The first 200 lines.
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت91 اين قسمت:جوگو لیانگ با استراتژی چن سانگ رو میگیره (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي
این ارایشو میشناسی؟
این ارایش 8 مسیر هستش
من از 9 سالگی بلدش بودم
حالا که میشناسیش
پس میتونی که شکستشم بدی؟
اونچه دونسته باشه شکست داده میشه
خب
برو به افرادت فرمان بده تا حمله بکنن
اگر شکستش دادی
من به خان جونگ عقب نشینی میکنم و هرگز برنمیگردم
خدا و ارتش ها رو اینجا صدا میزنم تا شاهدم باشن
حرف یک ادم شریف به باارزشیه طلا هستش
جنرالان دَی لینگ،جانگ خو،یوئه پینگ دستور میدم
این ترتیب قشون جوگو لیانگ ارایش 8 مثلث نامیده میشه
8ورودی شامل دربازه حیرت،مرگ،پایان و درد داره
توسط نمایش وحشت اورش گول نخورید همش روشه و استحکام نداره هیچ نگرانی نداشته باشید
اول به دربازه زندگی در شرق حمله بکنید
بعد سمت دربازه استراحت در جنوب غربی برگردید
راه خروج از ارایش اونجاست
بعد سریع از پشت به سمت دربازه شمال برید
و به دربازه گشایش حمله کنید
اینجوری مطمئنا ارایش رو میشکنید
اطاعت
در زمان حملتون،من از کنار بهتون کمک میکنم
پدر،ارتش شو ارایش رو عوض کرد
ارایش 8 مثلث به ارایش یین یانگ انتقال پیدا کرد
درست نیست،نمیتونه ارایش یی یانگ باشه
یین یانگ از 8 مثلث ناشی میشه اما راه دیگه ای اطرافش نیست در فلسفه دایوست:یین و یانگ نیروی های اصلی افرینش هستن بنابراین هیچ چیز داخل یین و یانگ(علامت کونگفو)نمیتونه انتقال داده بشه
یین یانگ از 8 مثلث ناشی میشه اما راه دیگه ای اطرافش نیست در فلسفه دایوست:یین و یانگ نیروی های اصلی افرینش هستن بنابراین هیچ چیز داخل یین و یانگ(علامت کونگفو)نمیتونه انتقال داده بشه
نه پدر نگاه
جوگو لیانگ تمام دربازه ها رو مسدود کرده
دَی لینگ و دیگران نمیتونن ازش خارج بشن
افراد اونجا گوش کنید
نخست وزیرمون درود فرستادن
3خوک چاق به عنوان هدیه به ارتش سیما یی براشون فرستادن
3خوک چاق به عنوان هدیه به ارتش سیما یی براشون فرستادن
فرمانده ارشد چه اتفاقی افتاد؟
طبق دستورتون از درباز زندگی داخل و از دربازه استراحت خارج شدیم
طبق دستورتون از درباز زندگی داخل و از دربازه استراحت خارج شدیم
ولی وقتی داخل ارایش بودیم
همه دربازه ها ناپدید شدن
جوگو لیانگ خواست که بهتون بگیم
فرمانده ارشد به خونشون برن
تا...تا...نوشته های نظامی بخونن
و نگرشهای تاکتیکی بخونن
و 3 سال دیگه شانسشونو امتحان بکنن
دستور میدم
تمام سربازان به کمپ های شو حمله بکنن و مستقیم به قصد جوگو لیانگ برن
تمام سربازان به کمپ های شو حمله بکنن و مستقیم به قصد جوگو لیانگ برن
اشکاره جوگو لیانگ داره عصبانیتتونو تحریک میکنه تا فریبتون بده با عجله حمله بکنید
اشکاره جوگو لیانگ داره عصبانیتتونو تحریک میکنه تا فریبتون بده با عجله حمله بکنید
حتی اینجوری هم باشه من ازش نمیترسم
