The first 194 lines.
کاری از تیم ترجمه اختصاصی
!حوادث اسرار آمیز هستن! اما پرونده های جنایی خیلی بیشتر
!از این که با شما هستم، خیلی خوشحالم
!پرونده ی امروز در مورد عملی روحوارـه
!بازیگر بزرگ در برابر کارآگاه بزرگ
،حقیقت رو همون طور که هست می بینه
.شبیه بچه هاست اما ذهن یک فرد بالغ رو داره
!اسمش؟ کارآگاه کونان
Unmei no Roulette mawashite
unmei no roulette mawashite
گردونه ی سرنوشت رو چرخوندم
zutto kimi o mite-ita
و همیشه نگاهم به تو بود
Created by Gosho Aoyama "Detective Conan" Serialized in Shogakukan's "Weekly Shonen Sunday"
اثری از گوشو آئویاما
Planning Michihiko Suwa
naze na no kon'na ni shiawase na no ni
،چرا با اینکه اینقدر خوشحالم
Character Design Masatomo Sudo
Art Director Yukihiro Shibutani
Art Design Hiroyuki Mitsumoto
suiheisen o miru to kanashikunaru
وقتی به افق نگاه می کنم، غمگین می شم؟
Director of Photography Takahisa Ogawa
Sound Director Katsuyoshi Kobayashi
Music Producer Hiroki Horio
Music Katsuo Ono
موسیقی: کوتسو اونو
ano koro no jibun o to'oku de mite-iru
مثل این می مونه که از راهی خیلی دور به پشت سر خودم نگاه می کنم
Daisuke Ikeda
Sei'ichiro Kuribayashi
Izumi Sakai
Arrangement
Music
Lyrics
Performed by
Opening Theme "Unmei no Roulette mawashite"
Editor Teramitsu Okada
Story Editor Jun'ichi Iioka
Color Key Reiko Hirayama
Associate Producer Satoshi Yokoyama
son'na kanji
unmei no roulette mawashite
گردونه ی سرنوشت رو بچرخون
Planning Support Toyohiko Okuyama Mitome Asai
arekore fukaku kangaeru no wa Mystery
سخت فکر کردن به این و اون خودش یه رازه
Director Kenji Kodama
کارگردان: کِنجی کوداما
hora unmei no hito wa soko ni iru
می بینی؟ شخصی که تو سرنوشت توـه، همونجاست
Producers Michihiko Suwa Masahito Yoshioka
zutto kimi o mite-ita
و همیشه نگاهش به توه
Presented by Yomiuri TV Tokyo Movie
zutto kimi o mite-ita
همیشه نگاهش به توـه
کوزابورو هیجیکاتا، بازیگر فیلم های درام-تاریخی، عمو رو استخدام کرد
.و ما رو به خونش تو طبقه ی پنجم یه ساختمون آپارتمانی برد
،وقتی که تو بالکن بودیم و مناظر اطراف رو تماشا می کردیم
...جسد بی جون ایسامی، همسر کوزابورو، به پشت توی بالکنِ
!هاجیمه اوکیتا، که تو واحد کناری زندگی می کرد، افتاد...
.اوکیتا داخل خونش بود اما قتل رو انکار می کرد
.با این حال، پلیس و عمو قانع شده بودن که اون مرتکب قتل شده
،اما یه لبخند چندش آور روی صورت هیجیکاتا اونم در حالی که غمگین بود
...منو به شک انداخت که نکنه اوکیتا قاتل نباشه
!و بالاخره تونستم مدرکی رو پیدا کنم که پرونده رو از این رو به اون رو می کرد...
