The first 200 lines.
Silver Ocean Team Sub By: Zahra_Na04 & Haya
نبرد شیرین-
قسمت هجدهم-
خوابم میاد- یانان-
ما اومدیم بهت انرژی بدیم
ارشد فنگ یو اومد
چرا فنگ یو با مینگ تیان اومد؟
فنگ یو ممنون که اومدی پیشم
ولی اصلا حال و حوصله ندارم
اگه گفتی این چیه؟
سیب
این سیبا چیز خاصی دارن؟
اینا که سالمن ، یانان شکمو چشه پس؟
فکر کنم واقعا چیز خاصی دارن
چون هم ارشد فنگ یو لبخند زد هم یانان در رفت
-آره مخصوصا اون لو ی- فنگ یو-
شترا سیب دوست دارن
شترا سیب دوست دارن؟ چرا حیوون منطقه گرم و خشک میوه منطقه معتدل و دوست داره؟
ارشد فنگ یو که اشتباه نمیکنه
ما باید اطلاعات عمومیمونو ببریم بالا
باید بیشتر راز بقا نگاه کنیم
خیلی خوب دیگه بیاین بخوریم
بخور
فنگ یو ی احمق از عمد آزارم میده
فکر نکردن بهش واسم خیلی سخت بود
ولی چند روزه اصلا بهم پیام نداده
از جی یینگ که اخراج نشده؟ نه؟
یه پیام معمولی به دوستم
باعث سوء تفاهم که نمیشه نه؟
نمیشه
ارشد یانان کلاس داره شروع میشه
باشه باشه الان میام
همه اش تقصیر این پسره ی رو مخه
هی از سیب حرف میزنه و میپرسه
واسه همین دارم از سیبی که عاشقشم میترسم
باشه باشه الان میام
همه اش تقصیر این پسره ی رو مخه
هی از سیب حرف میزنه و میپرسه
واسه همین دارم از سیبی که عاشقشم میترسم
هر وقت لوگوانیان و در حال تمیز کردن دستشوییا تصور میکنم جیگرم حال میاد
منم خیلی حال کردم
یه مدت گذشته پس چرا ارشد شائوفنگ تورو به عنوان معاون رییس معرفی نکرده؟
آخه اینم سواله که میپرسی؟ ...اصلا قابل مقایسه با اون هست
که بخواد به عنوان نماینده ی رییس معرفیش کنه؟
چی داری میگی؟
دارم میگم تو ضعیفی و قابل مقایسه با اون نیستی- چه زری زدی؟-
دارم میگم ضعیفی
چی گفتی؟
چیکار داری میکنی؟
خیلی مستی داری چه غلطی میکنی؟
چیه؟
بچه ها ببخشید مزاحم کلاستون شدم،بفرمایید
سلام عمو چنگ- از اینا استفاده کنید-
بازم هست،اگه خواستین بگید بیارم
ببخشید مزاحمتون شدیم
نگران نباش من از خوش گذرونی خوشم میاد بازم باید بیاین اینجا
باشه باشه
چرا همیشه به نظرم آشنا میای؟
یادتون رفته عمو چنگ من توی مسابقه ی جنگزه شرکت کردم
اهان راست میگی،واسه همونه پس
نه وایسا، نمیدونم قبلانا چه شکلی بودی
اما الان که دقیق نگاه میکنم
ما یه جا همدیگه رو دیدیم یه جایی همدیگه رو دیدیم
تو
یه مدت پیک موتوری بودم شاید واستون غذا آوردم
که این طور
بابا برو بخواب دیگه،وسط درسیم
آره درسته به درستون برسید
مخصوصا تو،باید حسابی درساتو بخونی
بخاطر امتحانت
میدونم،برو بخواب
شب بخیر- خدافظ عمو چنگ-
پیک موتوری؟
نه اون نیست
آخه من این بچه رو قبلا کجا دیدم؟
کجایی؟
آهان دیدمت
خبرررداااار
برای ارشد شائومی در امتحانش آرزوی موفقیت میکنیم
موفق باشی موفق باشی موفق باشی
باشه بابا
آموزشا و راهنماییات واسه شاگردای باشگاهت بد نبوده ها
امیدواریم ارشد یانان جواب همه ی سوالا رو بلد باشه
و همه رو درست جواب بده
دلتون میخواد همه بفهمن من امروز امتحان دارم؟
چنگ یانان،چنگ یانان
همگروهیات خیلی مراقبتن
فنگ جو همونطور که تو گفتی انجامش میدیم
چشم
فنگ یو من مقاله ات و دیدم
کارت عالی بود
ممنونم پدربزرگ
مدیر لو قبلا تصمیم گرفتن تا
افراد با استعداد بیشتری رو در بخش برنامه ریزی استخدام کنیم
به خاطر همین میخوام بیشتر بیای شرکت و به مدیر لو کمک کنی
منظورتون چیه پدر بزرگ؟
مگه قرار نبود بعد از فارغ التحصیلیم توی شرکت کار کنم؟
درست میگه پدربزرگ،من که اینجا هستم چرا خواهرم هم باید بیاد؟
دخترم ، بردارت توی سن خیلی کمی به کمپانی اومد
تا تو به آرزو هات برسی
تو هم به عنوان خواهرش نمیخوای بهش کمک کنی؟
و تو قول دادی
که موقع هایی که وقت آزاد داری تو کارای شرکت کمک کنی
حالا از خودت بپرس که باید این کار و انجام بدی یا نه
زندگی توی یه خانواده ی قدرتمند ، مسئولیتای زیادی داره
