The first 200 lines.
!آشغالتر از اینم مگه میشه
...واقعاً
یه توکِ پا نریم بیرون؟
این وقتِ شب کجا میخوای بری؟
میتونیم بریم بارِ «استوکر» نوشیدنی بخوریم
اَه! اونجا پر از آدمهای نابابـه
الیوت
...فکر کنم من خونـ
...لابد واسه
نمیدونم
!شیطان
« دو ماه قبل »
« به سیکس مایل هیل خوش آمدید »
« ترجمه از یـاشـار جـماران و مـریــم » .:: Carelless Whissper & TAMAGOTCHi ::.
لطفاً بازم از همین بده، کلیر
نه - یعنی چی؟ -
توماس گفته تا حسابت رو صاف نکردی .چیزی بهت ندم
!من یکی از بهترین مشتریهاش هستم
.صورتحسابت سر به فلک کشیده !مشتری پول میده
به حساب من
نه. نباید باز مشروب بخری
امشب هیچ فرقی با شبهای دیگه نداره، نه؟
چرا این حرومزادۀ ازخودراضی رو تحمل میکنی؟
میدونی، هر روز خدا همین سؤال رو
!از خودم میپرسم
تو اگه دستت خالیه چرا برنمیگردی
واسه بابات کار کنی؟ - ای وای -
خب، از تو پول قرض میگیرم، رفیق
بهنظرتون اهل کجان؟ آلمانی هستن؟
آلمانیها عاقلتر از اینن که بیان اینجا و
به یه تل سنگ نگاه کنن
کانادایی هستن
مردم کانادا عاشق پوشیدنِ .آرم برگ درخت افرا هستن
چی میل دارید؟
هرچی نوشیدنیِ محلی این طرفها باشه
میرید دیدن سنگ قبر؟
چطور؟ میخواید بگید به زمینهای باتلاقی نزدیک نشیم؟
.اینجا ایرلند ـه، رفیق .خبری از باتلاق نیست
اگه جای شما بودم .تنهایی اون طرفها نمیپلکیدم
خدا میدونه تو کدوم زمینها .گاوهای خطرناک ول میچرخن
راهنمای تور هم دارید؟
.بله که داریم .خودمون میتونیم ببریمتون
تو زمینهای باباشـه
چقدر میشه؟
بیشتر مردم حتی نمیدونن «برام استوکر» ایرلندی بوده « نویسندۀ کتاب دراکولا »
یا اینکه از همینجا الهام گرفته
ببینید، این زمین مال یه پیرسگِ خبیث
به اسم «آبارتک» بوده، خب؟
و اون خون ملت رو میمکیده و !مثل آب سر میکِشیده
مردم منطقه سعی کردن بکُشنش و ،اونم برای خوردن خون بیشتر
دوباره زنده میشده
مثل دراکولا - ریدم به دراکولا -
اهالی اینجا از این کلمه خوششون نمیاد
ریدم؟ - دراکولا -
!عملاً نقاشیش سردرِ بار ـه
بههرحال از اومدنِ استوکر به اینجا
.یه چیزی هم باید به ما بماسه .افسانهمون رو به یغما برد و ازش استفاده کرد
برای نوشتن معروفترین رمان ترسناک جهان؟
خب، اصلاً ارزش خوندن داره؟
چی... یعنی واقعاً نخوندیش؟
...اما اون آبارتک، اونـ
...که کلمۀ اسکاتلندی به معنیِ - از گور برخاستهست؟ -
خوب در موردش مطالعه کردی
آره، عاشق این مزخرفاتـه
و احتمالاً این رو نمیدونید که
«کدخدایی به اسم «کاهان
یه چاقو فرو کرد تو قلب اون کثافت
و اینجا خاکش کرد
یه نفر از دورۀ ما خونآشام اصیل رو کُشته و
!حتی به اسممون تموم نشده
و از اون موقع، هیچکس جرأت نکرده .قبرش رو جابهجا کنه
،بعضیها میگن اگه زیادی بهش نزدیک بشی
خودبهخود خونریزی میکنی
انگار همین که نزدیکش میشی خونت رو میمکه
آره. بدون اینکه عملاً مک بزنه، میمکه
این هیچی رو ثابت نمیکنه
،استوکر به روستای «سیکس مایل هیل» اومد این داستان رو شنید و
چند سال بعد، کتاب دراکولا رو منتشر کرد
خودش تا حالا گفته از این داستان الهام گرفته؟
داستان آبارتک اولین داستانیـه که
تا به حال در مورد یه موجود خونآشام نوشته شده
زیر اون سنگها دفن شده
!یه تل سنگ تو یه مزرعه
تمام عمرم تو اون خونه زندگی کردم
بابام مالک این زمینـه، و باید بهتون بگم
مطمئناً یه چیزی زیر اون سنگهاست
،و اگه به اندازۀ کافی نزدیکش بشید .صداش رو میشنوید
درست عین چیزی که ما بچگی تجربه کردیم
آره
امتحان کن
باشه
مراقب باش، پسر
برو دیگه
برو
بعضی چیزها از علم قدمت بیشتری دارن
حتی قبل از خدا وجود داشتن
