Imposters

Imposters

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Imposters S02E09 The World Needs Heroes Over 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 9 Imposters زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-27
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلاً در «شیادان»...

ایشون شارلوت گروزنور هستن.

به نظر می‌رسه خانم گروزنور

یه "توبی جاگ" رو کِش رفته.

و همه گنج‌هایی که توشه.

پس حالا می‌دونید اون کجاست،

اون (جاگ) کجاست، و می‌تونید برید بیاریدش.

پس کاری که می‌کنیم اینه: دکتر رو با اف‌بی‌آی معامله می‌کنیم

و حساب‌کتابمون رو صاف می‌کنیم.

و قبل از اینکه تحویلش بدیم، انگشتر رو می‌گیریم،

و بعد هرچی داره رو ازش می‌گیریم.

دوست داری مجموعه‌ام رو ببینی؟

وای خ... - بازم شراب بنوشیم؟

یه عالمه هست.

من عکس اونی که دنبالشم رو می‌خوام.

ببخشید طول کشید.

اف‌بی‌آی! - دست‌ها بالا!

سلام، پاتریک. حتماً خیلی گیج شدی.

چطور اینا مدام از دستم در میرن؟

نظرت چیه بریم بالا؟

چه مرد مهربون و دوست‌داشتنی‌ای هستی.

فـ... فقط نمی‌خوام عجله کنم.

پس شارلوت احساساتی شده.

به نظر میاد داری همه کارها رو درست انجام می‌دی.

هیچ‌وقت نگفتی متأسفی.

واقعاً متأسفم، عزرا.

فکر کنم بیشتر از اونی که دلت می‌خواد قبول کنی، شبیه همیم.

دیشب کی به اتاق کی اومد؟

می‌دونی چیه، اون قطعاً یه اشتباه بود.

پس هر سه تای شما باهاش ازدواج کرده بودید،

و اون همه چیز رو برد.

آره. - و این انگشتر که...

تو آریزونا. - چقدر می‌ارزه؟

حداقل یک میلیون دلار.

باید پیداش کنم.

من می‌دونم که اون یه دکتر واقعیه.

و تو بوفالو طبابت می‌کنه.

تنها دلیل برای خارج نکردن یک ایمپلنت

می‌تونه بی‌کفایتی جراح‌ها باشه.

بالاخره یکی باید اون چوب رو از ماتحتت دربیاره.

دستت چی شده؟

با یه لیوان هایبال شکسته بهم حمله شد.

فکر می‌کنی جفری هال همون کسیه که بهت حمله کرده؟

بله.

این مردی که من براش کار می‌کنم رو می‌شناسی؟

دکتر؟ می‌کشَمِش.

اون، اِم، مدیر برنامه‌هام هست.

نمی‌خوای بذاری بیاد تو؟

سلام. - سلام.

هر دو: اینجا چه غلطی می‌کنی؟

نامه‌ام رو گرفتی؟

اوه! آ...

سوفیا، چه خ... - یولاندا.

عشقم!

کلایو، ایشون یو... مشکلی پیش اومده؟

حالت... - اوه، نه، نه، این...

گرده گل یا یه همچین چیزی، فکر کنم.

یولاندا، کلایو رو ملاقات کن. کلایو، یولاندا رو ملاقات کن.

یولاندا همون متخصص نظم‌دهنده است که اینقدر ازش تعریف می‌کردم.

خیلی خوب داره کار می‌کنه.

هنوز همه چیز رو بررسی نکردم،

اما دارم بهش می‌رسم.

گاهی اوقات خلاص شدن از شر چیزهای قدیمی

به آدم این اجازه رو میده که پذیرای چیزهای جدید باشه.

چه خوب.

ما دونه دونه همه چیز رو بررسی می‌کنیم،

آشغال رو از گنج جدا می‌کنیم.

مادام.

اوه، شما واقعاً خوب آشپزی می‌کنید.

اوه، خب، تفریحی انجام می‌دم.

چقدر متواضع. منظورم اینه که، اون یه هنرمنده.

سوسیس‌های ارگانیک مرغوب، گوجه‌فرنگی کبابی،

املت با ترخون و پیازچه.

دروغ میگی. - چی گفتی؟

اوه، هیچی.

یولاندا، من... من خیلی کنجکاوم.

چطور سر از برلینگتون درآوردی؟

می‌دونی، تو آمریکا فرصت‌های زیادی هست.

اسکاتسدیل آریزونا رو امتحان کردم،

ولی اونجا چیزی پیدا نکردم.

امیدوارم اینجا پیداش کنم، می‌دونی.

آره، می‌دونم.

اوه خدای من، این محشره.

عزیزم، اگه تو خوشحالی، منم خوشحالم.

فکر کنم بعدش برم سراغ زیرزمین.

اِم...

یه جورایی امیدوار بودم

یه کمی وقت خصوصی داشته باشیم، می‌دونی؟

مدیر برنامه‌ت یه کم حواس‌پرت‌کنه.

اوه، بیا بریم یه ماجراجویی.

اوه، راستش داشتم فکر می‌کردم شاید بتونیم...

یه حراج اثاثیه هست فقط ۱۰ مایل اون‌طرف‌تر،

و بعد سر راه یولاندا نخواهیم بود.

عالیه.

اوه! نه، نمی‌تونم.

