The first 200 lines.
...آنچه گذشت
اون کيه؟ - .اسمش ريچارد آلپرته -
.يه جور...مشاوره
.و الان خيلي وقته که اين شغل رو داره
چرا مي خواي بميري؟
...من زندگيمو وقف کردم
...خيلي بيشتر از اون چيزي که بتوني تصور کني...
...در خدمت يک مردي که...
،به من مي گفت هر اتفاقي... ...يه دليلي داره
.مي گفت يه نقشه داره... ...يه نقشه که من هم جزئي از اونم
،و حالا که اون مرد رفته چرا مي خوام بميرم؟
.چون فهميدم زندگي من هيچ هدفي نداشته
.ببخشيد که نتونستم زودتر بيام
...خيلي خوشحالم که مي بينمت
.اينجام چون به کمکت نياز دارم
کمکم مي کني، ايلانا؟
.آره
شش نفر هستن که مي خوام .ازشون محافظت کني
.يه ليست از اساميشون بهت ميدم
.اين کاريه که داشتي براي آماده مي شدي
اين آدما...کي هستن؟
.اونا نامزد هاي باقي مانده هستن
نامزد ها؟
نامزدهاي چي؟
.که جايگزين جيکوب شن
.اون گفت من يکي از اونام
.هيمنطور تو و همينطور هارلي
.خب، عاليه الان بايد چي کار کنيم؟
.نمي دونم
پس کي مي دونه؟
...بعد از اينکه اونا رو بردم معبد
چي کار کنم؟...
.از ريکاردوس بپرس
.اون ميدونه بعدش بايد چي کار کني
ريکاردوس کيه؟
.اونه
...خب، ريچارد
بعدش بايد چي کار کنيم؟...
.نميدونم بعدش بايد چي کار کنيم
...به دوستات نگفتي
،که وقتي منو پيدا کردي... مي خواستم خودمو بکشم؟
شبيه کسي هستم که يه نقشه داره؟
...چرا جيکوب بايد بگه تو همه چيزو مي دوني اگه
.چون هر حرفي که تا الان زده، دروغ بوده
درمورد چي حرف ميزني؟
مي خواي يه راز رو بدوني، جک؟
يه چيزي که خيلي وقته مي دونم؟
.تو مردي
شوخي مي کني ديگه؟ - .نه، جدي ميگم -
...همه ما مرديم .تک تک ماها
و اين؟ اين...همه اين؟ .اين چيزي که شما فکر مي کنين
.ما توي يه جزيره نيستيم .هيچوقت نبوديم
.ما توي جهنميم
من علاقه اي به حرفايي .که جيکوب زده، ندارم
در حقيقت، شايد الان وقتش باشه که ...ديگه به حرف اون گوش نکنيم
.و به حرف يکي ديگه گوش بديم...
.اين دقيقاً همون کاريه که مي خوام بکنم
:قسمت نهم "Ab Aeterno"
داري چي کار مي کني؟
.ميرم دنبال ريچارد - .چرا؟ خودت که شنيدي -
.اون نميدونه بايد چي کار کنيم
.ميدونه. جيکوب خودش به من گفت .بايد بدونه
.آلپرت عقلشو از دست داده
...اون فکر مي کنه ما .ما توي جهنميم
...و اگه حرفاي جيکوب براش مهم باشه
ديگه نميگه بياين به حرف... .يه نفر ديگه گوش کنيم
.صبر کن
مي دوني منظورش کي بوده؟
.خيلي بايد جالب باشه
چي؟
.منظورش لاک بوده
.لاک که مرده
،اگه تسليتي هم بخوايم بگيم .درمورد لاک نيست
.هارلي
چي داره ميگه؟
کي چي ميگه؟
.جيکوب. ديدم که داري باهاش حرف ميزني - .من با جيکوب حرف نمي زنم -
.به من دروغ نگو ...خواهش مي کنم، اگه چيزي مي دوني
...که ميتونه کمکمون کنه... - .اون جيکوب نيست، رفيق -
پس کيه؟
.ببخشيد، جک. ولي به تو ربطي نداره
.شفرد درست مي گفت - درمورد چي؟ -
.ريچارد -
.دنبال اون رفتن، وقت تلف کردنه .اون هيچي نمي دونه
چرا انقدر مطمئني؟ - .من از 12 سالگي اونو مي شناسم -
.بايد به يه دردي بخوره ديگه
پس شما وقتي بچه بودين، با هم آشنا شدين؟
