The first 200 lines.
« ...آنچه گذشت »
برای اینکه بمونی چهچیزی لازمه؟
اومدن به «منطقه» و کُشتن سرخپوستها فکر تو نبود، بود؟
بیجِی واینس و «مردمان تاریکی»ش
،الآن ببریش، هیچوقت نمیفهمیم واسه کی کار میکنه
و من نمیتونم با اون کنار بیام؛ تو میتونی؟
از دست ما خارجه
فرار کرد. فرار کرد - خیلیخب. خیلیخب -
یه قدم دیگه برداری، مردهشوی مجبور میشه ساچمه از لای دندونهات دربیاره
میدونی من کیام؟
خب، چقدر بَده؟
خب، اون پلیس ناواهویی، لیپهورن؛
اون مشکوک شده که برای تو کار میکنم
و وصل شده به انفجار «درامکو»، ولی نمیتونه ثابتش کنه
ازش مطمئنای؟
خب، مدرکش توی اون جعبه بود، درسته؟
ترتیب اون رو دادم
«انتظار دارن بری به «مکزیک قدیم
«جای تو بودم، میرفتم شرق، سمت «دورانگو
فعلاً همینقدر توی خونه دارم
حدود پنجهزار دلاره
کس دیگهای اینجاست؟
نه
،همین مسیر رو سهکیلومتر مستقیم برو
،یه «جیپ» توی یه آلونک میبینی باکش پُره، آمادۀ سوارشدن
آره
لیندا
خب... داشتی میومدی داخل، باربارا رو دیدی؟
آره، سلامعلیک کردیم
میدونی، تو همیشه بهم میگفتی که مسابقه نیست
ولی همیشه باید از من جلو بزنی، مگه نه؟
نمیدونم چطور شد، جو
...سرـم هوار شده بود
قبل از اینکه فرصت کنم واکنش نشون بدم
آره
خودکارت رو روی صندلیعقب پیدا کردم
ازش واسه بازکردن دستبند استفاده کرده بود
...تو
تابهحال کسی رو کُشتی، جو؟
...توش دخیل بودهام
توی جنگ
ولی خودم شخصاً؛ نه
،سال 1957
...به یه خشونت خانگی فرا خونده شدم
،و این یارو رو اون پشت پیدا کردم که زیر یه درخت دراز کشیده بود
طنابِ دار هم بالای سرش تاب میخورد
کاشف به عمل اومد که به همسرش توی تختخوابشون بهقصد کُشت شلیک کرده بود
حالا نمیتونه بدون اون به زندگی ادامه بده
،ولی میترسه اگه مرتکب خودکُشی بشه
...بره جهنم، پس
چغلی خودش رو به قانون میکنه
یهذره مونده برسم بالای سرش که هفتتیر رو دیدم
دستش رو میاره بالا و بهسمت من نشونهش میره
زیر اون درخت پیشش موندم
...مُرد
درست زمانی که آمبولانس رسید
من آخرین چیزی بودم که توی عمرش دید
حالا، به اون فکر کن
وقتی کسی رو میکُشی، دیگه باهات عجین میشه
هر جایی که توی این زندگی بری، همراهت هست
شاید توی زندگی بعدی هم همراهت باشه
نمیدونم
من هم نمیدونم
،دیشب با چشمهای بسته اونجا دراز شده بودم
...خودم رو به مُردن زده بودم
...چون میترسیدم اگه چشمهام رو باز کنم
اون آخرین چیزی باشه که توی عمرم دیدم
...و من
...من
آسیب دیده بودی، توی شوک بودی
آ... آره
آره. بیا با همون پیش بریم
بله؟
...سلام. من
اونیکی خدمتکاره، گابریِلا؛ اون هست؟
نه، قربان
...آقای چی
حدس میزنم که... بر سوءظنهای من صحه گذاشتید؟
نه
ولی شما بر سوءظنهای توماس چارلی صحه گذاشتید
اوه؟ چطور؟
اون بهم گفت که شما جادوگری
من به جادوگرها اعتقادی ندارم، ولی اون داشت
همینطور کُلی آدم دیگه این دوروْبر
و بعد از چیزی که دیشب در بزنوْبکوب کوچکتون دیدم، برام سؤاله شما هم یکی از اونهائی یا نه
...حورحه
این رو بگیر
ماجراجوییهای معنوی من به شما مربوط نمیشه
توصیه میکنم با چیزی که درکی ازش نداری، ور نری، بن
،میتونی مراسمهای ما رو تصاحب کنی
ولی هیچوقت از جادۀ سیاه خارج نمیشی
همسرت کجاست؟
...بهت میگم چیه
ما تلاشمون رو کردیم، مگه نه، آقای چی؟
...بذار ببینیم
چیزی ارائه ندادی
...من متنفرم واسه هیچوْپوچ پول بدم، ولی
حسابْ حسابه
نگران رُزماری نباش. اون گور خودش رو کنده
شیما» (مامان) چطوره؟»
شاید باید بیشتر سر بزنی، خودت ببینی
میخوام یه چیزی رو باهات درمیون بذارم
بهنظرم واینز مرد بوره رو اجیر کرد که چاه «درامکو» رو منفجر کنه
داره هر کسی رو که بتونیم بهش وصل کنیم، میکُشه
بهتره پشم گوسفندت رو بچّینی ،و نقرهت رو برق بندازی
قبل از اینکه بری سروقت مردی مثل واینز
آره، خب، گزارش زمینشناسیِ محل درامکو» رو توی «مالپائیس» (بَدبوم) پیدا کردم»
