Lost

Lost

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Episode 12 Par Avion
A Commentary by Reza_KLF
SUB\IDX ریپ شده از نسخه

Tags

other
Published on: 2010-04-26
Downloads: 44
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت :

برام اهميت نداره که جک چي گفته .

اونا جک رو گرفتن ، و بايد اونو برگردونيم . من بهش بدهکارم .

گفتي که قبلاًمَردي که تويِ اين خونه هست رو ديدي؟

ازتويِ تلويزيونِ ايستگاهِ مرواريد .

چرا بايد اين بازي رو ادامه بديم ...

در حالي که مي دونيم آخرش چي ميشه ؟

اين نقشه ، سيستمِ کابل کِشي برق رو نشون ميده ...

که شاملِ خونه ها و خوابگاهها ميشه .

فکر کنم جاهايي باشه که ارزشِ ديدن داشته باشه .

يه صاعقه ديدم که به سقف برخورد کرد .

در اثِر صاعقه مُردي ...

و وقتي که شنيدي کلير داره غرق ميشه ...

در حالي که سعي داشتي نجاتش بدي ، غرق شدي .

من خودم رو به آب زدم تا تو واردِ آب نشي .

من دو بار سعي کردم نجاتت بدم ...

مهم نيست که من چکار کردم ...

موضوع اينجاست که تو مي ميري ، چارلي .

مامان ؟

مامان ، مامان ، مامان ، مامان .

نگاه کن ، آرون . مادرت بالاخره تصميم گرفت که بيدار بشه .

تنها کاري که تونستم بکنم تا بخوابي ...

اين بود که کوچولو رو ازت بگيرم .

- اينا چيه ؟ -يه دِسِر ...

ازميوه هاي جزيره اسرار آميز .

قبل از صبحانه ، مي خوام از حضورِ جنابعالي تقاضا کنم ...

يه قدمي کنارِ ساحل بزنيم .

-چِت شده ، چارلي ؟ -ببخشيد ؟

تمامِ هفته رو غمگين بودي ...

و حالا صحبت از اين صبحانه و گردش مي کني ؟

امروز صبح بيدار شدم و فکر کردم ...

وقتشه که ديگه ناراحت نباشم و از روز ، حداکثر استفاده رو ببرم ...

و فکر کردم چه کسي بهتر ازتو مي تونه يه روزِ خوب رو برام به ارمغان بياره .

نظرت چيه ؟

بچه رو پيشِ عمه سان ، و عمو جين ميذاريم ...

و با هم يه کمي قدم ميزنيم .

باعثِ خوشحاليه .

طبقِ موقعيتِ رودخانه و جايي که ما هستيم ...

و به فرضِ اينکه نقشه درست باشه ...

اونا در2 مايليِ اين مسير هستن .

توقع ندارم که حرفم رو تاييد کني .

اون يه نقشه سيمکِشيِ برقه ، سعيد .

مطمئن نيستم اونجوري که فکر مي کني دقيق باشه .

مطمئنم از نوشته هايِ جادوئيه عصايِ تو دقيق تره .

هي ، اين عصا ما رو به ايستگاه هدايت کرد .

آره ، ايستگاهي که تصادفاًمنفجرش کردي .

اگه بهم گفته بودي که ساختمان پر از مواد منفجره اس ...

ممکن بود بيشتر دقت کنم .

چرا به ما نميگي که مسير رو درست ميريم يا نه ؟

شما داريد مسير رو درست ميريد .

بهم بگو ببينم چرا اونو زنده نگه داشتي ؟

پيشنهادت چيه ؟ مثلِ يه سگ بکُشيمش ؟

نه . من سگها رو خيلي دوست دارم .

حق با اونه . اون غريبه ها هيچوقت دوستانِ شما رو با اين يارو مبادله نمي کنن .

بايد بکُشيمش .

کافيه . کسي قرار نيست بميره .

نقشه ، محلِ اونا رو مشخص کرده و اون هم داره تاييد مي کنه که راه رو داريم درست ميريم .