.نه، فرانک. من يه بچه بودم
.ريچارد مثل همين الانش بود
داري ميگي اين يارو پير نميشه؟
.دقيقاً همينو ميگم
فکر مي کني دليلش چيه؟
تنه ريف"، جزاير قناري - 1867"
تويي، ريکاردو؟
.آره، منم
.بخواب، ايزابلا
...خيلي تب داري
.من خوبم
.من ميرم يه دکتر بيارم
.خدانگهدارت باشه. من قبل از سحر برميگردم
.برات دعا مي کنم
...اينو بده به دکتر
...نه، ايزابلا
.بگيرش، عشق من
...اگه اتفاقي برات بيفته
.چشماتو ببند
.ما هميشه با هم مي مونيم
.نجاتت ميدم
!نمي توني بياي تو
...نمي توني بياي اينجا
.منو ببخشيد، نمي تونم منتظر بمونم
.زنم خيلي مريضه، آقا
.بهش چند تا پتو بده
.خيلي ممنون، آقا
.مال تو نيست
.داري خونه منو خيس مي کني
...زنم خون سرفه مي کنه
...بهتون احتياج داره...خواهش مي کنم، آقا
کجا زندگي مي کني؟
.نزديک ال سوکورو
ال سوکورو؟
.يه نصفه روز راهه
.توي اين بارون تا اونجا نميام
...بهت چند تا دارو ميدم
...که مي تونه زنتو نجات بده...
.ولي گرونه...
.بله، البته. هر چي که باشه .ممنونم، آقا
همينقدر داري؟
.اينم هست
.اين که ارزشي نداره
...خواهش مي کنم، خواهش مي کنم، آقا
!من بدهکارم. التماستون مي کنم
!ولم کن
!دستتو بکش
.برات يه کم غذا آوردم، پسرم
.گرسنه نيستم، پدر
.شايد بعداً گرسنه شدي
ميشه انجيلتو ببينم؟
انگليسيه؟
.بله...داشتم انگليسي ياد مي گرفتم
ايزابلا...همسرم و من مي خواستيم .به يه جاي ديگه مسافرت کنيم
.مي خواستيم تشکيل خانواده بديم
.يه زندگي نو
آماده اي که اعتراف کني؟
.آمين
.منو ببخش، پدر، به خاطر گناهانم
...پدر، من
.يه نفر رو کشتم...
.واقعاً پشيمونم
...و التماستون مي کنم، پدر
.که برام طلب آمرزش کنين...
.نه
چي؟
.به خاطر قتل، نميشه تو رو بخشيد
.پدر، يه حادثه بود
.نمي خواستم بکشمش
.ولي کشتيش
...خواهش مي کنم، پدر
بايد يه راهي واسه بدست آوردن .بخشش خدا باشه
.تنها راهش توبه ست
.بله، البته...هر کاري مي کنم
.وقتشو نداري که کاري بکني
...چون فردا
.اعدامت مي کنن...
...نه، پسرم
نگران اينم که شيطان .توي جهنم، منتظرت باشه
.اميدوارم مورد رحمت خدا قرار بگيري
.چشماشو ببنديد
خودشه؟ - .بله -
.گفتي انگليسي بلده
.بله، آقاي وايتفيلد
مي توني انگليسي حرف بزني؟
پرسيدم مي توني انگليسي حرف بزني؟
اينو ببرين .و يکي ديگه رو بيارين
.اعدامش کنيد - !بله! بلدم! بلدم -
.صبر کنين
.دستاي قوي اي داري کارت چيه؟
.توي...توي...زمين کار مي کنم
.مي دونم که مي خواستي از اين شهر بري - .بله -
...خب، پس
.امروز، روز شانسته .ممنون، پدر
از حالا به بعد .اين مرد در اختيار کاپيتان مگنوس هانسو قرار مي گيره
.اميدوارم دريازده نشي
مي توني چيزي ببيني؟
.اينجا خيلي تاريکه
!صبر کن. مي تونم خشکي رو ببينم
.ساحل رو مي بينم
.يه جزيره ست
!شيطان رو مي بينم
!شيطان، نگهبان اين جزيره ست
.خدا حفظمون کرد
.حداقل چندتامونو
چيزي مي بيني؟
.منو ببر پيش کاپيتان - .قربان، کاپيتان هانسو مرده -
!چه خوب، وسط يه جنگل لعنتي گير کرديم
!اين پايين
!کمکمون کنيد
!ما زنده ايم
!ما زنده ايم
!ما اين پايينيم
No comments yet. Be the first to leave one.