The first 200 lines.
تو... تو لیدی ویستلدانی
...کالین من - سعی نکن انکارش کنی -
صدات رو شنیدم که داشتی با مسئول چاپخونه صحبت میکردی
من ساده رو بگو که نگرانت شدم و دنبالت اومدم
خیال میکردم حتما کالسکهچی دزدیدتت که آوردتت این بخش از شهر
ولی در حقیقت
خوب میدونستی داری چه کار میکنی چون تو بودی که مطلب امشب رو منتشر کردی
نسخه امشب کار من نبود - بقیهشون چی؟ -
مگه تمام طول این مدت خودت لیدی ویستلدان نبودی؟
تمام اون دروغها... دروغهایی که بهم گفتی
تمام چیزهایی که راجع به من و خانوادهم نوشتی
خواهش میکنم کالین - میدونستم یه جای کار میلنگه -
ولی من احمق خودم رو سرزنش میکردم
و فکر میکردم لایق عشق تو نیستم
درحالی که تو مقصر بودی
هرگز نمیبخشمت
بیاین ویستلدان بخرین
خدمت شما آقا
ویستلدان
چه عجب
خوانندهی گرامی
اگر فکر کردید افشای هویت حقیقیم من رو وادار به سکوت میکنه
اشتباه کردی
باورنکردنیه
من از هیچگونه رسوایی یا افشاگری نمیترسم، چون همونطور که میدونین
به عنوان عضوی از خوشنامترین خاندانهای میفر براتون مینویسم
مسلما هیچ خانواده و خاندانی بینقص نیست
اگرچه بعضی اینطور ادعا میکنند
به عنوان مثال خانواده بریجرتون و شهرت و اعتبار زبانزدشون رو درنظر بگیرید
این نویسنده شک داره که دور از چشم مردم واقعا چه اتفاقاتی بینشون رخ میده
میتونیم بخونیمش؟
نه
گفته میشه که بانو وایولت بریجرتون
ارزش زیادی برای ازدواجهای عاشقانه قائله
اما آیا عشق میتونه
نامزدی شتابزدهی چندین تن از فرزندانش رو توجیه کنه؟
شاید هم این خانواده عشق رو با شهوت اشتباه گرفته باشن
و میرسیم به تعداد بالای فرزندان این خانواده
کسی تا حالا به علتش فکر کرده؟
چون مسئلهایه که برای شخص نویسنده واقعا سوال شده
شاید به این خاطره که والدین برخی از این فرزندان نامعلومه
چه دروغهایی
روزنامه ویستلدان رسیده
دارم میخونمش دیگه خانم ویلسون
یکی دیگهست
بدش به من گرگوری
باشه
خدا رو شکر
خوانندهی گرامی
ظاهرا کسی داره خودش رو به جای من جا میزنه
و دیگه نمیتونم بیتفاوت از کنار این مسئله بگذرم
این نویسنده قصد نداره اقداماتی که فرد ناچارا و از روی یاس انجام میده رو مورد قضاوت قرار بده
اما من با وجود رواج شایعات همیشه حقیقت رو بیان میکنم
بنابراین نمیتونم دروغ رو تحمل کنم
نام این نویسنده کرسیدا کاوپر نیست
چون اگر بود قطعا این هفته
درباره بدهی عظیمی که لرد بلکبرن
به لرد سامسون داشته و از پرداختش سرباز زده مینوشت
یا این حقیقت که خانم نیوهام دیروز
با بیاحترامی تمام خدمتکارش رو صرفا بهخاطر اینکه
ازش تقاضای یه روز مرخصی کرده بود اخراج کرد
دیگه رفتارهای ظالمانهای که همسر آقای دیویدسون
روزانه تحمل میکنه که بماند
شرمنده. ظاهرا حواسم نبود و بند رو آب دادم
همه اینها رو گفتم که بهتون یادآوری کنم که این نویسنده
یعنی لیدی ویستلدان حقیقی همیشه حواسش به همه چیز هست
چیزی که باور دارم دوشیزه کاوپر
باید بیشتر در راستاش تلاش کنه
