Candyman: Farewell to the Flesh

Candyman: Farewell to the Flesh

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Candyman Farewell to the Flesh 1995 1080p BluRay X264-Japhson
Candyman Farewell to the Flesh 1995 720p BluRay X264-Japhson
Candyman Farewell to the Flesh 1995 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
Candyman Farewell to the Flesh 1995 720p BluRay H264 AAC-RARBG
Candyman Farewell to the Flesh 1995 BluRay 1080p-Ganool
Candyman Farewell to the Flesh 1995 BluRay 720p-Ganool
Candyman Farewell to the Flesh 1995 1080p BluRay X264 YIFY
Candyman Farewell to the Flesh 1995 720p BluRay X264 YIFY
Candyman Farewell to the Flesh 1995 BRRip XviD MP3-XVID
Candyman Farewell to the Flesh 1995 720p BluRay x264-x0r
A Commentary by TAMAGOTCHi
█☀️ marYam مـریـم ، Tamagotchi يـاشـار ☀️█

Tags

BluRay
720p
720
ganool
1080
x264
brrip
XviD
Published on: 2020-04-25
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

او در راه عشق جانش را از دست داد

.دنیل روبیتایل" اندکی پس از جنگ‌های داخلی به دنیا آمد" پدر و مادرش بَرده بودند و

خانوادگی نقاش و هنرمند

یکی از اربابان ثروتمند سفارش داد تا .پرترۀ دخترش را نقاشی کند

آن‌ها عاشق هم شدند و دختر باردار شد

پدرش اوباشی را به دنبال او فرستاد

...وقتی او را گیر انداختند .با اره‌ای که تیغۀ کُندی داشت دست راستش را قطع‌کردند

زنبورهای کندوی عسلی در آن نزدیکی تحریک شدند و

،دست قطع‌شده و بدن در حال خونریزی‌اش .به موم آغشته‌شد

،جماعتی که آنجا جمع شده‌بودند .به محض حملۀ زنبورها متفرق شدند

او در راه عشق جانش را از دست داد

بازگشت او اول از شایعه‌های کوچک شروع و .به مرور به افسانه‌ای تبدیل شد

اگه اسمش رو 5 بار جلوی آینه بگی ظاهر میشه

چنگکی جای دست قطع‌شده‌ش رو گرفته

.چشم‌هایش پر از اندوه و نفرت .از دهانش وز وز زنبور‌ها به گوش می‌رسد

افسانه‌ش همه‌جا پخش شد

توی بدترین مکان‌ها ریشه کرد

،حتی همین‌جا توی نیواورلئان

قتل‌هایی به اسم اون صورت گرفت

باشه، ولی یعنی اون واقعیـه؟

کابرینی گرین، شیکاگو، 1992

هلن لایل" اونقدر تحت تأثیر این افسانه قرار گرفت که"

توی قالب "کندی‌من" فرو رفت

قربانی‌هاش رو با چنگک به قتل می‌رسوند

اهالی کابرینی باور کرده‌بودن که اون کندی‌من ـه

خود شما چی، "دکتر پرسل"؟ - به کندی‌من باور دارم یا نه؟ -

به افسانه‌ش باور دارم

ولی به حقیقی بودنش؟ به اینکه از جسم و خونـه؟ نه

متأسفانه باور ندارم - بهمون ثابت کنید -

کندی‌من

کندی‌من

کندی‌من

کندی‌من

کندی‌من

خیلی‌خب، خیال همه راحت شد

.اگه الان اتفاقی می‌افتاد، ناشرم هیچ‌وقت من رو نمی‌بخشید ...فرض کنید تیتر‌ها چه‌جوری می‌شد

"یک استاد کمبریج در تور معرفی کتابش با چنگکی به قتل رسید "

!خانم‌ها و آقایون، معرفی می‌کنم، پیتر، کندی‌منِ خودمون

اوه، ببخشید. امان از دست این خیابون‌ها که .باعث شدن راهم رو گم کنم

اونجا یه خرده رودربایستی داشتین، نه؟

هدیه‌ست؟ - "تقدیم به ایتن" -

"ایتن ترانت"

