The first 200 lines.
« هِلسینکی، فنلاند »
!آلیا
!آلیا
!آلیا
!آلیا
...پس کِی میخواد بفهمه که
نمیتونه از خونوادهش فرار کنه
« بویزی، آیداهو »
بعدی، لطفاً
.یالا، مَدی، یالا .مدی، زودباش دیگه
یالا
یالا، یالا، یالا، مدی
خب، واردِ کامپیوترش میکنم
...امکانش هست مشخصش کنید
...خیلی ساده معلوم شه که
هی
اطلاعات مورد نیاز توی اون خطـه
...تنها کاری که لازمـه بکنید اینـه که
یالا، یالا - ممنون، روز خوبی داشته باشید -
بعدی، لطفاً
خیلی آسونـه
...بعد کار ما اینـه که
من اون رو وارد سیستم میکنم
...و شما میتونید
کمک دیگهای ازم ساختهست؟
نه، همین بود
بعدی، لطفاً
سلام
بذارید بررسیش کنم
...پس
نه، نه، نه، نه، نه، نه
نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه
!بعدی، لطفاً
بله، بفرمایید - خیلی ممنون. مرسی -
!بعدی، لطفاً
نوبتِ شماست - اوه، نه، شما بفرمایید -
مطمئنید؟
...آره، آره، میدونی ...من باید
مرسی - اوهوم، اوهوم -
مرسی که کمک کردین - خیلی ممنونم -
بهزودی میبینمتون. ممنون
میبینی تو رو خدا؟
آخه احتمال همچین اتفاقی مگه چقدره؟
!بله، اصلاً هم که زورکی نبود
نخیر، به هیچ وجه
نه، زیر سر من نبود
!فقط دست تقدیر بود
ای بابا، خب، معلومـه کِیف کردی
تو همیشه لوسم میکنی و کِیف میکنم، رِکس
!تازه برخلاف میل خودم
باشه
باشه، قبولـه
خب، هی، حالا این رو تصور کن
یه شب کامل از اینجور کارها بد نیست ها
...منظورم همین لوس کردنهاست نه که
...مگه اینکه خودش پیش بیاد حالا که
چه کمکی ازم ساختهست؟
!همه بخوابید رو زمین ببینم
همه جایی باشید که ببینمتون، آشغالها
!برو، برو، برو
«گفت «بخوابید رو زمین، آشغالها
!بخواب رو زمین ببینم، عوضی
!همهتون خفهخون بگیرید
سریع و تر و تمیز باید کارمون رو تموم کنیم
خوب اسمها رو گوش کنید
اولیویا بیتی
رابرت بل
مدلین آگوستین
و آنجلا رینولدز
شما پاشید و صندوقتون رو باز کنید
کن کینگ، سراغ تو هم میام و
و رمزت رو ازت میگیرم
دست بجنبونید، خارکُسهها
،تا اون داره کارش رو میکنه .شما هم کیف پولهاتون رو دربیارید
،کیف بغلیهای کوفتیتون، پول نقدهای لای گیرهتون .همه رو بریزید بیرون ببینم
بعد بگیرینشون رو سرِتون
قول میدم اگه این کار رو کنید
خیلی زود میتونید برید به کارِتون برسید
مرسی که همکاری میکنید
گمشو از اون زیر بیا بیرون
دستهاتون جایی باشه که ببینمشون
!فوراً
!کیفهاتون رو بگیرید بالا
!هرکی مقاومت کنه صورتش داغون میشه
لطفاً، لطفاً، من هیچ پولی همراهم نیست
واسه همین اومدم بانک
!میگه هیچی نداره
همین الان نشنیدی چه گوهی خوردم؟
و در این لحظه بود که آقای کوئن تصور کرد
در جایگاهیـه که
جون تمام افراد در بانک رو
بیشتر به خطر بندازه
و بدون هیچ تأملی
با بیتوجهی و بدون هیچ نگرانی
دقیقاً همین کار رو کرد
بیچاره اون قربانیها
تردیدی در قهرمانانه بودنِ
نیت و اعمال آقای کوئن نیست
نه
نه، نه، نه
