The first 200 lines.
«متـــرجم: امیرحسین ترکاشوند» Hiz3n
.خیلیخب، رسیدیم !اومدیم کلی خوش بگذرونیم
به هالسین خوش آمدید
لاکچریترین سفینه مسافرتی کهکشان
،من لندو کالریسینم سفیر جدید شندریلا استارلاین
کیفیت سفر شما، افتخار ماست
!هی، بچه ها اینجا رو، لندوئه! سلام لندو
فین، اون یه هولوگرامه
عالی نیست؟ نه خبری از استورم تروپری هست نه از جنگنده های تای
خبری از تهدید نابودی کهکشان نیست
.قراره یه ماجراجویی باشه !یه ماجراجویی تعطیلاتی
...ایده قشنگیه رفیق، ولی
اصلا مگه قهرمان ها تعطیلات هم دارن؟
خدایی یه نگاه به برنامههامون بندازید
پو، تو عاشق این برنامه ها میشی
آره، من برنامه دوست دارم
خب، اول قراره دور تو پل فرماندهی بزنیم و بعد هم میریم سراغ مسابقه هولو-ساباک
بعد هم یه ناهار ریز تو غذاخوری کرون آو کوریلا
ولی سریع غذاتون رو بخورید، چون تا اتاق آفتابگیری پیاده روی زیادی داریم
،پو، ناسلامتی اومدیم تعطیلات پس کی قراره استراحت کنیم؟
...میتونم پنج دیقه استراحت بذارم بین
شافلبورد و تجربه اتاق مهندسی
تجربه اتاق مهندسی؟
.حالا شد ، پو بیا این هم برا اینکه آفتاب اذیتت نکنه
من الف-ر-کاف میخوام یعنی استراحت-ریلکس کردن و کتاب خوندن
با کتاب جدای میخوای ریلکس کنی؟
تو به روش خودت ریلکس کن، من هم به روش خودم
این بدک نیست - تازه آبگرم هم دارن -
.حموم روغنی بالاخره قراره از تعطیلات استفاده کنیم
این که از اون تعطیلات ها نیست - ولش کن -
ولی... باشه ولش میکنم
.دیدی؟ عالی میشه ما به این تعطیلات نیاز داریم
مخصوصا بهخاطر این که این آخرین باریه که قراره با هم باشیم
خب، من میرم برامون نوبت بگیرم
خب، بچه ها وقت رو تلف نکنید، باید راه بیوفتیم
کجا میری؟
آفتابگیری
،اگه وقت داشتم نظرت رو عوض میکردم ولی خب از برنامه عقبیم
خب، رز و ری شما طبقه هفتمید اتاق ۳۰۱
ری؟ رز؟ پس بقیه کجان؟ هدف این بود با هم باشیم
توجه، هالسین هماکنون شندریلا رو ترک میکنه
قراره به تعطیلاتی برید که مثلش رو ندیدید
سفت بشینید، جیگرا
سلام، من بیوی-آرجی هستم، یک انسان-سایبورگ
میتونم پیشنهادی براتون داشتهباشم؟
برا یکی که دوست هاش ولش کردن چی پیشنهاد میدی؟
دوست های بهتر؟
همون نوشیدنی خوبه، یه یردو دراپ
این سفر شبیه چیزی که فکر میکردم، نیست
معمولا همینطوره
آره خدایی. واو... چی تو این بود؟
تو کی هستی؟
اوبیوان کنوبی هستم. سلام
اوبیوان کنوبی؟ از جنگ جئونوسیس؟
و حملهی به فلوشیا؟ حمله به رایلاث؟
و... من یه سرباز کلون وارز بودم
باعث افتخار بندهست. قربان جناب. فرمانده کنوبی
نمیخواد بیخودی احترام به جا بیاری، فین
.صدام بزن اوبی وان ناسلامتی تو تعطیلاتیم
ری یه بار بهم گفت جدای های گذشته ممکنه تو دشواری ها به راهنماییمون بین
برای همین اینجایی؟ دیگه چی شده؟ یه دث استار دیگه؟
محفل دوم؟ یا نکنه امپراتور دوباره داره برمیگرده؟
نه، من احساس کردم یه جدای به راهنمایی نیاز داره
...اوه
.ری یه جایی تو سفینهست ولی درست نمیدونم کجا
تو رو میگم
من؟ من بدک نیستم
دوست هام رفتن، ولی خب به جاش دارم تو یه سالن خالی با روح یه جدای حرف میزنم
فین
خیلیخب، حالم خوب نیست
دوست هام رفتن بعد به جاش من دارم تو یه سالن خالی با روح یه جدای حرف میزنم
.تعطیلاته دیگه فین اون ها دارن خوش میگذرونن
تو هم باید یاد بگیری خوش بگذرونی
.وایسا ببینم اصلا تو چی از تعطیلات میدونی؟
میخوای بگی اوبیوان کنوبی عظیم هم به تعطیلات میرفته؟
.خب، از یه دیدگاه خاص بهش نگاه کنیم ماجرا تو تاتویین جریان داره
قیافهت طوریه انگار تو یه مسابقه بنتا خوری باختی
اصلا نگم برات
قهوه؟
.یه جاوا جوس با کلی یخ اگه کسی پرسید
بگو خیلی وقته اینجام
اوناهاش
کارت شناساییت رو نشون بده، جاسوس شورشی
.من؟ من که جاسوس نیستم من با شوهرم تو تعطیلاتم
تعطیلات؟ جا بهتر از موس ایسلی نبود؟