شماها توی خانواده ی فنگ به دنیا اومدین و یه زندگی مرفه و راحت داشتین
در عین حال مسئولیتاتون
سنگین تر از یه آدم عادیه
این شانس و سرنوشت شماهاست
چشم
فهمیدم، هر کاری پدربزرگ بگه انجام میدم
خوبه هفته ی آینده
فنگ جو برای رسیدگی به جلسه سرمایه گذاری به هنگ کنگ میره
و تو میری دبی
چشم
ارشد فنگ یو خیلی کم میاد دانشگاه
همه توی زندگیشون یه سری تغییرات دارن
ولی نمیدونم چرا حس میکنم یه چیزایی رو نمیفهمم
مثل غذایی که نمک نداره و باعث شده بی مزه باشه
مینگ تیان
ارشد
مراقب سرعت و تنفست باش
یادت باشه وقتی داری ضربه میزنی نفست و حبس نکن
چرا میخندی؟
هیچی ، فقط امیدوارم مثل ارشدم قوی باشم
میخوای مثل من بشی؟ اگه تونستی منو بگیری در موردش حرف میزنیم
ارشد
سونگ شائومی 62 چنگ یانان 61
ما قبول شدیم، من و یانان قبول شدیم
تبریک میگم ارشدا، شما امتحان نهایی رو قبول شدین
هر چند با نمره ی پایین قبول شدین ولی همین که قبول شدین کافیه
تبریک میگم
از بس این چند شب بیدار موندم پوستم خشک شده
باید چند تا ماسک جدید سفارش بدم
"ماسک های آزمایشگاه جوی"
چرا من انقدر نمره ام پایینه؟
باید با مدیر حرف بزنم بذاره دوباره امتحان بدم
وایسا،ارشد آروم باش
تو تمام تلاشتو کردی به نمره اهمیت نده
درسته
ولی نمره ام خیلی بده، همه ی زحمات شما رو به باد داد
باید خودمو ثابت کنم
ارشد،ما میدونیم خیلی باهوشی
امتحان و نمره اهمیتی نداره، بیخیال
درسته یانان شکمو، اگه اینجوری کنی
اونوقت چجوری جشن بگیریم؟
چطور یادم رفت؟
من و یانان باهم برنامه ریزی کرده بودیم
هر جوری که امتحانمون رو داده باشیم باید بخاطرش از شما تشکر کنیم
با هم میریم شهر بازی
درسته، هرچند که به زور پاس شدیم
ولی باید مهمونتون کنیم تا یکم استراحت کنین
آره مینگ تیان، مینگ جو و مینگ لانگ و همراهت بیار
ارشد فنگ یو هم میاد؟
به تو چه آخه؟
ملکه ی من، ما همه ی امتحانامون و پاس کردیم
کی برمیگردی دانشگاه؟
همه دلشون واست تنگ شده
منم واقعا دلم میخواد برگردم
مدیر فنگ باید اینو امضا کنید،لطفا یه نگاه بندازید
عجبا،وقتی لیمو تلخ سفارش ندادیم چرا آوردن؟
ندیدی نه؟ منظورم قیافه ات بود
خیلی بی مزه ای- میدونم-
یه چند روز دیگه تحمل کن، من با مدیر لو صحبت کردم
صبر کن تا پدربزرگ برای مصاحبه بره خارج از کشور بعد میتونی برگردی دانشگاه
فنگ جو
نکن،میدونم ذوق کردی ولی قیافه ت و همچین نکن
وگر نه نمی تونم غذا بخورم
نکن تورو خدا
حق با پدر بزرگه
باید خواهر بزرگتر بهتری برات باشم
با اینکه پنج ، شش سال ازت بزرگترم
ولی تو مراقب منی، مثل یه خواهر کوچولو
راستش ، تقصیر تو نیست، تو مقصر نیستی فقط خنگی همین
راستش ترجیح میدم به جای لباس رسمی که انگار میخوای باهاش بری مجلس ختم
تو رو تمام روز با لباس ورزشی و بوکس ببینم
اون ملکه ی پر قدرت بیشتر شبیه خواهرمه، اینطور نیست؟
خودمم،بفرمایید
خودت همیشه میگفتی باهاش مثل یه خواهر کوچیکتر رفتار کنیم
خیلی وقته توی شرکتی ولی هنوز نتونستی هیچ علاقه ای بهش پیدا کنی
پس چرا تا بهت اعتراف کرد قبول کردی؟
حس عجیبی بود
میدونی چطور بهم اعتراف کرد؟
یه لباس خیلی گوگولی پوشیده بود و موقع اعتراف از خجالت قرمز شده بود
یهویی از خود بی خود شدم
یه حسی داشتم دلم میخواست باهاش باشم
اگه جادوت کرده باشه که عاشقش بشی چی؟
عمرا
اینجوریاس؟
تقریبا
خیلی خجالت آوره
بعدا باهاش تماس بگیر
میخوای کجا بری؟ همه آماده ان زود باش
Silver Ocean Team Sub By: Zahra_Na04 & Haya
Telegram Channel : @exo_persian_sub
چی شده ارشد؟- هیچی یکم بی حوصله م-
هر وقت به این فکر میکنم که ما میریم شهر بازی و فنگ یو باهامون نمیاد
اعصابم بهم میریزه
ارشد فنگ یو بهت گفت دلش میخواد بیاد شهر بازی؟- چرا باید همچین چیزی بهم بگه؟-
تصادفی کشفش کردم
No comments yet. Be the first to leave one.