The Terror

The Terror

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Terror S01E10 WEB H264-DEFLATE
The Terror S01E10 720p WEB H264-DEFLATE
The Terror S01E10 1080p WEB H264-DEFLATE
The Terror S01E10 480p WEB x264-RMTeam
The Terror S01E10 720p WEBRip x265-HETeam
The Terror S01E10 720p WEBRip x264-MKVCage
The Terror S01E10 720p WEB HEVC x265-RMTeam
The Terror S01E10 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
The Terror S01E10 We Are Gone 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Aarnick
★ Sub#One Team ★ 🆕 | آرنیک و محمد مسعودی | T.me/SubOne_Team

Tags

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
x264
mkv
MkvCage
480p
480
1080
Published on: 2018-04-14
Downloads: 65
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.:: Sub#One Team ::. تــــــقــــــديم مـــيکند

ميدوني امروز چه روزيه، جناب "کروزير"؟

.منظور چند شنبه است

.نه

.چهارشنبه است

.من و تو يه بار روز چهارشنبه با هم نوشيدني خورديم

اون روز رو يادت مياد ؟

.بله

.داشتي يه سيگار ارزون قيمت ميکشيدي

.اون نوشيدني رو "به سلامتي خودمون" خورديم

.اون موقع مناسب بود که بخوريم

.همينطور که امروز مناسب ِ واسه نوشيدن

."تو از اون نوشيدني برداشت بدي کردي، آقاي"هيکي

اون واسم اندازه يه جوک .(ارزش داشت(بي ارزش بود

.يه جوک مسخره

."جناب "دوو

.به دکتر"گودسر" بگو به زخم هاي جناب"کروزير" رسيدگي کنه

.و مطمئن بشه که دوباره بهش آسيبي نخواهد رسيد

.ايشون زمين خورده

.افرادي که خواستيد، جمع شدند ، قربان

،آقايان، چه بخواهيم چه نخواهيم

ما به خاطر اتفاقات ديروز

.وارد درگيري با کمپ ديگر شديم

بايد يه گروه تشکيل بديم تا . کاپيتانمون

و هر شخص ديگه اي که بر خلاف .ميلش نگهش داشتن،رو نجات بديم

و اين گروه خلاف کار رو .يک بار براي هميشه دستگير کنيم

پس دستور کاپيتان چي مي‌شه،قربان که گفت به حرکت به سمت جنوب ادامه بديم؟

.مطمئنم مي‌توني نظرم رو در مورد دستورش حدس بزني

...حالا

.سرباز" هَموند" معتقده که

کار سختي نيست که بخواهيم .ردِ کمپ ديگه رو اينجا بزنيم

اونها هم مطمئنا براي .پيدا کردن ما دردسر خاصي ندارند

.ما دستور کاپيتان رو ترجيح ميديم، قربان

.دستور کاپيتان به دَرک

.ما اينجا يه کمپ با 30 نفر داريم

،نُه نفر به قدري مريضن که نميتونن راه برن .و دکتري هم نداريم که بهشون رسيدگي کنه

.فقط دو تا سُتوان سالم برامون مونده

.هيچ کدوم از ما به زبان"نتسليک" صحبت نميکنه

.هيچ کدوم از ما قبلا در نواحي قطبي نبوده

،براي بازيابي شانسِ زنده موندنمون

.بايد کاپيتانمون رو بازگردونيم

.خيلي رُک و راست گفتم

"و باتوجه به اين که کمپ "هيکي .افراد و اسلحه کمتري دارند

ميتونيم انتظار داشته باشيم که .اونو بدون حتي از دست دادن يک نفر دستگير کنيم

.ما دستور رو ترجيح ميديم، قربان

.خب پس من يه دستور متفاوت ميدم

."يه راي گيري در کار بوده، "ادوارد

کِي؟

.يه ساعت قبل

.قبل اينکه تو بيدار شي

به اين خاطر نبود که مخالف .فرماندهي تو توي اين کمپ باشيم

.اصلا و ابدا

.به خاطر تصويب و تاييد دستور کاپيتان بود

...يه راي گيري در سلامت عقلي کامل

.با دانش کامل نسبت به شرايط فعلي

...تو حاضري که

کاپيتانمون رو... با اون شرور تنها بزاري؟

اگر مطمئن نبود که اين بهترين نقشه است

خودش هم تشويقمون نميکرد که به حرکت ادامه بديم، قربان

ما همچنين راي داديم که .هر نفر هر طور مايله، عمل کنه

.ما تو رو مجبور نميکنيم که با ما بياي

.ما واسه بيمارا تدارکات ميزاريم

.اکثرمون بيماريم

.همين امروز ميريم

اونايي که نميتونن با پاي خودشون .با سورتمه راه بيان، ميمونن

...وقتي که اردوگاه ديگه مون رو زديم

.اگه تونستيم، واسه اونها برميگرديم

.کاپيتان همچنين دستور داد کسي رو ول نکنيم بريم

.تو به اقتضاي شرايط اين دستورش رو ناديد گرفتي

چطوره که من و هر کسي که ،اينجا هنوز ذره اي وفاداري داره

گروه نجات خودمون رو تشکيل بديم؟

."ادوارد"

.اميدواريم که تو با ما بياي

که چي بشه؟

که سورتمه بِکشم؟

.و اينکه زنده بموني

.من ذات ستوان "ليتل" رو ميشناسم

اون تا آخر امروز با .دوازده مرد مسلح اينجا خواهد بود

.ما بايد آماده باشيم

.من سرجمع يازده نفر رو تو کمپ شمردم

اما اسلحه ها چي ؟

اونها دست کيه؟

."توزر"

."بنسن"

."آرميتيج"

."پيلکينگتون"

."گيبسون"

.نه، نه

.گيبسون" رفته"

