The first 196 lines.
دژاوو
میگن مثل یک مدار اتصال کوتاه توی مغز میمونه
حس آشنایی نسبت به یک لحظه توی مرکز حافظهت کار گذاشته شده
این حس رو بهت میده که تموم این اتفاقات رو تجربه کردی
میدونی چی میگم؟
اون حسه رو میگم
تاحالا اینجا بودیم؟
همدیگه رو از قبل میشناسیم؟
من رو نمیشناسی
میدونم حس عدم تعلق داری
حس جدایی
جوری که انگار زندگیت مال خودت نیست
میدونم هرشب از یک خوابی
که تاحالا تجربهش نکردی بیدار میشی
یا خدا
ترسوندیم
این پایین چی کار میکنی؟
آیزاک؟
این پایین چی کار میکنی؟
خوبی عزیزم؟
خوبی عزیزم؟
بیا ببرم بخوابونمت
بخواب
این دورهها هرچند وقت یکبار رخ میدن؟
ماهی یکی دوبار
قبل از اسبابکشیتون؟
درسته
خب، خوابگردی واسه بچههای هم سن و سال آیزاک
کاملا عادیه
نه، شرمنده
این خوابگردی نیست
فرق میکنه
توی خونه، خودتون دوتائید فقط؟
آره
هنوز پدرش رو میبینه؟
دیگه نه
وقتی بهش گفتی میخوای از شوهرت جدا بشی
چه واکنشی نشون داد؟
واکنشی نشون نداد
آیزاک، میشه بیای جفت مامانیت بشینی؟
ممنون
حالت چطوره؟
آیزاک؟
عزیزم، دکتر بنت ازت سوال پرسید
آیزاک، یادت میاد که دیشب بیدار شدی و رفتی طبقه پایین؟
دلیلش رو هم یادت میاد؟
مردیث داشت گریه میکرد
بعضی وقتها آیزاک یک چیزهایی رو خیال میکنه
یکسری آدمها رو
داشتن دوستِ خیالی عادیه دیگه؟
درسته، آیزاک؟ مردیث دوستته؟
صدام رو نمیشنوه
از موقع اسبابکشی تا الان مردیث براش وجود پیدا کرده
اولین دوست خیالیش نیست ولی، مگه نه؟
دوستهایی به اسم بارنی، استفانی
و حتی یکبار به اسم آلخاندرو هم داشته
رفتارش توی مدرسه چطوره؟
خوبه
مشکل رفتاری نداره
همیشه همینقدر خونسرده؟
هیچوقت نه گریه میکنه
نه میخنده، نه عصبانی میشه
...همهش
چیزی گفتی، آیزاک؟
نباید اینجا باشم
طوری نیست
به محض اینکه کارمون با دکتر بنت تموم شد، میریم مدرسه
لطفا روبی صدام کن
روبی
توی خانوادهتون سابقه شیزوفرنی داشتین؟
ببخشید؟
مادرت
دکتر هارپر، گفت شیزوفرنی نداره
پدرت چی؟
بین فامیل پدریت مشکل رفتاریای هست؟
تاجایی که میدونم نه
بچه که بودم مُرد
آنوریسم عروق مغزی داشت
شیزوفرنی نیست
اوتیسم نیست
باور کن جواب آسونی براش نیست
راستش تو هفتمین دکتری هستی که بهش مراجعه میکنیم
امیدوارم شماره هفت عدد شانس باشه
هرکاری از دستم بربیاد میکنم
لوس؟
نه، متوجهم
ولی کارن فعلا دست و بالمون بستهست
عه؟ مارک چی؟ آخرین باری که بازدید از خونه انجام داد، کِی بود؟
مارک؟
مارک از پول نقد استفاده نمیکنه چون یکجا خونده که روی اسکناس
باکتری واژن هست
.راستش مکتوبش هم کرده ایمیلش رو دارم
شب ادراری
آره
.مادره ملحفهها رو عوض نمیکنه واسه همین خیلی چندشه
راب باهات بود؟
نه
دفعه بعدی راب هم باید باهات بیاد
شب ادراری میتونه نشونه سوءاستفاده باشه
باید مشخصش کنیم
نه، لوس ...قضیه سوءاستفاده از بچهـه نیست
هست
...نه، منظورم اینه که
این کارمونه، کارن
بله؟
اومدش
.آقای فیشر، من لوسی استیونز هستم با راب هم که آشنایید
آره
من و راب، هردومون روی پروندهتون کار میکنیم
همونطور که در جریانید چندتا بازدید از خونه خانوادهتون انجام داده
نه
در جریان نبودید؟
نه. نمیدونستم
با کمال احترام؛ واضحاً اعلام کردیم
جریان چیه؟
چون کار و زندگی داریم
چندتا گزارش پلیسی به دستمون رسیدن که حاکی از حملات خشونتآمیز شما هست
بعضیهاشون واسه گذشتهست
درحال حاضر هم واسه شکایات اخیری که ازتون شده، به قید ضمانت آزادید
درسته
کلویی بهمون گفته که بهش حمله جسمانی
و دخترتون رو تهدید کردید
.نه، این حرف رو میزنه ولی واقعیت نداره
چنین کاری نکردم
...پس - تیلی رو تهدید نکردم -
باشه؟
.عمراً بهش آسیبی بزنم چرنده
از خودش درمیاره اینا رو
...ولی حمله کرده بودید
آقای فیشر...
