The first 200 lines.
پسر من واقعا عاشقتم من ورمونت رو با فيتز مي خوام
خورشيد رو هم با تو مي خوام
روان هميشه مي گفت که تو فوق العاده اي
تو نمي توني فرمانده رو بگيري
فرمانده تو رو مي گيره اون داره مياد
من مي تونم يه هيئت منصفه ي مخفي جور کنم
صبح به خير
بچرخ
خوب خوابيدي؟
خوب خوابيدم
کجا ميري؟ سر کار
هي، اوضاع با دوستت چطوره؟
همون که سينه ي من رو با تخته گوشت اشتباه گرفته بود
ترتيبش داره داده ميشه تحت کنترله
توسط کي؟
زود بر مي گردم
تو خيلي داغي
اميدوارم حرف نامناسبي نزده باشم، چون حقيقت همينه
ظاهر فوق العاده اي داري، بدنت عاليه
يعني، من هر روز تمام وقت مي تونم ورزش کنم
اما هيچ وقت ظاهري مثل تو نخواهم داشت
از اين متنفرم
اه، خب
اين احتمالا بهترين حالتشه
اه، ناخن هات کثيفن
اوهوم
شايد وقتي کار مانيکور کردنم تموم بشه
به اندازه ي کافي بهم اعتماد کني تا بگي روان
بهت پشت تلفن چي گفت، بهم درباره فاکس تيل بگو
داره به حرف مياد؟
اه، به حرف مياد. قول ميدم
کوئين تازه داره حالش رو سر جا مياره
چقدر مونده تا پدرم دوباره بهش زنگ بزنه؟
روش استاندارد عملياتي
ميگه که با مامور هر 10 ساعت يکبار تماس بگير
که يعني تماس بعدي مي تونه سه ساعت بعد از اين باشه
و وقتي که اون تماس بگيره
ما حاضريم که ردش رو بزنيم موقعيتش رو پيدا کنيم
تو بايد اينجا باشي، چون ....
به محض اينکه گوشي رو برداريم
لحظه اي که بفهمه راسل سازش کرده
شمارش معکوس شروع ميشه
هيچ کس نمي خواد بکشدت راسل
مي دونم اين حرف برات آرامش بخش به نظر مياد اما بهم اعتماد کن، اين طور نيست
به راحتي جون سالم در نمي بري
نمي توني بميري
خب اگر من جاي تو بودم، شروع مي کردم به حرف زدن از فاکس تيل
چون کاري که اين دوتا مي خوان باهات بکنن
خيلي بدتر از مردنه
مترجم: صفا
خانم معاون رئيس جمهور ايشون درياسالار هاولي هستن
فرمانده ي نيروي دريايي ايالات متحده
و کاپيتان ويور ، رئيس کارکنانشون
از هر دو تون به خاطر خدماتتون ممنونم
باعث افتخار و مباهاته خانم معاون رئيس جمهور
حالا، سربازاني رو مي شناسم
که خيلي از ملاقات با شما خوشحال ميشن
سلام
سلام
سلام
سلام
سلام
من سوزان راس هستم
معاون رئيس جمهور
انزاين مارتين خانم
و کار شما روي کشتي چيه انزاين مارتين؟
من افسر دستار ارتباطات هستم خانم
خيلي جالبه
فرصتي داريم که انزاين مارتين
خوابگاهش رو به من نشون بده؟
دلم مي خواد ببينم يه افسر ارتباطات
از کجا به خونه ي خودش زنگ مي زنه
من و کاپيتان ويور مطمئنا شما رو
به يه تور بازديد از تمام فضاها مي بريم خانم
اه، نه، لازم نيست
براي من کافيه که انزاين مارتين ببردم
اين جا محليه که من زمان استراحتم رو مي گذرونم خانم
مي تونم چيز ديگه اي رو روي کشتي نشونتون بدم خانم؟
نه ممنونم
اما مي توني بهم بگي براي مچ دستت چه اتفاقي افتاده
يه تصادف تمريني بود خانم
مي دوني، من يه هم اتاقي توي کالج داشتم يه وقتي
که با يه کبودي مثل تو اومد خونه
اون گفت بازوش گير کرده به در ماشين
اما اين طور نبود
و اين کبود هم تصادفا توي تمرين نصيبت نشده، شده؟
تو يه زن در حال خدمت يه ايالات متحده رو دزديدي؟
من انزاين مارتين رو از يه موقعيت نا امن جابه جا کردم
با مسئوليت کي... کاپيتان شهر ديونه ها؟
چه فکر احمقانه اي توي سرت بود؟
تو هيچ ارگان قضايي روي ارتش نداري
زني که اون بيرونه مورد تجاوز قرار گرفته
از هر سه زن ، يک نفر در ارتش
مورد سوء استفاده ي جنسي قرار ميگيره
يکي از سه تا
و اگر، خدا بخواد، يه زن در حال خدمت
به مردي که بهش تجاوز کرده دست پيدا کنه . اون گناهکار شناخته نشه
اون به خاطر گزارش اشتباه تحت تعقيب قرار ميگيره
شما توي نيروي دريايي بوديد، اين رو نمي دونيد؟
من نمي دونم، اما چيزي که مي دونم اينه که
بيشتر از 200 ساله که در تاريخ رئيس جمهوري
که بهمون گفته شده جايگاه شما نيست
که در سيستم دادگاهي ارتش دخالت کنيد
شما فرمانده کل نيروهاي مسلح هستيد