پرونده ی قتل بازیگر فیلم های درام- تاریخی
...بیشتر از اونی هستن که فکر می کردم
!کونان! برگرد پیشِ ران
!چشم
کونان-کون! کجایی، کونان-کون؟
عجیبه. کجا ممکنه رفته باشه؟
اومم، شما کونان-کون رو ندیدین؟
شاید تو آپارتمان من باشه؟
!او، درسته
!همون طور که فکر می کردم
کونان-کون؟
هان؟ اینجا هم نیست؟
...فکر نکنم اینجا باشه. آخه کفشاش دم در نبود
.فهمیدم چه کلکی زده .اما هنوز مدرک ندارم
،احتمالاً باید با نشون دادن این منظره ی عجیب به بقیه
...هیجیکاتا-سان رو یه گوشه گیر بندازم
!اما واقعاً ترجیح می دم یه مدرک قابل اتـکا داشته باشم
یالا، کونان-کون. واقعاً اینجا نیستی؟
...لعنتی. اگه فقط به چیزای دمِ دستِ بیشتری دست زده بودیم
...هان؟ وایسا. تا جایی که یادم میاد
!آره! خودشه
...و با توجه به شخصیت عمو، اونم باید همین اطراف باشه
!دیگه جای سؤال باقی نمی مونه! هیجیکاتا-سان قاتــله
از این کلک استفاده کرد تا ما رو گول بزنه !و به این جای انحرافی بکشونه
!کارآگاه موری! این راسته که تو این ساختمون قتل اتقاق افتاده؟
!بی خیال! شما می تونین به ما بگین، موری-سان
،شنیدیم که مقتول، ایسامی ناگاکورا، بازیگر سابق بوده
!و شما هم تو صحنه ی قتل حاضر بودین
!خوب، موری-سان؟
.بسه، بسه. بذارین اول یه سیگار بکشم
.بازرس
اوضاعِ اینجا چطوره، تاکاگی-کون؟
.موری-سان توجه خبرنگارای جلوی در ورودی رو به خودش جلب کرده
خبرنگار هایی که تو در پشتی جمع شده بودن هم .شروع کردن بیان سمتِ در اصلی
.خوبه. همون طور که برنامه ریخته بودیم
،تا وقتی که موری-کون سرِ اون ها رو گرم داره
ما هم متهم، اوکیتا-سان و شاهدمون، هیجیکاتا-سان رو
.از طبقه ی پنجم میاریم پایین و از در پشتی می بریمشون اداره
!بله، قربان
!اُه! سرکار
اُه، کونان-کون! چی شده؟
!عمو کوگورو گفت که ازتون یه خواهشی داره
...ببین
!لطفاً، موری-سان
!در مورد جنایت بهمون بگین
!اگه از من بپرسین که می گم مشکوکه !شرط می بندم چیزی نمی دونی
!خیله خوب! باشه
!فقط یه سرنخ کوچیک بهتون میدم! حالا بیاین نزدیک تر
!هاجیمه اوکیتا قاتله؟
!همون بازیگره؟
!این هنوز یه رازه! کاری نکنین که بازرس بشنوه
اما مطمئنین، موری-سان؟
شما ایسامی-سان رو دیدین که افتاد تو بالکن واحد بغلی
!تو بالکن آپارتمانِ همسرش بودین اون موقع؟
،اون بالکن هم مال واحد هاجیمه اوکیتا بود که تو طبقه ی پنجم زندگی می کنه
،و وقتی که پلیس بعد از اون سر رسید
!اوکیتا و جســد، هردو تو اون واحد بودن؟
!این یعنی به صورت مشخص هاجیمه اوکیتا قاتله
.آره، دقیقاً
!خیله خوب! اینم از صید بزرگمون
!میره تو صدر اخبار امشب
!منم! خیلی سریع یه دوربین و یه مجری بفرستین اینجا
!یه خبر فوری داریم
!هِی، صبر کنین
!دست نگه دار
...ن-نه، من اینو نگفتم
هان؟
!مـ-موری-سان؟
اطلاعات بیشتری دارین؟
...حالا از این دستگاه تغییر صدا استفاده می کنم تا به جاش حرف بزنم
،درسته، ممکنه واضح به نظر بیاد که اوکیتا-سان ایشون رو به قتل رسونده
.اما موضوع از این قرار نیست
!منظورتون چیه؟! لطفاً بیشتر توضیح بدین، موری-سان
!خیله خوب! سریع از در پشتی برین تا موری-کون حواسشون رو پرت می کنه
!یعنی شما می گین که فرد دیگه ای قاتله، موری-سان؟
بلــه. قاتل از ترفند خاصی استفاده کرد تا چشمای منو .از دیدنِ حقیقت، گمراه کنه
درست نمی گم؟ جنابِ قاتل واقعی که همین الان ...داری از در پشتی یواشکی فرار می کنی
!کوزابورو هیجیکاتا-سان...
