The first 200 lines.
الوار!
چه حفره عمیقی
و عمیقتر هم میشه
چرا داری میکنیش؟
داریم یه خونه میسازیم
این پایین؟
نمیدونم، ریچارد
پنجره ایوان پشتی نمیخواد بسته بمونه
حتی به شوهرم گفتم جایی که تاب برداشته رو سمباده بزنه
با اینکه انگار برای هیچکس مهم نیست...
قیمت یه میلیون دلار این روزها مفت حساب میشه
اینم از کلیدها
لطفا یادت باشه وقتی کارت تموم شد...
- توی صندوق بذاریشون - ببین، زیاد کارمون طول نمیکشه
حداکثر 20 یا 30 دقیقه
و ممنونم که برنامهشو ریختی
خیلی برام ارزش داره
خواهش میکنم، ریچارد
مترجمان: « داوود آجرلو و عاطفه بدوی » ::. Highbury & Atefeh Badavi .::
واقعا خونهای...
بهتر از این پیدا نمیکنی
یه زیرزمین داره که...
یه گرمایش مرکزی بسیار مُدرن داره...
با لولههای مسی و یه کوره نفتی
دیگه خبری از انبار کردن زغالسنگ نیست
فقط 18 روز میشه که توی بازار فروش اومده
زیادم طول نمیکشه به فروش بره
خونه در اصل در سال 1900 ساخته شده، آقا و خانم یانگ
سبک معماریش نیمه استعماری
به اندازه یه درخت کهن هم محکم و قوی ساخته شده
پس همونطور که میبینین، آقا و خانم یانگ...
ال و رز هم بگی خوبه!
ال شنوایی گوش چپش رو...
وقتی یه خمپاره درست بغل گوشش منفجر شد از دست داده
دکترها میگن خودش یه روزی خوب میشه
اوه، چقدر شانس اورده
تازه کلی ترکش هم توی رانش داره
باید تا آخر عمر ترکشها رو با خودش داشته باشه
شوهرم توی دریا گم شد
توی میدوی
ماه ژوئن که بیاد میشه سه سال
زنگ در خونه مردم رو میشنیدم...
و شوهرهاشون جلوی در وایستاده بودن
ال در نبرد سنت لو بوده
در دو هفته 11 هزار نفر کشته شدن
محض رضای خدا، رز، اینا...
چه ربطی به قیمت چای در چین داره؟
چین!
خونه 180 متر مربع ـه
و اگه خونوادهتون بزرگتر بشه جای کافی برای بزرگ کردن خونه هست
اتاق غذاخوری داره
آره، کابینتهای آشپزخونه قابل تغییره، یه میز مخصوص صبحونه داره...
یه ایوان پشتی خوشگل...
که هر وقت خواستین میشه به اتاق مهمون اضافی تبدیلش کرد
طبقه بالا، چهار تا اتاق خواب بزرگ داره...
با چند تا دستشویی، یه دوش...
یه اتاق آرایش و کمدهای بزرگ
وسایل آشپزخونه هم روی خونهس
یه اجاق چهار شعله از برند نورج...
که ساعت و زمانسنج الکتریکی داره
زیاد ازش خوشم نمیاد
شبیه یه جعبه کفش ـه
فکر نکنم کسی بتونه اینجا زندگی کنه
اونقدر که دلت میخواد منظره خوبی نداره
اجازه بدین نظرمو بگم
از بین تمام خونههایی که برای فروش دارم، این ملک...
به مدرسه جدید بسیار نزدیکه
و کمتر از یک کیلومتر با فرودگاه جدید فاصله داره...
که قراره بسازنش
ممکنه در آینده به درد بخور بشه
- آینده؟ - درسته، پائولین
تنها زمانی که به سمتش میریم آیندهس
و داره همینجا و همین الان اتفاق میافته
جان، اینقدر زندگی کردن نزدیک یه فرودگاه...
برات اهمیت داره؟
اهمیت داره، پائولین. خیلی زیاد
آینده همینه
خب، گمونم به اون سازه زشت اونطرف خیابون...
- عادت میکنم - عزیزم، تو چقدر مهربونی
واقعا خیلی مهربون و نازی
پس 3400 تا میخوان
قیمت خیلی خوبیه
دو زوج دیگه دارم که امروز میان دیدن اینجا
تا جایی که فهمیدم یکیشون سرهنگه
با یه زن ایتالیایی ازدواج کرده
زنش یه کلمه هم انگلیسی بلد نیست
لبخند زیبایی داره
چرا بهتون یه لحظه وقت ندم تا در موردش حرف بزنین؟
3400 تا؟ پناه بر خدا، رز، نه
توافق کردیم که نمیتونیم بیش از 3 هزار تا هزینه کنیم...
حتی با پول بابام
باردارم
چی؟
باردارم!
