The first 200 lines.
.اووف داغه
.صبحبخیر، گِرِگ
!نه
به خیر نیست. میدونی چرا؟
.چون یه مفتخور تا صبح داشت با صدای بلند متالیکا میخوند
،آره، در واقع آهنگ "همخونیم" گروه اِکسدس بود
،البته تقصیر تو نیست .ژانرش رو نمیشناسی
میدونی که خواهرت واقعاً دوست نداره تو اینجا سرش خراب بشی، نه؟
فقط دلش به حالت سوخته
.اونم چون یه بچه ننه بیکار و تحت عفو مشروطی
.راستش دوران عفو مشروطم تمام شده دیگه
.اگه دقت کنی دوش گرفتم و به خودم رسیدم .چون یه جای مهم باید برم
.اوه، خب، خوبه .تبریک میگم. آفرین به تو
این یعنی میتونی اون هیکل کپل و گردالیتو برداری
.و به سمت بیرون محلهـمون قلش بدی
.یکم آرومتر داداش
.تو یه میاتا میرونی بعد فکر میکنی پادشاه مصری چیزی هستی؟
،من چیز زیادی دربارهی ماشینا سرم نمیشه .ولی میدونم خیلیم ماشین خفنی نیست
این حرفو کسی میزنه که
برای سنجابا بازی دو با مانع !تو حیاط پشتیش طراحی میکنه
تو اصن دوستی داری، ریموند؟
:فکر میکنم امرسون بود که میگفت ".دوست امیدِ دل است"
،آره. خب هیوز هم میگه
اون فریزبیهای کوفتیت رو از روی سقف" ."خونهـم بردار وگرنه به پلیس زنگ میزنم
هیوز چون اسم فامیلی خودتم .هست، حرکت باحالی بود
ببین، اونا حلقههای اِروبیـن. فریزبی .نیستن. دیسکشون متفاوته
وقت ندارم راجع بهش صحبت کنم ...چون دوجوم بهم نیاز داره. پس
.باید برم. ببخشید - .درسته. یادم رفته بود، ریموند -
دوست داری که با یه مشت بچه وقتتو .بگذرونی و کل روز رو کنگفو بازی کنین
.رقتانگیزه
.کنگفو نیست
.کبرا کایـه
.و اسمم دیگه ریموند نیست
...اسمم اِسـ
.اِسترینگریـه. آره، میدونم
و هرچقدرم تلاش کنی ،زندگیتو سروسامون بدی
.بازم بدردنخوری، رِی
!اوه! استینکـری
!این خیلی بیشتر بهت میخوره !استینکـری
.مراقب کارات باش، گرگ
،اگه با یه کبرا دربیفتی
.نیشت میزنه
.وقت کلاسه
.گوش کن، جان
فقط میخواستم بدونی
.که فراموش نکردم برام چیکار کردی
.اگه بخاطر تو نبود الان اینجا نبودم
.و هر کاری میکنم که وفاداریمو بهت ثابت کنم
.هر کاری
.بریم سروقت کارمون، سنسی
.رفقا، لیموزین ساعت 6 میاد
.پس دیر نکنین وگرنه ما رفتیم
!چون من و دوست دخترم، ماموریت ویژه داریم
.اوه خدای من .شرط میبندم اصلاً وجود خارجی هم نداره
.هی - .هی -
تو... تو هم میخوای بری؟
به پِرام؟
.آره، ولش کن .بذار بچه پولدارا با مهمونی مسخرشون خوش باشن
تازه، اصن میتونی منو تو لباس مجلسی تصور کنی؟ - .خیلیخب، بچهها، جمع شین -
.درس امروز دربارهی تعادله
.البته نه به روشی که میاگیدو آموزشش میده
قراره یاد بگیرین چطوری برین رو اعصاب حریفاتون
.و تعادل و تمرکزشون رو بهم بزنین
.جفت بشین
!غودا
.میدونی، بنظرم بهتره بری
این که بری مهمونی و حال همونی که میدونی .رو بگیری روش خوبیه که تمرکز رقیبت رو بهم بزنی
