Here

Here

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Here 2024 BluRay 1080p DDP 5 1 x264-hallowed
A Commentary by AtefehBadavi
🆔 داوود آجرلو و عاطفه بدوی | بلوری | FilmKio.Com 🆔

Tags

bluray
Published on: 2025-01-28
Downloads: 447
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫الوار!

‫چه حفره عمیقی

‫و عمیقتر هم میشه

‫چرا داری می‌کنیش؟

‫داریم یه خونه می‌سازیم

‫این پایین؟

‫نمی‌دونم، ریچارد

‫پنجره ایوان پشتی نمی‌خواد ‫بسته بمونه

‫حتی به شوهرم گفتم ‫جایی که تاب برداشته رو سمباده بزنه

‫با اینکه انگار برای هیچکس مهم نیست...

‫قیمت یه میلیون دلار ‫این روزها مفت حساب میشه

‫اینم از کلیدها

‫لطفا یادت باشه ‫وقتی کارت تموم شد...

‫- توی صندوق بذاری‌شون ‫- ببین، زیاد کارمون طول نمی‌کشه

‫حداکثر 20 یا 30 دقیقه

‫و ممنونم که برنامه‌شو ریختی

‫خیلی برام ارزش داره

‫خواهش می‌کنم، ریچارد

‫مترجمان: « داوود آجرلو و عاطفه بدوی » ‫::. Highbury & Atefeh Badavi .::

‫واقعا خونه‌ای...

‫بهتر از این پیدا نمی‌کنی

‫یه زیرزمین داره که...

‫یه گرمایش مرکزی بسیار مُدرن داره...

‫با لوله‌های مسی و ‫یه کوره نفتی

‫دیگه خبری از انبار کردن زغال‌سنگ نیست

‫فقط 18 روز میشه که توی ‫بازار فروش اومده

‫زیادم طول نمی‌کشه به فروش بره

‫خونه در اصل در سال 1900 ‫ساخته شده، آقا و خانم یانگ

‫سبک معماریش نیمه استعماری

‫به اندازه یه درخت ‫کهن هم محکم و قوی ساخته شده

‫پس همونطور که می‌بینین، ‫آقا و خانم یانگ...

‫ال و رز هم بگی خوبه!

‫ال شنوایی گوش چپش رو...

‫وقتی یه خمپاره درست بغل ‫گوشش منفجر شد از دست داده

‫دکترها میگن خودش یه ‫روزی خوب میشه

‫اوه، چقدر شانس اورده

‫تازه کلی ترکش هم توی رانش داره

‫باید تا آخر عمر ترکش‌ها ‫رو با خودش داشته باشه

‫شوهرم توی دریا گم شد

‫توی میدوی

‫ماه ژوئن که بیاد میشه سه سال

‫زنگ در خونه مردم رو می‌شنیدم...

‫و شوهرهاشون جلوی در وایستاده بودن

‫ال در نبرد سنت لو بوده

‫در دو هفته 11 هزار نفر کشته شدن

‫محض رضای خدا، رز، اینا...

‫چه ربطی به قیمت چای در چین داره؟

‫چین!

‫خونه 180 متر مربع ـه

‫و اگه خونواده‌تون بزرگتر بشه ‫جای کافی برای بزرگ کردن خونه هست

‫اتاق غذاخوری داره

‫آره، کابینت‌های آشپزخونه قابل ‫تغییره، یه میز مخصوص صبحونه داره...

‫یه ایوان پشتی خوشگل...

‫که هر وقت خواستین میشه ‫به اتاق مهمون اضافی تبدیلش کرد

‫طبقه بالا، چهار تا اتاق خواب بزرگ داره...

‫با چند تا دستشویی، یه دوش...

‫یه اتاق آرایش و کمدهای بزرگ

‫وسایل آشپزخونه هم روی خونه‌س

‫یه اجاق چهار شعله از برند نورج...

