The first 200 lines.
آريـــــــا
مايرا: سلام خاله آرو اينجا نيست، همه چي مرتبه؟
مامان
حتي يه شب هم به من اجازه بيرون رفتن نميدي
اونوقت چطور به آرو اجازه ميدين؟
رفته که با مايرا درس بخونه
برميگرده اين رو بخور
الو
نه، آرو مسافرته
نه، مشکلي نيست
...آريا اون
چه اتفاقي براش افتاد؟
رفته که جواهر رو بکُشه اما تقريباً خودش نزديک بود بميره
کي ازت خواست که بکُشيش؟
من فقط گفتم که مراقبش باشي؟
حالا جواهر فکر ميکنه شما ميخواين اون رو بکُشين
بهش حمله کرد و بعد فرار کرد
حالا ديگه اون ساکت نميمونه آريا
کي اين اتفاق افتاده؟
ديشب
!لعنتي
بهم گوش کنيد، گوش کنيد
من بايد يکم بيرون برم باشه؟
مواظب همديگه باشيد اين خيلي مهمه
هيچکي بيرون نميره کجا ميري مامان؟-
کار دارم
جواهر حرومزاده
ميرا: خاله خبري از آرو نشد؟
جواهر کجاست؟
از ديشب خونه نيومده
ميدوني چرا نيومده؟
بخاطر اينکه دختر من رو دزديده
چي؟
آروي من گم شده
از دوستاش پرسيدي؟ شايد با اونا باشه
جواهر کجاست؟
داخله؟ آريا اون دو روزه که خونه نيومده-
ميدونم دروغ ميگي
داخله، مگه نه؟ ميخواي بري خودت ببيني؟-
برو، برو برو ببين داخله يا نه
لعنتي چي داري ميگي آريا؟-
...چطور فکر ميکني که جواهر ميتونه
...چون من به دولت گفتم چي؟-
!لعنتي
يه چيزي رو قايم ميکني آريا
جواهر هم هيچي نميگه
دو روزه که خونه نيومده
تو ميگي آرو غيب شده
...آريا چرا جواهر بهش بگو بهم زنگ بزنه-
هر چي که شده درستش ميکنيم باشه؟
به دخترم دست نميزنه
بهش بگو
داري دربارهي جواهر !شوهر من حرف ميزني
جواهر، لعنت بهت کجايي؟
چرا جواب نميدي؟ کجايي؟
آرو با توئه؟
آقا، خانوم آريا اومدن
بذار بياد
من جابهجايي رو لغو ميکنم
اين کار رو با من نکن آريا
جواهر گم شده
...اون فکر ميکنه من
تلاش ميکنم که ازش انتقام بگيرم بهم ريخته
خانم اينا مشکلات شخصيـه
به من ارتباطي نداره بايد به قرارداد پايبند باشين
ولي اون شريک منه
اون ميدونه که چطوري اون طرف مرز کاميون گير بياره
تنهايي نميتونم اين کار رو انجام بدم
...و اين شريک شما
تا حالا خودش رو به من نشون نداده؟
اون نميدونه اين جابهجايي مربوط به شماست
بهش نگفتم
...پس پيداش کنيد
و بهش بگيد
مجبورم که جابهجايي رو لغو کنم
چارهي ديگهاي ندارم
...امروز پسرات رو مدرسه نفرستادي
بخاطر اينکه آرو گم شده؟
نميتونم بذارم آرو به خونه برگرده
...چطور جرأت ميکني
...آريا...آريا
!دخترم
...تو حواست به جابهجايي باشه
منم مراقب دخترت هستم
باشه؟
آره؟
مشکلي نيست
دميتري
اوضاع چطوره رفيق؟
انتقال تضمين شدهست
امروز طبق برنامه منتقل ميشه
باشه
يکي ميخواي؟
هنوز دندون شيري توي دهنتـه
اونوقت سيگار ميخواي؟
بيا
چطور خودم رو به مادرت نشون بدم؟
هنوز درد ميکنه؟
خوب باندپيچيـش کن
خوب خوابيدي؟
قربان کل شب داشتم پرستاري ميکردم
با وجود اين، حال و روزش رو ببين