مرد بوره سعی کرد همراه با چندتا چیز دیگه از گاوصندوق واینز بسوزوندش
تنها راهی که واینز میتونسته دستش به اون گزارش برسه
اینه که دیلن چارلی داده باشدش بهش، یا پول گرفته باشه که بده
ادامه بده
دیلن برای «درامکو» کار میکرد. اون وْ واینز صمیمی بودن
واینز از کلیساش حمایت میکرده
«مردمان تاریکی» - آره -
بهنظرم دیلن دربارۀ عملیات حفاری درامکو» به واینز اطلاعات میداده»
اون انفجار تقریباً مال چهار سال پیشه
دیلن چارلی دو ساله که مُرده
چرا الآن این کُشتارها راه افتاده؟
چون اِمرسن چارلی فهمید که داره از سرطان میمیره
همهچیز عوض شد - چطور؟ -
اِمرسن میدونست برادرش چیکار کرده
و اینکه واینز یه آتویی از دیلن داشت که توی گاوصندوقش نگه میداشت
اِمرسن نمیخواست با ننگ برادرش روی وجدانش بمیره
پس بهنظرم از توماس خواست که گزارشه رو از گاوصندوق برداره تا بتونه قبل از مردنش ببردش پیش مقامات
کُلی اماوْاگر توی ذهنته
دیگه چی داری؟
تو رو
هیچکس بیشتر از تو از انفجارها سرش نمیشه؛
اینکه روالشون چطوریه، چی جا میذارن
،اگه قرار باشه واینز رو وصل کنم به این
گام اول اثباتکردن اینه که اون مرد بوره اون چاه رو منفجر کرده
اینها رو ببین
این سازهها؛ اینیکی ساییده شده
اینیکی متلاشی شده
،اینیکی رو منفجر کرده
و باقیشون فرو ریختن روی خودشون
تو باشی بمب رو نمیذاری این پایین که نفت هست؟
میخواسته اتفاقی جلوهش بده
گذاشتدش بالای بالا
...پس، وقتی منفجر شد
انفجار از «دریک» (جرثقیل) دورش کرد
زمانی که یه بمبساز، بمبی رو ،طراحی میکنه که جوابگوئه
به همون میچسبه
میشه امضای کارش
،پس، اگه اینجا بود
،از همون سیم آبی استفاده میکرد، از همون زمانسنج
...از همون «سمتکس»ی که روی عروسکه استفاده کرده بود
و روی بمبی که اِمرسن چارلی رو کُشت
باید هر سطح نفوذپذیر در محدودۀ 100متری اون «دریک» رو بررسی کنیم
،اگه قراره چیزی پیدا کنیم
همونجاست
من اون سازهها رو بررسی میکنم
تو برو بالای اون آسیاب بادی
من چطور باید با یه دست شکسته برم اون بالا؟
دو تا دست داری دیگه، مگه نه؟
یا پیغمبر
خیلیخب
چیه؟
...حالا میدونی
اما چه حاصل
« آکاپولکو - مروارید اقیانوس آرام »
چیِ این چیزها انقدر مهمه؟
چی رو متوجه نمیشم؟
« توجه: این فیلم تنها ازطریق لنزهای انحصاری ما قابلظاهرشدن است »
ممنون
اینطوری میشه
،وقتی بری بیجِی واینز رو دستگیر کنی
کلانتر بازداشتش میکنه
و قاضی سفیدپوستی که واینز نشونددش روی اون مسند
بهقیدِوثیقه آزادش میکنه
،وکلای واینز سیستم رو به کار میگیرن
و اتهامات برداشته میشن
نه، اشتباه میکنید
...عدالت سفیدپوستانه
...عدالت سرخپوستانه
دو چیز متفاوتان
همین امروز هم بهاندازۀ دوران من صدق میکنه
چارلیها استحقاق کمی عدالت سرخپوستانه رو دارن
همینطور نوهم
اما به این معنا نیست که به اون عدالت میرسن
زمونه عوض شده، هنری
...زمونه عوض شده
اما اوضاع که عوض نشده
خیلیخب، پس توماس با رُزماری واینز رابطۀ نامشروع داشته
...میفهمم چرا این عکسها روی دوربینشه، ولی
چرا عکسی از این داره؟
اگه مجبور باشم حدس بزنم، میگم که بعد از ،اینکه جعبۀ قفلدار رو از گاوصندوق واینز دزدیده
،یه نگاه به داخلش انداخته، دیددش
بنا به هر دلیلی تصمیم گرفته ازش عکس بگیره
بذار ببینم
بیجِی واینز گزارشی که تسلیم دولت کرده رو دستکاری کرده
،توماس چارلی از اینیکی عکس گرفته، از نسخۀ اصلی
قبل از اینکه دستکاری شده باشه
نشون میده که توی اون ملک اورانیوم هست
...و اونی که دیلن تسلیم دولت کرد
نشون میده که هیچ خبری از اورانیوم نیست
بههمینخاطر واینز میخواست نسخۀ اصلی از بین بره
واینز چاه رو منفجر کرد تا «درامکو» رو بترسونه که به قیمت کمتری بهش بفروشه؟
و براش مهم نبود که به قیمت جون شش نفر تموم میشه؟
!ناتالی
No comments yet. Be the first to leave one.