The first 200 lines.
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت 41 این قسمت:نبرد صخره سرخ 1 (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي
فرمانده ارشد
سااُ برادر بي گناه ما رو به قتل رسوند فرمانده ارشد
تمام سربازان اصليه جينگ در خشم هستن
برادرم و من اومديم تا به شما بپيونديم
ما ميخوايم به شما خدمت كنيم و سااُسااُ رو نابود كنيم
اينجوري ميتونيم انتقام برادر بزرگمونو بگيريم فرمانده ارشد
خب خب
ناو دريايي جينگ هم ميخواد در مقابل سااُ طغيان بكنه؟
فرمانده ارشد،ما قبل از اينكه بيايم با تمام مردانمون قسم خورديم
فرمانده ارشد،ما قبل از اينكه بيايم با تمام مردانمون قسم خورديم
اونا همه از فرمان فرمانده ارشد اطاعت كنن
وقتي جنگ شروع بشه اونا همه در مقابل سااُ قرار ميگيرن
عاليه
اين كمكي از اسمان هست
برادرا،بيايد بريم در خيمه من با هم شراب بخوريم
خب خب
زي جينگ،گونگ جينگ برادران سَي رو نگه داشته؟
اره اونا رو داخل برده و به عنوان فرماندهان ناو تعيينشون كرده
خب،فتنه خوبيه فتنه خوبيه
كونگ مينگ،برادران سَي اومدن به ما پناه اوردن
كونگ مينگ،برادران سَي اومدن به ما پناه اوردن
بدون اينكه خانوادهاشونو بيارن
من نگرانم كه اونا براي جاسوسي اومده باشن
جاسوسان خوبن،جاسوسان براي منفعت هاي خودشون سودمند هستن
جاسوسان خوبن،جاسوسان براي منفعت هاي خودشون سودمند هستن
گاهي اوقات يك جاسوس برابر با 10 هزار سرباز هست
گاهي اوقات يك جاسوس برابر با 10 هزار سرباز هست
درسته همش بستگي داره به اينكه گونگ جين چطور از اونا استفاده بكنه
سااُسااُ ارتشي 1 ميليوني داره و كمپ هاش تا 200 مايل طول دارن
سااُسااُ ارتشي 1 ميليوني داره و كمپ هاش تا 200 مايل طول دارن
نميتونن در زمان كوتاه شكست بخورن
هر فرمانده اي تداركات برای 3 ماه رو ميگيره
و در داخل كمپ هاش تقسيم ميكنه
و اماده نبردي طولاني ميشه
فرمانده ارشد ما تقريبا براي نصف سال هست كه در شيا كو مستقر شديم
فرمانده ارشد ما تقريبا براي نصف سال هست كه در شيا كو مستقر شديم
ولي شمادر اين مدت هيچ حركتي انجام ندادين
الان دارين ميگين كه دوباره براي 3 ماه ديگه صبر بكنيم
هرگز فكر سه ماه رو نكنيد
حتي اگه 30 ماه هم باشه هيچ چيز انجام نمي پذيره
اگر ما ميتونيم اونا رو در اين ماه شكست بديم بيايد انجامش بديم
اگر ما ميتونيم اونا رو در اين ماه شكست بديم بيايد انجامش بديم
وگرنه شما بايد از اربابمون عذرخواهي كنيد و استعفا بدين
...خوانگ
خوانگ گَي،اين يك شورش هست؟
جراتشو ندارم
ولي اگه فرمانده ارشد نتونن نقشه هاي بهتر داشته باشن بايد كسي ديگه رو براي اين كار پيدا كنيم
ولي اگه فرمانده ارشد نتونن نقشه هاي بهتر داشته باشن بايد كسي ديگه رو براي اين كار پيدا كنيم
گستاخ
اگه جلوي مزخرفاتتو نگيري طبق قانون عمل ميكنم
