The first 200 lines.
آنچه در «لیست پرواز» گذشت
828یه تصادف نبود
قرار بوده باهم مسافرها رو نجات بدیم
نباید به این سرعت بعد از حادثه خواستگاری میکردم. هنوز آمادگیش رو نداره
اون تیکه چوب واقعا یه قسمت از کشتی نوح بوده
تمام اطلاعات دارن ما رو به اون سمت سوق میدن
زمینلرزهی امروز تو مرکز تمام این معجزات رخ داد
همه اینها نشونههایین که دارن بهمون میگن باید دست بکشیم
چطور تونستی این کار رو بکنی؟
من نگفتم یه بچه رو بدزدی یا کسی رو بکشی
باباش منم؟ - از نظر بیولوژیکی آره -
...اما اینکه بخوای براش پدری کنی یا نه
همیشه آرزوی همچین روزی رو داشتم
چه خوشت بیاد چه نه من بهخاطر توئه که اینجام
تو بزرگترین تهدید قایقنجات بهشمار میای
طاووس، الهه، جونو
ژوئن، جوزا، دوقلوها نشانگر عدد دوئن
سال اژدهای چوب توی تقویم چینی
دوم ژوئن سال 2024
همهش بهم مرتبطه
میکیلا! یکی دیگه هم جا انداختی
اصلا حواست رو به چیزهایی که جلو چشمتن نمیدی
ولی تو اینقدر درگیر چیزهایی هستی که جلوتن
که چیزی که اون طرفه رو نمیبینی
قراره هیزم جمع کنیم نه درختهای گنده رو
اگه مثل «تاک ابدی» جادو اونجا باشه چی؟
تنها چیز جادویی که من بهش علاقه دارم اسمورهاییه
که اگه بیشتر از مامان و بابا هیزم جمع کنیم گیرمون میاد
باورم نمیشه اسم اسمور رو آوردی
خیلیخب، این کاریه که میکنیم تو میری سمت چپ، من میرم راست
ببخشید ها. کی گفته تو رئیسی؟
منطقی بخوایم پیش بریم من باید رئیس باشم
من بزرگترم. برنامهریزیم بهتره
تازه طبق نقشه من کل این منطقه رو خوب و حساب شده گشتیم
بفرما. همین الانشم بیشتر از تو هیزم جمع کردم
بهنظرم هردوتون باید رئیس بشین
مامان
هر کدومتون استعدادهای خاص خودش رو داره باهم که باشین قویترین
و با توجه به اینکه من به جای هیزم جمع کردن
عکس 35 تا پرنده مختلف رو گرفتم
فکر میکنم شانس خوبی برای برنده شدن اسمور داشته باشین
بایستین
بذارین یه عکس خوشگل هم از جوجههای خودم بگیرم
بهنظرم اگه قراره هردومون رئیس باشیم بهتره رسمیش کنیم
من که نمیفهمم چی میگی
چاقوت رو بده
میکیلا
بازم رفتی سراغ عادتهای قدیمیت؟
شب نابودی مبارک
دست بردار. درست نیست درموردش شوخی کنیم
الان که نداها غیبشون زده همه دچار ترس و وحشت شدن
و تنها چیزی که برای آروم کردن کسایی که هنوز اینجان میتونم بکنم هم فقط همینه
چی بهشون گفتی؟ - چیزی که سعی میکنم به خودم هم بقبولونم -
تا وقتی هنوز فرصت هست باید تلاش کرد
چیه؟
به خودت عطر زدی بنجامین خان؟
ناموسا؟ دنیا قراره به آخر برسه
اون وقت کاری مفیدتر از دست انداختن من پیدا نکردی؟
چرا، کلی کار مهمتر دارم ولی حال میده اذیتت کنم
بس کن - بوش خوبه -
باورم نمیشه
جواب داد - میدونم -
هنری کیم چند دقیقه رفته بوده بیرون و وقتی برگشته، همهشون به هوش اومده بودن
مارکو
سلام. خوبی؟ چیزی یادت میاد؟
فقط بلغاری میفهمه - میدونستم -
.مرسی که اومدی کمک بقیهش رو بسپر به خودمون
باشه
حالت خوبه؟
چیزی یادت میاد؟ از درخشش؟
تو یکی از آزمایشگاههای ارتش بودیم
یکی داشت رومون آزمایش میکرد
و بعد اینجا به هوش اومدیم
همهشون فقط موقعی که پیش سرگرد بودن و اینجا بیدار شدنشون رو یادشونه
پنج سال و نیم تمام یه سره داشتن ندا میدیدن
شاید چیز دیگهای هم به خاطر بیارن
چیزی که کمکمون کنه 24 ساعت آینده رو به سلامت پشت سر بذاریم
حتی اگه چیزی میدونستن هم اطلاعاتشون از بین رفته
"و چشمان دوربین که برخی چیزها را نادیده میگیرند"
همینگوی؟
«نه گروه «ریج اگینست د ماشین
دیروز دوربینها رو تنظیم کردم که آزمایشات رو ضبط کنه
ولی یادم رفت خاموششون کنم
بذار ببینم چیها رو ندیدیم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
از کجا آوردیش؟
هنری کیم بهم دادتش
قدرتمندترین اژدهاست
پادشاه طوفان یا یه همچین چیزی
نمیخوام تو رو غرق بدبختیهام کنم
بهخاطر اینکه هنوز مجبوری با ما زندگی کنی هم حس بدی دارم
بیخیال کل
ما دوقلوهای اصلی برج جوزاییم
در آغاز باهم بودیم و در پایان هم با هم میمونیم
