The first 200 lines.
عشق و رستگاری
قسمت نهم
تو فقط به خاطر من مجبور شدی این نقاب رو بزنی
اما نگران نباش
من
بهت کمک میکنم
تا راهی برای در اوردن این این نقاب نفرین عشق پیدا کنی
من بهت گفتم
این انتخاب خودم بود
تقصیر تو نیست
میتونم بیشتر روی تمرینم تمرکز کنم ، بی احساس بودنم بد نیست
کجاش خوبه ؟
این تمرینی که میگی خیلی زمانبر و سخته
و تو الان داری خودت رو مجبور میکنی که بی احساس باشی
اینجوری زندگی کردن خسته کننده نیست ؟
این خوب نیست
بسه
نگران این موضوع نباش
من حتما یه راه حلی پیدا میکنم که کمکت کنم
آهان راستی
بیا بیرون
من سریع باید حیوون معنویت رو بهت برگردونم
نگهداری ازش تو سفر به قلمرو آسمانی راحت نبود
یینگ هوا کوچولو
شیطونی کردی ؟
ممنونم برادر لیو
چرا از من تشکر میکنی ؟
بسه دیگه
من برم
شوان جی
حاضری ؟
! لینگ لونگ
این اون زنگی نیست که سی فنگ بهت داد ؟
تو باید وقتا باهاش در تماس بودی ؟
حالش الان چطوره ؟
بعد از این که به قله شو یانگ رفتم
ارشد هاو چن همه وسایل هام رو گرفت
برای همین
۴ سال نتونستم باهاش تماس بگیرم
۴ سال باهاش در تماس نبودی ؟
شوان جی
قبلا سی فنگ همش میگفت وقتی بیدار شدی
باهاش تماس بگیری
بعلاوه
حتی اگر سخت بود
تو میتونستی براش نامه بنویسی
نامه بنویسم ؟
من سرم هر روز با تمرین شلوغ بود
هیچ وقت بهش فکر نکردم
خیلی حواس پرتی
اونو یادت رفته بود ؟
بعلاوه
تو حتی یه بارم باهام تماس نگرفتی
بعد از این که رفتی قله شو یانگ
اگر خواهرت نبودم هیچ کاری باهات نداشتم دیگه
این چطور ممکنه لینگ لونگ ؟
من دلم واقعا برات تنگ شده بود
من فقط احساس کردم که
باید تورو تو قلبم نگهدارم
، بعلاوه
چه دوست باشیم چه خواهر تو همیشه هوای منو داری درسته ؟
همیشه تا یکم از تمرینا لذت میبرم به این فکر میکردم
وقتی زمانش برسه
میتونم هر چه زود تر پیش تو برگردم
من همچین احساسی هم به سی فنگ داشتم
ما به هم قول داده بودیم
که دنیا رو با هم بگردیم
پس مگه مهمه که ما این ۴ سال با هم در تماس بودیم یا نه ؟
اما شوان جی تو رابطه تماس داشتن خیلی مهمه
هیچ کس یه جا منتظر تو نمیمونه
فکر میکردم چون مهارتات پیشرفت کرده
تو بتونی این موضوع رو یکم درک کنی
انتظار نداشتم که درکت در مورد بقیه مثل قبل باشه
لینگ لونگ
سی فنگ ازم ناراحته
که باهاش در تماس نبودم ؟
به نظرت سرزنشم میشه ؟
... خب
نمیدونم
نه ، نه
سی فنگ حتما تو قلعه ی لیز سرش شلوغه
اونم باید تمرین کنه
اون هر روز با تمرین سرش شلوغ بوده پس حتما فراموش کرده
مشکلی نیست
من هر چه زودتر از کوه شائو یانگ میرم تا سی فنگ رو ببینم
بعد ۴ تایی با هم
میتونیم با هم دور دنیا رو بگردیم
خوش میگذره
شراب میوه زرد
شراب عالیهه
، شوان جی
من نتونستم جلو همه ازت بپرسم
اما وقتی تو قله شو یانگ بودی تونستی چیزی در مورد آینهی با هوانگ پیدا کنی ؟
مشکلی نیست
شاید وقتی که از کوه رفتیم بتونیم پیداش کنیم ؟
برادر ارشد ششم
من دیگه دنبالش نمیگردم
ارشد هاو چن بهم گفت
که مردم متفاوت به دنیا میان
و من همیشه این شکلی میمونم
من باید باشم که از قلمرو مخفی محافظت کنم
من نباید دنبال آینه ی با هوانگ
بگردم و ۶ حواسم رو برگردونم
، اگر این کار رو بکنم
اگر شیطان درونم بیدار بشه چی ؟
که این طور
اون قدرت عجیبت دوباره
ظاهر شده؟
پس بیا دنبالش نگردیم
اوه راستی برادر ارشد ششم
بذار یه چیزی نشونت بدم
این میوه ی درخت آسمانی قله شو یانگه
میوه هاش خیلی خوش مزست
اما فقط هر ۵ سال یک بار میوه میده
پس من یکم
برای تو و لینگ لونگ و سی فنگ نگهداشتم
توی شیکمو ، یاد گیرفتی چطوری برای بقیه چیزی نگه داری ؟
بد نیست
I was right to dote on you.