جو يو،تو هميشه فاقد صلاحيت بودي فقط بلدي باد به غب غبت بندازي و وانمود كني از همه بالاتري
من ميترسم كه 6 فرماندهيه سرزمين جنوب به خاطر تو از دست بره
من ميترسم كه 6 فرماندهيه سرزمين جنوب به خاطر تو از دست بره
پير احمق،تو خيلي پُر رويي
جنرال خوانگ
وقتي من به جنرال سون جي ين خدمت ميكردم تو هنوز دنيا نيومده بودي
وقتي من به جنرال سون جي ين خدمت ميكردم تو هنوز دنيا نيومده بودي
اگه به خاطر ملايمت ارباب سون نبود هيچ كدوم از ما توي ديوونه رو تحمل نميكرديم
اگه به خاطر ملايمت ارباب سون نبود هيچ كدوم از ما توي ديوونه رو تحمل نميكرديم
افراد
در خدمتيم
خوانگ گَي دستورمو نميپذيره و روحيه افراد رو تضعيف ميكنه
اونو بيرون ببريد و فورا اعدامش بكنيد چشم
فرمانده ارشد
شكي نيست خوانگ گَي سزاوار مرگه،ولي اين كار به مصلحت ارتش نيست
شكي نيست خوانگ گَي سزاوار مرگه،ولي اين كار به مصلحت ارتش نيست
گان نينگ
بله بله فرمانده ارشد
اروم باشيد لطفا
جنرال خوانگ فرماندهي كهنه كار هستن خدمت هاشون به سرزمين جنوب بسيار زياد بوده
جنرال خوانگ فرماندهي كهنه كار هستن خدمت هاشون به سرزمين جنوب بسيار زياد بوده
لطفا مجازات اونو به تعويق بندازين
شما ميتونين اونو بعد از شكست سااُ اعدام بكنيد
اگه اين به خاطر شماها افسران كهنه كار نبود
اگه اين به خاطر شماها افسران كهنه كار نبود
...من حتما
جو يو
اگه ميخواي بكشي بكش،جراتشو داري اينكارو كن
من حتي از داخل قبرم هم به تو لگد ميزنم
اونو ببريد و سرشو بزنيد
فرمانده ارشد جنرال خوانگ رو ببخشيد
فرمانده ارشد
جو يو تو حرومزاده اي
جو يو،حتي اگه منو بكشي من بازم تسليم تو نميشم
جو يو،حتي اگه منو بكشي من بازم تسليم تو نميشم
فكر ميكني كي هستي تو يه حرومزاده بي كفايتي
فكر ميكني كي هستي تو يه حرومزاده بي كفايتي
فرمانده ارشد لطفا اونو ببخشيد به خاطر ماها
لطفا اونو ببخشيد فرمانده ارشد
درسته فرمانده ارشد
من از زندگيش چشم ميپوشم،ولي از مجازاتش چشم نمي پوشم
يك صد شلاق بر پشت خوانگ گَي زده بشه
اونو برهنه كنيد و حكمو اجرا بكنيد
گونگ جين،جنرال خوانگ تقريبا 60 سالش هست
گونگ جين،جنرال خوانگ تقريبا 60 سالش هست
يك صد شلاق اگه اونو نكشه حتما اونو معيوب ميكنه
يك صد شلاق اگه اونو نكشه حتما اونو معيوب ميكنه
لطفا گونگ جين براي اون بخشش داشته باشيد
نميشه
دستور من يكصد شلاق شديد هست
ملايم كار نكنيد يا اينكه يكي كمتر بزنيد
جو يو تو يه بچه حرومزاده اي
من ترجيح ميدم بميرم تا اينكه تسليم تو بشم
تو جز يه احمقه متقلب چي هستي؟
جو يو من ترجيح ميدم بميرم تا اينكه از تو اطاعت كنم
جو يو تو حرومزاده اي
من ترجيح ميدم بميرم تا اينكه ازت اطاعت كنم،ازت اطاعت نميكنم
كونگ مينگ كونگ مينگ
زي جينگ،تو به چاي سانگ براي ملاقات با فرمانده نرفتي؟
زي جينگ،تو به چاي سانگ براي ملاقات با فرمانده نرفتي؟
من از چاي سانگ برگشتم
