The first 200 lines.
به نام خدا
قسمت7 این قسمت:يواِن شااُ باعث مرگ سون جي ين ميشود (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدی
سا پسرم
ليو بيااُ واقعا نام وفادارانش رو نگه داشته
اون حرفاش درسته،درستكار و شريف
ما قبلا با اون غير عادلانه رفتار كرديم
بله،پدر من قبل اين فكر نميكردم كه اون اينقدر شريف باشه
بله،پدر من قبل اين فكر نميكردم كه اون اينقدر شريف باشه
مهرباني ليو بيااُ امروز بهمون نشون داده شد ما در اينده دو برابر براش جبران ميكنيم
مهرباني ليو بيااُ امروز بهمون نشون داده شد ما در اينده دو برابر براش جبران ميكنيم
وقتي به جنوب برگشتيم
همه سربازا و اسب هايي كه از استان جينگ گرفتيم رو جمع كن تا به اونا برشونگردونيم
همه سربازا و اسب هايي كه از استان جينگ گرفتيم رو جمع كن تا به اونا برشونگردونيم
همه سربازا و اسب هايي كه از استان جينگ گرفتيم رو جمع كن تا به اونا برشونگردونيم
به اون 2000 كيسه غلات و 500 تاقه ابريشم هم بده
به اون 2000 كيسه غلات و 500 تاقه ابريشم هم بده
در اينده هر وقت روي داده فرخنده اي پيش اومد
بايد براي اون هم هدايا بفرستيم
اين تله سربازان جينگ هست اگاه باشيد،يه تله هست
اين تله سربازان جينگ هست
مواظب باشيد،پدر
همگي به داخل كشتي برن
وحشت نكنيد-پدر
پدر،پدر
پدر،از ارباب محافظت كنيد
از ارباب محافظت كنيد
ارباب
پدر
ارباب
ارباب-ارباب
ارباب
ارباب
ارباب-ارباب
سربازان جينگ برامون تله گذاشتن
پدر-پدر
ارباب-ارباب
وحشت زده نشيد-تا ميتونيد پارو بزنيد مستقيم به راه ابي بريد چشم
ارباب-قوي باشيد ارباب
همگي با تمام توان پارو بزنيد
پدر تو نميتوني بميري
مستقيم به راه ابي
ارباب
سربازان جينگ بايد داخل اب تخته سنگ انداخته باشن تا جلوي ما رو بگيرن
سربازان جينگ بايد داخل اب تخته سنگ انداخته باشن تا جلوي ما رو بگيرن
ما نميتونيم به راهمون ادامه بديم
كشتي ها رو رها كنيد پياده ميشيم و تا حد مرگ با ليو بيااُ ميجنگيم
تا حد مرگ با ليو بيااُ ميجنگيم
اربابم
كشتي ها سرزمين جنوب كناره گرفتن
اونا ديگه نه جاده اي به اسمان دارن و نه دربازه اي به جهنم
اين بهترين فرصت براي ما هست
ما بايد سون جي ينه پدر و پسرهاشو نابود كنيم و مشكلي براي اينده ترك نكنيم
ما بايد سون جي ينه پدر و پسرهاشو نابود كنيم و مشكلي براي اينده ترك نكنيم
دنبال من
بله فرمانده
حمله
حمله
ارايش سپر
بكشيد،بكشيد
ارباب
پدر
پدر
پدر تو نميتوني بميري پدر
پدر
پسرم گريه نكن
پدر خوبه
چواِن تو راست ميگفتي
مُهر امپراطوري واقعا برامون ضرر اورد
وضعيت الان ثابت ميكنه كه جهان يك جاي خيانت اميز هست
شيطان،شيطان در قلب مردم هست
پدر،من يادم ميمونه
ارباب،بيايد زودتر به ساحل بريم
پدر،بزار به ساحل ببرمت
پدر-نيازي نيست
پدر امروز با تو به ساحل نمياد
چواِن پسرم
تو بچه با استعدادي هستي
در اينده،تو بايد تمام تلاشتو بكني با برادر بزرگت همكاري كني
پدر نگران نباش
من تمام تلاشمو براي كمك به برادر بزرگ ميكنم
مرگ بارترين دشمن ما ليو بيااُ نيست
اون يواِن شااُ هست
من چندين بار زندگيمو براي خدمت به اون ريسك كردم
كار بعد كار
اما حالا ببين،اون ليو بيااُ رو تحريك كرد تا منو بكشه
پسرم
پدر
ما مُهر امپراطوري رو رها مي كنيم
رهاش ميكنيم
همينطوره
...يكي از همين روزها،اونو بديد به يواِن شااُ
بزاريد اين برادران يواِن بر سرش با هم بجنگن
پدر من يادم ميمونه
چواِن،پدر
پدر نميخواد تو رو ترك كنه پدر دوست نداره تو رو ترك كنه
ارباب،به ما اعتماد داشته باشيد
پدر-ارباب
خوانگ گَي
بله
چواِن رو ببر
پدر نه-پدر نه
ارباب،شما چي ارباب؟
برو
ارباب
ارباب،پدر،نه،پدر
بگيريدش
عقب نشيني
خان دانگ معروف به يي گونگ
ارباب جوان،خبر بد
سربازان جينگ دارن اربابمون رو مي برن
پدر-پدر
ارباب جوان
ارباب جوان
ارباب جوان دنبالشون نكنيد
ارباب جوان نميتونيد دنبالشون كنيد
پدر-پدر
پدر
ارباب جوان
ارباب جوان،ارباب سون اخرين حرفاشونو زدن ما نبايد اونا رو دنبال كنيم
ارباب جوان،ارباب سون اخرين حرفاشونو زدن ما نبايد اونا رو دنبال كنيم
ارباب جوان-ولم كنيد
