The first 180 lines.
هارویاما جونپی (37 ساله) مدیر کافه
،قربانی هارویاما جونچی سان ،سی و هفت ساله
.توی کافه ای در ایستگاه قطار کار میکنه
.ایشون دیشب حوالی ساعت 9 کشته شده
به نظرمون اون بعد بستن کافه داشته .به سمت خونش میرفت که مورد حمله قرار گرفته
.از اینا گذشته، به طور مکرر با چاقو بهش ضربه زدن
به احتمال زیاد انگیزه مظنون .کینه شخصی بوده
.بسیار خب
--از محلی ها پرس وجو کنید و
... ببخشید
مشکلی هست؟
.نه. پیش خودم فکر کردم الاناست که سر و کلش پیدا بشه
به هر حال، از دیگرون پرس وجو کنید و .لیستی از کسایی که باهاش دم خور هستن رو تهیه کنید
.بله، قربان
،سفر هزار مایلی !همیشه با اولین قدم شروع میشه
هزار تا معما رو حل کنید .تا بتونید به دنیای جدیدی وارد بشید
.پرده های انتقام یکی یکی کنار زده میشود
مظنون رو پیدا کنید! یعنی الان کجاست؟
فردی که همیشه حقیقت ها رو برملا میکند
،با بدنی بچه گانه ولی با ذهن یک فرد بالغ
!اون کسی نیست جز کاراگاه کونان
انتقام گرفتن
"!انتقام گرفتن، قسمت اول"
.توی طبقه پنجم همین ساختمون ـه
!بازرس
.میدونستم بالاخره سر و کلش پیدا میشه
شما بچه ها دارین روی پرونده ای کار میکنین؟
شما دارین برای پرونده ای که توی اخبار گفت اطلاعات جمع آوری میکنید، مگه نه؟
... آره
یکی از دوستان مقتول .توی این ساختمون زندگی میکنه
.که اینطور
.پس اجازه بدید توی حل پرونده بهتون کمک کنم
!منم، همینطور
،شما باید ناتسوکاوا یوجی سان باشید .مشاور سرمایه گذاری
ناتسوکاوا یوجی (40 ساله) مشاور سرمایه گذاری
.بله، خودمم
پلیس با من چیکار داره؟
.ما باید چند تا سوال ازتون بپرسم
اشکالی که نداره؟
.بفرمایید تو
.شما مهمون دارید
.زیاد بهشون توجه نکن
خب؟
ازم میخواستید چی بپرسید؟
،احتمالاً تا حالا اخبار رو دیدین
ولی به هر حال دوست شما هارویاما جونپی سان !امروز صبح به قتل رسیده
ها؟
به نظر میرسه این مهمون ها هم .هارویاما سان رو میشناسن
با عرض پوزش، میتونم بپرسم شما دو تا کی هستید؟
.ما هیچ دخلی با این پرونده نداریم
من فقط داشتم در مورد چیزی که تو .اخبار شنیدم، فکر میکردم
محض اطلاع، میتونم اسموتون رو بدونم؟
.من فویوکی ریوزابورو هستم
فویوکی ریوزابورو (40 ساله) مدیر امور مالی
.زندگیم رو با سرمایه گذاری اندک میگذرونم
.آکیبا میاکو هستم
آکیبا میاکو (42) دلال معاملات ملکی
.توی بنگاه مسکن کار میکنم
.هیچ کدومشون توی لیستمون نیستن
خب؟
میخواستی چی بپرسی؟
کسی رو میشناسی که از مرحوم هارویاما سان کینه به دل داشته باشه؟
.همچنین کسی رو نمیشناسم
شما دو تا چی؟
چی بگم؟
.من شخصی با اسم هارویا رو نمیشناسم
... هی شما
،حتی اگه بگم هارویاما رو میشناختم
قتل شب گذشته اتفاق افتاده، مگه نه؟
،حتی اگه بخواین بدونین اون موقع کجا بودم .میتونم کلی شاهد براتون معرفی کنم
.من هیچ دخلی با این پرونده ندارم
.و همچنین
.عاقلانه تر اینکه تحقیقاتـتون رو جای دیگه معطوف کنید
.اون سه تا یه چیزی رو دارن پنهون میکنن
.احتمالاً
ولی برا چی مخفی کاری میکنن؟
اونا یا میخوان از مجرم محافظت کنن
.یا دلیلی داره که نمیتونن چیزی بهمون بگن
روز بعد
.خیلی خب
.بخاطر بازرس حقیقت رو از زیر زبونش میکشم بیرون
.دیروز که حسابی گُنگ حرف میزدن
اینجا هم محل کار هم محل زندگیش، مگه نه؟
.آره
پس صبح زود بیرون زده؟
.در بازه
!ناتسوکاوا سان
ناتسوکاوا سان حالتون خوبه؟
.لعنتی
.فسقلی، با بازرس تماس بگیر
!فهمیدم
،همونطور که قبلاً بهتون گفتم، شب گذشته
.ناتسوکاوا یوجی سان نیز کشته شده
ایشون با همون شیوه .هارویاما سان کشته شده
.فویوکی سان و آکیبا سان
میدونید که برا چی شما رو به اینجا فرا خوندیم؟
حالا میخواید هر چی که میدونید رو بهمون بگید؟
.لعنتی
.پس بالاخره این همه ترس بی مورد نبوده