شنيدم كه گونگ جين در جلوي همه داره جنرال خوانگ کهنه کار رو به سختی تا حد مرگ مجازات میکنه
شنيدم كه گونگ جين در جلوي همه داره جنرال خوانگ کهنه کار رو به سختی تا حد مرگ مجازات میکنه
شنيدم كه گونگ جين در جلوي همه داره جنرال خوانگ کهنه کار رو به سختی تا حد مرگ مجازات میکنه
من اونجا براي ملاقاتش رفتم
پاهاي جنرال كهنه كار شكسته بود من نتونستم تحمل كنم تا اونو ببينم
پاهاي جنرال كهنه كار شكسته بود من نتونستم تحمل كنم تا اونو ببينم
پاهاش شكسته بود؟
چرا اه ميكشي؟
دلسوزي،احساس بدي براي جنرال خوانگ ميكنم
كونگ مينگ من شنيدم كه
وقتي گونگ جين داشته خوانگ گَي رو ميزده همه داشتن براي بخشش اون تقاضا ميكردن
وقتي گونگ جين داشته خوانگ گَي رو ميزده همه داشتن براي بخشش اون تقاضا ميكردن
اما تو همينجوري اونجا وايستادي و يك كلمه هم چيزي نگفتي
اين درسته؟
تو داري اينو براي من سخت ميكني
اين يه موضوع شخصي براي سرزمين شما هست
اگه فرماندهان خودتون نتونسته باشن با صحبت كاري كنن چطور من به عنوان يه مهمان جرات كنم صحبت كنم؟
اگه فرماندهان خودتون نتونسته باشن با صحبت كاري كنن چطور من به عنوان يه مهمان جرات كنم صحبت كنم؟
نميتوني اينو بگي
اونا فرمانبردارهاي گونگ جينن تقاضاشون بي فايدست
ولي تو فرق داري چون يه مهمون هستي
ولي تو فرق داري چون يه مهمون هستي و به اين خاطره كه ميتونستي مداخله كني
زي جينگ داري منو خوار ميكني،دوباره بازم داري منو خوار ميكني
چطور من خوارت كردم؟
من چه موقع ديگه تو رو خوار كرده بودم؟
زي جينگ نميتوني ببيني اين چي هست؟
وقتي جو یو خوانگ گَي رو ميزنه يكي راغب به زدن بود و ديگري زده ميشد
وقتي جو یو خوانگ گَي رو ميزنه يكي راغب به زدن بود و ديگري زده ميشد
اين هست"نيرنگ خراب كردن بدن"فرمانده ارشد
...فهميدم
كونگ مينگ اگه تو از قبل اين نقشه رو فهميده بودي
كونگ مينگ اگه تو از قبل اين نقشه رو فهميده بودي
نبايد بيشتر از همه مداخله ميكردي؟
چرا؟
چون اگه تو فقط مداخله ميكردي گونگ جين باور ميكرد كه تو نقشش رو نفهميدي
چون اگه تو فقط مداخله ميكردي گونگ جين باور ميكرد كه تو نقشش رو نفهميدي
كه تو نقشش رو نفهميدي
اگر تو مداخله ميكردي اين نقشه"خراب كردن بدن"بيشتر خودشو نشون ميداد و واقعي تر به نظر ميرسید
اگر تو مداخله ميكردي اين نقشه"خراب كردن بدن"بيشتر خودشو نشون ميداد و واقعي تر به نظر ميرسید
اگر تو مداخله ميكردي اين نقشه"خراب كردن بدن"بيشتر خودشو نشون ميداد و واقعي تر به نظر ميرسید
و اينجور بود كه گونگ جين فكر ميكرد باهوشتره تو اينطور فكر نميكني؟
و اينجور بود كه گونگ جين فكر ميكرد باهوشتره تو اينطور فكر نميكني؟
درسته درسته درسته
من اشتباه كردم،بايد مداخله ميكردم
فكر كردم بزرگ منش بودم ولي در برابر زي جينگ اشتباه كردم
فكر كردم بزرگ منش بودم ولي در برابر زي جينگ اشتباه كردم
