The first 200 lines.
گپ دونگ
چه شکلی بود؟
نمی دونم
چطور باید توصیفش کنم
...صورتش خیلی
آشنا بود...
میسپرمش به شماها
...این دختر
من میشناسمش
می شناسیش؟
شبیهِ اون دختریه که تو کافه ی جونگ گا کار میکرد
از کجا گارسونِ یه کافه رو میشناسی؟
عادت داشت توی معبد مراسمِ یادبود بگیره
برای چی اینجاست؟
...با قلبی گرم
به این دو نفر تبریک بگین...
...لطفاً با نصیحت های خوب
کمکشون کنین...
...میدونم زوجِ جدید
...از دوستان و خانواده شون...
سپاسگزار هستن...
...امیدوارم بتونین
لطفِ اونها رو جبران کنین...
کسی با این ازدواج مخالفتی نداره؟
!من مخالفم
کجایی؟
فکر کنم پُرتر بودن
اینطوری؟
نه
یکم کمتر
میشه کمک کنی؟
چه کمکی؟
این چطوره؟ صبر کن
خطِ چانه اش باید یکم باریکتر باشه
چانه رو باریک کن
شبیه شد؟
گپ دونگ بد قیافه نیست
...گپ دونگ
آقای چا
ما نسخه ی چهل ساله اشُ لازم داریم
به مرکزِ دیجیتالیِ پزشکیِ قانونی زنگ بزنم؟
آره
حتماً
باشه
میشه یه بار دیگه ازش بخوای بیاد؟
من اشتباه کردم
چه کارِ اشتباهی کردی؟
هر کاری بگی میکنم
منظورت چیه؟
خواهش میکنم، خواهش میکنم
چی، چی؟
منُ نزن
ولم کن، ولم کن
خب، بیاین جاها رو عوض کنیم
قربانی و قاتل
بیا اینجا قاتل بشین
زودباش نه
بشین
نمیدونی چه کارِ اشتباهی کردی؟
الو؟
به من نگاه کن
به ریو بگو شرایطِ ملاقات مثلِ قبله
...اگه نمیخواد درباره ی جرایمِ دیگه اش حرف بزنه
دلیلی برای ملاقات وجود نداره...
خداحافظ
نمیتونی تصمیمتُ بگیری؟
تقلّا نکن
بالاخره آخرش پیشنهادمُ قبول میکنی
...وانمود میکنی نگرانی
و آخرش ازدواج میکنی...
این ایده ی تو بود، ها؟
تو به چشمِ یه انسان به من نگاه نمیکنی، نه؟
خانواده ات خیلی فقیرن
این تأثیرِ فقره
بستگی داره چه استانداردهایی داشته باشی
در مقایسه با کی؟ بیل گیتس؟
در مقایسه با راهبِ دیوانه
چه عجیب
فقیرها کسایی هستن که نمیتونن همدردی کنن"
"برای همین تو پولداری...
اون این حرفُ زد
...فقیرترین کسیه که نمیتونه همدردی کنه
اون موقع منظورشُ نفهمیدم
حالا میفهمم
خانواده ی تو خیلی فقیرن
...تو و مادرت
خیلی فقیرین...
برای همین میگم نه
میدونستم من و خانواده ام یه مشکلی داریم
ولی نمیدونستم مشکلمون بی پولیه
اگه فهمیدی، دیگه وکیلتُ نفرست سراغم
...اون عادت داشت هر سال
برای سالگردِ پدرش بیاد...
ولی یه سال دیگه نیومد
ببین
سالگردِ فوتِ پدرش که توی جولای بود نیومد
همون ساله، ها؟
بله
دقیقاً قبل از وقوعِ هشتمین جنایت بود
...همه ی گارسون های کافه ها توی جونگ گا و بوریم
از ایلتان رفتن...
برای همین فکر کردم اونم رفته
عجیبه که گم شده خب
کسی لی جونگ سوکُ یادش میاد؟
نمی دونم
اوه
...شاید
...دامادم
دامادم
بیا بله
نوش جان
ممنون
ولی خواهر بله
مطمئنی جونگ سوکه؟
معلومه قیافه اش یادمه
...وقتی همه از ترسِ گپ دونگ فرار کردن
اون همینجا موند...