زمین اسرار خاص خودش رو داره
!وای، خدا! کریستین
!عجب جیغ خوشگلی زدی، رئیس
فقط یه دست قدیمیـه، ها؟
!عوضیهای کُسخل - بیخیال بابا -
آخه فایدهش چیه این همه راه بیای اینجا
و یه کوچولو زهرهترک نشی؟
شما کاری بهتر از این ندارید؟
نُچ. نخیر، نداریم
عمراً دیگه به مَرده پا بده
شرط میبندم قبل از اینکه سوار هواپیما بشن .دکش میکنه
بدجور تو دلشون رو خالی کردی
«بعضی چیزها قبل از خدا وجود داشتن»
خیلی دوست دارم ببینم .واقعاً چیزی این زیر هست یا نه
خیلی زود میفهمیم
اگه جادۀ کمربندی رو بسازن و .از زمینهای اینجا بگذره
باز دستت از استوکر هم کوتاه شد، ها؟
آخ
عمراً براش درس عبرت بشه - احتمالاً نه -
« پسران روستای جهنمی »
!برو رد کارت
!هی
گفتم کل شب تو بار نمون
تو بار نبودم
این تنها دستگاه ملاتسازیـه که میتونم بهت بدم
دمت گرم
چند جای دیوارهای تو آلونک خراب شدن
باید مصالح جور کنم
!کارت دراومده که
شاید بتونم ردیفش کنم
!پس منم شاید کانگورو پرورش بدم
چرا این خونۀ قدیمی رو نمیفروشی؟
اگه مامان بود دلش نمیخواست
آره، دلش هم نمیخواست ببینه ،وقتی این خرابشده رو سرت میریزه
اینجا دفن شدی
اسکلتش محکمـه، بابا
چطوره بیای یه چای بخوری و نشونت بدم؟
نه. خیلی کار دارم
مشغول کار دیگهای نیستی؟
نه
اگه دلت بخواد یه کاری برات دارم
داریم کارهای اولیۀ احداثِ .کمربندی جدید رو انجام میدیم
شوخی میکنی؟
نه
مردم روستا قاطی میکنن
!بهخاطر یه تل سنگ؟
تکتکشون میتونن بیان .مشکلشون رو به خودم بگن
بابا، یعنی ویلیام و والدینش رو !از زمینشون بیرون میکنی
پیش خودم گفتم... این کار به عهدۀ تو باشه
بهشون نشون بده این اسم تو هم هست که .رو ماشین نوشته شده
نمیخوام
عالیـه. پس پول کامل اجارۀ دستگاه رو بهم میدی
بلندش کن. خبرت برو بالا
حالا واسه ما کشاورز شدی؟
کل صبح بهت زنگ میزدیم
مسابقه امروز بود؟
خیلی پرتی، پسر
گفتی من رو میرسونی خونه
یا نکنه اینم یادت رفت؟
اون چیه دستت؟
نگران چیزی که دستمـه نباش
خیال کردیم مُردی
خب... حالا کی جایگزینم شد؟
!احتمالاً دو نفر لازم بوده تا جای من پر شه
اسپی
!به زور بتونه اندازۀ قد خودش بدوئه
حتماً! خودت هم نمیتونی
اسپی واقعاً بازیکن بدی نیست
خب، گل زد؟
نه. هیچکس جز رفیقت که اینجاست گل نزد
پونزده امتیاز
پونزده امتیاز! تحسینبرانگیزه
چه حسی داره که با این شاهپسر دوستی؟
خب، حس میکنم یه ملکه هستم، آره
گمشید بابا، با هردوتون هستم
!همچین حسی داره! داره
بابات تو مزرعهش کمک لازم نداره؟
فکر نکنم. چطور مگه؟
شنیدم گاوهاش مدام از مزرعهش میرن بیرون
اگه دلش بخواد میتونم چندتا حصار براش بزنم
کی مُرده؟
!محض رضای خدا
قبلاً هم این جوک رو گفته بودم؟
شاید یکی دو باری، یوجین
خب، یه چیزی شنیدم
دربارۀ بابات که مأمور کفنودفن ـه
خدا ببخشتت
چندچند شد؟
زدیم دهنشون رو سرویس کردیم، جُرج
آره، من اونجا بودم - خالی میبنده، جرج -
حتماً، همهمون این رو میدونیم - شنبه هم سر کاری؟ -
مجبورم. دستمزد مشاورین حقوقی کم نیست
و اون کمربندی خونهخرابمون کرده
حالا کِی باید تخلیه کنید؟ - دو ماه وقت داریم -
خب، میدونی اگه موقتاً یه جایی لازم داشتید
خونۀ من جا هست
مگه اون خونه قابلسکونتـه، ها؟
خبر مرگم مگه من توش زندگی نمیکنم؟
.این رو ببین، جرج .تو اینجور چیزها سررشته داری
چیزمیزهای عجیبتری زیر آلونک پیدا کردم
بهنظرت چقدر قدمت داره؟
یه جمجمۀ کوفتی از ماشین اومد بیرون و !مثل هملت شد؟
چه ربطی به هملت داشت؟
من برم به مامانت تو جمعوجور کردنِ وسایل کمک کنم
No comments yet. Be the first to leave one.