.نه اونقدری که اگه تو بیای حالش گرفته میشه - .من دیگه دانشآموز اونجا نیستم. راهم نمیدن تو -
.شاید راه بدن
.اگه با من بیای
ببینم تو الان ازم خواستی باهات بیام به پرام؟
.یه حرکت کاملاً تاکتیکیـه
.خب، خیلی دیر گفتی .باید یه ماشین بگیریم تا برسونتمون
.یه دست کت و شلوارم نیاز دارم
.فکر میکنم ایده خیلی خوبیه
،و اگه قراره برین
.باید همه چی تموم برین
!چه خبـــــــرا
یادتون میاد تو تبلیغای قدیمی باد اینطور میگفتن؟
...فکر میکنم اون موقعها خیلی کوچیک بودین .احتمالاً حتی بدنیا نیومده بودین
.اِدی، چه خبرا پسر؟ هی، خوشحالم میبینمت دیتر، حال مامانت چطوره؟
.کاش بهم زنگ میزد .میتونستی یه پدرخوندهی باحال داشته باشی
!سنسی
قربان، من آماده انجام وظیفهام .و هیچ تشکری هم لازم نیست
تشکر بابت چی؟
اوه، آه، میدونی، برای دفاع از دوجو
.و من خدمتم رو انجام دادم، جناب سنسی
ببین، ما اینجا داریم برای .مسابقات آماده میشیم
.بیاین همگی به کارمون ادامه بدیم
.مسابقات آل ولی. کاملاً در جریانم
.ببینین، من یه سری ایدهی خوب دارم .یه سری استراتژیهای پایهای
.مسخره بازی رو بذار کنار
.تو هیچ وقت عضو این تیم نبودی .تو یه دلقکی
.یه آدم مسخره، مایهی شرمساری
.اینجا هیچ ارزشی برامون نداری
واو، چی؟
،ولی، سنسی، من، آمم
.یکی از بچههام، میدونی
.تو هیچوقت کبرا کای نمیشی
افتاد؟
.اوه، وایسا، وایسا، وایسا، فهمیدم منظورتو
...ایـ این، آم
یه جور امتحانه، درسته؟
.آره، این یه امتحانه
.گورتو از اینجا گم کن
.چالش رو میپذیرم
چکار داری میکنی؟ چرا پنیر ماتسرلا .رو میبری؟ اینطوری خشک میشه
!همهی رطوبتشو از بین بردی - .دارم بروسکتا درست میکنم -
باید بذاری رطوبتش از بین بره .که نونش خمیر نشه
.بذار منم کمک کنم، جدی میگم - !جرأت داری دستاتو بیار جلو، انگشتای کپلت رو میبرم -
...ولی تو داری به - .خواهر لوئی بیشتر از خودش شبیهشه -
با وجود مسائل و مشکلات ،آنتونی که درگیرشونیم
.یکم راجع به دعوت خانواده استرس گرفتم
میدونم. قلدری آخرین چیزی بود .که فکر میکردم درگیرش بشیم
،آره، خب
دو هفتهی دیگه رو که بدون اجازه استفاده از وسایل الکترونیکی
تو اتاقش بگذرونه خودش .متوجه مسئله میشه
اگه اثر نکرد، شاید باید .ببریمش پیش یه متخصص
،حالا هر چی که شد میشه از این قضیه چیزی به مامانت نگیم؟
.فکر میکنم بالاخره رابطهام باهاش خوب شده - .باشه -
.اینا دستمالسفرههای شامـن
میرم با یه چیزی که یکم .مناسبتر باشه عوضشون کنم
.هر جور راحتی، لوسیل .خونمو مثل خونهی خودت بدون
.هی، بفرمایید داخل
.راحت باشین - .آماندا. سلام خوش اومدی -
.اوه، سلام، رزا - .سلام -
.خوشحالم که میبینمت
.اوه، خیلی خوشتیپ شدی
.خیلیخب، دخترمون اومدش
.واو، تو، آه، بینظیر شدی
.تو هم همینطور
...فکر کنم، آم