- جدی؟ - بله
- واقعا؟ - سه ماه ـه
نظری دارین؟
قیمتش با قانون حمایت از سربازان هم همخوانی داره
- پس میخریمش - آخجون!
میخریمش! آره، میخریمش
ریکی، اولین کریسمسته
- آره! بیا اینجا - باشه
نگاش کن
یه فرشته تمام عیاره
- ریکی، بخند - ریکی...
آماده باش و بخند
باشه، آروم باش، ریکی
ریکی؟ ریکی، بشین
بشین. اینطرف
- ریکی. ریکی - بله
باشه، فهمیدیم. میتونی بپری
- ریکی، اینقدر نپر - ریکی، بگیر بشین، عزیزم
بشین کنار...
- بشین کنار خواهرت - میخوایم عکس بگیریم
- خوبه. بشین - ریکی! ریکی، بگیر بشین!
- بخند. بخند - لعنت خدا، ریکی، بگیر بشین!
خدای من!
باشه، ریکی ریکاردو، وقتشه بس کنی
آره، اون...
اینقدر سر و صداش بلنده که بابا سرش درد گرفت
- ریکی، گوش بده - ببین، جیمی، نگاه کن
ریکی، ریکی!
ریکی، بس کن، لعنتی!
ببین، جیمی، نگاه کن!
آره، و فکر کنم بابا نوئل عقلش رو از دست داده
اون طبل رو مامانت خریده
خب، باید بره توی گاراژ
جیمی، الیزابت، به شما دو تا هشدار میدم
لطفا برای خواب آماده بشین
الیزابت، برادرتو ببر طبقه بالا
همین الان
- ممنونم - زود باش
زوجی که اومدن توی خونه جدید رو دیدم، عزیزم
عزیزم، پردهها رو نکش
خیلی بدم میاد. شبیه سالن عزاداری میشه
تد و ویرجینیا
جدی؟ چطوری هستن؟
خب، ویرجینیا بارداره
چه جور آدمهایی هستن؟
خب، دوست دارن بخندن
پس نمیدونم، سرشار از زندگی هستن
- جدی؟ - آره
چند وقته ازدواج کردن؟
بس کن
- ریکی، عزیزم، 20 دقیقه دیگه - تازه دارم بازی میکنم
همین، باشه؟ و اونا رو بذار سرجاش
الیزابت! جیمی!
عجب نبرد بزرگی اونجا راه انداختی
کی داره میبره؟
آمریکاییها همه آلمانیها رو کشتن
خوبه
تا حالا به کسی شلیک کردی؟
دوباره بگو؟
توی جنگ، به کسی شلیک کردی؟
دونستنش سخته
همه چی سریع اتفاق میافته، همه چی مبهم ـه
هیچوقت دشمن رو نمیبینی، فقط یه تیکه از کلاهش رو میبینی
کسی که کنارم بود، کارل بولتون اهل وسلی، اوهایو بود...
رنگ دو چشمش با هم فرق داشت، یکی...
یکی قهوهای بود و اون یکی آبی
دو رنگ
بهش میگفتیم دو رنگ
از نزدیک دیدم که آروارهش منفجر شد
چی کار کردی؟
چی؟ چی کار؟
بعد از اینکه آروارهش کنده شد، چی کار کردی؟
نمیخوام در موردش حرف بزنم
دو هفته دیگه باید برسن
و راستشو بگم، وحشت دارم
ویلیام، پدر خودت و پسر خودتو میبینی
- لطفا - میدونم
فقط برای دیدن بیلی کوچولو نگرانم
الان 13 سالش شده
از آخرین باری که پیش هم بودیم سالها گذشته
میدونی، شاید بشه گفت بیشتر پسر پدرمه تا من
پدرت قطعا حضور پررنگی داره...
ولی تو هم در حد خودت مرد مهمی هستی
پدرم فکر میکنه میتونه تاج و تخت رو براندازه
و این دسته خیانتکار که دنبالش راه افتادن...
اصلا نمیدونن که این پیرمرد چقدر دیوانهس!
مثل اینکه نصفه شب بادبادک هوا کنه...
هیچی به جز لباس خواب تنش نباشه، تازه وسط طوفان هم باشه
بهم قول بده که در مورد سیاست...
با پدرت بحث نکنی
خیلی از بحث و جدل بدم میاد
خب، متاسفانه پدرم و من...
الان در دو جبهه بسیار متفاوتیم
از خوندن نامههاش قلبم به درد میاد
پدر خودم داره یه تروریست میشه
کت قرمز حرومزاده!
چه مرگته...
- کلاهشو انداختم! - چه بیآبرویی!
ای اوباش!
باید زندانی بشین!
شورشیهای کثیف عوضی!
- وای خدا - الیزابت
این دنیا داره به کجا میرسه؟
دلم میخواد چند سال قدمت داره
بیش از 200 سال
No comments yet. Be the first to leave one.