تا وقتی عمه جوآنا بیاد دنبالت همینجا میمونی
تا اون موقع حق نداری پات رو از این اتاق بذاری بیرون
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
ارادتمند شما، لیدی ویستلدان
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
خوب شد جنجالهای پیرامون ویستلدان بودن دوشیزه کاوپر دیگه خوابید
حالا دیگه همه میتونن تمام توجهشون رو معطوف جشن ازدواجی که در پیش داریم کنن
میخوام چشم تمام اشرافزادهها به تو و این عروسی باشه
بهنظرت مجموعا چندتا چشم میشه؟
گمونم باید تعداد آدمها رو دوبرابر کنی
میدونستی از وقتی پنهلوپه نامزد کرده پرودنس حتی یه مرتبه هم من رو پخمه
کودن یا ابله خطاب نکرده؟
کم کم دارم به این نتیجه میرسم که آدم باهوشیم
هستی عزیزم - ...نه. من -
منظورم این بود که یه چیزیش شده
راست میگه
جدیدا وقتی سعی میکنم دستش رو بگیرم
به اون شدت و خشونت سابق پسم نمیزنه
بهترین و مفصلترین صبحانهی عروسی که میفر تا بهحال به خودش دیده
این برامون به یه پیروزی و موفقیت بدل میشه
هیجانزده نیستی؟ - عذر میخوام مادر -
دوباره طرفدار دوآتیشه ویستلدان شدی؟
آخه مطلب امروزش واقعا خوبه
.پس شاید بهتر باشه بخونمش به یه چیزی احتیاج دارم که حواسم رو پرت کنه
روز خوش - روز خوش پنهلوپه -
...من میرم
اونجا... این رو بخونم
اون سمت
.خوب از پسش براومدی کرسیدا اعتبارش رو کاملا از دست داده
فکر نمیکردم هیچوقت این جمله رو به زبون بیارم ولی واقعا خوشحالم که دوباره مطلب جدید منتشر کردی
فهمیده الوییز
کالین فهمیده. دیشب دنبالم کرد
واکنشش چی بود؟ الان تو چه حالیه؟
خیلی عصبانیه
اگه هنوز هم مایل باشه این هفته قراره عروسی کنیم
ولی بعید میدونم دیگه حتی باهام صحبت کنه
نمیدونم باید چه کار کنم الوییز
تو این مورد کمکی از دستم ساخته نیست پنه
بابت تمام کارهایی که برام کردی ازت ممنونم
ولی همین الانش هم حس میکنم زیادی تو رابطهتون دخالت کردم
شاید همیشه همینطور بوده - نه اینطوری نیست -
اصلا تو اول با کالین آشنا شدی - یه عشق و علاقه احمقانه بود -
که... به مرور به یه رابطه دوستانه ...تبدیل شد ولی
تو بهترین و واقعیترین دوستی بودی که تا حالا داشتم
اینکه نتونستم این فصل کنارت باشم واقعا برام عذابآور بود
حتی فکر به اینکه ممکنه دیگه هیچوقت کنارم نداشته باشمت برام عذابآوره
هردوتون رو
درک میکنم
.مسئله بین من و کالینه، مشکل تو نیست من رو ببخش
برات آرزوی موفقیت میکنم
شانس آوردی لیدی ویستلدان اون زمان مطلبش رو منتشر کرد
متشکرم. اون دختره کاوپر چقدر گستاخه
آره خب شکی درش نیست که خطر از بیخ گوشمون گذشت
حالا باید سعی کنم از مهلکهی بعدی جون سالم به در ببرم
بهنظرت امکانش هست بتونم این هفته به ملاقات ملکه برم؟
فکر میکنم از نظر روحی خیلی حال و اوضاع مساعدی نداره
بهنظرم الان زمان مناسبی نیست
که مسئله فرانچسکا و لرد کیلمارتین رو با علیاحضرت مطرح کنی
بهخاطر اینکه ویستلدان باز هم از چنگش در رفته اوقاتش تلخه
