The first 200 lines.
قبلاً در نگهبان سوم
چرا همیشه نگران؟ به آینده فکر نمیکنی؟
دارم ازدواج میکنم. تازه چند ماهه با هم دوستین
تا حالا با صدای اپرا عشقبازی کردی؟
امروز کارت عالی بود. ممنون، رفیق.
راجع به پدرت... لازم نیست بدونم.
دوسش دارم. بهش احترام میذارم. دلتنگشم.
تو تنها زنی هستی که واقعاً عاشقش بودم.
ساعت چنده؟
تقریباً شیشه.
جویی به زودی بیدار میشه.
تخم مرغ داری؟ میتونم برامون املت درست کنم.
میخوام قبل از اینکه بیدار شه بری. همین؟
لطفاً، باید بری. جویی قبلاً ما رو با هم دیده.
آره، خب، تازگیا که ندیده. بیخیال.
نه، باید بری... نه، نکن.
واقعاً. نکن. نکن؟ نه؟
یه چیزی بگم؟ چرا زنگ نمیزنیم مرخصی استعلاجی بگیریم؟
بعد میتونیم مثل قبل تمام روز رو تو رختخواب بمونیم.
بروک کی کارش تموم میشه؟
ساعت ۸.
نباید خونه باشی وقتی زنگ میزنه؟
باشه.
پس بعداً حرف میزنیم؟
لباس بپوش. برات قهوه درست میکنم با خودت ببری.
هی.
دوستت دارم.
اینا رو نگه میداری یا میدی خیریه؟ اوه، خیریه.
ریک جیمز؟ ریک!
آخرین بقایای دوران دیجی بودنم. تو دیجی بودی؟
اینطوری تو تمام دوران مدرسه پول درمیاوردم. فانک هم میکس میکردم.
واقعاً میخوای این ظرفای قدیمی رو نگه داری؟
قشنگن. خوشت نمیاد؟ مال مادربزرگم بودن.
قدیمی به نظر میان. هر چیز قدیمی دوباره جدید میشه.
الان رتروئن. آره، "رترو."
با اینا میخوای چیکار کنی؟ اون چیه؟
اوه.
فکر کنم داشتم عقبش میانداختم.
نمیدونم باهاشون چیکار کنم.
یعنی، اگه طلاق گرفته بودیم، آتیششون میزدم یا پارهپارهشون میکردم یا یه همچین چیزی.
منصفانه نیست که عکسش اون بالا باشه، زل بزنه بهت.
بدن عالی.
آره.
ممنون! چیه؟ میخوای دروغ بگم؟
چطور آشنا شدین؟ دبیرستان. اون بود...
با یکی از دوستام قرار میذاشت.
و اون بهش خیانت کرد. و من هم انتقام بودم.
این عروسی ماست. خب، از لباس عروس معلومه.
عزیزم، یکی دوتاشو که خیلی دوست داری انتخاب کن. تو خونه جدیدمون براشون یه جا پیدا میکنیم.
و بقیهشو میتونی بذاری تو آلبوم که نگه داری.
اشکالی نداره؟
فقط اگه اشکالی نداره، تو اتاق خواب نباشه.
هی، اسبابکشی چطور پیش میره؟
یادت میره چقدر چیز میز داری تا وقتی که میخوای جمعشون کنی.
زندگی کردن تو خونه پدر و مادرم، خوابیدن تو اتاق خوابشون، عجیب غریبه.
اجاره ارزونه، نه؟ نه. منطقیه.
چی هست که دوست نداشته باشی؟ اتاقا رو یه رنگ جدید بزن.
من یه جا اجاره کردم که یه نفر توش کشته شده بود. همه جا خون بود.
آدام-۵۵۳، اعزام به آمادهباش. آتشسوزی، آپارتمان مسکونی بلندمرتبه.
احتمال قربانی استنشاق دود. ۲۴۲۹۶ بین پارک و لکس.
آدام-۵۵۳. ۲۴۲۹۶. هیچکی اجارهش نمیکرد واسه همین قیمتشو آوردن پایین.