‫که ساعت و زمان‌سنج الکتریکی داره

‫زیاد ازش خوشم نمیاد

‫شبیه یه جعبه کفش ـه

‫فکر نکنم کسی بتونه اینجا زندگی کنه

‫اونقدر که دلت می‌خواد ‫منظره خوبی نداره

‫اجازه بدین نظرمو بگم

‫از بین تمام خونه‌هایی که برای ‫فروش دارم، این ملک...

‫به مدرسه جدید بسیار نزدیکه

‫و کمتر از یک کیلومتر ‫با فرودگاه جدید فاصله داره...

‫که قراره بسازنش

‫ممکنه در آینده به درد بخور بشه

‫- آینده؟ ‫- درسته، پائولین

‫تنها زمانی که به سمتش میریم آینده‌س

‫و داره همینجا و ‫همین الان اتفاق می‌افته

‫جان، اینقدر زندگی کردن ‫نزدیک یه فرودگاه...

‫برات اهمیت داره؟

‫اهمیت داره، پائولین. خیلی زیاد

‫آینده همینه

‫خب، گمونم به اون سازه زشت ‫اونطرف خیابون...

‫- عادت می‌کنم ‫- عزیزم، تو چقدر مهربونی

‫واقعا خیلی مهربون و نازی

‫پس 3400 تا می‌خوان

‫قیمت خیلی خوبیه

‫دو زوج دیگه دارم که ‫امروز میان دیدن اینجا

‫تا جایی که فهمیدم یکی‌شون سرهنگه

‫با یه زن ایتالیایی ازدواج کرده

‫زنش یه کلمه هم انگلیسی بلد نیست

‫لبخند زیبایی داره

‫چرا بهتون یه لحظه وقت ندم ‫تا در موردش حرف بزنین؟

‫3400 تا؟ ‫پناه بر خدا، رز، نه

‫توافق کردیم که نمی‌تونیم ‫بیش از 3 هزار تا هزینه کنیم...

‫حتی با پول بابام

‫باردارم

‫چی؟

‫باردارم!

‫- جدی؟ ‫- بله

‫- واقعا؟ ‫- سه ماه ـه

‫نظری دارین؟

‫قیمتش با قانون حمایت از ‫سربازان هم هم‌خوانی داره

‫- پس می‌خریمش ‫- آخ‌جون!

‫می‌خریمش! آره، می‌خریمش

‫ریکی، اولین کریسمس‌ته

‫- آره! بیا اینجا ‫- باشه

‫نگاش کن

‫یه فرشته تمام عیاره

‫- ریکی، بخند ‫- ریکی...

‫آماده باش و بخند

‫باشه، آروم باش، ریکی

‫ریکی؟ ریکی، بشین

‫بشین. اینطرف

‫- ریکی. ریکی ‫- بله

‫باشه، فهمیدیم. می‌تونی بپری

‫- ریکی، اینقدر نپر ‫- ریکی، بگیر بشین، عزیزم

‫بشین کنار...

‫- بشین کنار خواهرت ‫- می‌خوایم عکس بگیریم

‫- خوبه. بشین ‫- ریکی! ریکی، بگیر بشین!

‫- بخند. بخند ‫- لعنت خدا، ریکی، بگیر بشین!

‫خدای من!

‫باشه، ریکی ریکاردو، وقتشه بس کنی

‫آره، اون...

‫اینقدر سر و صداش بلنده ‫که بابا سرش درد گرفت

‫- ریکی، گوش بده ‫- ببین، جیمی، نگاه کن

‫ریکی، ریکی!

‫ریکی، بس کن، لعنتی!

‫ببین، جیمی، نگاه کن!