چـــــــــی؟
!این کوزابورو هیجیکاتا ـس
!اونم هاجیمه اوکیتا ـس
!هِی، بسه! دست نگه دارین
!اینجا چه خبره، بازرس مــِگوره؟
!حرفی که کارآگاه موری می زنه، حقیقت داره؟
!پلیس چه کسی رو به عنوان مظنون بازداشت کرده؟
!توضیح بدین
!مــوری! تمومش کن
!در ضمن، هیجیکاتا-سان چطور می تونه قاتل باشه؟
!موقعی که ایسامی-سان به پشت افتاد اون همراه شما بود
به علاوه، نخ قلابی که برای خفه کردن استفاده شده
!تو آپارتمان اوکیتا-سان بود
،اون تو آپارتمانش تو طبقه ی پنجم بود ،همون جایی که جسد پیدا شد
!همون موقع که قتل صورت گرفته بود
چطور کسی می تونسته تو اون موقعیت جسدو ببره توی خونَش؟
!پس قاتل واقعاً هاجیمه اوکیتا ـس؟
!انگیزَش برای قتل چی بوده؟
!نگین که واقعاً با ایسامی-سان رابطه ی پنهونی داشته؟
!...نه! اختیار این رو ندارم که به شما
.ما در اسرع وقت در مورد کل ماجرا از ایشون بازجویی می کنیم
،بله، با توجه به این موقعیت هیجیکاتا-سان نمی تونسته قاتل باشه
.و اوکیتا-سان به طور قطع باید قاتل باشه
البته با فرض این که ما افتادنِ ایسامی-سان رو
!واقعاً تو بالکن طبقه ی پنجم دیده باشیم
!چی می گی دوباره؟! منظورت چیه، موری-کون؟
البته با فرض این که ما افتادنِ ایسامی-سان رو
!واقعاً تو بالکن طبقه ی پنجم دیده باشیم
!چی می گی دوباره؟! منظورت چیه، موری-کون؟
!موبایلِ کدومتونه؟! خاموشش کنین
.مال منه، بازرس. به نظر به موقع هم زنگ خورد
!این چرت و پرتا چیه؟
!یعنی می خوای بگی که زنگ خوردن گوشیِ تو به حل پرونده کمک می کنه؟
.بله. لطفاً از جیب شلوارم برش دارین
یکی از زیر دستاتون داره به
.منظره ی غیر معمولی ای که هیجیکاتا-سان درست کرده، نگاه میندازه
بله؟ الو؟
!هان؟ تاکــاگی؟ تاکاگی-کون؟
چرا به گوشیِ موری-کون زنگ زدی؟ !ول کن اینو، بگو کجایی؟
من تو اتاقِ پذیراییِ یکی از آپارتمان های ...طبقه ی ششمِ هیجیکاتا-سان هستم
.اما اینجا خیلی عجیب و غریبه...
چی؟ عجیب و غریبه؟
...تلویزیون، کاناپه، پرده ها، میز همه شبیه همن
...حتی جاشون هم یکیـه
دقیقاً عین اتاقش تو طبقه ی پایین !که زیر همین واحد قرار داره
دقیقاً عین اتاقش تو طبقه ی پایین !که زیر همین واحد قرار داره
!دقیقاً عین همَن؟
.بله
No comments yet. Be the first to leave one.