The first 200 lines.
ما خیلی رنج و سختی کشیدیم
تا به صهیونمون برسیم
اما هنوز ما رو رها نمیکنن
دست از سرمون برنمیدارن
خیلی وقته که با دشمنانمون مدارا کردیم
فکر میکنم وقتشه شمشیر خدا رو از نیام بکشیم
در گفتار و عمل
بالاخره به صهیون رسیدیم، صهیونمون
اینجا صهیون ماست
.وایسا. چند لحظه صبر کن جیم تو راهه
.تا وقتی نیومده دیگه خوکها رو جابهجا نکن داره میاد
خوکهام دارن کدوم گوری میرن؟
چارهای نداشتم جیم
یعنی چی که چارهای نداشتم وینکی؟
،مورمونها همهشون رو خواستن پنج برابر پیشنهادت بهم پول دادن
پیشنهاد چیه؟
توافق کرده بودیم - تو هی پرداخت رو عقب انداختی -
مورمونها پولش رو کامل دادن - ببند وینکی -
خوکها رو برگردون سر جاشون - حرفی برای گفتن نمیمونه بریجر -
یه معامله منصفانه با مسئول خوکها کردم - فقط رو کاغذ مسئولشونه -
تمام احشام اون تو متعلق به منه
.خوکها مال تو نیستن، مال اون بودن من پولش رو دادم، پس الان مال منن
اوه. که پولش رو دادی، هان؟ - درسته -
اشتباه اولت این بود
و دومین اشتباهت این بود که این همه انرژی گذاشتی
که تهش خوکهام رو برگردونی همون جایی که بودن
متاسفانه نمیتونم این کار رو بکنم ولی اگه خوک نیاز داری
برادر ویلکینسون خوشحال میشه کمکت کنه
البته قیمتش دوبرابر چیزیه که بابتشون دادم
ای بابا. بهنظر گرونه که بیل
مخصوصا بابت خوکهای خودم
،امروز اومدیم سراغ خوکهات فردا نوبت اجناس و آذوقهت میرسه
اینقدر ادامه میدیم تا چیزی جز یه دژ خالی برات باقی نمونه
انگار فرماندارتون هنوز در حال مذاکرهست
خب دیگه، تصمیم خودش رو گرفته
مورمونها و جیبهای پرشون کار رو برای بقیه سخت کردن
و نمیذارن زندگی آبرومندانهای داشته باشیم
اینکه دیگه مشکل من نیست، درسته؟
فعلا نیست
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
به نظر میاد الان باشه
!برو بریم
بریجر حرومزاده! بهخاطر این کارت میکشمت
شاید بیل وحشی
اما امروز نه
برو
به اون فرماندارت بگو بیشتر باید هزینه کنه
چون قیمتم از همین لحظه رفت بالا
میکشمت
«آمریکای بدوی»
به این نتیجه رسیدم که این سرزمینها نیروهایی دارن
که آدمهای متمدن نمیتونن در برابرشون مقاومت کنن
این سرزمینها به درونمون نفوذ میکنن
در استخونهامون
خونمون... و حتی عمیقتر از اون
روحمون رو تصاحب میکنن
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
این سرزمینها در وجودمون زنده میشن
پر از قدرت
خشونت
سرشار از وضوح و روشنایی روحانی
و کلی حس و هیجان دیگهان که زبونمون هنوز از وصفشون قاصره
در برابر چنین نیروهایی
حسی جز فروتنی عمیق ندارم
به پر سرخ گفتم که میبریمت پیش مردمت
مردمم؟
مطمئن نیستم دیگه کسی باقی مونده باشه
یه سوال دارم
بهنظرت چرا مردمت اینقدر مشتاق کشتن هستن؟
از ترسشونه
اینطور فکر میکنم
ترس از چیزهایی که درکشون نمیکنن
این
دنیاتون
شبیه مال من نیست
و این چیز خوبیه
این دره پر از شوشونی بود
ولی گرسنگی، جنگ، و بیماری دنیامون رو عوض کرد
و حالا پیش خودم فکر میکنم
با این همه تغییر
میتونیم دوام بیاریم؟
لباس قشنگیه
نباید همهش رو بشوری و پاک کنی
داستان زندگیت روش به تصویر کشیده شده
اما تمام رنگهاش خوب نیست
زندگی همینه دیگه
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
نباید مشارکتی در این قضیه داشته باشی
میگیرمت
چی کار کردی؟