پس حرکت کنيد .

خيلي خوب ، اين هم از اين .

-چطوره ؟ -عاليه .

خوب ، اگر بشيني ...

مي تونيم ...

صبحانه رو با ...

غلات شروع کنيم .

- اين هم از سالادِ ميوه تازه ... -صبح بخير .

صبح شما هم بخير .

چي شده ، دزموند ؟

تعدادِ گُرازها زياد شده . اميدوار بودم بتوني با من به شکار بيايي .

خوب ، راستش ...

از دعوتت ممنونم ، ولي همونطور که داري مي بيني...

- اومديم که يه کمي تفريح کنيم . -من فکر کنم شکار کردن ...

ممکنه بهترين کاري باشه که امروزمي توني انجام بدي ، چارلي .

منظورم اينه که ازتمامِ کارهايي که امروز انتخاب کردي تا انجام بدي ...

شکار با من مي تونه بهترين انتخابت باشه .

اوه ، خداي من . اوه ، خداي من .

چي شده ؟

فکر کنم بدونم چطوري مي تونيم از اين جزيره خارج بشيم .

GDRZ ويرايش و تنظيم توسط : رضا _By Reza : [email protected]_ (¯`•¸·´¯) :-)

سان ، جين .

کلير ، موضوع چيه ؟

من به ماهي و توري ماهيگيريِ جين نياز دارم .

بايد عجله کنيم . يه شيشه هم نياز دارم .

-بايد يکي از اون پرنده ها رو بگيريم . -کدوم پرنده ها ؟

اون طرف پروازکردن ، و فقط امروز رو اينجا هستن ...

براي همين بايد يکي از اونا رو بگيريم .

خيلي جالبه .

-مي توني تور بياري ؟ -تور به چه دردي مي خوره ، عروسگ ؟

تور برايِ چه منظوريه ، کلير ؟

چند دقيقه پيش ، يه دسته ازپرنده ها از بالايِ سرم پروازکردن .

اين پرنده ها مهاجر هستن ، و معنيش اينه که به سمتِ جنوب دارن ميرن .

متاسفم . من متوجه نميشم براي چي ...

- اونا برچسب خوردن . -برچسب خوردن ؟

دانشمندها اين پرنده ها رو برچسب زدن تا بتونن رَدِشون رو پيگيري کنن .

بنابراين وقتي که در استراليا ، نيوزلند يا هرجايي بشينن ...

اونا رو جمع مي کنن .

-مي تونيم يه پيغام بفرستيم . - البته اگر بتونيم يکيشون رو بگيريم .

خيلي خوب ، نقشه اينه . اول بايد يه ماهي رو قطعه قطعه کنيم و طعمه درست کنيم .

بايد دام رو در آب پهن کنيم .

بايد يه مقدار از اين تور روبِبُريم .

چارلي ، مي توني برام چاقو بياري ؟

چارلي .

چارلي .

بله ؟

تو اين چيزها رو در موردِ پرنده ها ، ازکجا مي دوني ؟

من با مادرم ، تعدادِ زيادي برنامه مستندِ حيوانات ديديم .

اون برنامه ها نمي تونه تو رو اينقدر متخصص کرده باشه .

من ...

من فقط نمي خوام وقتت رو تلف کني .

پس پيک نيکِ امروز چي ميشه ؟

متاسفم .

بي خيالش شو .

چند ثانيه ديگه بي حرکت بمون ، عزيزم .

بفرمائيد ، تموم شد .

خانم ليتِلتون ، من بازرس بارنِس هستم .

ببخشيد مزاحمتون شدم ، ولي بايد چند تا سئوال ارتون بپرسم .

ممکنه در موردِ علتِ تصادف ، صحبت کنيد ؟

يه ماشين با ما برخورد کرد و از جاده خارج شديم .

خيلي خوب ...

راننده کي بود ؟

من بودم .

کسي با پدرت تماس گرفته ؟

وقتي که2 سالم بود ، پدرم مُرد .

متاسفم .