...این لباسُ
یادتون میاد؟...
ممکنه اینُ پوشیده بوده
خب نمیدونم
چه بلایی سرش اومده؟
سعی کنین یادتون بیاد
...سوت...این
میشناسینش؟
چی؟ چیه؟
می شناسیش؟
...میدونی
...پلیسِ زنی...
که به عنوانِ مأمورِ مخفی تو کافه ی ما کار میکرد...
اسمِ واقعیشُ نمیتونم بگم
بهش میگفتیم بچه کوچولو
...میدونی !اوه
!آره، ایون جی
!کیم ایون جی !بله، کیم ایون جی
...به هر کدوممون یکی داده بود
تا در مواقعِ اضطراری استفاده کنیم...
...اون توی دبیرستان هم کلاسیِ هشتمین مقتول
کیم ایون جی بوده...
...مهمتر از همه
...از روی سابقه ی دندون پزشکیش
مشخص شده باقی مونده ی لیه...
گزارشم همین بود
یکی رو پنهان کرد و یکی دیگه رو به نمایش گذاشت
...مطمئنی
با اینکه امضایی نیست، کارِ گپ دونگه؟...
خب
باید بیشتر تحقیق کنیم
کی میدونه؟
لی جونگ سوک ممکنه اومده باشه بیرون تا یه چیزی بگه
چطور میخوای بفهمی؟
شما توی تیمِ حقوقی پسرِ تگزاسی بودین، درسته؟
این بار هم میخواین با آفوِنزا کارتونُ پیش ببرین؟
آفلوِنزا یه موردِ معمولیه
ریو بدونِ اینکه پدری داشته باشه با ثروتِ خیلی زیاد بزرگ شده
...مادرش، برادرشُ بیشتر از اون دوست داشت
و نتونست ته اُه رو کنترل کنه...
...پس فکر میکنین میتونین این پرونده رو ببرین؟
معلومه مدرک هم داریم
"مردم ازتون انتقاد میکنن و میگن "پول همه کاره اس
درباره ی شرکتتون هم حرف میزنن
...هر وقت پای دفاع از ثروتمند وسط باشه
انتقاد هم هست...
باهاش کنار میام
توی درمانگاهِ زندان اتفاق افتاد
صبر کن و ببین
نتایجِ آزمایشاتِ ریو، نشون دهنده ی بیماریِ روانیه
از همین حالا حکمتون رو باهاش تنظیم کنین
تنظیم؟ بله
حتی اگه بگیم دنبالِ اعدامش هستیم
کسی هست که بتونه طنابِ دارُ دورِ گردنِ ریو بندازه؟
بذارین یه سؤالی بپرسم
چرا انقدر پیش رفتین؟
گروهِ ته یون بهتون فشار آورده؟
!باید یکم بهم احترام بذاری
اطلاعاتُ پیدا کردی؟ بله
ممنون
آقای ها
آره ...لی جونگ سوک یه برادر داره
که تو سنِ پیری به فیلیپین مهاجرت کرده
مهاجرت؟
بله
باشه، ممنون خواهش میکنم
رفتم ملاقاتِ ریو ته اُه
چی؟ ازش خوشت میومد، نه؟
خوشحالم که دیگه آویزونم نیستی
...ممکنه ندونی
ولی من دوستت دارم...
داری چیکار میکنی؟
اون
دقیقاً همون احساسیه که من دارم
...فقط به زبون نمیارم
ولی نمیتونم بدونِ تو زندگی کنم...
تو دلیلِ زنده بودنِ منی
فکر کنم تا حالا صد بار بهت گفتم
چطوره که هیچوقت نمیتونی عشقِ منُ قبول کنی؟
به نظر تو عشق یعنی چی؟
فقط کسی که عاشقشی رو میبینی؟
آره؟
بیا بریم بیرون حرف بزنیم
No comments yet. Be the first to leave one.