!نه
!خیلیخب، همگی بلند شید
برید بیرون. همهچی تحت کنترلـه
...شاید نیتش خوب بوده باشه
!ولم کن، ولم کن ...نکن، نکن
ولی محالـه کارش دفاعازخود تلقی بشه
!بس کن
!همونجا وایسا
!کارش دیوونگی محض بوده
این امر که باعث مرگ بیدلیل عدهای شده
نشون میده که ایشون تهدیدی برای جامعه .محسوب میشه
رکس، اوضاع قرار نیست باب میل تو پیش بره
دادستان پیشنهاد پذیرش جرم برای تخفیف داده
بهنظرم بهتره بهش فکر کنی
!چی؟
!نه
رکس، اگه هیئت منصفه بخواد اظهار نظر کنه
حتی واسه درجه یک هم ممکنه 20 سال برات ببُرن
سه بار بهم گفتن قهرمان
!نشنیدی؟
در کنارش مرگ افراد بیگناهی که معتقدن
تو باعثش بودی رو هم در نظر بگیر
خیلیخب، حالا چیکار باید بکنم؟
پیشنهاد دادستان هشت سال حبسـه
.بدون عفو مشروط، بدون آزادی با شرایط خاص .باید کامل دوره رو بگذرونی
حبست رو میکشی، بعدش آزادی
!راه برو
حرفم رو دوباره تکرار نمیکنم
« هشت سال بعد »
« بالاخره آزاد شد »
!عکسم رو جلد مجلهست؟
بفرمایید
روز خوبی داشته باشید
همۀ اجناسی که میخواستید رو پیدا کردید؟
آره
و... اینم میبرم
لعنتی
تاریخ انقضاش که گذشته
!یا خدا
!چیه؟
!وای، یا خودِ خدا! اون رکس کوئن ـه
!هی، رکس، رکس - هی، رکس -
اولین روز آزادیت چطوره، رفیق؟
میشه بگی چقدر دلت واسه شهر بویزی تنگ شده بود؟
انگار یه عده باهات حال میکنن و .یه عده ازت بدشون میاد
از وقتی آزاد شدی باهاش صحبت کردی؟
...میشه بهمون بگی شما دو تا
میاومد ملاقاتت؟
!گم شید ببینم
!گورتون رو از اینجا گم کنید
!عجب عوضیهایی هستن
!دارن چیکار میکنن؟
رکس، دچار اختلال استرسی پس از آسیب روانی شدی؟
راستی بهنظرت واسه این کار چقدری گیرشون میاد؟
میدونی... چقدر پول بهشون میدن؟
دونهای صد؟
دویست؟
حداقل دویست تا میارزی، نه؟
هیچوقت ماجرای بانک بهطور دقیق برامون نقل نشد
میشه یهکم ازش برامون بگی؟
با اون دختره، مدی، صحبت کردی؟
از وقتی آزاد شدی باهاش صحبت کردی؟
!این کار رو نکن
!هی، نه، نه، نه، نه !نه، هی
!نکن
هنوز باهاش حرف میزنی؟
نکن. این کار رو نکن
!دیدم
!یا خود خدا
!وای
...هشت سال گذشت و زنده شدیـ
موهات چرا همچین شده؟
توی اخبار نشونت میدن
شرمنده
!پسر، واقعاً باورنکردنیـه
هی، حتی اگه فیلم هم بود باز باورم نمیشد
!بابا واسه خودت یهپا «جیسون بورن» هستی ها
!یا خدا
هی، گوش کن ببین چی میگم
باید یه کتاب بنویسی، پسر
به کسِ دیگهای هم گفتی؟
کسِ دیگهای رو ندیدم
...اوه
وایسا ببینم
یعنی هیچکدوم از کسایی که تو بانک بودن این ماجرا رو تعریف نکردن؟
!خب... نه
آخه هیچکس که از زاویۀ تو ماجرا رو ندیده
دختره چی شد؟
یه بار اومد ملاقات
!یه بار! عجب
!چه لاشی
من بیشتر از اون اومدم ملاقاتت
!آره، دو بار
اوهوم
نه... میدونی چیه؟
فقط رفت پیِ زندگی خودش
همین
میخوای یه دست بازی کنی؟
من که کاری ندارم
نه، نه، نه، نه
No comments yet. Be the first to leave one.