The first 90 lines.
،درود بر میهن عزیزمان
.و تمام همسایگانش
درحال حاضر... من در چیزی که میشه .بهش گفت «تحصیلات آکادمیک» گیر افتادم
قسمت 3 | بنبست! همکلاسها
!درسته. درسته که خودم همچین چیزی میخواستم
.یک زندگی متمدانهی باثبات با آرامش
و حالا... مشغول انجام فعالیتهای مدرسهای هستم .که هیچ ربطی به جنگ ندارن
...ولی
میشه گفت ظاهرا آرومه، ولی واقعا اینجا چه خبرـه؟
!حتی جنگ هم بیشتر از این با عقل جور در میاد
،تازه، ژنرال رودردورف شده مدیر اینجا
و ژرال زتو شده معاونش؟ این یه جور شوخیه؟
...معلممونم یه دلقک عجیبالخلقه است
!این دنیا از اونجایی که فرستاده شده بودم هم اشتباهترـه
...ولی
اسمت آلبدو کون بود؟
.بهتره بهش فکرم نکنی
.تو هیچ حقی نداری به من دستور بدی
،همهتون باید با هم دوست باشین
.وگرنه برامون دردسر میشه
!و ممکنه برای شما هم دردسر بشه
که اینطور. پس اینجوری بود؟
چهجوری بود؟
روزوال سنسی سعی داره بهمون بگه
هر عملی که زندگی مدرسهایمون رو به خطر بندازه .به شدت ممنوعه
.اصلا متوجه منظورت نشدم
.ساده برات توضیح میدم
فرض کن توی این دنیا گیر افتادیم .و مجبوریم که دانشآموز بشیم
گیر افتادیم؟
واقعا؟
.سرورمون از اول این رو فهمیده بودن
!از اول که هیچ، الآنم نفهمیدم قضیه چیه
.آفرین که متوجه شدی، دمیورگ
اونه، نه؟
.بله، همونه
!اون دیگه؟
!بله، همون
!کدوم؟
.ظاهرا جز ما کس دیگهای هنوز متوجه نشده
.پس لطف کن و ساده براشون توضیح بده
.اطاعت میشه
میتونیم فرض کنیم این دنیا با یه جور حصار پوشیده شده
.که کسایی که درونش هستن رو مجبور به انجام کاری میکنه
نمیتونم با اطمینان بگم، ولی ممکنه هر عملی که
.زندگی مدرسهای ما رو به خطر بندازه ما رو از برگشت منع کنه
!که اینطور، پس اینجوری بود
.برای همینم آینز ساما دستور دادن کاری نکنیم
.آ-آره، درسته
!آفرین، دمیورگ
.نه. عذر میخوام که انقدر دیر متوجه شدم، آینز ساما
.تو به حق که باهوشترین نگهبان نازاریک هستی
.چیزی که اون یارو دمیورگ گفت با عقل جور در میاد
.ظاهرا فعلا باید با همین وضعیت بسوزم و بسازم
!سرگرد! سرگرد دگورچوف
.اینا رو پخش کردن
راهی برای نزدیکتر شدن با دوستانتان اولی نمایش استعدادها
این چیه؟
برای اینکه با هم صمیمیتر بشیم قراره کلاس یه نمایش استعدادها برگزار کنه؟
این چه کوفتیه؟
.هی، سوبارو
دقیقا توی نمایش استعدادها چیکار میکنن؟
...خب
خلاصه باید حقههای جذاب بزنی؟
حقهی جذاب؟
.آره. فقط استعدادی که تو داری و بقیه ندارن رو نشون بده
.باروسو، تو استعداد خوبی در بیمصرف بودن داری .فقط همینو نشون بدی بسه
.حسابی قلبم رو شکستی
دیگه چی میتونم بگم؟ .استعداد دیگهای نداری
انقدر مطمئنی؟
!شاید نمایشی بدم که همه کف و خون قاتی کنن
.عمرا-- !نامرد--
،ولی میدونی، اگه سوبارو استعداد جالبی داشته باشه
.دوست دارم ببینمش
.با دهن پر حرف نزن
.منم دوست دارم استعداد مخفیت رو ببینم
.منم دربارهی استعدادت کنجکاو شدم
!امیلیا تان! رم
!قول میدم کاری کنم برق از کلهتون بپرـه
!و پاک، داری زیادی میخوری
نمایش استعدادها، گمونم؟
.خیلی مسخره است
عین بز به چی زل زدین؟
.اوه، عذر میخوم، خانم کوچولو
.من که بچه نیستم اونجوری صدام کنی
!زودتر گورتون رو گم کنین
.خیلی ببخشید، خانم کوچولو
!یه تختهی همهتون کمه
.ستوان کنیگ. ستوان نویمن
کاری کردین اون دختر ناراحت بشه؟
.نه، هیچ کاری نکردیم
No comments yet. Be the first to leave one.