کاش باهم بزرگ میشدیم
وقتی هواپیما ناپدید شد
حس کردم... بچگی جفتمون رو همراهش برد
دلم خیلی برات تنگ شده بود ولی... میدونستم
حسش میکردم
حس میکردم که... هنوز زندهای
ممکنه اون مدت زمان رو از دست داده باشیم
ولی هیچوقت همدیگه رو از دست ندادیم
...خب
حالا میخوای به قلت بگی جریان از چه قراره؟
...این
نداییه که دیدم
دوتا یاقوتی که بهم میپیوندن و ستارهای درخشان رو بهوجود میارن
فکر میکنم از این طریق باید به نجات دنیا کمک کنم
بابا چی گفت؟
بهش نگفتم
چون هنوز خودم درست ازش سردرنیاوردم
ببین
مسئلهایه که همهمون درگیرشیم
و همینطوری هم قراره حلش کنیم
باهم
« مترجم: عاطفه بدوی » Atefeh Badavi
مطمئنی معنیش همینه؟ - دوتا یاقوت باید بهم متصل شن -
این یعنی تو و آنجلینا - باید راه دیگهای هم باشه -
سرنوشت دنیا رو هواست
تنها فرد دیگهای که یاقوت داره اونه
ولی چرا اون؟
چرا حکمت الهی چنین آزمون سختی رو جلوی پام گذاشته
و خواسته برم سراغ کسی که بیشتر از همه به خانوادهم آسیب زده؟
علیرغم تمام کارهایی که کرده ما هنوز صحیح و سالمیم
ندا ازت خواسته بری پیشش
پس برو
مطمئن نیستم بخوام این کار رو بکنم
کل
میدونم قبلا بهت گفتم
فکر میکنم اینقدر قوی نیستی که بتونی در مقابلش مقاومت کنی
ولی اشتباه میکردم
فکر میکنم به این خاطر بهش متصلی
که تو تنها کسی هستی که میتونه مجابش کنه کار درست رو انجام بده
اگه این یه آزمونه باید باهاش روبهرو بشی کل
اگه ترسیدی هم ترست رو به کار بگیر
خب، حالا چه کار کنیم؟
باید برم پیش یه دختره درمورد یاقوتش باهم صحبت کنیم
.صبح بخیر ادرین گفتی میخوای حرف بزنی دیگه؟ من حاضرم
ولی کنجکاوم بدونم چطوری پیدامون کردی؟
موقع خرید تصادفی دیدمش
گمونم یادم رفته بود بهت بگم
گویا
خیلیخب، چرا اینجایی؟
اومدم ازتون طلب بخشش کنم
چند ماهه دارم سعی میکنم هرکی رو میتونم پیدا کنم
و بابت صدماتی که بهشون وارد کردم عذرخواهی کنم
خانواده قربانیهای آتیشسوزی کلاب شبانه
اونهایی که تو مجتمع بودن
نترسیدی دستگیرت کنن؟
اگه خودمون رو اصلاح نکنیم دنیا به آخر میرسه
حاضرم آزادیم رو در ازای نجات نسل بشر بهخطر بندازم
الان هم بهخاطر تو اینجام
بهت گفته بودم که فرشتهت رو پیدا کنی ولی منظورم رو اشتباه برداشت کردی
احتیاجی به عذرخواهیت ندارم
من فرشته مقربیام که خداوند به زمین فرستاده
جدی میگی؟
خداوند من رو سرشار از یاقوت کبود کرده
و حالا قدرت نابودی و رستگاری رو در اختیار دارم
ببین، من خوب میدونم توهم قدرت داشتن چه حسی به آدم میده
...وقتی کلیسای مومنان رو - تو کفرگویی کردی. یه پیامبر دروغین بودی -
اون وقت تو پیامبر راستینی؟ واسه همین خونه استونها رو غصب کردی؟
.عدالت شاعرانه برقرار شده من رو از خانوادهشون بیرون کردن
من هم با خانواده خودم
من جمله شوهرم برگشتم اینجا
آنجلینا نیمه قلب و وجودمه
کلاهبردار و پیامبر دروغینش
بعد فکر کردی قراره از تاریخ مرگ جون سالم به در ببری؟
آره، گفتم که من خاصم
باشه پس ثابتش کن
میتونی اشیا رو معلق کنی؟
یا ذهنم رو بخونی؟
چه قدرتی ویژهای داری؟
داداش، نرو رو مخش
آنجلینا
کل
حق با تو بود آنجلینا
درمورد چی؟
که گفتی باید باهم همکاری کنیم
یه ندا به سراغم اومد
درمورد خودم و خودت؟
باید میدونستم
تو طول این مسیر، ما دوتا همیشه بهم متصل بودیم
حتی قبل از اینکه باهم آشنا بشیم
نمیدونستم چه شکلی هستی
یا صدات چطوریه
ولی میدونستم پتانسیل فوقالعادهای برای انجام کارهای خیر داری
میتونستم... حسش کنم
...و
هنوز هم حسش میکنم
کل
بهم ملحق شو
به کمک هم میتونیم جلوی تاریخ مرگ رو بگیریم
فرصتیه که میتونی باهاش تمام کارهای بدت رو جبران کنی
وایسا، چی گفتی؟
فرصتی برای انجام کارهای نیک
تا تمام درد و رنجهایی که ایجاد کردی رو جبران کنی
درد و رنجهایی که ایجاد کردم؟
پس عذابی که خودم کشیدم چی؟
.چیزی نیست آنجلینا این فرصت رستگاری و نجاتته
من منجیام. خدا من رو برگزیده
No comments yet. Be the first to leave one.