من رو هل داد من هم هلش دادم
درجریانید که فعلا مجاز به برقراری ارتباط
با خانوادهتون نیستید؟
سه روز پیش، دم مدرسه دخترتون رفتید سراغ کلویی
...پسرتون رو - پسر من نیست -
ببینید، نمیذارم دخترم رو ازم بگیره، باشه؟
دخترمه
عاشقشم، هیچ آسیبی بهش نمیزنم
میخوام رک و پوستکنده بهتون بگم، آقای فیشر
اگه یکبار دیگه سراغشون برید
مجبوریم دست به اقدامات متفاوتی جهت محافظت از فرزندتون بزنیم
متوجهاید؟
تموم شد؟
قضیه جدیه، شین
باشه
...اگه بری سراغ خانوادهت - باشه، فهمیدم -
خوبی، لوس؟
آره
آشنا شدن با آدمهای جدید همیشه خوبیهای خودش رو داره
قربانی مردیه به اسم هارولد اسلید
پنجاه ساله بوده، سهبار چاقو خورده
سلاحی پیدا کردین؟ - هنوز نه -
کجاست؟
دفتر طبقه بالا
زنش ساعت 4 اومد خونه و پیداش کرد
کجا بوده قبلش؟
.کافه کتاب شاهد هم داره
اوضاع اون بالا چطوریه؟
خون زیادی ریخته شده
بریم تمومش کنیم
چی؟
میگم همسایه بغلی بیرون و درش باز بود
قاتل به موقع اومده
احتمالا قربانی رو میشناخته
حداقل از برنامه زمانیش خبر داشته
زنش میگفت مرد محبوبی بوده
توی سینت جان داوطلب و عضو باشگاه قایقرانی بوده
انسان نیکوکاری بوده
درست میبینم؟
.آره، میدونم توی کشوش هم مجله پورن بود
مجله غیرقانونیای نبوده
پورن خشن بوده، میدونی؛ بانداج و سادیسم و مازوخیسم
میخوای بری بیرون؟
نه
دارن میفرستنمون یکجای محلی
خدا میدونه کجا
امشب باید از کینگ عصبانی بشیم
الان چه وقت ترقه بازیه؟
خوبی داداش؟
...ببخشید، من
تاحالا شده یک چیزی رو نصفه یادت بیاد؟
باید بهش عادت کنی
خون رو میگم
اولش برای اکثر مردم سخته ولی بعدش بهش عادت میکنن
قصد توهین ندارمها
ولی تو تنها سربازرسی هستی که هنوز پیش یک جنازه متزلزل میشه
متزلزل نمیشم
خجالت نداره که
هرکسی از یک چیزی میترسه دیگه
شاید باورت نشه، ولی بلای من یک ترس غیرمنطقی از پنیر داره
غیرمنطقی نیست
خون بیانگر مرگه
باید به آدم حس ناراحتی بده
میشه گفت نترسیدن ازش غیرمنطقیه
میشه، ولی کمک زیادی بهت نمیکنه
علیالخصوص وقتی شغلت ایجاب میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.