The first 200 lines.
خب ، ببین من..میدونم این عجیبه
...اوکی ،اه
از کجا شروع کنم ؟
_
...خب، جک
مرده - خدا کشتش -
اسمم بلفگوره - بلفگور تویی ؟ -
من حتی نمیتونم بهش نگاه کنم !اون یه پلیدیه
به من گفته شده که بلفگور یه تهدید عظیم واس بشریته
کی بهت گفته ؟
...یه شیطان موئث جذاب به اسم
آردت
عجیبه
تق ، تق
یه بحث آبدارو قطع کردم ؟
رووینا داره رو یه ابزاری کار میکنه که روح هارو میکشه تو خودش
با استفاده از جادوی مرموز و خطرناک
طوریت نمیشه چون هر نسخه مرگت
...مرگ واقعیو همیشگیت اونیه که توش سم تورو میکشه
کچ؟
محفوظه ای که مارو محاصره کرده در شرف از بین رفتنه
من میگم که آسیب پذیر ترین نقطشو پیدا کنیم
قدرتمونو جمع کنیم و ازش فرار کنیم
به زودی بهمون غلبه میکنن
اسباب بازی کوچیک من اینقد قوی نیس که همه اینارو نگه داره
باید یه راه دیگه پیدا کنیم
خیلی خب ، پس همونکارو میکنیم
_
بد میبینم یا این روحا دارن سریعتر ضربه میزنن؟
بد نمیبینی
خیلی خب ، این طرفی
اون بیرون خبری نیس ؟
روح ها هنوز دارن سعی میکنن که حصارو بشکنن
من چندتا شکارچیو واس حفظ آرامش گذاشتم تو مدرسه
بقیه رو اطراف محوطه مستقر کردم ...محض احتیاط
محض احتیاط اینکه طلسم بشکنه
و یه میلیارد روح بریزن بیرون
بهتره این کار کنه - کار میکنه -
یه طلسم انتقال قدرته
تار عنکبوتو به بتن تبدیل میکنه
همونطور که گفتم منو ببرین نزدیک مرکز زمین
یه فضای خوب و محافظت شده بدون روح برام پیدا کنین
اون دیوارای خراب شده رو دوباره سرپا میکنم
و هممون سر وقت واسه چای داغ خونه ایم
عالیه
یه جای محافظت شده ی خوب
مثل اینکه داره کار میکنه
رووینا
هممون میمیریم
تـــرجــمــه از: صــادق و عـــلــی WeReWoLf , Dk Lucifer
نوشیدنی
باشه
دین
یه نوشیدنی واقعی
باشه
باشه ، حالا ما منتظریم تا
مشروب جادوگره عمل کنه
آخر میتونیم این چیز واضحو قبول کنیم؟
شکست خورد
خب اگه امتیازارو حساب کنیم
یکی به نفع شیطان هیچ واسه جادوگر
جادو کار نمیکنه هیچ جادویی کار نمیکنه
طلسم منو کشید تو یه یه فضایی با یه دیوار
من...میتونستم حس کنم چقد ضعیفه چقد به فروپاشی نزدیکه
و میتونستم حس کنم چرا
میتونستم حسش کنم همشو حس کنم
همشون ؟ کیارو ؟
روح هارو ...عصبانیتشون تنفرشون
غضب و خشمشون
اونا علیه من فشار آووردن و دیوارو خراب کردن
خیلی زیاد بودن
و خیلی وحشی و نا امید و عصبانی ان
اونا کنار هم خیلی قوی ان
اون دیوار از بین میره
و هیچ جادویی روی زمین نمیتونه جلوشو بگیره
چقد زمان داریم؟
چند ساعت ، اگه خوش شانس باشیم
پس میریم اون بیرون
و هرچی از اونارو که بتونیم میگیریم
قبل اینکه اون دیوار خراب بشه
رووینا چندتا از اون کریستالا که داری درست کن
!مهم نیس
اونا...مثل
مثل انداختن چندتا تله موش دربرابر یه طاعون بزرگه
!دارم بهتون میگم...تمومه
شاید اگه زودتر میرسیدم اینجا
یه تعدادی طلسم بود که میتونستم امتحان کنم
تا قبل اینکه به این مرحله برسه دروازه جهنمو ببندم
ولی الان خیلی دیره
کار از کار گذشته
داری کدوم گوری میری؟
...هی!چیک
بسپرش به من
ما همینجوری تسلیم نمیشیم
ما اینجور کسایی نیستیم
...بیا بریم اون بیرون و حساب اونارو
رووینا
هی
خوبی ؟
چیزی نیاز نداری؟
یه لحظه
البته ، باشه
خب ، همین؟ داری میری ؟
اوه ، مثلا اگه میرفتم واست مهم بود
