The first 200 lines.
سلام
چرا بیدارم نکردی لنی؟ باید پاشم برم
لعنتی. امروز نمیتونی بری سرکار
چی چی میگی واسه خودت؟
ساخت قالبش خیلی طول میکشه
فقط سرش فکر کنم ده ساعتی زمان میبره
...گه توش. جری
اخراجت کرده
نمیتونه
برنامهی منه - برنامهی ماست -
آره. باشه. هرچی تو بگی
...ولی، باگ، ماش، من. چیزه
ـ۶۰ به ۴۰ مال منه
بنابراین تصمیمش با تو نیست
.شرح ایدهمون عالی پیش رفت. از اریک خوششون اومد میخوان اریک رو وارد برنامه کنن. میگیره
آره. ازش خوششون اومد
اریک رو میخوان. ولی تو رو دیگه نه
چون تو یه آشغال عوضیای که حتی نمیتونه از بچهش درست مراقبت کنه
باهاشون صحبت میکنم که سنوات پایان خدمت خوبی برات درنظر بگیرن
بیمه درمانی و دندانپزشکی و اینها رو هم شامل بشه
چه عالی. آخه میدونی روکش یکی از دندونهام خراب شده بود
.عالیه. ازش استفاده کن برو مشاوره
اصلا گوربابای مشاور و مشاوره. برو بازپروری
کیرم دهنت بیخایه خائن لاشی
ببین من تلاشم رو کردم. راجع به ادگار متاسفم ولی تو کمر به نابودی خودت بستی
راجع به ادگار متاسفی ولی کون لق اخلاق و ادب و وفاداری؟
کون لق دوستیمون دیگه؟
انگل دغلباز حقیر
اسم خودت رو گذاشتی هنرمند؟
قبل اینکه با من آشنا بشی حتی اسم پکینپا یا کوبریک به گوشت نخورده بود
،اونباری که با هنسون هنسون بینظیر ملاقات کردیم
داشتی کسشر تفت میدادی
و درباره احساس قدردانی متقابلت از بور تیلستروم نطق میکردی
.من جای تو شرمنده شدم اون هم همینطور
چون هردومون میدونستیم
یه هنرمند قلابی بیشور و احساسی که بهتر بود
تو همون کوره دهات خرابشدهای که نطفهش رو توش بستن میموند
و با عروسک جورابیش ننهبزرگش رو سرگرم میکرد
گمونم همه نمیتونن از بدو تولد تو ناز و نعمت بزرگ شن
حداقل من مجبور نیستم واسه سکس فاحشه استخدام کنم
با کسی صحبت کردی؟
گمونم اون هم دیگه ازت سیر شده
کیرم دهنت - بیراه نمیگه ها -
.تو هم برو درت رو بذار. فقط مایه اتلاف وقتی جفتتون برین به درک
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
سلام - سلام -
تو پاسگاه همدیگه رو دیدیم
مرسی - خواهش میکنم -
بچه کوچیک دارین؟
بچهی خواهر مارلونه، آنیتا
هفتهای دو روز ازش مراقبت میکنم
برای چی اومدین اینجا خانم اندرسون؟
میخواستم یه چیزی بهتون بدم
...من
.ممکنه تو تلویزیون دیده باشینش وکیله
دیدمش
گفتم شاید بخواین باهاش تماس بگیرین
خیلیخب
گمونم... فقط نیاز داشتم با کسی صحبت کنم
با پدر ادگار... بحثمون شد
خیلی داد و بیداد کردیم دعوای خیلی بدی بود
شب قبل از اینکه ادگار ناپدید بشه
....همهش پیش خودم فکر میکنم
نکنه از دست ما ناراحت شده و فرار کرده
حس میکنم نتونستم همیشه براش مادر خوبی باشم
برای پسرتون غذا فراهم میکردین؟ و جای خواب؟ بهش محبت میکردین؟
آره
حالا فکر کنین سعی دارین از بچهتون محافظت و محیط امن و گرم و نرمی براش فراهم کنید
درحالی که نمیدونید کی ممکنه خونهتون رو ازتون بگیرن
سعی میکنید از شر و دردسر دور نگهش دارین
درحالی که پسرهای نوجوونی که تازه پشت لبشون سبز شده
همیشهی خدا دارن جلوی در خونهتون کراک معامله میکنن
شما بگین تو همچین شرایطی چطور از پسرتون محافظت میکنین
تا بهتون بگم تونستین براش مادر خوبی باشین یا نه
...واقعا نمیدونم - من آدم مناسبی واسه دلداری دادن به شما نیستم -
درسته
همچین قصدی نداشتم
عصبانیم
این حستون رو کاملا درک میکنم
اونقدری محکم خشمم رو چسبیدم
که داره از درون قلبم رو میسوزونه
.اما مسئله اصلی چیزی نیست که حس میکنید کاریه که باهاش میکنین
میخواین بهش پاسخ بدین؟
آره
خب پس گوشم با شماست
ببینین من هم مثل شهردار لیندزی
میخوام بخشی از راهحل باشم نه خود مشکل
افزایش بودجه فدرال که مستقیماً
به تقویت روابط مابین پلیس و جامعه
و کاهش جرم و جنایت اختصاص داده میشه
با جمعآوری بیخانمانها از سطح خیابانها
و تحمیل مسکنهایی که نه توانایی تهیه و خرید و نه حتی درخواستشون رو دارن؟