...فکر ميکنم

.اسلحه اون الان دست "دوو" ه

رفته؟

منظورت اينه فرار کرده؟

مرده، قربان... کاملا از بين رفته

.متاسفم

هر چقدر هم که شنيدن اين . اخبار ناخوشايند باشه،

بايد به اطلاعتون برسونم که اين .دور و بر چه خبره و چي ميگذره

پس پنج تا اسلحه. مطمئني ديگه؟

ما فکر ميکرديم که "تونباک" سه .روز پيش در تپه شمالي باشه

هيکي" به همه دستور داد که" .برن و باهاش مقابله کنن

.و... من فقط پنج تا اسلحه رو شمردم

.کارت عالي بود، حرف نداشت

،اگه موقعيت فرار پيش اومد

،و ما کنار هم نبوديم

برو به سمت جنوب شرقي ، باشه؟

کاپيتان، يه کاري برام انجام ميديد؟

،وقتي به لندن برگشتيد

ميشه اين رو به دست يه دختري برسونيد؟

.قول دادم که اينو بهش برسونم

.اين متعلق به برادرش هست

،تمام اين مدت فکر ميکردم که گم شده

...اما دوباره پيداش کردم

الان فرصت اينو دارم که مطمئن .بشم به جايي بايد باشه، ميرسه

.خودت اينو به دستش ميرسوني - .من اين اردوگاه رو ترک نميکنم،کاپيتان -

.اينو ميدونم

.نبايد ايمانت رو از دست بدي

.من به کمکت نياز دارم، دکتر

،اگه يه زماني دکتر بودم .الان ديگه نيستم

حتي اگه خدا شاهد هر کاري .که ما اينجا ميکنيم، باشه

.چيزي واسه ترسيدن نداري

.تو نه

."تو آدم پاکي هستي،"گودسر

.پاک

حتي اگه تو توسط آدم هاي . خوک صفت مجبور به کاري شده باشي

خدا اينجاست...کاپيتان؟

هر خدايي؟

.مهم نيست

،اينجا... به نظر من زيباست .حتي با همين شرايط الان

،اگر بخواهي متوجه بشي .بايد با چشمان معصوم يه بچه به اون نگاه کني

.اينجا شگفتي و عجايب وجود داره،کاپيتان

...و اون. فکر ميکني

فکر ميکني اون هنوز زندس؟

ساکت خانم؟

.اينجا خونه اونه

.تا الان پيش مردمش بازگشته

اينطور فکر ميکني؟

.آره

.خوبه

.خوبه

.اينو تحويل ميدم اگه تونستم

متعلق به کيه ؟

...من

.يه قولي بهش دادم

خب؟

.خواهرش رو با اسمش پيدا ميکنم

.اون ترسيده بود

."اون گفت،"از ما ميخواد که فرار کنيم

.خب؟

...اسمش

اسمش...؟

.رنگ و روت باز شده

."مرسي،"منسون

.متاسفم

