The first 200 lines.
اون اول که نشونهها ظاهر شدن به راحتی قابل توضیح بودن
یه سری قورباغه که از آزمایشگاه بیولوژی فرار کرده بودن
هجوم مگسها
و بچههایی که بهخاطر شپش از مدرسه فرستادنشون خونه
،پس باوجود تمام این نشونهها و بدشگونیها زندگی روزمره در جریان بود
چه کاری برات از دستم برمیاد، تونی؟
خب، ببین میدونم خیلی لحظه آخری دارم بهت میگم
اما من و فنگز یه روز برای عروسیمون درنظر گرفتیم
جدی؟
!تبریک میگم - !ممنون -
هردومون خیلی هیجان زدهایم
بذار حدس بزنم، میخوای یکی از سوئیتهای شامپاینمون رو
برای اون شب رزرو کنی؟
راستش امیدوار بودیم
که بتونی برنامه ریزی و تدارک سور و سات عروسی رو انجام بدی
یعنی برنامهریز مراسم عروسیتون بشم؟
،میدونم واقعا دقیقه نودی بهت گفتیم ولی به یکی احتیاج داریم که بتونه معجزه کنه
و به معنای واقعی کلمه تو تنها کسی هستی که میدونم میتونه ترتیبشو بده
حتما چرا که نه
خوشحال میشم که ترتیب مراسمت رو بدم
فنگز ازم خواست که ساقدوشش بشم
منم گفتم، "اگه قرار نباشه نطق کنم
"یا برنامه مهمونی مجردیت رو بریزم، هستم
باورم نمیشه
اگه نخوای بیای درک میکنم
نه، آرچی واقعا برای تونی و فنگز خوشحالم
و واقعا دوست دارم بعد از اسلاترکان
لباس بپوشم و یه کار سرگرمکننده انجام بدم
آره. عروسی برای کل مردم شهر
اتفاق خوبیه
احتیاج داریم درمورد یه اتفاق خوب حرف بزنیم، جشن بگیریم
جاگهد این خیلی خفنه
ولی خیلی عجیب و غریب و ترسناکم هست
احتمالا شبا کابوس لایورنا رو ببینم
ببخشید
نه، واقعا ازش خوشم اومد
اما
چشمهی خلاقیتت چهطور یهو فوران کرد؟
این صداهایی که تو سرم میشنیدم رو یادته؟
ازشون ایده گرفتم
،هرچی بیشتر مینویسم صداها بیشتر فروکش میکنن
خب، این خیلی خوبه
این یعنی اینکه دیگه میتونی از توی زیرزمین بیای بیرون؟
مثلا بیای عروسی تونی و فنگز؟
...من
نمیدونم هنوز آمادگیش رو دارم یا نه
وقتی برمیگردم بالا صداها دوباره شروع میشن
و دوباره روز از نو و روزی از نو
ولی نمیخوام تنهایی بری عروسی
نه. نیازی نیست نگران این مسئله باشی
...فقط میخوام که
بهتر بشی
میخوام حالت خوب بشه
بهترم. بالاخره دارم بهبود پیدا میکنم
تنها چیزی که اهمیت داره همینه
اما هیچکدوممون نمیدونستیم که قورباغهها، مگسها و شپشها
فقط مقدمهای بر سمفونی وحشتهایی از جنس کتاب مقدس پرسیوال بودن
خوشحالم که حال جاگهد بهتره
منم همینطور
هنوز اینقدری خوب نشده که به آغوش جامعه برگرده
ولی خب، قدم به قدم
تو چهطوری؟
یه حسی بهم میگه
که شور و هیجانت برای اسلاترکان
بیشتر از عروسی تونی بود، نه؟
مسئله عروسی نیست
واقعا برای تونی و و فنگز هیجانزدهـم
...ولی
قبلا گرگ والاستریت بودم تبیتا
و الان به جایی رسیدم که شدم برنامهریز سور و سات مهمونیا
،و به جای اینکه توی نیویورک باشم الان توی ریوردیلم
بدون روابط اجتماعی درست و درمون
..بدون معشوقه
بدون هیچی
چهطور شد که اینطوری شدم؟
...گوش کن
طبق برنامه پنجسالهای که داشتم الان باید شعبههای پاپ رو گسترش داده بودم
و در سطح کشور همه میشناختنش
ولی تو خیلی بیشتر از یه سور و ساتچی سادهای
و هممون میدونیم که وقتی عزمت رو جزم میکنی
کاری نیست که از پسش برنیای
آره، به جز اینکه یه روز مناسب واسه این عروسی پیدا کنم
خدایا، چقدر دلم برای اینکه قلبم رو با یکی سهیم بشم تنگ شده
عشقم رو
خانم لاج
یه مشکلی پیش اومده
لولهکشی یه ایرادی پیدا کرده
و این مشکل فقط به کازینو ختم نمیشد
تو کل شهر داشت اتفاق میافتاد
این دیگه چیه، زنگه؟
نمیدونم
احتمالا لولهها یه مشکلی پیدا کردن
خب، کوین
چه مسئلهی مهمی بود که نمیتونستی با پیام یا تلفنی بهمون بگی؟
میخواستم خودم شخصا بیام و بهتون بگم
که دیگه نمیخوام سر حضانت آنتونی کوچولو باهاتون بجنگم
میخوام پروندهـش رو ببندم
چی باعث شد نظرت رو تغییر بدی؟
تو مادرشی تونی
و تو پدرشی فنگز، پدر واقعیش
نه من
نمیخوام آنتونی کوچولو بیشتر از این
.اذیت بشه لطفا من رو ببخشید
چی میخوای پرسیوال؟
میخوام این اعتصاب بیخود و بیجهت رو تموم کنی
افرادات احتمالا الان تو وضعیت بد و سختی قرار دارن
