The first 188 lines.
چراغ سبز، چراغ قرمز
مثل فیلم ویلی وانکا و کارخانه شکلاتسازی میمونه
باید رفت سراغ بلیط طلایی
۴.۵۶ میلیون دلار
ملت واسه کمتر از این مبلغ
کارهای خیلی بدتری میکنن
این بازی، بایستی با استراتژی
اتحاد بستن با بقیه
و یهکم حقهبازی انجام بشه
بهترین و بدترین ویژگیهای همه رو مدنظر قرار میدیم
مهم نیست مردم چقدر نقاب به چهره میزنن
در نهایت، چهره اصلیشون نمایان میشه
.قبلا توی بازیها تقلب نکردم تقلب نکردن، به معنی تلاش نکردنه
.همدلی یه نقطه ضعفه بزرگترین نقطه قوتم فریب دادنه
این مکان شما رو میبلعه و بعدش بالا میاره
جایزه ۴.۵۶ میلیون دلار
«بازی مرکب: چالش»
"اتاق ارزیابی شرکت کنندگان"
کیه که قرض نداشته باشه؟ دچار بحران اقتصادی شدیم
...یعنی، مجبور بودم
ریورساید / کالیفرنیا -
بابتش سر کار بهم پول نمیدن
...ولی
داری رویاپردازی و از فرصت استفاده میکنی
اینکه بتونی پول خونهت رو بدی چه حسی داره؟
چه حسی داره که بتونی پول ماشینت رو بدی؟
میدونم اینا رویاهای سادهای هستن ولی چه حسی دارن؟
آره، من هم رویاهای خودم رو دارم
شاید زیاد نباشن، ولی من هم رویا دارم
"قسمت اول - چراغ قرمز، چراغ سبز"
پشمهام
اوه
یا خدا، جدی شده
واو - یا خدا -
اینجا پشمریزونه
حرف نداره
عروسکه خیلی ترسناکه
قضیه راستکی شد، رئیس
شرکتکنندگان، توجه کنید
...بازی اول
چراغ قرمز، چراغ سبزه
استراتژی من، کشته نشدن و رسیدن به مرحله آخره
رسیدن به مرحله آخر
اصول بقا رو بلدم، باید پیروز بشم - آره -
.راستش بهنظرم از پسش برمیام من ورزشکارم، البته شما هم هستید
...تو رو نمیدونم، ولی همهمون
خیلیخب - ...نه، منظورم اینه که -
طوری نیست، لباسه کلفته ولی من هم ورزش میکنم
شاید من نتونم تشخیص بدم ولی بهنظرم همهمون ورزشکاریم
من بهترین عدد رو دارم. ۴۳۲
...یک - چون من تکم -
توی عددت یک نیست - چون تکم -
- محصل -
بهنظرم همیشه رقابتطلب خواهم بود چون عیسی مسیح، مجبور به رقابت بود
این یعنی باید رقابت کنم
- کلمزون / کالیفرنیای جنوبی -
سرنوشتِ آدم دست خودشه
و لحظهای که بتونی ذهنت رو کنترل کنی
و ذهنیت قویای بسازی
بعدش متوجه میشی که
همدلی یه نقطه ضعفه
لطفا، محض رضای خدا از پس این چالش بر بیا
.از پس این چالش برمیام قسم میخورم. تمرین کردم
خم شو، زانوی سالمی که داری رو خم کن
راننده پیک -
یه شخص اضافه رو با خودم به این بازی آوردم. یه شخص معتمد
شیکاگو / ایلینویز -
و فکر نکنم همه مادرهاشون رو به این بازی آورده باشن
فکر نکنم، پس در اصل خوششانسم
مادرم یه ورزشکار سوپر استار بود
...حس میکنم که از من هم
بیشتر دوام میاره
و جلوی کل خانواده و دوستهام خجالتزدهم میکنه
ولی اگه چنین هم باشه، غمی نیست
چون اونجوری باحالترین مادر دنیا رو دارم
.بهنظرم سرعتِ رفتن مهم نیست سرعت توقف کردن مهمه
موافقم
...پس من توقفم رو قبل از
خرگوش و لاکپشت
آره، قبل از اینکه برگرده من توقف میکنم
خطر نمیکنم - وای خدا -
اسم جیدا به معنای «نعمت دانستن»ئه
کوردیناتور بازاریابی -
و قسم میخورم این اتفاقی نیست که والدینم، همچین اسمی برام گذاشتن
اوشن کانتی / نیوجرسی -
چون عملا هر اتفاقی که بخواد بیفته قبلش من خبردار میشم