ایتن، به‌خاطر اتفاقی که برای پدرت افتاد واقعاً متأسفم

اومد پیش تو که کمکش کنی - ،اصلاً می‌دونی -

هر سال چند تا آدم اونجوری میان سراغ من؟ - بابای من که خُل‌و‌چل نبود -

!من که نگفتم اینطور بوده

بهش گفتی کندی‌من وجود خارجی نداره

...بهش گفتی اسمش رو بیاره !حالا اون مُرده

.ببین، ایتن، من قبلاً هم دیدم که این اتفاق می‌افته .آدم‌ها غرق این افسانه میشن

.افسانه‌ای در کار نیست .دنیل روبیتایل واقعی بوده

دنیل روبیتایل خیلی وقتـه که مُرده و زیر خاکـه

همین‌جاست

خودت دعوتش کردی

متأسفم. نمی‌تونم بهت کمکی بکنم

قربانی بعدی تویی، پرسل

از کشالۀ ران تا گلوت رو می‌شکافه - تو هم درست عین پدرت دیوونه‌ای -

یه پیک ویسکی سینگل مالت بهم بده

!قاتل کثافت

!هوی

!پرتش کنید بیرون ببینم

نفری بعدی خود تویی، پرسل

!گمشو بیرون

اینـ... کتاب منـه

کندی‌من وداع با جسم

.:: ترجمه از یاشار و مریم ::. .:: Careless Whissper & TAMAGOTCHi ::.

دبلیو.بی.اُ.وی

مردم نیواورلئان، حواستون پیش منـه؟

گوش‌تون با منـه؟ .کینگ‌فیش هستم رو موج 96.2 اف‌ام

برگزیده و نظر‌کرده

"فقط سه روز مونده، مردم "کِرِسنت سیتی

"فقط سه روز تا "چله روزه

پس بیایید که قبل از توبه، پای‌کوبی و شادمانی کنیم و

قبل از روزه، جشن بگیریم

کینگ‌فیش تا آخرش همراه شماست

،راستی، برادران و خواهران من، می‌دونید کلمۀ "کارناوال" به لاتین چه معنایی داره؟

،خب، کینگ‌فیش از اونجایی که تحصیل‌کرده‌ست .می‌تونه براتون توضیح بده

"کارناوال: وداع با جسم"

.معنیش اینـه "خیلی ازش خوشم میاد. "وداع با جسم

آره، همینـه

و تا جایی که من می‌دونم وداع با اون همه سیل

درسته. نگاه کنید

سواحل می‌سی‌سی‌پیِ بزرگ آمادۀ کشت و زراعت هستن

یه نگاه به آسمون بندازید

دوباره آمادۀ بارشـه

ابرها چی؟ ،خب، برادران و خواهران من

الان تنها خطری که کرسنت سیتی رو .تهدید می‌کنه، ابرها نیستن

با کشتار طرفیم، دوستان من

،همونطور که قبلاً هم شنیدیم .مردِ چنگک‌به‌دست میاد و شقه‌شقه می‌کنه

پس وقتی که لباس‌های مخصوص مراسم‌تون رو پوشیدین و ،جلوی آینه وایسادین تا از زیبایی‌هاتون لذت ببرین

لطفاً جیک‌تون درنیاد

اسم اون رو به زبون نیارید

همیشه اینقدر عصبانیـه؟

فکرکنم

به نظرت دلیلش چیه؟ - چون اذیتش کردن -

"!اذیتش کردن"

کی اذیتش کرده، "متیو"؟

همه - هی، "اَنی". بیا نگاه کن -

بیا اینجا

اگه همون‌جا وایسی می‌تونم تو رو هم بکِشم - تا حالا نقاشی کشیدن روی کاغذ رو هم امتحان کردی، "لیز"؟ -