من قرارداد اجاره رو امضا کردم.
یه کم بتونه کاری، رنگ، یه بخارشوی. مثل روز اول نو میشه.
دو قطره ادرار.
لطفاً. لطفاً.
قرمز نشه.
یا مریم مقدس!
شرط میبندم نمیتونیم آسانسورها رو فراخوانی کنیم.
خودت میدونی، برادر. لازمه همه عقب برن!
گردان ۲۴، فوری. کد ۱۰-۷۷ در بلوک ۶۶۲.
آتشسوزی در یک ساختمان ۲۲ طبقه. آپارتمان کی آتیش گرفته؟
استایورسونها، طبقه ۱۸. من درست کنار اونام، ۱۸-دی.
اون ناتوانه. پرسنل اورژانس اونجان.
جیمی، تیمتو ببر طبقه ۱۸. مصدومان رو با کمک اورژانس بیرون بیارین.
طبقه ۱۸. عالیه.
فکر کنم میتونم فعلاً از دستگاه پلهنورد معاف شم.
سلام! کسی اون بالاست؟ آره، این بالا.
کس دیگهای این بالاست؟ مردم تو ۱۸-دی، جایی که آتیشسوزیه.
کپسول آتشنشانی تموم شد. چرا هنوز توشن؟
سکته کرده. زنش حاضر نیست ترکش کنه.
کجان؟ عقب.
همینجا عقب بمونین.
گیر کرده، کمکم کن. یک، دو، سه.
اوه، خدا رو شکر! خدا رو شکر! اینقدر زنگ زدم!
نمیتونه راه بره! به خاطر دود نمیتونه نفس بکشه.
ما مراقبشیم. شما باید برین.
نمیرم! شما باید برین.
ببرینش پیش نگهبان. ما باید الان بریم. اون خوب میشه.
باید از شر این خلاص شیم. اکسیژن قابل اشتعاله.
دوستت دارم، اریک!
سکته کردی؟ میتونی حرف بزنی؟ آره.
اصلاً میتونی راه بری؟ نه.
ببرینش از اینجا بیرون، الان!
بیرون بهت اکسیژن میدیم. اون اتاق نشیمن خیلی خطرناکه.
باید حملش کنیم.
همسرت سالمه. نمیخواست بره. اون واقعاً دوستت داره.
یک، دو، سه.
راه دیگه ای برای خروج هست؟ نه!
پنجره رو باز کن. - باشه.
مرکز، آدام-۵۵۳ در صحنه. ۱۰-۸۵.
آتش ورودی رو گرفته. راهی برای بیرون رفتن نداریم.
دو امدادگر و یه قربانی که نمیتونه راه بره گیر افتادن.
شروع میکنیم.
پرخوری کرده. خنده دار نیست.
بابی، یه جورایی بامزهست.
اگه سیاهپوست بود هم همین حرفو میزدی...؟ باشه، فهمیدم.
من آدم وحشتناکیام. جیمی دیشب اومد اینجا.
چی میخواست؟ امروز صبح رفت.
نامزد کرده! تو چت شده؟ نمیدونم!
جویی دیدش؟
نه، خدا رو شکر!
اومده بود حرف بزنه. یهو به خودم اومدم دیدم لختم.
درست مثل اولین قرارمون بود!
نمیدونم، وقتی پای اون میاد وسط هیچ ارادهای ندارم.
من یه هرزه ام. حواست باشه.
ممنون که با این حرف مخالفت کردی.
تو خودت گفتی. من نگفتم. من یه احمقم.
اصلا چی تو اون دیدم؟
۵۷ به ۲۴، در راهپله الف.
به من آب بدید.
رئیس، امدادگرا کجا هستن؟
اتاق خواب پشت در. دود داره از در نفوذ میکنه، داغه.
بازش نکن. ما آب میاریم.
آب اومد!
فشار رو بیشتر کن! تا ته بازه؟
تا ته بازه. تا ته بازه!
