The Shield

The Shield

Download Farsi/persian Subtitle

Season 6

Release info

The Shield S06E03 BluRay Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-08-21
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏آنچه گذشت: ‏شین؟

‏می‌فهمیم کار کی بوده.

‏- می‌کشیمش. ‏- نارنجک؟

‏السالوادوری‌ها. از همونا شروع کن.

‏کار گواردوئه. به کاسبی حفاظت از موادش زدیم.

‏نیدیا هرناندز؟ یکی نقشهٔ دزدیدنت رو کشیده.

‏باید به گواردو زنگ بزنم. هشدارش بدم.

‏نه، نمی‌دونیم کی داره گوش می‌ده.

‏باید همین الان حرکتت بدیم. ‏بیا، بهتره راه بیفتیم.

‏- باشه. ‏- این چیه؟

‏پیغامیه که می‌خوام تحویل بدی.

‏گردنبند؟ ‏بهش بگو

‏اگه می‌خواد دوباره ببینتش،

‏۲۴ ساعت وقت داره شخصاً ۵۰ ‏هزار دلار بیاره لس‌آنجلس.

‏گواردو می‌خواست بکشتت.

‏دربارهٔ ویک یه داستان ساختی

‏تا حفاظت از شاهدها بگیری.

‏تقریباً درست گفتم؟

‏من داستان رو بهش خوروندم. ولی ‏برای یه مرد گناهکار پاپوش ساختم.

‏به جرم اخلال در کار پلیس بازداشتی.

‏پروندهٔ علیه ویک بسته شده.

‏این دیگه شد آدم‌ربایی.

‏فقط نیدیا رو آزاد کن.

‏اون راه رسیدن ما به گواردوئه.

‏هر ثانیه‌ای که اون نفس می‌کشه و لِم نه،

‏قابل‌قبول نیست.

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏پس چرا هیچ‌کس کمکت نمی‌کنه؟

‏کمک کنن مراقبت باشم؟ فکر ‏کنم خودم از پسش بربیام.

‏هیچ تماسی. باید با گواردو حرف بزنم.

‏ممکنه آدمای اشتباه گوش بدن. یا چیزی بگی

‏که محل تو یا اون رو لو بده.

‏هر روز باهاش حرف می‌زنم.

‏اگه زنگ نزنم نگران می‌شه.

‏اگه بزنی شاید گاردش رو پایین بیاره.

‏تا جایی که می‌دونیم، ‏ممکنه تهدید از داخل باشه.

‏تا بیشتر نفهمیدیم، هرچی کمتر بدونه یا بشنوه،

‏امن‌تره.

‏تازه احتمالاً خودش یه جایی بهت زنگ می‌زنه.

‏وقتی تنهاست. درسته؟

‏آره.

‏پس منتظر همون تماس می‌مونیم.

‏کورین، سلام. همه‌چی خوبه؟

‏آره، من... می‌دونم زوده،

‏ولی می‌خواستم این اسباب‌بازی‌ها ‏رو برای جکسون بیارم.

‏مارا منتظرشونه.

‏آره، بیا تو.

‏نگاش کن.

‏واقعاً ممنونم.

‏نمی‌خواستم هدر برن، پس...

‏نمی‌رن. باور کن.

‏مارا رفته یه خونه نشون بده،

‏پس بابا داره پا پیش می‌ذاره.

‏شنیدم ویک از همهٔ اتهام‌ها تبرئه شده.

‏آره. کاوانا اون مدرک‌ها رو ‏توی خونهٔ ویک کاشته بود.

‏کل ماجرا رو خودش چیده بود.

‏من راه رو براش باز کردم وقتی...

‏دربارهٔ اون همه پول اضافه بهش گفتم.

‏اگه دهنم رو بسته بودم،

‏نمی‌دونم، شاید لِم... ‏عزیزم، نه.

‏تقصیر تو نیست که لِم مرد.

‏اگه تقصیر کسی باشه، کاواناست.

‏و تو خراب نکردی؛ اون از یه خط رد شد.

‏ولی حالا برای ویک چی می‌شه؟

‏خب، پاک شده.

‏خودش نیست.

‏آره، خب، کدوم‌مون می‌تونیم خودمون باشیم؟

‏دنبال کسیه که لِم رو کشته، درسته؟

‏باید باشه.

‏اگه پیداش کنه چی می‌شه؟

‏یکی از نزدیک‌ترین و عزیزترین ‏دوست‌هام رو از دست دادم.