من با راننده وانت صحبت کردم .

اون حالش خوبه .

- اون گفت ، وقتي که به ماشينش کوبيدي ... -نه ، اون به ما کوبيد .

وقتي که اتفاق افتاد ، سرعتِ شما چقدر بود ؟

اون يه دفعه اي ظاهر شد ، من نتونستم ...

سئوال من اين نبود ، خانم ليتلتون .

نمي دونم سرعتم چقدر بود .

چرا اين سئوال رو داري ازم مي پرسي ؟

وقتي که حادثه اي منجر به مرگ ميشه اين سئوال رو مي پرسيم .

مادرم تحتِ عملِ جراحيه . اون نمرده .

درسته .

اون نمرده .

اون حادثه ، تقصيرِ من نبود .

من نگفتم که تقصيرِ شما بود .

روز خوش ، خانم ليتلتون .

مي تونم يه چيزي ازت بپرسم ؟

من بهت گفتم که دخترت با اونا زندگي کرده ...

تو کوچکترين سئوالي در موردش نکردي . تو حتي ...

دوستت ، جک ، برات اهميت داره ؟

بله .

تصور کن که16 سال ديگه بهت ميگن که اون زنده اس .

ولي مي دوني که تو رو به ياد نمياره .

اون تو رو نمي شناسه .

تو حتي نمي دوني ...

که آيا براش مهم هستي يا نه .

من در موردِ دخترم ازت سئوال نکردم ...

چونکه نمي خوام جوابش رو بدونم .

آب مي خواي ؟

نه ، ممنونم .

چطوري به اينجا اومدي ؟

چطوري به اين جزيره اومدي ؟

به خودت زحمت نده . هر چي بگه دروغه .

وقتي که24 سالم بود توسطِيه نفر به استخدامِ ارتش در اومدم ...

من نپرسيدم کِي اومدي . ازت پرسيدم چطوري اومدي .

اونا منو با زيردريايي آوردن .

پس افرادت ، هر وقت بخوان مي تونن هر جايي برن ؟

بله ...

ولي دو هفته پيش ، ايستگاهِ راديويي زيرِ آب پخشِ امواجش ، متوقف شد .

يه شوکِ الکترومغناطيسي به وجود اومد .

الان ، برگشتن غير ممکنه .

چرا مي خواهيد برگرديد ؟

تو نمي فهمي .

يعني نفهم هستم ؟

اشتباه متوجه شدي . منظورم اين بود که ...

-تو نمي توني متوجه بشي . -چرا نمي تونم ؟

کيت .

براي اينکه تويِ ليست نيستي .

کدوم ليست ؟

مَردي که منو اينجا آورد ...

همونيه که افرادم رو اينجا آورده . اون ...

مَردِ کامليه .

اگه بِن ، اينقدر کامله ...

پس چرا نياز داشت که ما نجاتش بديم ؟

بِن ؟

منظورم اون نبود .

بذاريد ساده بگم .

شما تويِ ليست نيستيد ، براي اينکه مشکل داريد ...

چونکه عصباني هستيد ...

و ضعيف ...

و وحشت زده ايد .

هر چه بيشتر در موردِ افرادت مي فهم ، متوجه ميشم که ...

به اندازه کافي ، خودت هم نمي دوني .

اگه ما رو مي شناسي ، چه لزومي داره با ما حرف بزني ؟

البته ، تو رو نمي شناسم ، سعيد جِراه ...

چطوري بايد بشناسمت ؟

و تو ، کيت اوستين ، کاملاًبرام غريبه هستي .

و اما تو ، جان لاک ...

حافظه ام رو از دست دادم ...

چونکه خوب مي دونم آقاي جان لاک ، تو ...

هي ، اينجا رو ببينيد ...

بياييد اينجا . زود باشيد .

خوب ، مثل اينکه رسيديم .

- اين کار مي کنه ؟ -بله .

کار مي کنه .

لطفاً... کمک به ... سان .

باشه .

چه بويِ خوبي .

More Farsi Persian subtitles for Lost

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left