دقیقا
کارت شناساییت
اوه، کارت شناسایی، کجا... لعنتی
عزیزم احتمالا کارت شناسایی رو تو گودال کارکون جا نذاشتم؟
راستی این گودال قدری که تعریفش رو میکنن، خوب نیست
من یکی بودم دخالت نمیکردم
ولش کنی، خودش هم جا میذاره
شناسایی. همین الان
لازم نیست کارت شناساییش رو ببینید
اصلا لازم نیست شناساییش رو ببینیم
اون جاسوسی که دنبالشید نیست
اون اصلا به جاسوسی که دنبالشیم نمیخوره
اون داره از تعطیلاتش لذت میبره
خوش بگذره
واو. ممنون - باعث افتخاره -
.شرمنده زیاد نمیمونم، بن عجله دارم
جدی میگم، خودت رو دخالت نده
...صبر کن، خانوم
والریا، کلوت والریا
برای ماموریت جاسوسیتون کمک نمیخواید؟
نگران نباش، رازت پیش من امنه
راز تو هم پیش من امنه، جدای
میای یا نه؟
گروه جاسوسی من یه کواکسیوم رصد کرده
ولی تو هات اپیس برامون کمین کردهبودن
حالا هم جابا داره میفروشتش به امپراطور
همهش هم داره تو جشن باربیکیوی جابا اتفاق میوفته
تنها روز از سال که در کاخش رو رو به همه باز میکنه
هوشمندانهست. اجرای نقشه تو روز روشن
خطر نارو خوردن از هر دو طرف رو از بین میبره
اگه بدزدیمش خیلی هم احساس باهوشی نمیکنن
نقشهت چیه؟
عادی باش
فقط یه زوج تازه مزدوج تو تعطیلات توی مهمونی باربیکیوییم
.من میرم دنبال کواکسیم بگردم، تو حواست باشه سعی کن همرنگ جماعت بشی
بله، درسته. الان همرنگ میشم
بن، تاحالا تو عمرت مهمونی نرفتی؟ نمیتونی ریلکس کنی؟
.غذا بخور، اختلاط کن شاید یه چیز به درد بخوری هم شنیدی
اوه، اختلاط
اختلاط چهطور پیش رفت؟
رفتم سراغ خوردن
کواکسیوم رو پیدا کردی؟
فکر کنم. ولی دورش پر از نگهبان های سلطنتی و جابائه
باید یهجوری که نفهمن بهش برسم
بهنظر کار سختی میاد - تازه کجاش رو دیدی -
مثل این که خیلی ها اینجا من رو میشناسن
اون ها و اون ها و اون ها
پس یعنی با همه جز اون بابا اون بالا
.اتفاقا اون هم همینطور باید حواسشون رو پرت کنم
و چهطور میخوای این کار رو بکنی؟
من قرار نیست بکنم. تو میکنی
دختر های گامورایی با کلید دی
باید بخونی
من؟ آهنگ بخونم؟
نه، من نمیخونم
دختر های گامورایی باید برقصن
از خاک های تاتویین گرفته
تا تپه های کانتو بایت؟
یالا، بن، باید یه کاری کنی خوششون بیاد از قدرت شخصیتت استفاده کن
...آره
بچه های گامورایی بیاید وسط
وقتشه مثل گراز وحشی برقصید
...دختر و پسر های گامورایی تکونش بدید
آفرین. ادامه بده
دختر و پسر های گامورایی
مثل یه سفینه تو آسمون پرواز کنید
دختر و پسر های گامورایی
اینقدر قرش بده تا کمر درد بگیری
!آٰره
!رودیان ها بیان وسط
!حالا نوبت جاوا هاست
!اوتینی
دختر و پسر های گامورایی
اوتینی هم همینطور
استورمتروپر ها، برگردید سر پستتشون
همون یارو تو کنتیناست
!پستتشون هم قر دادنه
!پستتشون هم قر دادنه
!آره! یه دست و جیغ و هورا
!حالا جیغ بنفش
معامله رو ادامه بدیم؟
امپراطور میخواد به شما بهخاطر این کواکسیم پاداش بده
طوری که یه کادو تولد درست و حسابی به شمار بیاد
،جایزه بگیر ها، سلطنتی ها !نمیتونید قایم بشید
!نمیتونم قر کمرم رو قایم کنم
من نمیرقصم
باشه. ولی فقط چون تولدته
!برو جابا
!قرش بده! تکون بده اون دم رو
!هوهو
"وقتی گفتم "قرش "بگید "بده
قرش - بده -
قرش - بده -
!بن! گرفتمش بیا بریم
!چی؟یه دست به اقتخار زن من
!ما یه زوج مزدوجیم که اومدیم تعطیلات
چه به هم میان
تمومش کن
!ممنون همگی
اوه
باید همین الان بریم بیرون
ها؟
...ایست، ای شورشی ب
ممنون، بن
به نظر میاد یه وسیله نقلیه دیگه میخوایم
!اونجا! اسکیف کادو تولد جاوا
به سمت فرودگاه فضای موس ایسلی
!یک خرابشده پر از تفاله و شرور
!برو
!سریعتر
!آخرشه چه کادوی تولدی
.اگه اون کواکسیم رو بزنه به فنا میریم
!توپ رو زد
!بن، یه کاری بکن
فرار کردن. دارم برمیگردم
No comments yet. Be the first to leave one.