The first 193 lines.
چه خبرها؟
دستهاتون رو تو هوا بگردونین و باهام بخونین
مری جی. بلایژ اولین هنرمند زنی بود که استایلش کردم
وقتی همدیگه رو دیدیم، درجا ارتباط گرفتیم و خیلی خوب همدیگه رو درک کردیم
سلیقهی مشترکی در مد داشتیم
عاشق هیپهاپ و استایل کردن بودیم
تو این بازه زمانی، یعنی دههی ۹۰ درآمد خوبی داشتیم
قدرت خرید داشتیم. میتونستیم چیزهایی رو بخریم که گرونقیمت و لوکس محسوب میشدن
کلاکت آماده
من و میس باهم کلی خرید کردیم
به این خاطر زیاد خرید میکردیم که تو بچگی چیز زیادی نداشتیم
بنابراین وقتی پول و توانایی خرید چیزهایی رو بهدست آوردیم که از بچگی آرزوشون رو داشتیم
تا تونستیم خرج کردیم و ته حسابهامون رو درآوردیم
رفته بودیم یه بوتیک و داشتیم خرید میکردیم
موقع پرداخت
فروشنده بهمون گفت که کارت موجودی نداره و معتبر نیست
.دوباره امتحان کرد، باز عدم موجودی ...عدم موجودی
با شرکت صادرکنندهی کارت اعتباری تماس گرفتیم و بهمون گفتن چنین مشکلی وجود نداره
اما اصلا درخواست خریدی ثبت نشده
گفتیم، آهان پس نمیخواین ما اینها رو ازتون بخریم
بهخاطر این بود که ما جوان و سیاهپوست بودیم
و براشون سوال بود این همه پول رو از کجامون آوردیم
اصلا مری جی. بلایژ رو نمیشناختن
میدونید درواقع برندهای لوکس برامون ارزش و احترامی قائل نبودن
و ما رو در حدی نمیدیدن که از محصولاتشون استفاده کنیم
داشتن پسمون میزدن
مثل بچههای خیابونی باهامون برخورد میکردن
...نمیخواستن که
تمایل نداشتن بهمون سرویس ارائه کنن
نوع برخوردشون با الان خیلی متفاوت بود
خیلی
دههی ۹۰ زمانی بود که هیپهاپ و هایفشن
همدیگه رو پیدا کردن و عاشق شدن
اما رابطه مابینشون همیشه اینطور نبود
حقیقت اینه که اون زمان نژادپرستی وجود داشت
اون زمان وُگ
و جامعهی سیاهپوستان ارتباط چندانی نداشتن همچنین هیپهاپ و هایفشن
تو دنیاهای متفاوتی سیر میکردن
اوایل دهه ۹۰، مد آمریکایی
به شدت بر روی سبکهای زندگی آرمانی
مثل کانتریکلابها یا خانههای زیبای همپتون متمرکز بود
یا درواقع همون رویای آمریکایی
اما این رویا تقریبا به صورت انحصاری مختص سفیدپوستان بود
وگ روی جریان اصلی مُد روز
و سلبریتیها و هنرمندانی متمرکز بود که سیاه پوست نبودن
مطمئنا هیچکدوم نه سیاهپوست بودن نه نمایندهی فرهنگ هیپهاپ
و مد سیاهپوستان
میدونین درواقع درکی از ماجرا نداشتن
«اصلا رپ چیه؟» «ضرب هیپهاپ چی چیه؟»
علاقهای بهمون نداشتن
به هیچ عنوان
دوست نداشتن عکسمون رو بزنن رو جلد مجلههاشون
،در اون زمان نزدیکترین ارتباط سیاهپوستان با هایفشن
این مرد فوقالعاده
در هارلم بود، که هر چیزی
که آرزوی دیدنش رو در پاریس داشتید بهتون ارائه میکرد
من از طریق دپر دن بود که با برندهای لوکس سطحبالا آشنا شدم
و باعث شد حس کنم خیلی باحال و خفنن
دیدن اینکه چطور اون برندها رو به گونهای تغییر داد
تا با جامعهم همخونی داشته باشه واقعا برام الهامبخش بود
مد من رو به یه فرد سرشناس
در خیابونهای هارلم بدل کرد
من تو فقیرترین بخش فقیرترین محلهی شهر بزرگ شده بودم
اما وقتی لباس درست و درمون تن کنید و برید جایی
هیچکس نمیفهمه اهل کجایید
تمام تبهکارها و جنایتکارهای هارلم
از طرز لباس پوشیدنم خوششون میومد
من هم گفتم باشه، پس یه بوتیک باز میکنم و به این دسته از آدمها سرویس میدم
