The first 200 lines.
تقديم به طرفداران آميتاب اسطوره قرن
ظلم و ستم بريتانيا کم نشده بود
که اونها قدم در مسير غارتگري هم گذاشتند
...و خزانههاي با ارزش کشورمون رو غارت
و از کشور خارج کردن
عجله کنيد
بذارش عقب
آقاي کارسون، خزانه کاملا تخليه شده
اما با اونها چيکار کنيم؟
دربارهي اينها هنوز فکري نکردم
سريع تر فکر کن آقاي کارسون
...اگر سلطان آزاد سينگ خبردار بشه
که شماها دارين خزانهي مملکت رو غارت ميکنيد
يادتون باشه، هيچکدوم از افرادت رو زنده نميذاره
لازم نکرده نگران ما باشيد نگران خودتون باشيد
که کدومتون قراره زنده بمونيد
ژنرال- بله قربان؟-
آمادهي رفتن به فرودگاه باشيد- چشم قربان-
سايمون، اسم همهي اينها رو در ليست شهدا قرار بده
چشم قربان
آتش
مبارکه سرورم بچه پسره
دقيقا شبيه شماست
دکتر، اين انعام از طرف من- تشکر قربان-
سرورم
دکتر
سرورم
شمشير، چي شده شمشير؟
انگليسيها به قلعه حمله کردن و تمام گنجينهها رو بردن
همه رو کُشتن و رفتن
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: مهدي.ز و فاطمه
يالا
زود باشيد يالا، عجله کنيد-
آفرين بچهها همينطور به غارت هندوستان ادامه بدين
...هر چقدر اين کشور پايين تر بره
شما اوج ميگيريد
اسمتون رو براي ترفيع تحويل ميدم
ممنون قربان
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
درود بر باجرانگبالي
من رو ببخشيد سلطان من رو ببخشيد
...از اون بيگناهاني عذرخواهي کن
که اون دنيا منتظر تو هستن
بزدلها، شما رو هم ول نميکنم
ژنرال، من شاهد ظلم و ستم شما در اينجا بودم
شما خزانهي سلطان آزاد سينگ رو غارت کردين و افرادشون رو به قتل رسوندين
...مسئول اين کار چه کسيه؟ شما يا
آزاد سينگ- آزاد سينگ نه،سلطان آزاد سينگ-
اون سلطان نيست بلکه يک ياغيـه
اون بر عليه حکومت انگلستان شورش کرده
شما با بياحترامي بهش ايشون رو مجبور به شورش کردين
دختر عمو هلنا انگار شما تحت تاثير اون قرار گرفتين
همه ميدونن که شما با آزاد سينگ احساس همدردي ميکنيد
شما و آزاد سينگ در دوران دانشگاه خيلي به هم نزديک بودين
ديگه کافيه ژنرال ...فراموش نکن که من با اجازهي همسرم
فرماندار فيليپ، براي انجام تحقيقات به اينجا اومدم
تحقيقات؟
تحقيقات دربارهي اون بزدلي که از دست ما مخفي شده؟
دزدها مخفي ميشن، دايِر
من مثل سايهي مرگ دشمنهام رو تعقيب ميکنم
صبر کنيد
...حرومزادهها، تاوان خون
مردمي که ريختين رو پس بدين
تمومش کنيد سلطان آزاد سينگ
در اين کشور به اندازهي کافي خون ريخته شده ديگه کافيه
شما نتونستين ريخته شدن خون چند تا انگليسي رو تحمل کنيد
چطور انتظار داريد من قتل عام مردم فقير کشورم رو تحمل کنم؟
آزاد سينگ، اگر ما به ريختن خون هم ادامه بديم
يک روز تمام رودخانههاي مقدس اين کشور تبديل به رودخانههايي از جنس خون ميشن
اين حس انتقام جويي رو متوقف کنيد
من به شما قول ميدم که از حکومت انگليس براي شما درخواست عدالت کنم
ما حقمون رو ميخوايم
بهتون قول ميدم که شما به حق و حقوقتون ميرسيد
اما شما هم بايد يک قولي به ما بدين
بايد قول بدين که ديگه هرگز به اونها حمله نميکنيد
من قول ميدم خانم هلنا
ما هرگز شروع کنندهي درگيري نخواهيم بود
زنده باد هندوستان
نه سايمون، من بهش قول دادم
دختر عمو هلنا، شما بهش قول دادين ما قول نداديم، بگيريدش
حرومزادهها، از پشت حمله ميکنيد؟ حالا بگيريد
زنده يا مُرده ...کسي که آزاد سينگ رو تحويل بده
بيست هزار روپيه انعام دريافت ميکنه
بندازش کنار
هيچ هندوستاني به خاطر بيست هزار روپيه
هموطن خودش رو نميفروشه
و بايد قيمت آزاد سينگ بيشتر هم باشه اون شاه اين کشوره، شاه
شاه بود، ديگه نيست
اما چطور ميتونيم گيرش بندازيم؟
اگه بخوايد من ميتونم اين کار رو بکنم
اما تو هم که هندوستاني هستي
...قربان، من بيفا به هند
و وفادار به انگلستان هستم
خيلي خب، براي اين کار چه پاداشي ميخواي؟- هيچي قربان، فقط يه چيز معمولي-
اون کلبهي سفيد رنگ رو ميبينيد؟