نيروي دريايي هم نيروي مسلحه
انزاين مارتين شايد پاپيش مي گذاشت اگر مي دونست
شما ازش محافظت مي کنيد
ببخشيد. پاپيش مي زاشت؟
اين يعني اينکه اون هنوز حرفي نزده ؟
اصلا تا حالا گفته که بهش تجاوز شده؟
فقط به خاطر اينکه اون دلش نمي خواد داستانش رو به من بگه
معنيش اين نيست که داستاني نداره
بزار رک و راست بگم
تو، معاون رئيس جمهور ايالات متحده
يه کله گنده ي بدون قدرت
فرستاده شدي به يه کشتي تا با چند نفر دست بدي و چند تا عکس بندازي
بعد، در اين بين، تصميم گرفتي، خدا مي دونه از کجا ،
يکي از افرادي که قرار بود باهاش عکس بندازي
مورد تجاوز قرار گرفته ؟
نه به خاطر اينکه اون بهت گفته يا افسر فرماندهش
يا هر کس ديگه اي، تا اينجا که خودت مي دوني
بلکه به خاطر اينکه
يه کله گنده ي بي قدرت از ايالات متحده
توي اوقات فراغتت يه جور خون آشام سوء استفاده کننده هاي جنسي ميشي؟
به اون تجاوز شده. من مي دونم که اين طور بوده. و اين حقيقته
چيزي که غلطه خارج کردن يه خانم در حال خدمت از محل انجام وظيفه اش
و آوردنش اينجا و تلاش براي مجبور کردن اون و من
براي کاريه که هيچ کدوممون علاقه اي نداريم در موردش حرف بزنيم
تو دزديديش سوزان، و بايد برش گردوني
نمي تونم برش گردون سوزان
اما قربان ....
ارتش سيستم خودش رو داره
براي بررسي جرايم ، از جمله تجاوز
برش گردون سوزان
تونستين راسل رو به حرف بيارين؟
هنوز نه . داريم روش کار مي کنيم
من مي خوام بدونم معني اين حرف چيه؟
يعني هنوز نه
چون فاکس تيل مسلما روش پدرته
که جلوي هيئت منصفه رو از شناسايي خودش بگيره
پس اگر شما فهميدن معني فاکس تيل اينه که
ميگه " ترور ديويد روزن " واقعا ممنون ميشم که خبرم کنين
بايد برم
سوزان، اينجا چي کار ميکني؟
سلام ليو. واقعا به کمکت نياز دارم
انزاين مارتين؟
مي شناسمتون؟
من يکي از دوستان معاون رئيس جمهور هستم
حالا ، مي خواي خودت بهم بگي فاکس تيل چيه
يا لازمه که کمکت کنم؟
اکي، کمکي که مي تونم بکنم اينه
فرمانده. اره، حتما
چه کار کنيم؟
جواب نديم. بايد بهش جواب بديم
نه، نمي تونيم جواب بديم. ليو هنوز بر نگشته
اگر جواب بديم، روان مي فهمه که راسل به خطر افتاده
اگر هم جواب نديم، به هر حال روان همين فکر رو مي کنه
خب، کي باهاش حرف مي زنه؟ من؟ تو؟ نه
ليو تنها کسيه که مي تونه پدرش رو
به اندازه ي کافي پشت خط نگه داره تا....
تنها کاري که بايد بکنيم اينه که فرمانده رو روي خط باز
براي 12 ثانيه نگهداريم 12 ثانيه زمان کوتاهي نيست براي
من به 12 ثانيه نياز دارم. مي تونم موقعيتش رو پيدا کنم
مي تونم موقعيتش رو توي 12 ثانيه پيدا کنم
حتي اگر بفهمه که راسل دست ماست، خودش رو هم گير مي ندازيم
فقط 12 ثانيه کوئين . وصلش کن
الو؟
الو؟
اوليويا؟
گرفتيش ؟ هاک؟
خيلي زود قطع کرد. مياد سراغمون
گفتم نه
مجبوريم بريم اسپرينگفيلد
مجبوريم اسپرينگفيلد توي گزينه ها نيست
حداقل بايد در نظر بگيريمش ازتون اين رو نمي خواستم اگر....
جري، ليز. پسرم
آخرين باري که توي اسپرينگفيلد بوديم
روز مرگ جري بود
من به اونجا بر نمي گردم
مي دونم، ملي، اما سه امتياز کم داريم
اونم در آستانه ي انتخابات
اسپرينگفيلد جزو گزينه ها نيست
متاسفم
فقط اينکه، ما داريم آمار راي دهنده ها رو در مياريم
و بدون توسعه طلبان و زن ها مي بازيم
من يه زنم. چرا زن ها رو ندارم؟
شين جکسون
از زنش پرستاري کرد وقتي که سرطان رحم داشت
خب که چي که زنش سرطان داره؟
اون مرد يه زن ستيز لعنتيه
اره، ما اون موهاش رو براي همدلي با همسرش تراشيد
توي دور اول شيمي درماني و هفت امتياز رفت بالا
خانم هاي راي دهنده عاشقش شدن
و اسپرينگفيلد دقيقا به من چي مي ده ؟
يه دسته ي بزرگ از زنهايي که سنشون بين 18 و 49 ساله
بزرگترين جامعه در ايالت اند
اسپرينگفيلد يه مانع ست
اما همين که ردش کنيم مي رسيم به خط پايان
انزاين آيمي مارتين
افسر دستيار ارتباطاتA در ارتش ايالات متحده در مونتانا
No comments yet. Be the first to leave one.