شاید حق با فرانچسکا باشه
باید همون شب توی مراسم تا موقعیت مناسب بود باهاش صحبت میکردم
تو کار اشتباهی نکردی
ما همیشه نهایت سعی و تلاشمون رو میکنیم
اما دیگه قرار نیست بار کل عالم رو تنها به دوش بکشیم که
قبلا از این حرفها نمیزدی
ببخشید
...شاید بتونم علیاحضرت رو متقاعد کنم که
احتیاجی به این کار نیست
میدونی یه خصوصیت مشترک تو و برادرت اینه که
همیشه دوست دارین به بقیه کمک کنین
اما میخوام بدونی که علاقهم به تو مشروط به اینگونه کمکها نیست
من کنارتم آگاتا
همیشه
حتی وقتی که دیگه همه بچههام ازدواج کرده باشن و نیازی به کمک نداشته باشن
ممنونم وایولت
این حرفت برام خیلی ارزشمند بود
چند وقته میدونی؟
کمی قبل از اینکه پیداش کنم دیدم که با پنهلوپه
یواشکی از یه اتاق بیرون اومدین
داشتم سعی میکردم متقاعدش کنم بهت بگه - خودت باید بهم میگفتی -
تو هم باید قبل از اینکه یهویی بیاین توی سالن پذیرایی و اعلام کنی نامزد کردین
بهم میگفتی عاشق دوست صمیمیم شدی
تا پارسال نمیدونستم
و اونقدری قلبم شکسته بود که نمیتونستم حرفی ازش بزنم
داشتم سعی میکردم مجابش کنم که بهت بگه
...ولی بعدش پیش خودم گفتم
چرا قلب تو رو هم بشکنم؟
مطالبی که امسال منتشر کرده همهشون منصفانه بودن
درسته تند و تیز بودن
اما کسی رو تحقیر یا سرزنش نکرده
اگر هم کرده باشه حقشون بوده
یادت رفته اول فصل درباره من چی نوشته بود؟
البته که یادمه. اون اصلا خوب نبود
تو تونستی ببخشیش؟
دلم میخواد
تو چی؟ فکر میکنی بتونی؟
بهنظرم باید بری خدا رو شکر کنی
که شانس آوردی و... هیچوقت عاشق نشدی
رسیدیم
یعنی صبحانه عروسی اینجا سرو بشه؟
بهنظرتون زیادی کوچیکه؟
قراره چند نفر رو دعوت کنیم؟
اجازه بدین نشونتون بدم قراره چطوری چیده بشه
....خب، من داشتم فکر میکردم که این خیلی
کالین
میشه حداقل نگاهم کنی؟
مادرم کنجکاو شده بود و میخواست بدونه چرا این اواخر زیاد همدیگه رو ندیدیم
من هم نمیخواستم شک و شبههای ایجاد بشه
میخوای عروسی رو لغو کنی؟
من مرد باشرافتی هستم
و ما... باهم رابطه صمیمانه داشتیم
البته شاید اون هم یه بخش دیگه از دامی بود که برام پهن کرده بودی
.من از قبل برات نقشه نکشیده بودم دوستت دارم
سرانجام این ازدواج و وصلت قراره به کجا ختم شه؟
بستگی داره
متوجه شدم که امروز خبری از ویستلدان نبود
قصد داری کنارش بذاری؟
...من
نمیدونم
بذار جشن عروسیمون سر بگیره
بعد از اون تصمیم میگیریم که زندگیمون به چه صورت باشه
و یه اجرای گروهی چهارنفره برای اونجا هماهنگ میکنیم یا پنجنفره
میرم ببینم خانم و آقای جوانمون
برای این تور نسبتا طولانی نوشیدنی احتیاج دارن یا خیر
خوشحالم امروز آقای بریجرتون هم تشریف آوردن
بله
یک زوج تازه نامزد کرده
باید بخوان قبل از ازدواج باهم وقت بگذرونن، درسته؟
خانم بریجرتون بهتون اطمینان میدم که بنده از علت این ماجرا اطلاعی ندارم
من هم
قربان
No comments yet. Be the first to leave one.