گنگسترها و جاکشها
مشتریهام همه از این قماش بودن چون تنها کسایی بودن
که قدرت خرید چیزهای لوکسی که میساختم و میفروختم رو داشتن
یه روز، گنگستری که نبض بازار مواد مخدر هارلم دستش بود
اومد تو فروشگاه و یه کیف لویی ویتون دستش بود
با همون طرح معروفش و سمبلهای الو وی و صلیب و این داستانها
همه کلی خوششون اومده بود
با خودم فکر کردم فکر کن بتونم لباسهایی طراحی کنم که
ملت با پوشیدنش شبیه چمدونها و کیفهای متحرکِ لویی ویتون بشن
اینطوری میتونسستم پول بیشتری نسبت به فروش لباس با استفاده از پوست کروکودیل
تمساح و خز اینها دربیارم
.پس از نمادهاشون تو طراحیم استفاده کردم و یه سری لباس برای رپرها تولید کردم
لویی ویتون
...گوچی، فندی
ابتدای کار از نمادها و لوگوی این برندها استفاده کردم
و کم کم سعی کردم بفهمم چطور باید روی چرم
یا پارچههای مختلف بزنمشون تا بتونم لباسها رو تولید کنم
اون زمان همه پسرهای محل لباسهای دپر دن رو میپوشیدن
و اگه یه کت دپر دن سفارشی داشتی
یعنی واسه خودت کسی بودی
مخصوصا تو دهه ۸۰ همه لباسهای دپر دن میپوشیدن
فرهنگمون رو به خوبی درک میکرد
و میدونست چی نیاز داره
نمیتونستین لباسی پیدا کنین
که از بالا تا پایینش غرق لوگو نباشه
اون هم نه به صورت نامحسوس، کاملا برجسته
کاری که دپر دن کرد ساختارشکنانه و انقلابی بود
چون اون زمان که لباسهایی با لوگوهای مختلف طراحی میکرد
،لویی ویتون اصلا لباس تولید نمیکرد گوچی رو بیشتر به خاطر لوازم جانبیش میشناختن
و کسی اسم فندی به گوشش نخورده بود
اما دن با ابتکاری که به خرج داد به کمک این لوگوهای معروف چیز جدیدی خلق کرد
من اون برندها رو به سبک خودم بازآفرینی کردم
اسمش رو گذاشته بودم فرآیند سیاه کردن برندها
بعضیها میگفتن کار خاصی نمیکنه که، صرفا کپیکاریه
اما بعضیهای دیگه میگفتن: وای، ببین چطور میتونه المانهایی رو
از یه فرهنگ دیگه بگیره و اونها رو با فرهنگ خودش تطبیق
و کاملاً متفاوت جلوهشون بده
جوری طراحی و خلقشون کردم
که تونستم مثل جاز بهشون ریتم و روح ببخشم
بذارید یه مثال براتون بزنم
فرض کنید رالف لورن یه اسب بهتون ارائه میکنه
.اما من یه گلهش رو دراختیارتون قرار میدم منظورم یه همچین چیزیه
برشها و رنگهای غیرمتعارف رو امتحان کردم
من از طریق مایک تایسون با دپر دن آشنا شدم
دیدن اینکه چه تعداد کثیری لباسهایی که طراحی کرده بود رو
میپوشیدن واقعا شگفتانگیز بود
.به یه پدیده تبدیل شد پدیدهای که همه رو تحتتاثیر قرار داد
.دست به خاک میزد طلا میشد تمام طراحیهاش. ملت عاشقشون میشدن
نفوذ و تاثیرگذاری دپر دن فراتر از مرزها بود
و این رو نه تنها مردم بلکه لویی ویتون، گوچی و فندی هم دیگه فهمیده بودن
به همین خاطر برندها بهم حملهور شدن
،پلیس به دپر دن فروشگاه پوشاک شبانهروزی در هارلم یورش برد
آنها ۳۰۰ کیف و همچنین تجهیزاتی که گفته میشود
برای ساخت برچسبهای جعلی استفاده میشد را کشف و ضبط کردند
متاسفانه مجبور شدن در مغازهش رو تخته کنن
این یک مثال برای صنعته
که نمیتونید همینطوری از لوگومون استفاده کنید
و انتظار داشته باشید کاری به کارتون نداشته باشیم
استفادهی بدون اجازه از لوگوها حکم دزدیدنِ نگین انگشتر رو داشت. مسئلهی مهمی بود
احتمالا پیش خودشون گفتن
شما دارین با لوگوی ما پول به جیب میزنین ولی این برند ماست