جناب "هيکي" گفتن که اجازه ندارم .ديگه تو رو "کاپيتان" صدا کنم

.اومدم که تو رو ببرم پيشش

."عيبي نداره،"مگنوس

.تو پسر خوبي هستي، ميدونم

يه آزمايشه،مگه نه؟

.آزمايش جرئت ما

.کاپيتان

اگر هنوز تو اردوگاه بوديد و ،و از جسد من غذا درست کرده بودند

.شرافت پيشه کنيد،کاپيتان، قبول نکنيد

...اگر اصرار کرد - .نميزاريم کار به اونجا بکشه -

،اگر اصرار کرد

.فقط از پاهاي من بخوريد

.متوجهيد؟ فقط پاهام

.کفِ پا،اگه ممکن بود سفت ترين قسمت. متوجهيد؟

.همه چيز به اين بستگي داره

همه چي آمادس؟

!بسيار خب.بکِشيد

!کاپيتان

!کاپيتان

به زودي براي استراحت و . خواب مريضا مستقر ميشيم

."اما... يه لحظه بيا بشين،آقاي"کروزير

.مشتاق اين لحظه بودم

چرا اجازه نديم که ستوان"هاجسون" برگرده؟

اون تعدادي افراد تو اردوگاه ديگه داره .که ميتونن از قدرت رهبري اون استفاده کنن

."جناب "ديگل" ،دکتر "گودسر"، "منسون

.اونها ميتونن ستوان "هاجسون" رو همراهي کنن

اون اولين افسر شما بود که اسمش رو .تو ليست سرباز ها وارد کردم

.اون روز رو به خاطر دارم

.آدم دست کجي (دزد) بود

.خب، من بخشيدمش

.من همه رو بخشيدم ... به جز تو

خودت رو هم بخشيدي؟

تا پايان اين قضيه نميتونم بدونم .که خودم رو بخشيدم يا نه

.تو خودت رو مردي تلقي ميکني که نه تنها نيستي

.بلکه هرگز تلاش هم نکردي که چنين مردي باشي

تو مدام اجازه دادي شرمندگي و بي آبرويي .افسارت رو به اين ور و اون ور بکشونه

اين بخشي از دليلي که .الان اينجا گرفتار شديم

پس اصلا چرا گفتي منو بيارن اينجا؟

.ريسک بزرگيه واسه افرادت

."تونباک"

.يه روح که جسم حيواني به تن کرده

با اين حال ما با توپ بهش . شليک کرديم و خونش رو ريختيم

اين رو چطور با وقايع گذشته تطبيق ميدي؟

.نميتونم

خيلي اتفاقات اين سفر هست .که نميتونم تطبيقشون بدم

اين موجود وسط چه افسانه و داستاني قرار گرفته؟

."درمورد موجود من هيچ جوابي ندارم، آقاي"هيکي

More Farsi Persian subtitles for The Terror

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left