The first 184 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
اقتباسی از تصفیه ی چی برای ۳۰۰۰ سال
رمانی از جینگ ژوانگ جی گوانگ دیائو کِجی
...این
این عمارت واقعی "جاودانه ی خرد"ه؟
.فکر کنم آره
این شاهزاده ی لند ایمورتال مشغول
.فعال کردن این عمارت "جاودانه ی خرد" بوده
.درست میگی
.جو یونزی
شاگرداتو بردار
.تا عمارت رو بگردن
چه خبره؟
چرا یهویی سردرد گرفتم؟
.ارباب شمشیر. من میرم اطلاعات پیدا کنم
.مراقب باش
!رویفی
.بیا، رووی. بیا بررسیش کنیم
.باشه
ژنرال ژانگ؟ - حالتون خوبه؟ -
مشکل چیه؟
..یه جای
.یه جای کار این عمارت میلنگه
.جو یونزی
.ببرش پیش بهیار
!با زور وارد نشین
.آروم باشید
...این
.این یه عمارت جاودانه واقعیه
!شگفتانگیزه
.تا حالا چنین عمارت بینقصی ندیده بودم
فکر میکنم صاحب این عمارت
.باید یه جاودانه باشه
،چوی یوشوان
دیوونه ای؟
گفتی که صاحبش یه جاودانهست؟
.ارباب شمشیر
،بر اساس کتابهای باستانی
"تذهیبگرای قلمروی "یگانگی
میتونن عمارت های خودشونو
.با مهارتهای خاص فضایی خلق کنن
ولی من تا حالا هرگز عمارتی
.به اسرارآمیزی این یکی ندیده بودم
هرگز نمیدونستم که میتونه مردهها رو تناسخ بده
.و زمان و فضا رو معکوس کنه
.شاید فقط جاودانه ها چنین قدرتی دارن
جاودانه؟ جاودانه ی "خرد"؟
اون واقعا یه جاودانهست؟
مگه آکادمی علوم فراطبیعی به "مهارت فضایی" آگاه نیست؟
راهی برای وارد شدن هست؟
.مهارت "فضایی" مدتها بود که از دست رفته بود
.دانش فعلی من مقدماتیه
من واقعا نمیتونم از سازوکار های
.این عمارت اسرارآمیز سر در بیارم
آقای یو چطوره؟
.ارشد هوانگفو آقای یو رو برای درمان برگردونده
.نگران نباش
.باشه
.چند تا تذهیبگر بیارید و اینجا مستقر کنین
.نذارید هیچکسی نزدیک بیاد
باقی شما، با جو یونزی به سمت فرقه ی شمشیر چینگمینگ برید
.تا راجب اقدام متقابل بحث شه
.استاد بزرگ
شما با ما برنمیگردید؟
.شماها اول برید
من توی شهر باستانی جستجو میکنم
.و راجبش از دوست قدیمیم میپرسم
شما توی شهر باستانی یه دوست دارین؟
.نپرس
.برگردید، همتون
.جالبه
"شما فکر میکنین این عمارت "جاودانه ی خرد
به سادگی شهر باستانیه؟
،وقتی که جرات کنید که وارد بشید
.بدنهاتون مال من خواهد شد
.این عمارت تو نیست
.تو عمارت من رو به عنوان پایگاهت اشغال کردی
چطور جرات میکنی جلوی من فخرفروشی کنی؟
!تو
تو چی فکر میکنی؟
این لند ایمورتال ها به جهنم فرستاده میشن؟
.قاعدتا، بله
.خوب و بد جزای خاص خودشونو دریافت میکنن
.این سرنوشتشونه
،با اینا
.به KPI امسال رسیدی شاخص کلیدی عملکرد
میخوای راجب عمارت "جاودانه ی خرد" بپرسی، نه؟
.منو میشناسی
.مطمئنم بررسیش کردی
.آره، کردم
چطوره؟
جاودانه ی "خرد" توی اون عمارته؟
میدونه چطور بهم کمک کنه به قلمروی تثبیت پایه برسم؟
.این یه سند باستانیه
.من باید از مقررات رازداری پیروی کنم
.نمیتونم بهت بگم
!تو