كونگ مينگ،به خاطر حمايت كردن از اتحاد سون و ليو در مقابل سااُسااُ
كونگ مينگ،به خاطر حمايت كردن از اتحاد سون و ليو در مقابل سااُسااُ
كونگ مينگ،به خاطر حمايت كردن از اتحاد سون و ليو در مقابل سااُسااُ
من بين شما دو تا در اين نيم سال گذشته گير كردم
من بين شما دو تا در اين نيم سال گذشته گير كردم
من هرچيزي تونستم رو گفتم و ذهنم از نگراني ها خارج شده
من هرچيزي تونستم رو گفتم و ذهنم از نگراني ها خارج شده
و شما دو نفر فقط سعي كرديد بیشتر از همديگه سبقت بگيريد رنج هاي بزرگي رو براي اينكه از پس شما بر بيام كشيدم ولی دو طرف بیشتر رنج دیدن
اه بر من يه احمق
خسته شدم خيلي خسته
شرمسار شرمسار،من عذر ميخوام
ولي زي جينگ،تو نبايد خودتو به عنوان احمق بد نام كني
ولي زي جينگ،تو نبايد خودتو به عنوان احمق بد نام كني
تو مرد باهوشي هستي كه احمقي رو در معرفتت ميدوني
درود بر نخست وزير:به عنوان" يك ذينفع از خانواده سون "من خوانگ گَي بايد به اربابم وفادار باشم
درود بر نخست وزير:به عنوان" يك ذينفع از خانواده سون "من خوانگ گَي بايد به اربابم وفادار باشم
"اما اون جو يو بچه،گستاخ،ظالم و خُرد هست"
"اما اون جو يو بچه،گستاخ،ظالم و خُرد هست"
"ناعادلانه با پاداش و مجازات تلافي ميكنه"
فهميديم سرزمين جنوب در دستان اون نابود ميشه" "ما ترجيح ميديم تسليم دربار كنيم
فهميديم سرزمين جنوب در دستان اون نابود ميشه" "ما ترجيح ميديم تسليم دربار كنيم
خوانگ گَي صدق و صفا و روشن فكري نخست وزير" "رو در گرفتن مردان بااستعداد تحسين ميكنه
بنابراين مشتاقم تمام افرادم رو" "براي تسليم شدن به شما بيارم
تمام تداركات و سلاحامون رو هم وقتي اومديم" "با كشتي هامون مياريم
تمام تداركات و سلاحامون رو هم وقتي اومديم" "با كشتي هامون مياريم "خوانگ گَي خلوص نيت كامل داره"
خوانگ گَي داره با"نيرنگ خراب كردن بدن"وانمود ميكنه تسليم بشه
چطور ميتونه با يك چنين حيله كوچكي منو فريب بده؟
افراد،اونو ببريد و سرشو بزنيد
چشم،نخست وزير،نخست وزير من بي گناهم
نخست وزير،نخست وزير من بيگناهم نخست وزير
نخست وزير،سَي جونگ و سَي خو اين نامه رو با پيك محرمانه فرستادن
نخست وزير،سَي جونگ و سَي خو اين نامه رو با پيك محرمانه فرستادن
بخون
"با درود فراوان به نخست وزير"
"در زمان ملاقات نظامي در ديروز"
خوانگ گَي سعي كرد كنترل" "رو از جو يو بگيره ولي شكست خورد
خوانگ گَي سعي كرد كنترل" "رو از جو يو بگيره ولي شكست خورد "اون محكوم به مرگ بود"
"فقط به خاطر تقاضاي چنگ پو،گان نينگ و ديگران"
از مرگ بخشيده شد ولي در" "عوض 100 ضربه شلاق متحمل شد
پاهاي خوانگ گَي شكسته شد" "و روحيه تمام جنگجويان به شدن رو به تنزل رفت
پاهاي خوانگ گَي شكسته شد" "و روحيه تمام جنگجويان به شدن رو به تنزل رفت
No comments yet. Be the first to leave one.