۵۷ به ۲۴، فشار روی لوله آتشنشانی رو از دست دادیم.
آتش خیلی زیاده. نمیتونیم جلو بریم.
۲۴ به ۵۷. باید یه شلنگ رو دستی تا شما بکشیم.
چقدر طول میکشه؟ اینجا اوضاع داغه.
نمیشه از در رد شد.
شلنگ رو کشیدن خیلی طول میکشه.
هیچ وقت نمیتونید بدون تجهیزات بیرونشون بیارید.
یالا!
استیو، طنابها! بندازشون بالا!
اینجا منتظر شلنگ بمونید. دیوی، کیو، شما با من بیاید.
۵۷ به گردان. داریم نجات با طناب انجام میدیم. یه گروه رو بفرستید به ۱۷.
۱۰-۴. نردبان ۱۰۰ داره میاد بالا.
عجله کنید، آقا.
مادرم الان میاد پایین.
پس دور بزن.
مامان! هی، بجنب وگرنه جا میمونی!
باورش سخته که تقریبا یه سال شد. امروز.
امروز؟ آره.
وقتی خوش میگذره، زمان زود میگذره.
دوره آزمایشت تقریبا تموم شده؟ فردا.
فکر نمیکردم دووم بیاری. ممنون بابت اطمینان!
ما شرطبندی کرده بودیم. واسه چی؟
چقدر میمونی. من گفتم چهار روز.
چهار روز؟ من دو روز رو میخواستم، اما بوسکو زودتر اونو گرفت.
کی برد؟ یوکاس.
اون دو هفته گفته بود. این طولانیترین زمانی بود که کسی حدس زد.
۵۷ به نردبان ۱۰۰ شما در موقعیت هستید؟
تا دو دقیقه دیگه هستیم.
باشه، به یه چیزی اون پشت گره بزن، باشه؟
دکتر، اون بالا چطورید؟
هر کاری که میخواید بکنید.
آمادهای؟ آره.
یه کم شلتر.
آرومتر. یه کم آرومتر.
ادامه بده.
نفست رو نگه دار.
نه. به مامان بگو. به مامان بگو.
همسرت؟
آره. بهش بگو دوستش دارم.
لطفا؟
دکتر! دکتر: لعنتی!
یه کم شلتر.
حالتون چطوره؟ الان بهتره.
ما آدم داریم که شما رو بکشه داخل. کی اول میره؟
قربانی سکته. میتونید طوری وصلش کنید که مثل یه بار سنگین بره پایین؟
حتما.
لطفا، بهش بگو.
به زودی خودت میتونی بهش بگی.
ببین میتونی اون پنجره بالایی رو دربیاری.
ساکتی. فِیث: نمیخوام حرف بزنم.
این اولین باره. امروز نه، باس.
به اندازه کافی مشکل دارم که باهاشون سر و کله بزنم.
به اپرا اهمیت نمیدی؟ نه راستش.
خوب بود. لذت بردم. خوش به حالت.
برای نیکول مثل یه محرک جنسی بود. مثل صدف یا همچین چیزی.
کارش به اونجات میکشه؟
فقط یه مشاهده بود.
فقط تو میتونی از وردی به اونجات برسی.
امروز نه، باس! دارم بهت هشدار میدم!
پوچینی بود، نه وردی.
وای.
طناب رو محکم بگیر. صاف بمون. بقیهاش با ما، باشه؟
همیشه ازت خوشم میومد، جیمی.
تا یه دقیقه دیگه اون پایین میبینمت.
طناب رو سفت کن!
خوبی؟ آره.
باشه.
همینطوره. گرفتیمت.
عجب راهی برای پول درآوردن. آره، مجانی هم انجامش میدادم.
جلو رو بگیر.
من همینجام. دکتر: ببخشید خانم.
حالش خوب میشه؟
به نظر خوب میاد. پزشکهای بیمارستان مطمئن میشن.
میخواید باهاش بیاید؟ بله. ممنون.
No comments yet. Be the first to leave one.