ذهن آدمها رو خوب میتونم بخونم
وقتی یه نفر دروغ بگه سریع میفهمم
اگر کسی قابل اعتماد نباشه میفهمم
پس بهنظرم توی این بازی این نقطه قوتمه
افراد رو بررسی کردم و خیلی حس اعتماد به نفس دارم
احساس میکنم شکستم میدی ولی حتما از خط پایان رد میشم
نباید توی هیجان رقابت غرق بشم
تو شاید اون انضباطی که باید سرلوحه قرار بدم رو داشته باشی
مسئله اینه
.چیس رفیق صمیمیمه باهم همه کاری کردیم
صاحب شرکت باربری -
از دوران دبیرستان باهم بودیم
کانزاس سیتی / میزوری -
اگه بهخاطر اومدن چیس نبود الان من هم اینجا نبودم
از وقتی بچهدار شدم کلا عیالداری کردم
خیلی خوبه که اینجا پیشمه
ولی رقیبیم دیگه، رفیق صمیمی هستیم ولی رقیبیم
و اگه تهش فقط ما دوتا بمونیم
که بهنظرم همینطور هم میشه
هرکسی به فکرش خودش خواهد بود
شرکتکنندگان توجه کنید
قوانین به این شکل هستن
وقتی عروسک شروع به خوندن کرد به جلو برید
وقتی دست از خوندن برداشت دیگه نباید تکون بخورید
...در غیر اینصورت
حذف خواهید شد
پنج دقیقه وقت دارید تا از خط عبور رد بشید
حال، بازی رو شروع میکنیم
عروسکش تکون هم میخوره
به کس دیگهای نگاه نکن و نگرانشون نباش
تمرکزت به خط پایان باشه
چراغ سبز، چراغ قرمز
جیدا، باید تمرکزت رو حفظ کنی
نباید تکون بخورم
نباید بلرزم، باید این افراد رو شکست بدم
شانس باختنم خیلی بالاست
چراغ سبز، چراغ قرمز
صدای زمین خوردن شرکتکنندگان رو میشنوم
مثل مگس میافتن
شک وجودم رو فرا گرفته
آیا گند زدم؟
...الان تنها کاری که میتونم بکنم اینه
دیدن حذف شدن رفیق صمیمیم
بهشدت مخربه
ولی نمیذارم روی روحیهم تاثیری بذاره
همین رو اسباب انگیزه بخشیدن به خودم میکنم
چراغ سبز، چراغ قرمز
اونقدر مضطربم که دارم عرق میکنم
ولی برای رسیدن به خط پایان هرکاری میکنم
لعنتی، همه دارن حذف میشن
فکر نکنم از پسش بربیام
هر سری یه نفر حذف میشه تعداد کمتر میشن
و بهنظرم شانسم برای بردن بیشتره و بابتش خوشحالم
چراغ سبز، چراغ قرمز
لعنتی، واقعا؟
باید تمرکزم رو حفظ و خودم رو کنترل کنم
.نمیتونم همین اول کار ببازم اجازه نمیدم
میدونم که پاهام مثل سابق عمل نمیکنن
ولی میخوام به پایانش برسم
چرا توی حالت اسکات قرار گرفتم؟
عملا درد زیادی میکشم
ولی نباید تکون بخورم
تمرکزت رو حفظ کن، از پسش برمیای
بچه نشو، نباید تسلیم بشی
صدای گلولهها رو همهش میشنوم
و هر دفعه به من نمیخوره
.وای خدا، خیلی درد دارم تسلیم میشم
از پسش برنمیام
چراغ سبز، چراغ قرمز
باورم نمیشه، شرکت کننده ۱۰۷ اول شد
یه قدم به بردن جایزه نزدیکتر شده
مبارزه ادامه داره
چراغ سبز، چراغ قرمز
ایول
چی؟ چی؟
ایول
خدا رو شکر
خوبه
سخت بود
موفق شدیم
چطوری؟ - وای رفیق -
پشمهام پسر
حس سرخوشی شدیدی دارم
ولی هنوز رقبای زیادی توی بازی مونده
و یکیشون مامانمه
بهخاطر اون این کار رو کردم
...میخواستم که باهم
یه تجربه مشترک داشته باشیم و ممکنه از خط رد نشه
.رسید به ۳۸ ثانیه تموم شد دیگه
.زمان روی ساعت رو میبینم فکر نکنم برسم
باورم نمیشه
باورم نمیشه
تو هم موفق شدی
وای خدا
اوه
توالتها رو ببینید
وای خدا
شوخیت گرفته
بزن بریم
یا خدا
پشمریزونه انصافا
هی، هی
No comments yet. Be the first to leave one.