.خیلی ناقلایی
.منو بلاتکلیف نذار
.من کمکت کردم به KPIت برسی
چطور میتونی بهم پشت کنی؟
.بهرحال، جواب توی این عمارته
.اون گرداب فضایی ورودیه
.خودت جوابو پیدا کن
فکر میکنی نمیخوام؟
.توی ورودی رعد و برقه. میتونی امتحانش کنی
.فکر نمیکنم به تذهیبگرایی از مرحله ی تو حمله کنه
منظورت چیه؟
.کارم اینجا تموم شده. خداحافظ
داره منو دست کم میگیره؟
!برگرد
.خیلی زود رفت
منظورش چیه؟
.بنظر میاد داره ترغیبت میکنه که عمارتو بگردی
کی میدونه؟
.روح ها دیوونهن
.بیا. بیا توی فرقه راجبش دوباره بحث کنیم
.بهم گوش کنین
.این عمارت خاصه
.این یه دنیای کوچیکه که توسط جاودانه های قبلی خلق شده
این فضا رو برای چی خلق کردن؟
.البته. برای ذخیره کردن مجموعه هاشونه
"مثل طومار "آفتابگردان" یا طومار "۹ یین
.یه عالمه گنج - !چوی یوشوان -
راجب چه طومار هایی داری صحبت میکنی؟
.ارباب شمشیر، شما برگشتید
،هیچکس چیز زیادی راجب عمارت نمیدونه
.برای همین دارم یه سری اطلاعات پایه ای رو بهشون میدم
.ارباب شمشیر
.شاهزاده ی لند ایمورتال میخواد که سلسله ی شنگ رو احیا کنه
.ما میخوایم که توی عمارت اونو بکشیم - .ما میخوایم که توی عمارت اونو بکشیم -
.لطفا بهمون اجازه بدین - .لطفا بهمون اجازه بدین -
.خوبه، چوی یوشوان
خیلی خوشزبونی
.همشون تحت تاثیرت قرار گرفتن
.ارباب شمشیر، خجالتم میدین
.من فقط یه سری مزایای این عمارت رو بهشون گفتم
مزایا؟
.حتی اگه مزایای عالی ای هم وجود داشته باشه، نمیتونین برین بالا
اینجا حرف زدن
.بدون تمرکز روی مسائل کلیدی فایده ای نداره
.ژنرال ژانگ
فراموش کردین که رعد و برق چقدر دردناک بود؟
ما بهت اجازه میدیم؟ مطمئنا، ولی میتونی اون بالا بری؟
...من
.خیلی خب
.غصه نخورین ،بچها
من برگشتم
.تا برای کاوش فردا آماده شم
چی؟ - چی؟ -
.ارباب شمشیر
.رعد و برق توی ورودی قدرتمنده
.من تقریبا بخاطر عوارضی که باعثشون شد مردم
،اگه تنهایی توش بگردین
..میترسم که
.امتحانش میکنم
استاد، شما چیزی که شو لینگ گفت رو باور میکنید؟
فکر کردی نمیخوام؟
.توی ورودی رعد و برق هست. میتونی امتحانش کنی
.فکر نمیکنم به تذهیبگرایی از مرحله تو حمله کنه
منظورت چیه؟
.اون گولم نمیزنه
.ژنرال ژانگ، من طوریم نمیشه
،علاوه بر اون، اگه نتونم از پس این رعد و برق بر بیام
.شما هیچوقت به عمارت نمیرسید
.چویران، یه مشکلی پیش اومده
.تذهیبگرای یاغی وارد عمارت شدن
چی؟ - چی؟ -
.هی
چرا از ما دخترا خواستن که شب دیدهبانی بدیم؟
.خسته کنندهست
.یالا
.این دستور خانم سو هست
.باید انجامش بدیم
چرا خانم سو انقدر به حرفای ارباب شمشیر گوش میده؟
.هرکاری که اون بخواد رو انجام میده
.هیچوقت به مردای دیگه اینطوری گوش نمیده
.بچه پررو
چطور جرات میکنی راجب خانم سو غیبت کنی؟
.نمیدونم
چرا برات از خانم سو نپرسم؟
.نه
.خانم سو تنبیهم میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.