ارباب جوان،ارباب سون اخرين حرفاشونو زدن ما نبايد اونا رو دنبال كنيم
ارباب جوان،شما بايد از سرزمين جنوبي حفاظت كنيد
پدر،پدرتون اين جهان رو ترك كرده
پدر-پدر
ارباب جوان
برادر بزرگ
ارباب جوان
برادر بزرگ
تو نبايد اونا رو دنبال كني
تو بايد اروم باشي
پدر قبل از اينكه بميره
گفت كه تو بايد از سرزمين جنوبي حفاظت كني
وگرنه اون هرگز در ارامش نخواهد رفت
وگرنه اون هرگز در ارامش نخواهد رفت برادر بزرگ
ارباب لطفا با دقت فكر كنيد با ديد عميقتري تفكر كنيد
ارباب لطفا با دقت فكر كنيد با ديد عميقتري تفكر كنيد
ارباب لطفا با دقت فكر كنيد با ديد عميقتري تفكر كنيد
...........................پدر
ارباب،ما وسايل رو جمع كرديم و اماده حركتيم
وقته رفتنه
بدن پدر تا الان هنوز برنگشته به عنوان يك پسر
چطور من براي مادرم توضيح بدم؟
چطور با بزرگان سرزمين جنوب رو به رو بشم؟
در اين موقعيت
ما انتخابي جز برگشتن نداريم
در اينده با ليو بيااُ تسويه حساب ميكنيم
تا جسد پدرم رو به دست نيارم قسم ميخوردم به سرزمين جنوب برنگردم
تا جسد پدرم رو به دست نيارم قسم ميخوردم به سرزمين جنوب برنگردم
ارباب جوان،من يك نقشه دارم اما نميدونم اگه كار كنه
فرمانده ارشد جينگ،خوانگ زو به وسيله شما گرفته شده
چرا ما اونو در عوض بدن ارباب سون معاوضه نكنيم؟
اما براي اين كار ما يك فرستاده احتياج داريم تا خوانگ زو رو به اونجا ببره
اما براي اين كار ما يك فرستاده احتياج داريم تا خوانگ زو رو به اونجا ببره
اينجوري موفقيتمون امكان داره
من ميرم
ارباب جوان
شما الان ارباب سرزمين جنوب هستيد شما نبايد خودتونو در اين وضعيت خطرناك قرار بديد
شما الان ارباب سرزمين جنوب هستيد شما نبايد خودتونو در اين وضعيت خطرناك قرار بديد
بهتره من برم
من فرزند ارشد پدرم هستم
اگه من نرم ليو بيااُ چطور به خلوص نيت ما در مذاكره كردن اعتماد كنه؟
اگه من نرم ليو بيااُ چطور به خلوص نيت ما در مذاكره كردن اعتماد كنه؟
بريد كنار
اگه اونا شما رو بكشن چي؟
اونا قبلا ارباب سون رو كشتن
اونا نميتونن خانوادتونو و ريشه مشكلات اينده رو نابود نكنن
اونا نميتونن خانوادتونو و ريشه مشكلات اينده رو نابود نكنن
برادر من ميرم
منم پسر پدرم هستم
اگه من پيش ليو بيااُ برم و اين تقاضا رو بكنم اونا به خلوص نيت ما شكي نخواهند كرد
اگه من پيش ليو بيااُ برم و اين تقاضا رو بكنم اونا به خلوص نيت ما شكي نخواهند كرد
نميشه
تو يه بچه اي چطور ميتونيم اجازه بديم براي همچين چيزي تو بري؟
تو يه بچه اي چطور ميتونيم اجازه بديم براي همچين چيزي تو بري؟
ارباب جوان،من فكر ميكنم ارباب چواِن درست ميگن
ارباب جوان،من فكر ميكنم ارباب چواِن درست ميگن
اولا اون پسر اربابمون هست
اين خلوص نيت ما رو نشون ميده
دوما،تا وقتي كه شما زنده باشيد ليو بيااُ جرات نداره به ارباب كوچك صدمه بزنه
دوما،تا وقتي كه شما زنده باشيد ليو بيااُ جرات نداره به ارباب كوچك صدمه بزنه
اونا نه فقط از انتقام جوييه شما ميترسن بلكه همچنين از فرياد ديگر اربابان هم وهم دارن
اونا نه فقط از انتقام جوييه شما ميترسن بلكه همچنين از فرياد ديگر اربابان هم وهم دارن
بنابراين اين امن خواهد بود اگه ارباب چواِن رو به عنوان فرستاده بفرستيم
بنابراين اين امن خواهد بود اگه ارباب چواِن رو به عنوان فرستاده بفرستيم
...ولي
اما چواِن فقط 9 سالشه
كه چي 9 سالمه؟
وقتي اون پيرمرد ليو بيااُ يك بچه 9 ساله مثل من رو ببينه شك زده نميشه؟
وقتي اون پيرمرد ليو بيااُ يك بچه 9 ساله مثل من رو ببينه شك زده نميشه؟
وقتي اون پيرمرد ليو بيااُ يك بچه 9 ساله مثل من رو ببينه شك زده نميشه؟
اون حركت نميكنه؟
اون بي ميل نميشه براي كشتن من؟
ارباب چواِن واقعا عالي هست اون همه نكته هاي اصلي رو ميگيره
ارباب چواِن واقعا عالي هست اون همه نكته هاي اصلي رو ميگيره
به نظر من با هوش ارباب كوچك چواِن ما در اين مورد موفق ميشيم
به نظر من با هوش ارباب كوچك چواِن ما در اين مورد موفق ميشيم
برادر دوم،پس برو
اطاعت
چنگ پو،خوانگ گَي
No comments yet. Be the first to leave one.