.چون مردم به مغازههاشون نمیرفتن و اون محصولات رو از دپر میخریدن
تمام دار و ندارم رو ضبط کردن
تمام دستگاههام. پارچههام
آره خب. خیلی ناراحت شدم
اگه قصد داشتن بهم بفهمونن دارم وجههی برندشون رو خراب میکنم
میتونستن مستقیم این رو بیان کنن
،من ازتون کپیبرداری نکردم بلکه برندتون رو ارتقا دادم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
من تو اون دوران توی کویینز بزرگ شدم
و کم کم شایعاتی مبنی بر این شنیدم که بقیه ازمون خوششون نمیاد
دوست ندارن لباسهاشون رو برداریم ...و با الهام از
فرهنگ خیابونی تغییراتی درشون بهوجود بیاریم
بنابراین به خودم گفتم یه اسم براش ابداع میکنم
اسمی که نشوندهنده هویتمون باشه و احترامش رو حفظ کنه
و اینطور بود که فوبو متولد شد که مخفف «برای ما، توسط ما»ست
و همه چیز از اون روز و اونجا شروع شد
مخفف «برای ما، توسط ما»ست
میخوایم به این خاطر بپوشیدشون که واقعا دوستشون دارین و ما میدونیم مردم چی دوست دارن
چون ما کسایی هستیم که میپوشنشون
طراحهای دیگهای که براتون لباس تولید میکنن
به کلابها یا جاهایی که شماها معمولا وقتتون رو توش میگذرونین نمیرن
نمیدونن این لباسها چطور قراره پوشیده شه
اصلا وقتی ما پایینشهریها میپوشیمشون ترند میشه
نه ارتباطی به اروپا داشت
نه هایفشن آمریکایی
،توسط سیاهپوستان برای سیاهپوستان خلق شده بود
واقعا خیلی شگفتانگیز بود که شاهد ظهور هنرمندانی باشیم
که هویتشون رو کاملا پذیرفتن و تجسم کاملی از زندگیای هستن
که از طریق آثارشون به نمایش میگذارن
لطفا تیم فوبو رو تشویق کنین
مشخصهی برند فوبو، این بود که تنخور لباسها کمی گشادتر و آزادتر باشه
یعنی خب خیلی آزادتر
و صد البته کیفیت خوبش
و اینقدر سنگین و محکم بودن که حس میکردی جلیقه ضدگلوله تنته
و آره. سبک و استایل فوبو به صورت کلی اینطور بود
لباسهایی که طراحی کرده بود خیلی پر زرق و برق و چشمگیر بودن
به درد آدمهای بزدل و محتاط نمیخورد
اما کاملا مناسب نیازهای جامعهی هیپهاپ بود
هرجا چشم مینداختی لوگوشون رو میدیدی
اینها خیلی پرفروش بودن
همه فوبو میپوشیدن
تمام رپرها. همهمون
احتیاجش داشتیم. برای ما، توسط ما
دقیقا همون چیزی بود که نیاز داشتیم
مخصوصا ما خانمها
مری جی. بلایژ خواننده سبک آراَندبی بود
،اما استایلش عمیقاً تحت تأثیر فرهنگ هیپهاپ بود به ویژه از طریق مد لباسهای خیابانی
بنابراین وقتی به روی صحنه اومد
با به نمایش گذاشتن ظاهری الهام گرفته شده از هیپهاپ
تصویر سنتی خوانندگان زن سبک آراَندبی رو متحول کرد
.میشه گفت استایلش تامبوی بود که خیلی باحال بود
آره. من واقع تامبوی بودم
شبیه بقیه نبودم
.صدام هم کاملا متفاوت بود و همچنین طرز لباس پوشیدنم
منظورم از بقیه کسایی مثل ماریا، ویتنی، آنیتا بیکره
.یعنی خوانندههای بینظیر اون دوران اونها پیراهن میپوشیدن
اما من دوست نداشتم پیراهن بپوشم و ظاهرم اون مدلی باشه
من همچین آدمی نبودم. فرق داشتم
برای زنهایی که تو پایینشهر متولد و بزرگ میشن
مهمترین اصل، تمرکز بر بقا و زنده موندنه
چون دائما مجبوری
در برابر خطرات و سختیهای احتمالی از خودت محافظت کنی
و این ظاهر و استایل هم دقیقا از همین مساله نشات میگیره
در اون زمان زنان در صنعت موسیقی در اقلیت بودن
No comments yet. Be the first to leave one.