.عمراً. از کاغذ بدم میاد .هیچی روش نیست

.به‌خاطر همین تو باید یه چیزی روش بکشی دیگه .درضمن، عزیزم، یه آینه که همیشه پیشت نمی‌مونه

!چرا نَمونه؟ این که فرار نمی‌کنه

مسئله برادرتـه - فقط چند روز تا "ماردی گرا" مونده -

قول دادم براشون گچ پاریس تهیه کنم - می‌دونم، واسه ماسک‌هاشون -

،انی، اگه این بچه‌ها فقط یه کار رو خوب بلد باشن .اینـه که حواسشون به خودشون باشه. چیزیشون نمیشه

صبح برمی‌گردم - فقط برو -

"هی، "پَم

می‌خوای یه‌سره اینجا ساکن شی یا چی؟

نه

نه، بریم

حالتون چطوره، خانم ترانت؟ - "سلام، "گِرِگ -

هنوز حاضر نشدی؟ - وای، خدایا! از این وامونده متنفرم -

پس چرا همیشۀ خدا روشنش می‌ذاری؟ - انی، خواهش می‌کنم. با من بحث نکن -

مامان، ایتن چی گفت؟ - خب، حاضر نشد دو کلمه هم با من حرف بزنه -

.فقط می‌خواد تو رو ببینه ...وای، انی

!آخه... قتل؟

سلام، خانم ترانت - به این می‌گین پیگیریِ سریع؟ -

ببخشید، خانم؟ - خودم 45 ثانیه پیش دزدگیر رو خاموش کردم -

،خانم، ما تلاش می‌کنیم در حد توانمون سریع پیگیری کنیم .ولی باید درک کنید که یه اسم رمز لازم داریم

اسم رمز؟ الان یه اسم رمز بهتون میدم

"اُسکل" - !مامان -

،انی، وقتی هم‌سن من بشی .هرچی عشقت بکشه می‌تونی بگی

دکتر لوئیز" اجازه داده مشروب بخوری؟"

دکتر لوئیز معتقده سرطان داره از پا درم میاره

!میگه هر کاری کنم فرقی نداره

حالا یه جوری حلش می‌کنیم

می‌دونی تنها چیزی که حسرتش رو می‌خورم چیه؟

هیچ‌وقت قسمت نشد موهای سفیدم دربیان

می‌تونم بهت بگم دقیقاً چه روزی مریض شدم

روزی بود که پدرت فوت کرد

نیایید جلو. برید عقب - میشه نظرتون رو در مورد دستگیری پسرتون بگید؟ -

!نیایید جلو

!پاول، پاول! به مامانم کمک کن

!ببخشید - !یه نظری بدین -

."خدمت شما، "اُکتاویا .یه لیوان قهوۀ دبش با همۀ افزودنی‌ها

.کاسنی توشـه .حال مزاجیم رو روبه‌راه می‌کنه

خوب به داد آدم می‌رسی، پاول

یه روز پدر نمونه‌ای میشه

البته تا اون موقع من زیر خاکم و خوراک کرم‌ها شدم

...دوست دارم مراسم تشییع جنازه‌م تو زمستون باشه .مخصوصاً با این آب و هوا

خانم ترانت؟ .خانم

شاید بهتر باشه اول تنها برم پیشش - آره، شاید اینطوری بهتره -

نمی‌خوام ناراحتش کنم

.ما یه سر می‌ریم کافه‌تریا .شنیدم سوپ "گامبوِ" گرم و خوشمزه‌ای دارن

!سلام. فرشتۀ نگهبان من

حالِت چطوره؟ - تعریفی نداره -

مامان چطوره؟

سعی می‌کنه با قضیه کنار بیاد

می‌خوای با رئیس دانشکده‌ت تماس بگیرم؟ - نیازیـ...نیازی نیست -

سه ماه پیش اخراجم کرد - !چی؟ -

.دست بردار، انی .دانشکدۀ حقوق آرزوی بابا بود، نه من

...از کلاس‌ها متنفر بودم، از استادها - ...از این مشروب‌فروشی به اون مشروب‌فروشی رفتن تو محلۀ فرانسوی‌ها -

