نمیشم
.معلومه دارید پریشون میشید واقعاً نیازی نیست
کسی هست که بتونم در این باره باهاش صحبت کنم؟
.میتونید با من صحبت کنید دارید صحبت میکنید، قربان
،اگه میخواید با کسی دیگه صحبت کنید ،میشه یک وکیل
ولی امیدوارم بتونیم بدون اقدام حقوقی برعلیه شما، مسئله رو حل کنیم
باشه
،باشه. پس حالا باید این کار رو بکنید، قربان
یه چک جدید صادر میکنید ،برای مبلغ اصلی بعلاوه 10 درصد دیرکِرد
،که میشه ۲۷ دلار ...به این نام و آدرس
خودکار دارید؟
بله
،به نام سازمان وصولی مکآلپین
،که آدرسش میشه پلاک ۴۲۱، خیابان هشتم صندوق ۸۶۴، نیویورک، نیویورک
میخواید تکرارش کنم؟
نه، یادداشتش کردم
امروز کمک دیگهای ازم بر میاد، قربان؟
نه - باشه. خب ممنونم، آقای ردینگتون -
خواهش میکنم
چندتا چک دارم که مایلم نقد کنم
حتماً
حسابی پیش ما دارید، آقای مکآلپین؟
خیر
کارت شناسایی دارید؟
بله - ممنون -
یک لحظه، آقا
صبح بخیر، قربان - بله -
میشه این چکها ،و این کارت شناسایی رو چک کنید
و با امضای روی چک مقایسهشون کنید؟
شما اِفادهایها اونجا زندگی میکنید
من رو که میشناسی
یه تماسی میگیرم
شاید
حس درستی نداره
آقای ریپلی؟ - بله -
دنبالم بیاید
آقای گرینلیف. آقای ریپلی، قربان
تام، حالت چطوره؟
خب، برات سواله که قضیه درباره چیه؟
درباره ریچارده
ببخشید، نمیشناسمش
پسرمه
.بهم گفتن دوستشی شاید به اسم دیکی بشناسیش
کی گفته دوستیم؟
.یکی از دوستهای دیگهاش یادم نیست کدومشون
،گفت میشناسیش ولی نمیدونستن کجایی
باشه
پس اون رو یادته؟
آره
ولی یه مدتی میشه که ندیدمش. حالش چطوره؟
.سوال خوبیه واقعاً نمیدونم
چند ساله که رفته اروپا
من و زنم هر از گاهی ،یه کارت پستال ازش میگیریم
ولی به جز اون، کی میدونه؟
.تام، وقتشه که بیاد خونه واسه این کارها زیادی پیر شده
ولی حرفهای ما اثری روش نمیذاره
علتی داره که نمیخواد برگرده؟
میگه اونجا رو ترجیح میده
.میگه داره نقاشی میکشه قبلش نویسندگی بود
،ولی اون نقاش یا نویسنده نیست در این حد رو میدونم
کارش فقط ملوانی و مشروب خوردنه
شغل نداره؟
شغل؟ نه. هیچوقت شغلی نداشته
با پول صندوق پساندازی زندگی میکنه ...که احمقانه براش درست کردیم
که الان از نظر قانونی دیگه نمیتونیم قطعش کنیم
باشه. خب، الان کجاست؟
الان؟ ایتالیا
،یه جایی اطراف ناپل به نام عطرانی
،که تا جایی که تونستم بفهمم کاری به جز نشستن روی ساحل نیست
و نقاشی کشیدن
و نقاشی کشیدن. بله، خوبه
باهات روراست حرف میزنم، تام
تو اولین دوست ریچاردی که حاضر بوده اصلاً باهام حرف بزنه
خب چیکار میتونم بکنم؟
توی چه خط کاریای هستی؟
بیمه
جدی؟ خب، همیشه یه نیاز واسه اون هست
فروش؟ - حسابداری -
...گمون نکنم به این زودیها برای مسافرت
یا مرخصی، اجازه بگیری درسته؟
یعنی... واسه رفتن به اونجا؟
که رو در رو باهاش صحبت کنی
تمام مخارجت، بعلاوه حقوق با منه
نیازی به گفتنش نیست
بهش فکر میکنی؟
ممنون، موریل
اهل نیویورکی، تام؟
آره
اینجا دانشگاه رفتی؟
نه. پرینستون
پرینستون. حتماً والدینت خیلی بهت افتخار میکنن
والدین تام وقتی بچه بوده فوت کردن، امیلی
خدای مهربون
.در لانگ آیلند سوند غرق شدن یه حادثهی قایقسواری بود
طفلکی
چرا بهم نگفتی؟
بچهی خیلی بانمکی بود
...اوه
ورزشکار خوبی بود
اوهوم
اینجا رفت اروپا
آتن
پاریس
الان هم اینجاست. اسمش چی بود؟
عطرانی - عطرانی -
.این مارج نمیدونم چیچیه دوستی، دوستدختری، کی میدونه؟
خانم گرینلیف؟
امیلی؟
شاید وقت یه استراحته؟
خب، از آشناییتون خیلی خوشحال شدم، خانم گرینلیف
اوه
خدا حفظت کنه، تام
مشکلی نیست. فقط دو دقیقه طول میکشه
بگیر
.رزرو کشتی و قطار مخارجت
و دستمزدت
،اگه فهمیدی بیشتر لازم داری فقط بگو تا بفرستم
آقای ریپلی - بله -
.از این طرف، جناب وسایل ریچارد رو کنار گذاشتیم
وای. باشه
تنها چیزی که خانم گرینلیف ازش مطمئن نبود، لباس خواب بود
گفتن اون رو به خودتون میسپارن
نظرم روی قرمز آلبالوییه
قرمز شرابی
قرمز شرابی
اوه
مطمئنید؟
مطمئنم
No comments yet. Be the first to leave one.