The first 200 lines.
.قبلاً در «دیدهبان سوم»
.کیم حال و روزش خوب نیست. کمک لازم داره
.من ارشدم، اون تا یه مدت با من گشت میزنه
.حضانت؟ تو حضانت میخوای؟ تو سعی کردی خودتو بکشی
.یه تصادف بود
...اگه فکر میکنی این دلیلی برای گرفتن پسرمه
.دیوونه شدی
.آروم باش. تا عمل یک هفته مونده
.عمله، فرد
.و بعدش آروم میشم
.فردا میبینمت
چی شده؟
.نمیدونم
رویاهایی داشتم،
.گرچه حالا سخت میشه یادشون آورد
.اونا همیشه در بهترین حالت مبهم بودن
نمیشه گفت که تا حالا کار زیادی هم کردم،
.برای اینکه به حقیقت بپیوندن
خب، بعد از دبیرستان،
.و چهار سال کالج سیتی در رشته مدیریت کسب و کار
.یه شغل پیدا کردم، استریو میفروختم
.دو سال این کارو کردم، بعد رفتم سراغ لوازم اداری
.ولی حوصلهم سر رفت
.حالا راستش، داشتم از بیحوصلگی میمُردم
.حتی رفتم مرکز جذب نیروی هوایی
.ببینم خلبان شدن چه چیزایی میخواد
.معلوم شد خیلی بهتر از این حرفاست، من بدرد نمیخورم
خب، داشتم تو خیابون راه میرفتم،
.که این امدادگرا رو دیدم
.داشتن یه پیرزن بیچاره رو از زیر یه اتوبوس میکشیدن بیرون
داد میزدن و غرق خون بودن و به یه دلیلی
.فکر کردم باحال به نظر میاد
.یادم افتاد وقتی مادربزرگم مریض بود
.و همین امدادگرا جونشو نجات دادن
با خودم گفتم باید یه نگاهی به این کار بندازم و میدونی چی شد؟
.باحال بوده. خوش شانس بودم
.یه کاری پیدا کردم که واقعاً توش خوب بودم
.و خیلی از مردم هیچ وقت همچین چیزی پیدا نمیکنن
.پس ۱۶ سال بعد اینجام، هنوز دارم انجامش میدم
.تو یه کاری رو شروع میکنی که تازه داری یاد میگیری
یهو به خودت میای میبینی
.نصف عمرت رو اونجا بودی
.این دیگه تویی
.اما این یعنی تمام آرزوم این نبود
.معنیش این نیست که... دیگه رؤیایی ندارم
گروه کجا داره میره؟
.نشت گاز
بازم شیفت روز ماشین رو ریخت و پاش کرده، ها؟
.آره
.کیم حالش چطوره؟ - خوبه
.دوباره رو فرم اومده
.تیلور میخواد برش گردونه تو تیم
.تصمیم با ستوانه
.ببین، داره دیوونم میکنه
.فکر کنم کلاً همیشه روی دور پریوده یا یه همچین چیزی
هی، اون تازه پدرش رو از دست داده، خب؟
.بابا دکتر
کیم خوبه، خودت گفتی. - نه
میشه حداقل با کیم برم؟
.شاید کلاً بهم ریختهس
ولی حداقل آدم گیر نیست
سلام. - سلام
چطوری؟
خوبم
هی، دکتر
روز قشنگیه، نه؟
آره
میبینی؟ این زن از من متنفره
بذار با کیم حرف بزنم. اون مشکلی نداره با هم باشیم
نه
...خب، تنها راهی که همسر سابقت میتونه تضمین کنه
در صورت مرگش
اگه حضانت پسرتو نگیری
...اینه که خودش به دست بیاره
حضانت کامل قانونی و فیزیکی رو
ولی پس حادثهی من چی؟
حالا، اون سعی میکنه بگه اون یه اقدام به خودکشی بوده
...خب، اون باید ثابت کنه
که تو یه والد ناشایست هستی
یه اقدام به خودکشی، تو رو ناشایست نمیکنه
.من قصد خودکشی نداشتم
.باشه
کمک روانپزشکی میگیری؟
میری روانپزشک؟ قرص میگیری؟
قرصای اعصاب؟ ضد افسردگی؟
.نه
تو AA، NA یا برنامه دیگهای بودی؟
نه؟
چند تا قرص خوردی؟
.چی؟ - تصادف
.با شراب
چند تا قرص؟
.مطمئن نیستم
پسر تو اون موقع تو خونه بود؟
.آره