‏نمی‌ذارم اون یکی رو هم از دست بدم.

‏همیشه کنارمون بوده.

‏بچه‌ها خیلی بهش وابسته‌ان.

‏حالا حس می‌کنم همه‌ش عوض شده.

‏عوض نشده.

‏نمی‌شه. نمی‌ذارم بشه.

‏قول می‌دی؟

‏چرا دارم بهت اعتماد می‌کنم؟

‏اگه گواردو برات مهمه، ‏طبق روش من بازی می‌کنی،

‏وگرنه مستقیم می‌کشونیش سمت این قاتل، سالسدا.

‏حتی اسم سالسدا رو هم نشنیدم.

‏دلیلی نداشتی بشنوی.

‏کاسبی گواردو رو می‌خواد،

‏برای گرفتنش باید حذفش کنه.

‏گواردو قویه. کسی نمی‌تونه بهش برسه.

‏حتی کارتل؟

‏سالسدا مکزیکیه. واقعاً فکر ‏می‌کنی کسی اعتراض می‌کنه

‏وقتی یه السالوادوری با ‏یکی از خودشون عوض بشه؟

‏گواردو بلده از خودش مراقبت کنه.

‏پس شاید بذارم خودش همین کار رو بکنه.

‏دوست‌پسرت کشته بشه،

‏یه تیکه کثافت کمتره که ‏باید از خیابون جمع کنم.

‏و یه قتل دیگه به حساب سالسدا می‌ره.

‏کجا می‌ری؟

‏دستشویی. ‏باشه.

‏گوشی رو بذار.

‏طرف مدیر فروشگاهه. اون دوتای دیگه،

‏یه تکنسین داروخانه و یه ‏صندوقدارن. تازه به نظر میاد.

‏مظنون‌ها همین که درها باز شده وارد شدن.

‏فقط همین سه نفر توی مغازه بودن.

‏کارمندا رو بردن عقب و بهشون شلیک کردن.

‏بعد کل افدرین رو از این ویترین خالی کردن.

‏اصلی‌ترین نقشهٔ جنایی دنیا نیست.

‏شیشه‌ای‌ها. برنامه‌ریزی کم، تخریب زیاد.

‏یه نظریه‌ست. تو یکی دیگه داری؟

‏قبلاً این بزن‌و‌درروها فقط کار ‏مصرف‌کننده‌هایی بود که جنس می‌خواستن.

‏حالا که افدرین این‌قدر محدود شده،

‏به همون اندازه ممکنه کار آشپزهای ‏شیشه باشه که مواد اولیه می‌خوان.

‏خب، منتظریم صاحب مغازه بیاد پایین،

‏بعد می‌بینیم چقدر بردن.

‏دومین قتل چندنفره توی یه هفته.

‏ببین بالادستی‌ها دربارهٔ تعداد ‏جنازه‌های من چی فکر می‌کنن.

‏خوب می‌شد جمعش کنیم.

‏عین یه سروان واقعی حرف زدی.

‏هی، داچ.

‏یه عذرخواهی بهت بدهکارم. ‏برای چی؟

‏برای اینکه زودتر این شراکت رو نپذیرفتم.

‏واقعیت اینه که داریم تبدیل ‏به یه تیم لعنتی خوب می‌شیم.

‏خب، من هنوز... هنوز دارم تصمیم می‌گیرم.

‏اگه فکر کنی،

‏ضعف‌های تو نقطه‌قوت‌های منه و برعکس.

‏و...

‏دقیقاً ضعف‌های من چی‌ان، استیو؟

‏غرور، اعتمادبه‌نفس بیش از حد،

‏ناتوانی در اعتبار دادن به آدمای دور و برت.

‏هی، چیزی نمی‌گم که خودت ندونی.

‏چیز دیگه‌ای؟

‏می‌ترسی کلودت کارآگاه بهتری بوده،

‏و تو فقط پشت باد اون حرکت می‌کردی.

‏برای همین با من مثل یه ‏تیکه آشغال رفتار می‌کنی

‏چون اگه شروع کنیم به سقوط،

‏می‌تونی منو کسی نشون بدی که کشیدت پایین.

‏خودت پرسیدی.

‏ببین، این نقشه رو مدام توی سرم چرخوندم.

‏و فکر می‌کنم باید از کل ‏ماجرا یه قدم عقب بکشیم.

‏فقط از دوست‌دخترش. فقط... یه مدت کوتاه.

‏عقب بکشیم؟ تازه پاک شدی.