کلبه؟ اون يه کاخه
قربان، براي شما کلبهاي بيش نيست
اون فقط 100 تا اتاق داره
...قربان، اگر شما اون کاخ رو بهش بدين
گرفتن آزاد سينگ که چيزي نيست هر کاري بخوايد براتون ميکنه
قبول ميکنيم اما چطور ميخواي اون رو به دام بندازي؟
نه، من اين کار رو نميکنم قربان شما اين کار رو ميکنيد
و براي هميشه اسمتون سر زبان همه خواهد بود
من فقط داروي بيهوشي رو بهش تزريق ميکنم
فکر کنم دکتر اومد
بعد از ظهرتون بخير خانم ملکه- بياييد، بياييد دکتر هري-
عذر ميخوام که کمي دير اومدم سلطان
...دکتر، فکر ميکردم در اين موقعيت
...شايد خون انگليسي که تو بدنت جاريـه
اين چه حرفيه ميزنيد سلطان؟
قبول دارم که من نصف خون من انگليسيـه
اما بقيهش خالص هندوستانيـه
زخمتون عميقه
دکتر
...اين زخم وقتي عميق ميشد که اين
گلولهي انگليسي به سينهم برخورد ميکرد
اين که يه زخم معموليـه خنجر رو بگير و گلوله رو دربيار
گوگا؟ -بله قربان؟- آمپول رو بهم بده-
بهادر، چرا اين کار رو ميکني؟
اين چه حيوونيـه نگه داشتين سلطان؟
حيوانه، اما وفاداره
حتي نميتونه تحمل کنه که يه سوزن وارد بدن صاحبش بشه
بيا
بفرماييد
گوگا، آمپول
اين آخريـه
به کجا رسيديم
حتي نميتونم بهت پاداش بدم
سرورم، شما سلامت باشيد
انعام چيه ارباب من يه کاخ به دست ميارم، يه کاخ
خلي خب ارباب خدانگهدارتون
ممنونم دوست من
دکتر هري، کي برميگردين؟
ديگه لزومي نداره من برگردم ملکه خانم
درمان ارباب تموم شده
خيلي خب،خدا نگهدارتون- قربان، حتي خدا هم نميتونه کسي که درمانش کردين رو نجات بده-
چه اتفاقي افتاده، چي شده؟- سرگيجه دارم -اي خدا-
دورگا، دشمن از چهار طرف محاصرمون کرده
تو بچه رو بردار و سريع تر از اينجا برو
بهادر باهاتون مياد- نه، نه-
لج بازي نکن دورگا، من نميتونم زندگي پسرم رو به خطر بندازم، برو
دورگا، امروز بايد براي پسرمون اسم انتخاب کنيم، درسته؟- بله-
اين کار رو انجام ميدم و بعد با پسرم خداحافظي ميکنم
نه نه، نميتونم نگاه کنم
اما فردا روز تمام دنيا ميبينن
...و ميپرسن
...اون شيرزن کيه
که همچين شيرمردي به دنيا آورده
مرد؟
يک مرد خنده رو
برو بهادر، برو امروز مسئوليت خاندان من به عهدهي توئه
برو،آفرين
نــــه
يتيم خونه؟
برو کنار
اين اسب بچهي کي رو با خودش آورده؟
چي شده دخترم؟- من بچهم رو گذاشته بودم اينجا-
پسرم کجاست؟
ما هيچ بچهاي پيدا نکرديم دخترم- چي؟-
بچهي من اينجا نيست؟
بچهم کجاست؟
کي بچهي من رو برده؟
بچهم کجاست؟ بچهم کجاست؟
پسرم
پسرم
اين بچه رو ببر ازش مراقبت کن
اين بچهي کيه؟
نميدونم، اين اسب بچه رو با خودش آورد
اين همون اسبه که بچه رو از يتيم خونه برداشت
و فرار کرد
سربازهاي انگليسي دنبالش بودن
پس يعني جون اين بچه در خطره
و نميتونيم به پليس تحويلش بديم
چرا بچه رو پيش خودمون نگه نداريم؟
من هر روز ميرم معبد و دعا ميکنم که خدا بهمون بچه بده
شايد خدا به دعاهاي من جواب داده
باشه، بچه رو نگه ميداريم
اما جمنا، نميدونم پدر و مادر اين بچه کي هستن
آزاد سينگ شورشي جرات کرده عليه حکومت انگلستان دست به شورش بزنه
...به همين دليل مجازاتي در انتظارشه
که با ديدنش، هرگز کسي جرات نکنه عليه حکومت انگليس قد علم کنه
...و از طرف ديگه، دولت انگلستان
...به دليل شجاعت دکتر هري
اين کاخ و لقب "لرد" رو به ايشون اهدا ميکنه
خيلي ممنونم
متشکرم
همه ميدونن که انگلستان به وعدههاي خودش عمل ميکنه قربان
...و وقتي صحبت از خيانت بشه
تمام دنيا به نام تو قسم خواهند خورد هري
اما تو اين زندگي ...تو زنده نخواهي بود
که اون روز رو ببيني آزاد سينگ
درسته
...اما يادت باشه، کسي که من به اين دنيا آوردم
اون شيردل، يک روز حتما در مقابل شما خواهد ايستاد
هري، اون انتقام خيانتت تو
و حيله گري اين انگليسيها رو خواهد گرفت
اون بنياد حکومت انگليسيها رو ريشه کن خواهد کرد
دستور بفرماييد قربان
اسبها رو حرکت بدين
دست و پاش رو از جا بکنيد
No comments yet. Be the first to leave one.