گوا خویی دستورمو ابلاغ کن
پیرو پرچم من باشید
ما به کمپ های شو حمله خواهیم کرد
جوگو لیانگ رو زنده میگیریم
اطاعت حرکت
ارتش وِی شکست خورد
پرچم سیما یی داره در حال عقب نشینی به جنوب دیده میشه
نخست وزیر
لطفا 20 هزار سواره به من بدین تا سیما یی رو تعقیب بکنم
بعد شما و ارتش اصلی میتونید پیرو حمله باشید
فراموشش کن
اولا سیما یی الان دور شده
دوما تدارکات ما خالی هستن
تعقیب دشمن برامون معقول نیستش
چی،تدارکاتمون خالی شدن؟
چطور هرگز نشنیدم نخست وزیر در این باره صحبت کنن
خودم از گفتنش خودداری کردم
تا اینکه روی روحیه ها تاثیر نذاره
اذوقه های سرزمین رودخانه ها باید 10 روز پیش اینجا میرسیدن
نمیدونم چه اتفاقی افتاده
برای چی هنوز نرسیدن؟
جااُ تو درست میگفتی
من عجولانه حمله کردم
خوشبختانه ارتش شو ما رو تعقیب نکرد
جوگو لیانگ علاقمند به کمین کردن ها هستش
بنابراین میترسیده که منم کمینی گذاشته باشم
دستور میدم،ارتش 50 مایل عقب بکشه و موقعیت در سنگرهای اطراف شهر رو بگیره
دستور میدم،ارتش 50 مایل عقب بکشه و موقعیت در سنگرهای اطراف شهر رو بگیره
بدون دستور من هیچ کس اجازه حمله کردن نداره
تو کی ای؟
جنرال جیانگ وِی
بهم بگو
تدارکات برای چی اینقدر دیر رسیدن؟
چرا باعث شدی فرصت پیشروی از دست بره؟
اینا هیچ ربطی به تو نداره
بزار نخست وزیر رو ببینم و به ایشون بگم
نخست وزیرو ببینی؟
خجالت نمیکشی نخست وزیر رو ببینی؟ کی بهت حق داده نخست وزیرو ببینی؟
کی هستی که میخوای نخست وزیرو ببینی؟
تو رذلی
گو آن
200هزار بشکه غلاتی که مسئولیت داشتی بیاری باید در هشتم این ماه میرسیدن
200هزار بشکه غلاتی که مسئولیت داشتی بیاری باید در هشتم این ماه میرسیدن
برای چی اینا 15 روز دیر تر به اینجا رسیدن؟
جاده ها میان راه مارپیچ و خطرناک بودن و در چندین مکان خراب شده بودن
من سختیه زیادی کشیدم و با بیشترین حد تلاشم تونستم به اینجا برسم
من سختیه زیادی کشیدم و با بیشترین حد تلاشم تونستم به اینجا برسم
من خودم چندین دفعه از مسیر کوهستان چی سفر کردم
حتی با تخمین پایینترین سرعت نباید 15 روز اضافی طول میکشید
مطمئنا ماموریتو با خاطر شراب شکست خوردی
حتی از اونجا هم بوی الکلت داره به من میرسه
من برادر زاده لی ین هستم
این اولین ماموریتم خارج از درباره
لطفا ایندفعه رو به خاطر اقای لی منو عفو کنید
لطفا ایندفعه رو به خاطر اقای لی منو عفو کنید
طبق قوانین،مجازات 3 روز تاخیر مرگ هستش
با توجه به اینکه اولین ماموریت تو هستش من نمی کشمت
و ملایم باهات رفتار میکنم
تشکر نخست وزیر
اونو بیرون ببرید و 80 ضربه شلاقش بزنید
چشم
نخست وزیر اینکارو نکنید
من برادرزاده لی ینم
نخست وزیر بیشتر فکر کنید بیشتر فکر کنید
نخست وزیر
نخست وزیر،تدارکات برای ارتش مهمترین هستن
گو آن نه تنها دیر کرده
همچنین فرصت ما برای پیروز شدن رو نابود کردش
چرا اینقدر راحت ازش میگذرید؟