‏برای اولین بار بعد از مدت خیلی طولانی

‏همه‌مون پاکیم، مرد.

‏بی‌جواب گذاشتن مرگ لِم

‏پاک بودن نیست.

‏تازه نیدیا الان وسط بازیه. رفتیم توی مسیر.

‏بهش بگو اون کسی که می‌خواست ‏گواردو رو بکشه پیدا کردیم.

‏یه کم بین ما و اون فاصله می‌ندازه.

‏صبر کنیم گواردو برگرده.

‏اون‌وقت حرکت می‌کنیم، یه ماه دو ماه دیگه.

‏گواردو لِم رو کشته یا می‌دونه کی کشته.

‏انتقام رو برای آخر سال برنامه‌ریزی نمی‌کنم.

‏فقط می‌گم بذاریم گردوخاک بخوابه.

‏اداره نمی‌خواد این پرونده حل بشه

‏چون زخم‌های قدیمی رو باز می‌کنه.

‏حالا لِم رو جلوی رسانه‌ها ‏به‌عنوان پلیس فاسد آویزون کردن.

‏پس ما تنها کسایی هستیم که ‏اون‌قدر اهمیت می‌دیم درستش کنیم.

‏واگنباخ توی تحقیقات هیچ جا نرسیده.

‏حالا کلودت داره پرونده‌های جدید ‏بهش می‌ده. به لِم بدهکاریم.

‏گردن ماست.

‏گواردو ممکنه هر لحظه زنگ بزنه. برگرد مقر.

‏سعی کن یه سلاح سنگین‌تر ‏برامون جور کنی. شاید لازم بشه.

‏امروز مرخصی‌ام. اگه کلودت پرسید چی؟

‏اومدی یه مقدار دیگه از وسایل لِم رو برداری.

‏ببین، بذار روشنش کنیم.

‏ما حقیقت رو لازم داریم.

‏قبل از اینکه بهتر بشه، خیلی زشت‌تر می‌شه.

‏تیراندازها. اوایل سی‌سالگی حسابشون کنیم.

‏انگار شیشه نزده‌ان.

‏از این کپی گرفتم و به ‏همهٔ یونیفرم‌پوش‌ها دادم.

‏صاحب مغازه فکر می‌کنه حدود ‏دوازده جعبه افدرین بردن.

‏دو تا مرد سفیدپوست. یکی‌شون خالکوبی داره.

‏ببین آریایی‌ان، موتورسوارن، هر چی.

‏چیز دیگه‌ای هست؟

‏این به نظرم پروندهٔ تیم ضربته. دنیای مواد.

‏چرا نمی‌دی دست اونا و منو ‏برنمی‌گردونی روی قتل لمانسکی؟

‏ببخشید. فکر کردم اونجا به بن‌بست خوردی.

‏انگار گواردو از کشور خارجه.

‏ولی یه اسم توی مصاحبه‌هام ‏مدام تکرار می‌شه. هرنان.

‏هرنان، ارتباط داره؟ ‏نمی‌دونم.

‏چند تا از السالوادوری‌ها اسمش رو آوردن.

‏این یارو مثل روحه. باعث می‌شه فکر کنم

‏یا چیزی برای پنهون کردن ‏داره، یا باهوشه، یا هر دو.

‏تیم ضربت از زمان مرگ لمانسکی

‏کنار زمین بوده.

‏اگه چیزی دربارهٔ هرنان شنیدی، خبرم کن.

‏وگرنه سعی کن این قتل ‏داروخانه رو سریع جمع کنی.

‏شما دوتا هنوز اینجا کار می‌کنین.

‏چند روز مرخصی شخصی گرفتیم. ‏یادداشتش رو فرستادم.

‏تو چی؟

‏برای دندون عقل‌هام همه‌ش رو مصرف کردم.

‏تا وقتی ساعت کاریت حساب می‌شه، لازمت دارم.

‏فقط اینا رو می‌ذارم توی کامیون.

‏فقط... اومدم چند تا از وسایل لِم رو بردارم.

‏کار منو راحت کردی.

‏کمد کم داریم، کمد اون رو لازم دارم.

‏تا فردا خالیش می‌کنیم. ‏ویک چطوره؟

‏یه دوست رو از دست دادیم.

‏می‌فهمم. هنوز تماس‌هام رو جواب نداده.

‏خب، مرخصیه.

‏همین که بتونه، می‌خوام برگرده سر کار.

‏و منظورم کار روی قتل لمانسکی نیست.

More Farsi/persian subtitles for The Shield

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left