اون جلسه لعنتی با سرمایه‌گذارها رو دارم.

اوه. - ولی یه چیزی بهت بگم.

نظرت چیه امشب دیرتر برگردم؟

مطمئنی؟

حتماً.

ببخشید، درگیر یه مأموریتم.

باشه، دکتر رو میکشیم بیرون،

فایل‌هاش رو پیدا می‌کنیم، تمام اطلاعاتی که از همه‌مون داره.

همه‌شون رو نابود می‌کنیم.

انگشتر رو می‌ندازیم گردنش،

تحویلش میدیم به اف‌بی‌آی،

و به عنوان یه حال اساسی، همه‌ی پول‌هاش رو می‌دزدیم،

واسه خودمون نگه می‌داریم.

آره، خیلی خیلی آسون به نظر میاد.

خوبه، و شما دو نفر،

این همه‌ی مدارک عمومی موجود هست

مربوط به دکتر جفری هال.

اسناد مالکیت، برگه‌های طلاق،

پروانه‌های ساخت، پرونده‌های دادگاه، و هرچیزی که فکرش رو بکنید.

باشه.

باید سوزن رو تو انبار کاه پیدا کنیم.

یه عملیاتی مثل مال دکتر،

باید ردی از خودش به جا بذاره، مگه نه؟

آره، خب، قسمت سختش این نیست

چون ما هم داریم یه

"بیگ استور پیگی‌بک" راه میندازیم، یه "بیگ استور پیگی‌بک" خیلی بزرگ.

داری سکته میکنی؟

"بیگ استور" یه پوشش ساختگیه.

مثل یه اتاق پوکر تقلبیه که از اول می‌سازیمش.

"پیگی‌بک" یعنی ما از یه چیزی استفاده می‌کنیم

که از قبل وجود داره.

این در واقع پر ریسک ترین کار ممکنه.

هان.

شماها تا حالا "بیگ استور پیگی‌بک" انجام دادین؟

عالیه.

میدونید بهترین تضمین چیه

که زخمی یا کشته نشید

وقتی با یکی مثل دکتر روبرو میشید؟

یه راه دیگه پ... - گند نزنید.

فهمیدید؟ - آها.

باشه، این یه کنفرانس، اسمش چی بود؟

دو سالانه‌ی جراحان ارتوپد شمال شرق

دو هفته دیگه، آبشار نیاگارا.

این "پیگی‌بک" ماست.

باشه، اگه دکتر نتونه شرکت کنه چی؟

یا اگه نخواد؟

یه جایزه‌ی خیلی معتبر اهدا میشه

به اسم جایزه‌ی ایگان.

هیچ کس نمیدونه کی برنده میشه،

به جز خود گیرنده.

اگه دکتر فکر کنه که برنده میشه...

اون اونجاست.

خودبینیش، این کلید ماجراست،

پاشنه‌ی آشیلی که باید ازش سوء استفاده کنیم.

میری اونجا، حسابی بهش میرسیم، هر حرکتش رو کنترل می‌کنیم--

و در همین حین، به مقر اصلیش نفوذ می‌کنیم،

اطلاعاتمون رو پاک می‌کنیم، پول رو می‌دزدیم،

و بعد انگشتر رو به اسمش جا می‌ندازیم،

تحویلش میدیم به پلیس فدرال، مثل آب خوردن.

سؤالی نیست؟

سؤالی نیست، عالیه.

باشه، اینم نحوه تقسیم کار.

اینم یه روش انجامشه.

خب، شما چی پیشنهاد می‌کنید؟

چون اراجیف شما به تنهایی دردی رو دوا نمیکنه.

پس این چطوره؟

خدای من.

چرا اینقدر از من عصبانی هستی؟

حتماً شوخی میکنی. - نتونستم منتظرت بمونم.

یه یادداشت برات گذاشتم. من--

سعی کردم از تو کامیون بهت پیام بدم.

حرف نزن.

دارم تو بوی گند دروغ‌هات خفه میشم.

خانواده‌م رو گروگان گرفته بودن، باشه.

مجبور بودم برم.

چه داستانی.

حتماً نویسنده‌ای.

رفتم کمکشون کنم و...

و پدرم مرد.

چه وحشتناک.

آره.

مگه اینکه اون هم یه دروغ باشه،

اون وقت تو وحشتناکی.

یه کرم با روحی گند.

دروغ نیست.

اگه سهمت از انگشتر رو بهت بدم چی؟

اون چیزی رو ثابت میکنه؟

همینه؟ - آره.

همه‌ی اینا برای هیچ؟

هان؟

اوه، هی، صبر کن، یه چیزی داری، اِاِاِ--

اوه. این هیچی نیست؟

میدونی چیه؟ نگران نباش.

معلومه که هیچ جوری نمیتونم متقاعدت کنم.

بوینس دیاس.

خوشبخت شدم.

پنجاه درصد از اون انگشتر مال منه.

فکر کنم منظورت ده درصده، از سهم من.

نه، حالا من پنجاه درصد از سهم تو رو بر میدارم.

اوه، واقعاً؟ این عدد رو از کجا آوردی؟

جبران.

برای سختی‌هام، برای دردهام.

درد از چی؟ از انگشتر یا...

از اون چشمای مظلومانه؟

هی! فقط منم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left