تو مثل خواهرت نیستی
نمیدونم داره به چی فکر میونه
! مینگ یان
لینگ لونگ ؟ - ! مینگ یان -
لینگ لونگ داره با یه پسره برای رقص طبل گل برنامه میریزه
... برادر ارشد ششم این
شوان جی
برادر ارشد ششم دوست نداره شراب و میوه بخوره
پس من همش رو بر میدارم
... این ... من
رئیس فرقه
الان یه بخشی از سایه ی شیطان رو که به فرقه ی شائو یانگ فرستاده بودیم نابود شده
اما باید یه سری جاسوس به فرقه های دیگه بفرستیم
فقط به خاطر این که
ممکنه بقیه فرقه ها شک کنن
پس به نظر من
فعلا نباید کاری کنیم
و صبر کنیم تا بتونیم کلید های معنوی رو پیدا کنیم
باید بیشتر صبر کنیم ؟
تا کی ؟
رئیس فرقه
... ما
کی اونجاست ؟
نتونستی بفهمی
خدای جنگ و ستاره مو شا یا کلید های معنوی کجان
دی لانگ
به خاطر اینه چون تو خیلی دل رحمی
پس برای همینه تو هیچی پیدا نگردی ؟
وو تونگ
میتونی اینجا
اینجوری حرف بزنی ؟
رئیس فرقه بهت اجازه داد تا تو فرقه تیان شو بمونی
پس تو میتونی یکم بیشتر بهدما اطلاعات
درمورد فرقه ها بدی
سگ خوبی باش
از اونجایی که تو یه سگ ولگردی
پس هی این اطراف واق واق نکن
فرقه تیان شو به همه اجازه حرف زدن میده
کسی که وظیفش رو درست انجام نده نمیتونه حرف بزنه
دی لانگ نظر تو چیه ؟
من نمیخوام موقعیتمون لو بره
رئیس فرقه
من نمیخوام با فرقه های دیگه درگیر بشیم
و باعث بشه قبایل دیگه رو از دست بدیم
قبیله شیطان بیشتر از ۱۰۰۰ ساله که داره مخفیانه آموزش میبینه فرقه های دیگه انتظار این همه قدرت از ما رو ندارن
اگر اون فرقه ها
با ما متحد نشن
ما میتونیم همه اونا رو بکشیم
چرا یه گوشه خودت رو قایم کردی ؟
تو میخوای انتقام رفتاری که با انسانا داشتن بگیری درسته ؟
وو تونگ
اگر قدرت ما برای هدف های خودخواهانه ی خودت استفاده نکن
برای این که من یه انسانم
برای همین میدونم چطوری کنترلشون کنم
چطوری مجبورشون کنم
چطوری باهاشون معامله کنم
، رئیس فرقه
چرا بهم یه فرصت نمیدی ؟
من میتونم ۵ فرقه رو نابود کنم و کلید های معنوی رو برات پیدا کنم
، رئیس فرقه
ووتونگ فقط
یه سگه که از فرقه ی خودش بیرونش کردن
نباید بهش اعتماد کنی
ما این یه سگ ولگرده
که تونست بفهمه شوان یوان فریبت داده
چی ؟
! نگهبانا
لینگ شی از شوان یانگ تورو سرکار گذاشته
اما راستش یکی از کلید های معنوی
توی مروارید آسمانی شوان یوان مخفیش کردن
گول خوردی
بله کلید تو مروارید آسمونی شوان یان مخفی شده
اما فقط رئیس قبیله جو شیی میدونه
که مروارید آسمانی کجاست
دی لانگ
تو حتی آدم اشتباهی رو برای بازجویی و تهدید اوردی ؟
در مقایسه با لینگ شی که قسم خورده از ابرو ی فرقه محافظت کنه
کنترله مو شی خودخواه و بزدل راحت تر نیست ؟
! لعنتی
رئیس فرقه لطفا یه فرصت دیگه بهم بدید
تا کمکتون کنم کلید های معنوی رو پس بگیرید
No comments yet. Be the first to leave one.