The first 200 lines.
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت17 اين قسمت:ليو بو شو جو رو از دست ميده (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدی
گو جيا
در خدمتم
وضعيت شو جو چطور هست؟
ما يك نامه از چن گويي و پسرش چن دنگ دريافت كرديم
هر دوي اونا اعتماد ليو بو رو به دست اوردن
و به مقر جنرال در شو جو دعوت شدن
خب،بهشون خبر بده كه بايد بين ليو بو و چن گونگ اختلاف بندازن
خب،بهشون خبر بده كه بايد بين ليو بو و چن گونگ اختلاف بندازن
و باعث شن چن گونگ اعتماد ليو بو رو كمكم از دست بده
در اون موقع
اونا همچنين بايد تلاش كنن ليو بو رو از ليو بِي دور كنن
وقتي شو جو در هرج و مرج بيوفته
ما ميتونيم از اين فرصت براي فتحش استفاده كنيم
وقتي اين كار انجام شد
من به امپراطور ميگم كه چن گويي رو فرماندار استان شو جو كنه
من به امپراطور ميگم كه چن گويي رو فرماندار استان شو جو كنه
ارباب لطفا نگران نباشيد
چن ها پدر و پسر هر دو زيرك هستن
اونا اجازه نميدن ارباب نااميد بشن
خب بيا بريم
حركت كنيد
جنرال در وضعيت كار و بار جاري
هر كي از شما كمك دريافت كنه ميتونه قدرتشو در كشور بالا ببره
هر كي از شما كمك دريافت كنه ميتونه قدرتشو در كشور بالا ببره
مصداقش دقيقا براي يواِن شو هست كه از شما كمك دريافت نكرد
و شكست سنگيني در شو چون خورد كه باعث پشيموني ابديش شد
چن گويي
حرف هاي پسر من نادرسته
با دلاوريه بزرگ جنرال
ايشون ميتونه از شو جو به عنوان يك پايگاه براي فتح دشت هاي مركزي استفاده كنه
بعد به دست اوردن دشت هاي مركزي ميتونيد كشور رو فتح كنيد
چرا بايد با كسي مثل يواِن شو همكاري كنيد؟
پدر درست ميگن
سواره نظام زبده تحت فرماندهي شما جنرال در جهان بي همتاست
سواره نظام زبده تحت فرماندهي شما جنرال در جهان بي همتاست
چن دنگ
با اسب خرگوش قرمز و نيزه سه شاخه در دستتون
با اسب خرگوش قرمز و نيزه سه شاخه در دستتون
شما نفر اول در كشور هستيد
جنرال شما بايد براي تاسيس كردن امپراطوريتون اماده بشيد
جنرال شما بايد براي تاسيس كردن امپراطوريتون اماده بشيد
اين كه معلومه
اما من ولي بازم به كمك شما دو مرد باهوش احتياج دارم
اما من ولي بازم به كمك شما دو مرد باهوش احتياج دارم
اما من ولي بازم به كمك شما دو مرد باهوش احتياج دارم
پسر من ناشايستست و من انعام هاي زيادي ازتون دريافت كردم
ما بايد از شما سپاسگذار باشيم
پدرم و من فقط ميتونيم به شما خدمت و كمك كنيم تا در پيروزي هاتون موفق باشيد
پدرم و من فقط ميتونيم به شما خدمت و كمك كنيم تا در پيروزي هاتون موفق باشيد
وگرنه زندگيمون بي فايده خواهد بود
خب خب بيايد بيايد
با هم مي نوشيم
مشاور گونگ تَي اومدن،لطفا بشينيد
تو و پدرت ميتونيد بريد
من ميخوام با فنگ شي ين صحبت كنم
احتياجي به اين نيست،بيرون الاچيق منتظر باشيد
بله
فنگ شي ين
من شنيدم اونا رو براي گوش دادن اواز به عمارت داخلي دعوت كردي
من شنيدم اونا رو براي گوش دادن اواز به عمارت داخلي دعوت كردي
بله
و حتي اونا رو به عنوان مشاور چپ و راستت منصوب كردي
درسته
فنگ شي ين
اين پدر و پسر يك جفت پاچه خواره روي زمين خوابيده هستن