تو حتی نمیتونی بمن نگاه کنی
خب، متاسفم که نا امیدت میکنم ولی ...نمیرم
...داشتم دنبال
اون میگشتم
جایی که همه اینا شروع شد
هی
چیکار داری میکنی ؟
قرار نیس تسلیم شم
دارم اینکارو میکنم
قرار نیس بشینم تو این دخمه
و منتظر شم تا دیوارا خراب شن
شنیدی رووینا چی گفت - آره، شنیدم، باشه؟ -
روح ها قراره بریزن بیرون و این دنیارو ببلعن
و تو میخوای چیکار کنی آروم بشینی؟
یه چرتی بزنی ؟ نه
نه، ما قراره تمومش کنیم سم همونطور که گفتی
قراره آزاد باشیم
...میدونم دین ، من فقط
این قضیه بزرگتر از ماست
میدونی؟ و...و من هیچ ایده ای ندارم، و
منم ترسیدم
اوه، من نترسیدم
من عصبانی ام باشه ؟ خیلی عصبانی ام
از خدا - آره -
منم همینطور
منظورم اینه ، همه این گندکاریا، میدونی؟
ای این...این آخرالزمان روحی تو کون نرو
پایان چاک اینه ؟
نه، نه فکر نکنم
بعد هرچیزی که مارو انداخته توش؟
خودمو لعنت میکنم اگه بذارم چندنفر اونو ستایش کنن
حرفام تمومه
باشه
هی
هیچ چیز به درد بخور توش نیس؟
هیچی
واسم مهم نیس جادوگره چی بهش میگه
این یه در یا دروازه نیس
چیه؟
پارگی
...خدا پاشو کوبیده اینجا و
و جهنم دریده شده
...بلفگور
چرا دنبال این میگشتی؟
این طولانی ترین زمانیه که تو به چشام نگاه کردی
تو چشم نداری - درسته -
باشه
...یه فکری دارم ولی تو ازش خوشت نمیاد
وایسا ، منظورت از "عصای کج" لیلیث چیه؟
آره ، میدونی ، یکی از اون
عصا هایی تهشون خمیدس که چوپانا استفاده میکنن
یه پیپ کوچولو
فقط یه اسم مستعاره مهم نیس
این چیزا درواقع بیشتر از شاخ درست شدن
به هر حال ، وقتی لیلیث شروع کرد به فرستادن شیطان
به زمین واسه سرک کشیدن واسش
یه مشکل کوچیکی اونجا بود
یعنی ، آره اون با وفاداری مطلق به جهنم دستور داد
ولی هیچ تضمینی نبود که وقتی مینیوناش اون بالان
که از برتری وضعیت استفاده نکنن
نیاز داشت که گله خودشو کنترل کنه
...خب
خب اون عصارو ساخت - شیپور بریده -
میتونست...میتونه همه موجودات گمشده جهنم رو پس بگیره
و مستقیم برشون گردونه خونه
و چرا قبلا دربارش چیزی نشنیدیم ؟
هیچوقت لازم نشد ازش استفاده کنه
وقتی حکومت میکرد
واسه ما فقط کافی بود که بدونیم میتونه همچین کاری کنه
و بعد وقتی کراولی جاشو گرفت
...اون یه جور دیگه انظباط داد
خطوط بی پایان کاغذبازی بی پایان
حالا که دوست داشت زمان زیادیو اون پایین بگذرونه
با ما ، به هر حال - کجاس ؟ -
آخرین باری که شنیدم ، تو تالاره لیلیثه
که قرن هاس پلمپ شده
...حالا که همه درای جهنم باز شده
نشسته اونجا و منتظره تصاحب بشه
عصارو میگیرم ، به صدا درش میارم
و همه ارواح جهنمو میکشیم تو جهنم
...بعد اگه جادوگره حسشو داشت
درو پشت سرشون میزنم بهم
یه لحظه وایسا، چطوری؟
با جادوی کتاب لعنت شده ؟
یه طلسمی که خودم طراحی کردم
یه جور طلسم شفا بخش
اگه این دروازه جهنم ، دروازه نیس
و چیزی جز یه زخم و پارگی نیس
میتونم از طلسم استفاده کنم ت تا آسیبی که چاک زدو برگردونم
و سوراخ خوب میشه و خودش بسته میشه
خب باید کاملا سر وقت باشه
اگه...اگه تو توی جهنمی وقته که همه این روحا میان پایین
از کجا بدونیم کی شروع کنیم؟
بهم اعتماد کن ،میفهمی
چی نیاز داری ؟
...یه چندتا اجزاء تشکیل دهنده ،چیز عجیبی نیس
No comments yet. Be the first to leave one.