‫آره، و فکر کنم بابا نوئل ‫عقلش رو از دست داده

‫اون طبل رو مامانت خریده

‫خب، باید بره توی گاراژ

‫جیمی، الیزابت، به شما ‫دو تا هشدار میدم

‫لطفا برای خواب آماده بشین

‫الیزابت، برادرتو ببر طبقه بالا

‫همین الان

‫- ممنونم ‫- زود باش

‫زوجی که اومدن توی ‫خونه جدید رو دیدم، عزیزم

‫عزیزم، پرده‌ها رو نکش

‫خیلی بدم میاد. ‫شبیه سالن عزاداری میشه

‫تد و ویرجینیا

‫جدی؟ چطوری هستن؟

‫خب، ویرجینیا بارداره

‫چه جور آدم‌هایی هستن؟

‫خب، دوست دارن بخندن

‫پس نمی‌دونم، سرشار از زندگی هستن

‫- جدی؟ ‫- آره

‫چند وقته ازدواج کردن؟

‫بس کن

‫- ریکی، عزیزم، 20 دقیقه دیگه ‫- تازه دارم بازی می‌کنم

‫همین، باشه؟ ‫و اونا رو بذار سرجاش

‫الیزابت! جیمی!

‫عجب نبرد بزرگی اونجا راه انداختی

‫کی داره می‌بره؟

‫آمریکایی‌ها همه آلمانی‌ها رو کشتن

‫خوبه

‫تا حالا به کسی شلیک کردی؟

‫دوباره بگو؟

‫توی جنگ، به کسی ‫شلیک کردی؟

‫دونستنش سخته

‫همه چی سریع اتفاق می‌افته، ‫همه چی مبهم ـه

‫هیچوقت دشمن رو نمی‌بینی، ‫فقط یه تیکه از کلاه‌ش رو می‌بینی

‫کسی که کنارم بود، کارل بولتون ‫اهل وسلی، اوهایو بود...

‫رنگ دو چشمش با هم فرق داشت، یکی...

‫یکی قهوه‌ای بود و اون یکی آبی

‫دو رنگ

‫بهش می‌گفتیم دو رنگ

‫از نزدیک دیدم که آرواره‌ش منفجر شد

‫چی کار کردی؟

‫چی؟ چی کار؟

‫بعد از اینکه آرواره‌ش ‫کنده شد، چی کار کردی؟

‫نمی‌خوام در موردش حرف بزنم

‫دو هفته دیگه باید برسن

‫و راستشو بگم، وحشت دارم

‫ویلیام، پدر خودت و پسر خودتو می‌بینی

‫- لطفا ‫- می‌دونم

‫فقط برای دیدن بیلی ‫کوچولو نگرانم

‫الان 13 سالش شده

‫از آخرین باری که پیش ‫هم بودیم سالها گذشته

‫می‌دونی، شاید بشه گفت ‫بیشتر پسر پدرمه تا من

‫پدرت قطعا حضور پررنگی داره...

‫ولی تو هم در حد خودت ‫مرد مهمی هستی

‫پدرم فکر می‌کنه می‌تونه ‫تاج و تخت رو براندازه

‫و این دسته خیانتکار که ‫دنبالش راه افتادن...

‫اصلا نمی‌دونن که این ‫پیرمرد چقدر دیوانه‌س!

‫مثل اینکه نصفه شب بادبادک هوا کنه...

‫هیچی به جز لباس خواب تنش نباشه، ‫تازه وسط طوفان هم باشه

‫بهم قول بده که در مورد سیاست...

‫با پدرت بحث نکنی

‫خیلی از بحث و جدل بدم میاد

‫خب، متاسفانه پدرم و من...

‫الان در دو جبهه بسیار متفاوتیم

‫از خوندن نامه‌هاش قلبم به درد میاد

‫پدر خودم داره یه تروریست میشه

‫کت قرمز حرومزاده!

‫چه مرگته...

‫- کلاه‌شو انداختم! ‫- چه بی‌آبرویی!

‫ای اوباش!

‫باید زندانی بشین!

‫شورشی‌های کثیف عوضی!

‫- وای خدا ‫- الیزابت

‫این دنیا داره به کجا می‌رسه؟

‫دلم می‌خواد چند سال قدمت داره

‫بیش از 200 سال

More Farsi Persian subtitles for Here

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left