فقط درست برام تعریف کن دیشب چی شد

اون لاشی نشست و یه پیک مشروب سفارش داد

...بعد شروع کرد به جویدن یخشـ

!خیلی مزخرف میگی، ایتن! خودت هم می‌دونی

چه اتفاقی افتاد؟

می‌دونی که حق نداری اینجا باشی - این یارو پاک روانیـه -

اگه علتش رو از من بپرسی میگم زیادی درون‌همسری داشتن - "به قوانین پایبند باش، "رِی -

،فکرکردی می‌ذارم یه بچه مایه‌دار کثافتِ باشگاه‌ تفریحی‌رو همینجوری از چنگمون دربره؟

این پسر روزگارش سیاهـه

هویت سه قربانی اول مشخص نبود

تا قربانی چهارم: آقای کُلمن ترانت

درست عین بقیه‌شون به قتل رسید - حدس بزن کی جسد بابایی رو پیدا کرده؟ -

!کسی نیست جز ایتن کوچولو

جریان چیه؟ این کارت به‌خاطر حمایت از کسیـه؟

!به‌خاطر کسی؟

...با "کِلی مک‌فرسون" تماس می‌گیرم و - نه، نه، نه -

وکیل نمی‌خوام - این خونواده دوست و آشنا زیاد دارن -

!الان دیگه نمی‌تونن براش کاری کنن

تو مدرسه‌مون یه بچه‌هایی مثل این می‌شناختم

،همیشه فکرمی‌کردن از من بهترن

چون مثلاً تو یه کاخ خراب‌شده توی خیابون "اسپلنید" زندگی می‌کردن

.این دفعه نمی‌تونی با چرب‌زبونی و حقه‌بازی خلاص بشی .قضیه قتلـه

.حالیت نمیشه، انی؟ من کُشتمش .اعتراف هم کردم. تمام

،اینطور که پیداست بالاخره می‌تونم .از جشن ماردی گرا کنار همسرم لذت ببرم

می‌فهمم جریان چیه

واقعاً؟ - بعضی وقت‌ها آدم‌ها دوست دارن تنبیه بشن -

حتی با وجود اینکه هیچ کار بدی نکردن

تو بابا رو نکُشتی، ایتن

فقط اون شب توی خونه بودی

این جریان هیچ ربطی به بابا نداره - فکرکنم خوبم ربط داره -

خب، به هر حال دیگه حرفش رو نزن - اون شب چی دیدی؟ -

تمومش کن - !ایتن -

!گفتم تمومش کن

!لعنتی - وقت ملاقات تمومـه -

بالاخره می‌فهمم واقعاً چه اتفاقی افتاده - !نه! نه -

،متأسفم، خانم ترانت، ولی تا جایی که ما می‌دونیم .همه‌چی تو این پرونده مشخصـه و حل و فصل شده

هنوز حتی وکیل مدافع هم نداره - برادرتون به اصرار خودش تمام و کمال اعتراف کرده -

چه مدرکی علیه‌ش دارین؟ .نه آلت قتاله‌ای داشته نه حتی یه قطره خون روش بوده

کلی آدم شاهدن که قربانی رو تهدید کرده‌بوده - این که ثابت نمی‌کنه اون رو کُشته‌باشه -

ببینید، جریان فقط قتل دکتر پرسل نیست

منظورتون چیه؟

ممکنه ایتن تو قتل پدرتون هم دست داشته‌باشه

این قربانی‌ها هم دقیقاً به همین شکل کُشته‌شدن

.باورنکردنیـه .داداشم پدرمون رو می‌پرستید

.روحتون هم خبر نداره اون چی کشیده .واسه ماست‌مالی کردن پرونده یه سپربلای دیگه پیدا کنید، کارآگاه

این قتل‌ها کار داداش من نبوده

خواهیم دید

.این رو خطاب به مرد چنگک‌به‌دست میگم "هی، داداش، آروم باش"

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left