چی؟
چی کار کردی؟
منظورت چیه پرت؟
ممنون خانم
اطلاعاتی درباره فرد تحت تعقیبمون دستگیرم شده
چند روز پیش یه مرد با دو زن و یه پسر از اینجا رد شدن
.مشروب و اسلحه بیارین باید عقبموندگیمون رو جبران کنیم
اون رو بده من
ویرجیل، چرا بهش شلیک کردی؟
بخشی از کارمونه دیگه
چطور شلیک کردن به اون زن بخشی از کاره؟ - هست -
چرا آخه؟ - چیزهای خوب بهایی دارن دیگه -
برو گمشو
چند وقته داریم اینجا دست و پا میزنیم، هان؟
چند وقته سنگها رو به امید پیدا کردن طلا میشکافیم؟
سارا هالووی خودشه
حکم همون طلا رو داره
بسه، دیگه اینطوری نگاهم نکن
هیچوقت گمراهت نکردم
شاهد زندگی و مرگ خیلیها بودیم
زندگیهایی سراسر بدبختی، بیپولی که نهایتا زیر یه تل خاک مدفون شدن
اما ما هنوز زندهایم
من و تو
و تا وقتی حقمون رو از دنیا نگرفتیم جایی نمیریم
یه هدیه کوچولو برات گرفتم
یالا
زود باش
آقای رید! آقای رید
اسبم
.نمیتونه وزن رو تحمل کنه امشب همینجا اردو میزنیم
فکر نمیکنم درست باشه از حرکت بایستیم - خیلی داره میلنگه، نمیشه راه بردش -
یه کم هیزم پیدا کن
برو - باشه -
چقدر تا کروکس اسپرینگز راه داریم؟
بستگی داره سر راهمون به چی بر بخوریم
هوا داره سرد میشه
بیا کَندن رو شروع کنیم
آقای رید
کشتن آدمها ناراحتت نمیکنه؟
آدم بدها نه
کشتن آدمهای بد اشکالی نداره دیگه، نه؟
یعنی برای این که آدم نمیره جهنم، درسته؟
من و مامانم یکی رو کشتیم
نمیخواد نگرانش باشی
هرکاری مادرت جهت محافظت ازتون کرده
گناه نیست
چرا آوردیش اینجا؟
قایم شده بود
داشت دهکده رو میپایید
ازش استفاده میکنیم تا ما رو به سربازهای سفیدپوست برسونه
به رهبر سفیدپوستتون گفتم
که جنگی باهاش ندارم
شوشونیها اون مهاجرهای سفیدپوست رو نکشتن
حرفتون رو باور نداره
دنبال پر سرخ میگرده
میخوان بکشنش
بذار اربابت بیاد
زبونش رو میبریم و به خوردت میدیم
ساکت شو
میدونن پر سرخ اینجاست
تو جنگ رو به زندگیمون کشوندی
نه. جنگ رو میکشم به خونه خودشون
...میمیری
و نفرت و مرگ بیشتری
بر سر مردممون نازل میکنی
بر سر نوهم
واپیتی جوان، ترجیح میده در جنگ با دشمنش بمیره
تا اینکه زانو بزنه و برای غذا التماس کنه
دیگه نمیشناسمت
من رو نمیشناسی؟
من رو؟
من رو نمیشناسی؟
من قاتل شیاطینم
من جنجگجوی خالقم، که حاضرم براش جون و خونم رو بدم
برای تو خونم رو میدم
و برای تو
برای تمام شوشونیها
اگر مهاجمهای سفیدپوست یکیمون رو بکشن
من دهتاشون رو میکشم
سفیدپوستها صلح سرشون نمیشه
پس من چیزی رو بهشون میدم که میشناسن
نه
اینطوری چیزی رو بهشون میدی که میخوان
وقت برگشتن به خونهست خانم هالووی
برای همینه که نمیخوابم
برو کنار
اون اسمی که شوشونیها سرت گذاشتن
کینی دا دُوان
معنیش چیه؟
باز خالدار
وقتی شوشونیها معاملهم کردن
یه پسر جوون کک و مکی بودم
خیلی مهربون بودن
کاملا برخلاف انتظارم
همیشه تو گوشم خونده بودن سرخپوستها وحشیان
هستن خب - ...نه، من -
...منظورم اینه که
هیچوقت اینقدر احساس امنیت نکرده بودم
هرگز
چرا ترکشون کردی؟
باید استراحت کنی
اینها چند ساعت گرم نگهت میدارن
میشه بمونی؟ لطفا
خواهش میکنم
لطفا بمون
ممنون
داری دعا میکنی که بعد از اینکه سربازهای سفیدپوست کشتنت
نیان اینجا پسرت رو هم بکشن؟
حواست باشه چی میگی
نباشم گلوم رو مثل دوستهام میبری؟
No comments yet. Be the first to leave one.