،با کشته شدن هارویاما و ناتسوکاوا .مطمئناً کار طرفه
طرف؟
.کوموتو
.کوموتو تاکاشی
کوموتو دیگه کیه؟
هارویاما، ناتسوکاوا و هر دوتای ما .به صورت معمولی توی بار با همدیگه آشنا شدیم
.این قضیه برمیگرده به ده سال پیش
ده سال قبل
،هر چهارتامون رویا و جاه طلبی های زیادی داشتیم .ولی در عوض پولی تو بند و بساطمون نبود
،به همدیگه میگفتیم: اگه سرمایه داشتیم .به نحو احسنت میتونستم مدیریتش کنیم
:درست همون موقع بود که فویوکی یه پیشنهادی بهمون داد و گفت
من یک همکلاسی دبیرستانی .به اسم کوموتو تاکاشی دارم
.اون مبلغ هنگفتی از والدینش به ارث برده
.بیایید پولش رو بالا بکشیم
،اون یه پسر پولدار ساده لوحی ـه .بدون شک جواب میده
ما یه فرصت سرمایه گذاری ساختگی بهش ارائه دادیم
.و مبلغ اختلاس رو بین خودمون پخش کردیم
.حتی یه وکیل استخدام کردیم تا کلاهبرداریـمون رو سرپوش بذاره
اون به احتمال زیاد بعد خیانت همکلاسی سابقش .حسابی ناامید شده بود
.به همین خاطر ژاپن رو ترک کرد و به آمریکای جنوبی رفت
.که اینطور
به عبارت دیگه، شما چهار نفر
.به کوموتو رو دست زدید و مال و منالش رو بالا کشیدین
.این قضیه برمیگرده به ده سال قبل
،ولی اون روز
.هارویاما وحشت زده باهامون تماس گرفت
.بهمون گفت که کوموتو مغازش رو زیر نظر گرفته بود
پیش خودش فکر میکرد اون .شاید بخاطر انتقام گرفتن به ژاپن برگشته
،ولی ما سه نفر فقط مسخرش کردیم
!بهش گفتیم که طرف رو اشتباه گرفته
.ولی بعداً توی اخبار دیدیم که از قتل هارویاما داره گزارش پخش میکنه
.اون موقع است که مطمئن شدیم کار کوموتو ـه
.و به همین دلیل شما سه تا با دل شوره دور هم جمع شدید
به احتمال زیاد همون موقع بود که
.ما به همراه پلیس به دیدن ناتسوکاوا رفتیم
...و حالا که ناتسوکاوا کشته شده
.کوموتو تنها کسی که از هارویاما و ناتسوکاوا کینه به دل داشته
.در اسرع وقت این داستان رو بررسی کنید
.بله، قربان
توی کلانتری داستان رو با جزئیات بیشتر .برامون شرح میدید
کلانتری بیکا
طبق گزارش اداره مهاجرت، یک .هفته پیش، کوموتو تاکاشی به ژاپن برگشته
.میدونستم
،اون قبلاً اتاقی که گرفته بود رو تسویه کرده .ولی هتلی که توش اقامت داشت رو پیدا کردیم
ما تونستیم اثر انگشت کوموتو رو از روی .وسایلی که باقی مونده بود برداریم
و بعدش؟
اونا با اثر انگشت باقی مونده در .صحنه جرم هارویاما و ناتسوکاوا مطابقت داره
.پس کوموتو قاتلـه
.البته این رو هم پیدا کردیم
این عکس کوموتو تاکاشی هست .که توسط دوربین های امنیتی هتل ثبت شده
کوموتو تاکاشی (40 ساله)
اون الان این شکلی شده؟
.موهاش کاملاً سفید شده
البته، کوموتو به یکی از خدمتکارا گفته که
.بیماری لاعلاج داره و به زودی میمیره
.که اینطور
،با نزدیک شدن مرگش
کوموتو به ژاپن برمیگرده و هارویاما و ناتسوکاوا مردانی که بهش خیانت کردن رو
.یکی پس از دیگری میکشه
اون چشه؟
.حقیقتاً زده به سرش
چرا الان انتقام اتفاقی که ده سال پیش افتاده رو میگیره؟
،راستش من در موردش خیلی کنجکاو شدم
.دلم میخواد برم از پلیس محلی یه پرس و جویی بکنم
،صرف نظر از انگیزه ش
.نمیتونم بهش اجازه بدیم یکی دیگه رو بکشه
شما دوتا به عنوان محافظ کنارشون میمونید و .هر کاری برای پیدا کردن کوموتو تاکشی لازم باشه انجام میدید
!بله، قربان
،این یه مورد قتل سریالی وحشیانه ست
.ولی دیگه کاری نمونده که انجامش بدم
.بله، همین طور به نظر میرسه
روز بعد
دره شیکیگاوا
خانواده یودا
نگاه کنید؟ خیلی ترسناکه، مگه نه؟
خانواده شیموداها
.اما این منظره خیلی شگفت انگیزه
!قطعاً همینطوره
،خودم میدونم نباید بیرون قدم بزنم
.ولی مشتری ها ازم خواستم بیرون از منزل باهاشون ملاقات کنم
.کاری از دستم بر نمیاد
No comments yet. Be the first to leave one.