باورم نمیشه بالاخره یه شب .میتونیم برای خودمون باشیم
.آره. دیگه نه خبری از کاراته هست، نه رقابت
.فقط خودم و خودت
.موقع عکس گرفتنه، همگی، زود باشین بریم
.دیازها پیش هم بایستن
.خیلی خوشتیپ شدی
.هر روز بیشتر و بیشتر داره شبیه باباش میشه
.مامان
خب، آه، اوضاع چطوریاس مرد؟
آخر هفتهات چطور پیش میره؟ - .خوبم -
میدونی، من دیگه با اون ...موتورسوارا نمیگردم. پس
.آه، جانی
.بیا اینجا
.خیلیخب
.عالی شد !خب حالا یه عکس از لاروسوها باهم بندازیم. آنتونی
.راستش، نه، نیازی نیست اون بیاد پایین - .اوه -
فکر میکردم باید بقیه عمرمو تو اتاقم بگذرونم؟
کی بهت گفت تو اتاقت بمونی؟ اون تنبیه شده؟ چه اتفاقی افتاده؟
مامان، بعداً درموردش حرف میزنیم، باشه؟
.خیلیخب
.خوبه. حالا همه بیاین !یه خانواده بزرگ و خوشحال دورهم. یالا
.جاتونو پیدا کنین - .حتی لوئی هم میتونه تو عکس باشه -
.باشه. خیلهخب
.یک، دو، سه
.خب، فکر کنم امشب فقط خودمونیم چیکار کنیم؟
آه، این یه سوال سرکاریه؟
.منظورم برای شام بود. سرکاری نیست
.آه، اووه، شاید یه هورنادوی گوشت خوک درست کنم
.جانی
اون کیه؟
...شانون، ایشون
.کارمنـم. دوست دخترش
.سلام. من... مامان رابیـم
میتونیم صحبت کنیم؟
.از آشناییتون خوشحال شدم
چی شده؟ - مگه تو گوشی نداری؟ -
.چرا، داخله
،خب، ببین، یه یارو پولداری
،که اسمش سیلوره
اومد در آپارتمانمو به رابی یه ماشین داد
،که باهش بره پرام
،گفتش که اون و دوست دخترش .باید همه چیشون درجه یک باشه
رابی داره میره به پرام؟ - .مسئله این نیست -
.اون اینو بهم داد
گفت که میخواد مطمئن بشه .به رابی خوب رسیدگی میشه
گفت یه جای جدید برای زندگی کردن برام .پیدا میکنه. حتی یه کار بهم پیشنهاد داد
.که چکار قراره بکنمش رو دیگه نپرسیدم
،ولی اگه یه نوع آدم باشه که من خوب بشناسم
.آدم پولداریه که دنبال یه چیزی باشه
.حرومزاده
،سعی کردم با رابی حرف بزنم .ولی این یارو، حسابی روش نفوذ پیدا کرده
از اونجایی که این مربوط به کبرا کای یا یه .همچین چیزی میشه، خودت باید پیگیریش کنی
.نگران نباش
.درستش میکنم
!ووهوو
.رفیق این خیلی رو مخه
پرام بدون همراه مثل هالووین بدون .شکلات میمونه. اصن فایدهای نداره
خب، حداقل ما تنها کسایی نیستیم که .قراره امشب براشون خستهکننده بگذره
شنیدم مهمونی بعد از مراسم پرام لوگان ونگ کنسل شد
.چون برادرش درگیر یه دعوایی تو مدرسه شده
این قراره حالمونو بهتر کنه؟ این که شب بقیه هم خراب شده و ضدحال خوردن؟
آره. دقیقاً تعریف جملهی " دیگی که واسه من .نجوشه میخوام سر سگ توش بجوشه" اس
.دیمیتری
...اوه، پشمامـ
!جسیکا رَبیت
تو اینجا چکار میکنی؟
.تازه رسیدم
مراسم عروسی بابات چی شد پس؟ - .اوه، به موقع برمیگردم -
No comments yet. Be the first to leave one.