با بستن پناهگاهها به بهانه نوسازی و بهبود ظاهر شهر؟
اونوقت با کدوم سرمایه میخواین طرح پاکسازیتون رو اجرایی کنین؟
.بهتره به دستورکارمون پایبند باشیم ما که توی شهرداری این کار رو میکنیم
بیخیال
ما در حال جابهجایی افراد بیخانمان
و احداث پناهگاه در مکانهای جایگزین هستیم
نگرانیهای فزایندهای در مورد فساد در شهرداری وجود داره
...همچنین در اداره پلیس، مسکن دولتی
مایک، با کمال احترام اگر هم فسادی وجود داشته
مدتها پیش
ریشهکن شده
...شاید هم
صرفا دیگه پزش رو نمیدین
هوی رایا! میدونم اون تویی
رایا رو ندیدی؟
هوی رایا! تراکسم
این زنیکه رو ندیدی؟ - گمشو برو بیرون بابا -
بهم بدهکاره - اینجا نیست. برو دنبالش بگرد -
دارم میگردم دیگه
تا نیاد پام رو از اینجا نمیذارم بیرون
جریان این چیه؟
من پولم رو میخوام - گمشو بیرون -
پولم رو میخوام - ...گورت رو گم کن -
هیچ قبرستونی نمیرم
!من تراکسم! پولم رو بده حرومزاده
پولم رو بدین
مادرجنده
کسی نمیتونه از دست تراکس قایم بشه - چیزی نیست -
چیزی نیست. بخواب
مامانم رو میخوام
چیزی نیست. دیگه رفتش
زیاد پیش میاد که آشغالهایی که پیدا میکنین رو نگه دارین؟
آخه هرکسی یه تیشرت خونی رو نگه نمیداره
رئیس از این کار خوشش نمیاد
ولی اگه چیز خوبی گیرمون بیاد مثلا تلویزیون قدیمیای یا صندلی خوبی چیزی
ممکنه یکیمون برش داره و ببرتش واسه خودش
گفتی توی زبالهدونی پیداش کردی
ولی تصاویر دوربینهامون نشون میدن از پشت سطل برش داشتی
نگاهش میکنی و... کشش میری
طرح روش باحال بود برای همین برش داشتم
ولی بعد دیدم خونیه و من رو به فکر انداخت
درباره چی؟ - ..میخواستم کاری که درسته رو انجام بدم ولی -
منظورت از درست چیه؟
مطمئنی اون روز بچهـه رو ندیدی؟
هوم؟
نه؟
این یکی چطور؟
مارلون روشل. این رو چی؟ ندیدیش؟
شرمنده. دیگه باید برگرده سرکارش
قبل از اینکه تیشرته رو برداری یه چیز دیگه هم انداختی پشت سطل
لباسهای تمیز بوده
واسه بچههای شیفت شب میذارنش اونجا
.لباسهای کار تمیزه اینطوری دیگه مجبور نیستن
این همه راه رو برگردن کارخونه که لباس عوض کنن
کامیونت داره میره
هوی! چه کار کردی؟
باز هم کون یه سگه گذاشتی؟
اشکالی نداره من یه نگاهی این دور و اطراف بندازم؟
اگه مجوز دارین، نه
قبلا ندیدمت؟
چرا. چرا
یه جورهایی شبیه... ادی مورفیای
چراغ عقبش از کار افتاده
تعمیرش کنین
گرسنهم نیست
باید غذا بخوری فسقلی
پاشو
میزنم سرویست میکنم
اینجا اومدی چی کار؟
.دیدم که تعقیبم میکردی تعقیبم کردی دیگه؟
از تو راهآب؟
نمیدونی اینجا چقدر خطرناکه؟
اومدی وسط جهنم پسر
الان وسط خود خود جهنمی
ازم فاصله بگیر عوضی
ببند گاله رو
چیزی نیست
نقاشی دوست داری نه؟
این موجود وحشتناکه کیه؟
دندونهاش خیلی بزرگن
میرم برات غذای درست و درمون جور کنم
در رو پشت سرم قفل کن. یه گوشه آروم بشین
هیچکس هم غیر از من راه نمیدی، خب؟
.زودی برمیگردم بیرون نری ها
خطرناکه
از قبل میز رزرو کرده بودین؟ - نه -
...باید یه چیزی براش پیدا کنم
وینسنت - جری -
جهنمالضرر
یه چیزبرگر میخورم با دم لابستر
و درضمن شراب بیشتری هم برامون بیار - چشم قربان -
بنجی کِی و آرتی رو که میشناسی
کی؟ این که دهنش شبیه کون گربهست و هرمان مانستر؟ نه بابا نمیشناسم
چطور شد اینها رو راه دادی جری خان؟
کسهایی که بهت پیشنهاد کردن از اونهایی که هفنر برات جور میکرد بهتر بود؟
.ولی شنیدم بدجوری کینه به دل میگیره بهنظرم بهتره صداش رو درنیاری
اگه میشه تنهامون بذارید آقایون
بله. بله. لطفا تنهامون بذارین آقایون
با لنی صحبت کردی؟
هر روز خدا تو تمام این ۱۵ سال کاریم
مسئله اصلا شخصی نبود
البته که هست جرالد
واسه همینه که دیگه نمیشه تحمل کرد
پس گفتین کون لقت وینسنت ایدههات رو میدزدیم؟
و در همین حال یه دورم میگاییمت؟
خیلی صدات رو بردی بالا وینسنت - معلومه که میبرم بالا -
اصلا باید جیغ بکشم
...اینکه ...اینکه پسرم از دستم رفته
No comments yet. Be the first to leave one.