اين پدر و پسر يك جفت پاچه خواره روي زمين خوابيده هستن
وقتي اونا داشتن به تااُ چي ين خدمت ميكردن يواشكي با يواِن شااُ توطئه مي چيدن
وقتي اونا داشتن به تااُ چي ين خدمت ميكردن يواشكي با يواِن شااُ توطئه مي چيدن
و به خاطر شهرت و مقام به اربابشون خيانت كردن
وقتي تااُ چي ين به اين موضوع پي برد قرار بوده اعدام بشن
وقتي تااُ چي ين به اين موضوع پي برد قرار بوده اعدام بشن
ولي فقط به خاطر دل رحم بودن تااُ چي ين
ازشون گذشته و گذاشته كه برن
امروز اونا،اونا چي شده كه اينجا اومدن؟
امروز اونا،اونا چي شده كه اينجا اومدن؟
و چطور تونستي اينقدر باهاشون صميمي بشي؟
گونگ تَي
چن گويي و چن دنگ خيلي به من وفادار هستن
چرا داري بهشون حسودي مي كني؟
چي؟
من به اين دو تا حرومزاده حسودي ميكنم؟
فنگ شي ين
در موقع جنگيدن در نبردها قدرت تو هست
كشف كردن فكر مردم ضعف تو هست
اونا امروز خيلي برات چاپلوسي كردن چون كار خودشونو دارن
اونا امروز خيلي برات چاپلوسي كردن چون كار خودشونو دارن
تو نبايد با توجه به حرف هاي شيرين و چاپلوسانه اونا تصميم بگيري
تو نبايد با توجه به حرف هاي شيرين و چاپلوسانه اونا تصميم بگيري
چن گونگ،تو بي دليل به اونا تهمت ميزني اونا ادماي بي گناهي هستن
چن گونگ،تو بي دليل به اونا تهمت ميزني اونا ادماي بي گناهي هستن
بي گناه؟اونا دو تا حرومزادن
معلومه ادماي بي گناهي نيستن
من خودم ميدونم اونا وفادار هستن يا نه
احتياجي نيست تو اينو به من بگي
اينو فراموش نكن
فرماندار استان شو جو من هستم
به نظر
با به دست اوردن چن گويي و پسرش
تو ديگه برام استفاده اي نداري
مشاور اگه احساس ميكني كه اشتباه كردي
ميتوني از اينجا بري
خب،من ميرم
اما اينو يادت باشه،بدبختي به زودي سراغ شو جو مياد
اما اينو يادت باشه،بدبختي به زودي سراغ شو جو مياد
منتظر باشو ببين
حالا كه داري ميري،دو مشاور رو دعوت كن براي خوردن شراب بيان
به عنوان يك زير دست چطور كسي ميتونه اربابشو نصيحت بكنه؟
به عنوان يك زير دست چطور كسي ميتونه اربابشو نصيحت بكنه؟
اين فقط نصيحت كردن نيست
بلكه حتي سعي ميكنه اربابشو در دستاش كنترل كنه
چه رفتار احمقانه اي
ميخوام ببينم شما دو تا چجور سمي توي استينتون داريد
ميخوام ببينم شما دو تا چجور سمي توي استينتون داريد
مشاور همونجور كه گفتيد،فقط صبر كنيد و ببينيد
مشاور گونگ تَي روز خوبي داشته باشيد
نصيحت وفادارانه رد شد،و افراد خُرد اعتبار به دست اوردن
اينجوري نه فقط شو جو نابود ميشه
اينجوري نه فقط شو جو نابود ميشه
بلكه زندگيه منم به خطر خواهد افتاد
بايد ليو بو رو ترك كنم و دنبال يك ارباب باهوشتر بگردم
ولي در اين سرزمين وسيع ارباب باهوش كجا پيدا ميشه؟
و كجا ميتونم خودمو برپا كنم؟
هرچند كه ليو بو احمقه
بيشتر به من سخاوت داره
اون شخصيت ركي داره
و يه بچست كه هنوز بزرگ نشده
افراد
مشاور
اسبو اماده كن،ميخوام بيرون شهر براي شكار برم
چشم
اون شخص به نظر مشكوك بود،زود دنبالش كنيد
چشم-بگيريدش،نزاريد فرار كنه بگيريدش
زود باشين،جلوشو بگيرين،نزاريد فرار كنه
باشه
ليو بِي چطور جرات كرده با سااُسااُ توطئه كنه