خب، چند وقت یه بار مست میکنی و با یه گیلاس شراب، آرامبخش میخوری؟
ماهی یه بار، هفتهای یه بار، روزی یه بار؟
من نه الکلیام و نه معتاد،
.اگه منظورت اینه
.خب، وکیلش قراره بازی دربیاره
یه عالمه بیشتر از این حرفاست
ترجیح میدم از مادری دفاع کنم که قصد خودکشی داشته
.تا از یه معتاد به قرص که مشکل مشروبخواری داره و گردن هم نمیگیره
خب، ام... قدم بعدی چیه؟
.هِی، کب، وایسا
!وایسا
.وایسا
.هِی، کب، وایسا
هنوز خبری از کیم نیست؟
.نه
هی، چطوری؟
.خوبم
همه چی، ام... با کارلوس خوب پیش میره؟
.پسره یه کودنه. - آره
...آره، خب اون یه کم آدم خاصیه ولی
جدای از اون... حالت خوبه؟
.آره
.ممنون
.خواهش میکنم
.تیم داره میاد. - دیر کردی
.میدونم، متاسفم
.میدونی که، شیفت ساعت ۲:۳۰ شروع میشه نه ۳:۱۰
.یه قرار داشتم، طول کشید
آره، اگه بهت زنگ نمیزدیم چی؟
.ببین، گفتم که متاسفم
.الان نه
حالت چطوره، کیم؟
.والش
یه دکتر پپر داری، جیم؟
دکتر پپر؟
.لو، چی میخوای؟ - نه، ممنون
.کیم، وایسا
.دکتر، دفتر شهردار برای بهترین... توصیه میخواد
.پیراپزشک شهر. یه جور مسابقهست
.هر ایستگاه باید یه نفر رو معرفی کنه
پول هم توش هست؟
.با حمایت شهرداری که نه
.فقط یه دست دادن با شهردار و یه عکس یادگاریه
.یه چیز معنویه
.فک-فکر کنم
میخوای من برگه رأی پخش کنم یا یه همچین چیزی برای شیفتها؟
.کاغذ رو حروم نکن
.بهترین پیراپزشک شهر باید همین پیرمرد باشه
راضی شدی؟
.باید تو باشی، دکتر
.فکر کنم همه متفقالقولن
.کار توئه، بابابزرگ
.شروع کن به آماده کردن سخنرانی قبولیت
بابابزرگ؟
...آدام پنج-پنج-سه، تصادف ماشین و دوچرخه، ۱۰۷ بین
.کیم، صبر کن، صبر کن
.۱۰۷، دو تا سه، آدام پنج-پنج-سه
.من اتوبوس رو تمیز کردم، داروهامون رو هم تحویل گرفتم
.وسایلت توی کیفه؟ - آره
.لباس عوض کردن تو اتوبوس
.من، ۳۹ سالمه
چی؟
.این مزخرفات پیرمردی
.من فقط ۳۹ سالمه
.من بهت احترام میذارم. اون حس اقتدار رو داری، میدونی
.درست مثل ستوان
.جانسون حتماً تو ۵۰ سالگیهاشه
.انقدر حساس نباش
.من که نمیشنوم کسی تو رو مامانبزرگ صدا کنه
.چون میدونن کتکشون میزنم
.باید همیشه سر شیفت حاضر باشی
.آره، متاسفم
.کیم، جدی میگم
.نمیخوام دیگه بهت بگم
امروز حالت خوبه؟
.یه کم ناجور به نظر میای یا یه همچین چیزی
.آره. خوبم
...بچه نتونست با دوچرخهاش از بین این اسیووی رد بشه قبل از اینکه
.با سرعت حداقل ۵۰ تا چراغ قرمز رو رد کنه
.کشیده شد توی چهارراه
!چراغ سبز بود... - هِی، خفه شو
!سبز بود! - خفه شو
.اسمش کیسیه. اینم برادرشه همینجا
.باشه
.صاف بخوابونش
.یالا
.باشه؟ - آره
کیسی؟
کیسی، صدام رو میشنوی؟
.نمیدونستم پشتمون بود
کیسی؟
.جواب نمیده
.تیغ رو بده
.از گوش راستش خون میاد
.آره
.باشه. - به زور نفس میکشه
.خون زیادی تو دهنشه
.خون زیادی هست. نمیتونم ببینم چیکار دارم میکنم
.چهار در چهار رو بده
.باید یه عکس بگیرم و به جویی نشون بدم
.دفعه بعدی که سر کلاه ایمنیاش باهام بحث کرد
.ساکشن حبابدار رو بیار
.ساکشن نوزاد؟ - آره
.گرفتمش
.تا جایی که میتونی و هر چقدر که میتونی، عمیقاً مکش کن
No comments yet. Be the first to leave one.