به عذابشون پایان بده آرچی
اجازه بده برگردن واسه راهآهن من کار کنن
دست من نیست
کارگرا سر موضعشون هستن، انتخاب خودشونه
میبینی آرچی، حتی الانم حاضر نیستی درست به نشونهها توجه کنی
همهجا پر از خزنده و حشره شده
همیشه همه چی با پستترین و ناچیزترین مخلوقات خداوند شروع میشه
داری دربارهی چی صحبت میکنی؟
هیچ ایدهای نداری با چه نیروی عظیمی درافتادی، نه؟
خب، به زودی میفهمی
و اونوقت افرادت التماس میکنن که برگردن و برای من کار کنن
تا اون موقع، پیشنهاد میکنم اخبار رو ببینی
تکرار میکنیم، به طرز عجیبی
آب رودخانه سوییتواتر یک شبه به رنگ سرخ درآمده
به جرأت میتونم بگم که دانشمندان از توضیح علت این رویداد خیرهکننده، بازماندهاند
.عجیبه پرسیوال عملا گفت که
اتفاقی که برای رودخونه سوییتواتر افتاده کار خودش بوده
چهطور ممکنه؟
قدرت متقاعد کردن رو که داره
و یه سری ترفند و حیلهی دیگه هم تو آستینش داره، ولی برای قرمز کردن آب رودخونه
دیگه باید یه جادوگر با توانایی و مهارت فوق العاده باشه
خب اون گفتش که یه سری نشونهها و نیروهای دیگهای هم تو کاره
چه نشونههایی؟ - نمیدونم -
یه چیزی تو مایههای حشره و مار و اینا
ولی زنگ زده بود که تهدیدمون کنه
خب از اونجایی که من همیشه ساز مخالف میزنم و تو این کارم بهترینم
پیشنهاد میکنم که با این مسئله
فوری و قاطعانه برخورد کنیم
چهطوری؟
خیلی سادهـست، میکشیمش
خودم هم انجامش میدم، با قدرت پایروکینزیسم
خدایا. بابا هممون بهش فکر کردیم
اگه پرسیوال رو بکشیم
رسما مبارزه بین خیر و شر رو باختیم
ببینین، پرسیوال میخواد اعتصاب تموم بشه
و به جای آدم کشتن و برخورد فیزیکی
داره از تاکتیک ترسوندن و ارعاب استفاده میکنه
پس باید با قدرت سر مواضعمون بمونیم
فردا با کارگرا جلسه داریم
مطئمن میشیم که احساس کنن داره ازشون حمایت میشه
،خب با این حساب تا وقتی بیشتر سر در بیاریم چی به چیه
به تونی نگیم عروسیش رو عقب بندازه؟
نه. عروسی به همه یادآوری میکنه که برای چی دارن مبارزه میکنن
فردای بهتر برای خانوادههامون
پرسیوال داره سعی میکنه بین شهروندا تفرقه بندازه
تونی و فنگز کمک میکنن همه رو دور هم جمع و متحد کنیم
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
«مترجم: عاطفه بدوی» ::. Atefeh Badavi .::
،دیشب اصلا خوب نخوابیدم کابوسهای واضحی دیدم
و حالا یه چیزی گم شده
داستان ترسناکی که درباره لایورنا نوشته بودم
یعنی ممکنه یکی یواشکی اومده باشه توی زیرزمین و دزدیده باشدش؟
اعتصاب داره بیچارهـمون میکنه
یه سریا شنیدن که پرسیوال ممکنه بذاره
درباره حقوق و قراردادمون مذاکره کنیم
نه ببینین رفقا، تحت هیچ شرایطی نباید
برگردیم و برای پرسیوال کار کنیم
باید آیندهـمون تو دراز مدت رو درنظر بگیریم
قدرت و ابتکار عمل دست ماست
و پرسیوال خیلی موذیه
ما داریم برای آینده میجنگیم
فقط کافیه یهکم دیگه دووم بیارین
از پسش برمیاین؟
مامور لین میشه یه لطفی بهم بکنی
و یه تعداد انجیل برام جور کنی؟
یا هر کتاب مقدس دیگهای که پیدا کردی
...در واقع هر متن مقدسی که درمورد
بلا، نفرین، و وحی و مکاشفه باشه
باشه حتما. نمیدونستم که آدم مذهبی هستین
نیستم، برای تحقیق درمورد یه پروندهی احتمالیه
امیدوارم که اشتباه کرده باشم و چیز خاصی نباشه
بهنظرت دیوونگی نیست که وقتی سایه مرگ و مصیبت
بالای سرمونه بشینیم و برنامه عروسی بچیینیم؟
ما داریم توی جبهههای مختلف یه جنگ مبارزه میکنیم
ولی مهمه که در همین حین
به زندگی عادی و روزمرهـمون هم ادامه بدیم
،در غیر اینصورت اصلا برای چی داریم میجنگیم؟
سوال خوبی بود
تو داری برای جاگهد میجنگی
و کسب و کار خانوادگیت
بتی و آرچی دارن برای هم میجنگن
تونی و فنگز هم برای آنتونی کوچولو
من دارم برای چی میجنگم؟
بهم اعتماد کن یه چیزی هست
یه دلیلی داره که تو توی ریوردیل موندی
تونی زنگ زده بود
مشکلی پیش اومده؟
...اون
ازم خواست که من مراسم ازدواجشون رو برگزار کنم
و تو چی گفتی؟
گفتم انجامش میدم
کار خیلی خوبی کردی
میدونی چیه هدر؟
No comments yet. Be the first to leave one.