...ميترسم مردم فکر کنن که ما
اين بلا رو توي بازداشت سرش آورديم
مردم فکر ميکنن که اون تج رو به قتل رسونده
ببين داداش فقط دو نفر براي کُشتن تج انگيزه داشتن
...يکي سنگرام
!و يکي تو
من به خواست خودم همراه شما اينجا اومدم
اونوقت به من شک داريد؟
انقدر بگم که خشتکم بين دعواهاي تج و سنگرام پاره شد
به خاطر همين شخاوت من رو دشمن خودش ميدونه
و آريا دوستشه
!عوضي
از من يه احمق ساختن
...شزايطي که براي تج گذاشتين
ميتونيد براي من انجامش بدين؟
ميخوام همراه خانوادهم از اينجا برم
کانادا کانادا؟-
حتماً
چکار بايد بکنم؟
بايد اطلاعات رو ثبت کني
انجامش ميدم
چيکار ميکني آقا؟
حتي خانواده و دوستاش هم به اين حرومزاده اعتماد ندارن
بذار يه شانس بهش بديم
خيلي خوب ميدونه که اگه بخواد به ما خيانت بکنه
دفعه بعد ازش پرستاري نميکنيم
مراسم کفن و دفنش رو انجام ميديم
اطلاعات رو بده
از يه راه امن ميفرستمت
يه جابهجايي هست
پلاک کاميون؟
نميدونم، ميفهمم
چقدر ديگه؟
بيست و چهار ساعت
!سلام خانم کوچولو
کجا بودي؟ سلام-
پونام، تلفن من رو ديدي؟
سلام باب سلام-
من ديدمش، اينجاست
کجا؟ همينجا-
...چي شده؟ چرا اينجوري آرو کجاست؟-
هان؟
آرو؟
خونه نيست؟
يکم آب بخور خونهي دوستشه-
از ديشب؟
...يعني
از ديشب پيش دوستشه؟
يکم شير پرچرب ميخواي؟ منم آب ميخوام-
يه دقيقه، پونام لطفا بهش آب بده بيا
آرو به من زنگ زده بود
کي؟
ديشب ساعت 2 نصف شب و؟-
چي گفت؟
...قبل از اون، سعي کرد
!باب
غذا و شيرت رو تموم کن چي گفت؟-
من بهت ميگم هيچي نيست
دارن روي شعر کار ميکنن مگه نه؟
روي موسيقي کار ميکنن فقط يه سري شعر رو براش خوند
همين
اين آدمهاي خلاق رو که ميشناسي
همهي کاراشون رو توي وقت هاي عجيب و غريب انجام ميدن
لطفا غذات رو تموم کن چيز ديگهاي نگفت؟-
..من بهت ميگم ميگم که چي گفت
درباره گيتا، موسيقي و اينجور چيزا حرف زدن
...من که اين آدمهاي هنري رو درک نميکنم
اين چيه چوتي؟ خوبي؟-
اول بهم بگو که حالت خوبه آره من خوبم، بهم بگو، اين چيه؟-
بگو چوتي آرو ميخواست باب رو بوس کنه-
چيز بزرگي نيست، من درکش ميکنم باشه؟
...فقط لازم بود بهت بگم چون
شايد اون به کمک احتياج داشته باشه چي شده؟
به کمکمون نياز داره
به کمکمون احتياج داره
چوتي اون به کمکمون نياز داره
...چي شده؟ ميتونم
چي شده؟ بهم بگو
اون خونهي دوستش نيست
پس کجاست؟
...اون
...اون چي؟
اون چي؟
اون رو دزديدن
چي؟
...تج و سنگرام
جواهر با هم تيم شدن
و يه چيزي رو از شخاوت دزديدن حالا اون رو بردن
و شخاوت ميخواد که من اون مواد رو براش جابهجا کنم
تا اون رو آزاد کنه
نميتوني اين رو به بابا بگي
به هيچکي نميگم
قول ميدم
هر کاري از دستم برمياد بهم بگو باشه؟
!هر چيزي
اوه لعنتي
سلام آريا
جداً اميدوارم که اين ويدئو رو نبيني
No comments yet. Be the first to leave one.