گو آن از افراد لی ین هستش
اگر اعدامش کنیم
لی ین ازمون کینه میگیره
مهمتر از همه اینا
در اینده دیگه هیچکی جرات نمیکنه این ماموریتو بپذیره
جوگو لیانگ
نفرین میکنم 10 هزارتا تیر بخوری
نفرین میکنم از صخره ای بلند بیوفتی
نفرین میکنم که سرت قطع بشه
نفرین میکنم،نفرین میکنم به مرگی وحشتناک بمیری
...نفرین میکنم
قربان گاری ای اونجا هستش
عقب نشینی
همشونو دستگیر کنید
یکی یکیشونو بگیرید
من داشتم منطقه رو بازدید میکردم
و این ادم شو رو در راه تپه منگ دستگیر کردم
تو کی هستی؟ برای چی کتک خوردی؟
مسئول تدارکات شو هستم،اسمم گو آن
چون در رساندن تدارکات دیر کردم
جوگو لیانگ به شدت کتکم زد
چند روز دیر کردی؟
15روز
تعجب نداره جوگو لیانگ یه روز دیگه برای حمله فشار نیوورد
تعجب نداره جوگو لیانگ یه روز دیگه برای حمله فشار نیوورد
پس اذوقه ای نداشتن
کار خوبی کردی دیر کردی
من با 80 ضربه شلاق دیگه بهت پاداش میدم
منو ببخشید فرمانده ارشد
عفو کنید
گوش کن،ترجیح میدی بمیری یا زندگی کنی؟
زنده،دوست دارم زندگی کنم
یک وزیر از شو به نام لی ین رو می شناسی؟
فرمانده ارشد،اون عمو من هست
فرصتی برای کسب افتخار بهت میدم
انجامش بدی،به چانگ آن میری
و به دربار وِی خدمت میکنی به عنوان منشی کشور،چطوره؟
فرمانده ارشد لطفا بگید چی کار کنم
حاضرم بهتون خدمت بکنم
پدر،گو آن از کمپ اصلی در کوه چی برگشته میخواد ببیننتون
بزار داخل بیاد چشم
احترام به عمو درود بر عمو
تو
تو برای چی قیافت اینجوری شده؟
من داشتم تدارکات رو منتقل میکردم
و فقط چند...چند روز دیر کردم
جوگو لیانگ 80 ضربه شلاق به من زد
همینطور،همینطور پاهام رو هم شکوند
در جای اول نباید دیر میکردی
فراموش کن،برو خونه استراحت بکن
عمو
در راهم به خونه
جلوی یک نامه پنهانی رو گرفتم
شما نگاهش کنید
این نامه سیما یی به سااُ رویی امپراتور وِی هستش
این نامه سیما یی به سااُ رویی امپراتور وِی هستش
پدر،موضوع چیه؟
خودت نگاه کن
جوگو لیانگ رشوه بزرگی از سیما یی دریافت کرده
2طرف قرار پنهانی ای پشت سربازاشون انجام دادن
رودخانه وِی رو مرز بکنن و هرگز دیگه به هم حمله نکنن
گو آن،تو چطوری این نامه مهم رو به دست اوردی؟
گو آن،تو چطوری این نامه مهم رو به دست اوردی؟
در راه برگشتم به اینجا
از کنار رستوران لونگ گواِن گذشتم
2افسر وِی داشتن اونجا شراب می خوردن
بنابراین به افرادم دستور دادم اونا رو بکشن
و از یکی از جسدها این نامه رو پیدا کردم
من کار دلاورانه تو رو برای پادشاه بازگو میکنم
تو در مورد این نامه به هیچ کس نباید چیزی بگی
متوجه شدم
حالا میتونی بری
فنگار،اسبو زین کن من به چنگدو میرم
ممکنه حیله سیما یی برای در انداختن ما با همدیگه باشه
ممکنه حیله سیما یی برای در انداختن ما با همدیگه باشه
یادتون هستش؟
چند سال پیش،نخست وزیر از همین نقشه استفاده کردن
No comments yet. Be the first to leave one.