و براي شو جو نقشه بكشه؟
جنرال،ليو بِي براي گرفتن شو جو با شما دشمني داره
جنرال،ليو بِي براي گرفتن شو جو با شما دشمني داره
اما باي اين كار چاره اي جز جنگيدن با شما رو نداره
چي كار ميكنه؟با سااُسااُ توطئه مي چينه
بعدش ميتونه براي برگردوندن شو جو از ارتش سااُسااُ استفاده كنه
من خيلي وقت پيش اينو پيش بيني كرده بودم
ليو بِي يك فاسده دو روئه كه در ظاهر وفادار و خالصه
اون ممكنه در ظاهر بزرگ منش باشه
اما غرض هاي پنهاني داره
اون يك اشغاله دو روئه كه در 100 سال يه بار پيدا ميشه
خوب گفتي
عاليه
مخصوصا جمله فاسده دو رو كه ظاهرا وفادار و خالصه
اين خيلي مناسبه
اما ليو بِي تنها گرگيه كه زير پوست گوسفند پنهون شده؟
اما ليو بِي تنها گرگيه كه زير پوست گوسفند پنهون شده؟
يعني ادم فاسده ديگه اي در شهر شو جو ما نيست؟
يعني ادم فاسده ديگه اي در شهر شو جو ما نيست؟
فاسد ديگه اي هم هست؟كيه؟
جنرال مشاور گونگ تَي دارن در مورد من حرف مي زنن
درسته
من دقيقا در مورد تو و پدرت حرف ميزنم
اگه من نادرست قضاوت نكرده باشم
تو و پدرت گرگ هاي واقعي هستيد كه زير پوست گوسفند پنهون شديد
تو و پدرت گرگ هاي واقعي هستيد كه زير پوست گوسفند پنهون شديد
مشاور چرا اينجوري حرف ميزنيد؟
چرا اينجوري حرف ميزنم؟
قبل اينكه تو و پدرت توسط عمارت جنرال پذيرفته بشين
شو جو يك شهر كاملا باارامش بود
اما بعد اينكه تو و پدرت به اينجا اومدين
مشكلات يكي بعد از ديگري ظاهر شدن
اول سااُسااُ درخواست كرد جنرال فرماندار شو جو بشه
بعد تعدادي بازرگان و تاجر كه بسيار مشكوك بودن از استان يان جو به شو جو رسيدن
بعد تعدادي بازرگان و تاجر كه بسيار مشكوك بودن از استان يان جو به شو جو رسيدن
و امروز اين نامه مشكوك رسيده
بگو،تو و پدرت از جاسوسان سااُسااُ هستيد يا جاسوسان ليو بِي؟
گو،تو و پدرت از جاسوسان سااُسااُ هستيد يا جاسوسان ليو بِي؟
يا اينكه هم جاسوس سااُسااُ و ليو بِي هستيد؟
لطفا جنرال سر منو قطع كنيد
تا سوء ظن هاي مشاور چن گونگ رفع بشه
چن گونگ،تو ميگي چن دنگ خيانتكاره،مدركي هم داري؟
چن گونگ،تو ميگي چن دنگ خيانتكاره،مدركي هم داري؟
هرچند كه مدرك ندارم
اما به چشم هاي خودم اعتماد دارم
جنرال شما داريد مي شنويد؟
اوني كه بخواد سگشو بزنه براش اسونه شلاق گير بياره
چن گونگ
من چند دفعه بهت گفتم در مقابل ديگران دشمني درست نكن
اما نگاه كن
هميشه با شك تحريك ميشي و فكر ديگران رو سمي ميكني
بزار بهت بگم
از وقتي چن دنگ به اينجا اومده هميشه درباره تو حرفاي خوب زده
از وقتي چن دنگ به اينجا اومده هميشه درباره تو حرفاي خوب زده
اون تو رو براي دانش و هوش عقلانيت تحسين ميكنه
اون تو رو براي دانش و هوش عقلانيت تحسين ميكنه
اون حتي تحسينت ميكنه كه بهترين رزمارا در كشور هستي
اما تو چي؟
واقعا؟
معلومه كه اون در مقابل تو از من تعريف ميكنه
وگرنه چرا اونا رو پاچه خوار صدا ميزدم كه وانمود ميكنن وفادار هستن؟
وگرنه چرا اونا رو پاچه خوار صدا ميزدم كه وانمود ميكنن وفادار هستن؟
چن گونگ،همين حالا از چن دنگ عذرخواهي كن
No comments yet. Be the first to leave one.