The first 102 lines.
خیلی خوشحالم که همهتون به .زندگی مدرسهای عادت کردین
.حالا همه همدیگه رو میشناسیم
...پس فکر کنم دیگه وقتشه !نمایندهی کلاس رو انتخاب کنیم
قسمت 6 | انتخاب! نمایندهی کلاس
.بیاین اول نماینده و معاونش رو انتخاب کنیم
!سنسی
چیه، آلبدو کــون؟
!آینز ساما شایستهترین شخص برای نماینده شدنه
!نه! نه! نه! نه
!به هیچوجه قبول نمیکنم یه آندد نماینده بشه
پس خودت میخوای داوطلب بشی؟
!درسته
مجبورم دیگه، نه؟
.من به دنیا اومدم تا بقیه رو به راه راست هدایت کنم
این دخترهی بیریخت چی داره میگه؟
اینکه یه دختر بیریخت و اسکول مثل تو نماینده بشه احمقانه است، نه؟
!به من گفت بیریخت
!دو بارم گفت
!کازوما
.بله، کازوما هستم
!اون ساکیبوس چیزای بدی میگه
.نه، آکوا
.چیزی که گفت توهین به حساب نمیاد
...اگه میخوای یکی رو خجالتزده کنی
!دارکنس، گرفتیم، پس خفه شو
.پس آینز کون و آکوا کون برای نماینده شدن داوطلب شدن
کس دیگهای نبود؟
نماینده کلاسی شدن که توش پر عجیبالخلقه است
.احتمالا امنیتش به اندازهی جبهه است
.عمرا داوطلب بشم
.مـ منم... د-داوطلب میشم
...میخوام همه توی این کلاس بتونن با هم دوست باشن
!پس من تو رو نمایندهی کلاس میکنم
روزچی سنسی! چطور انتخاب میکنیم؟
رایگیری؟
.قرعه میکشیم
.بازم قرعه
.بازم قرعه
"نمایندهی کلاس: امیلیا" "معاون: آینز"
.من امیلیا هستم، نمایندهی کلاس
!قول میدم تمام تلاشم رو بکنم
قیافهی از خود شیفتهای به خودت گرفتی، ولی .تو که هیچ غلطی نکردی، باروسو
!من قبول ندارم! تقلب شده
چرا این دختربچه نماینده شده و آینز ساما معاون؟
.نمیدونم چی بگم .قرعه کشی بود دیگه
...تازه اون دخترهی بیریخت هم معاون شده
!بازم گفتی
!من اصلا به اون استخونیه علاقهای ندارم
!نمیخوام معاون باشم
.پس اینجوری پست معاون خالی میشه
!من انجامش میدم
.وایسین! منم دلم میخواد پیش آینز ساما باشم
!منم همینطور
!آروم بگیرین
.هی، نویمن
همم؟-- !خودتو کنترل کن--
.حتی اسکلت هم حرمسرا داره
.آره
.به عنوان یه مرد، ناراحتم میکنه
.آره
.واقعا حسودیم میشه
.سرباز امپراتوری نباید انقدر واضح امیالش رو بیان کنه
پس میگی حسودیت نمیشه؟
".حسودیم نمیشه"
.اگه اینو بگم که دروغ گفتم...
نه؟-- .آره--
چرا مردای یگان ما همیشه اینجوری هستن؟
.خب، همچین امیال قویای میتونه توی میدون جنگ مفید باشن
واقعا؟
.واقعا
واقعا؟
،شاید توی هر دنیایی
.دختربچهها راجعبه چیزایی حرف میزنن که نمیفهمن
حتی بون اینکه دهنت رو باز کنی میتونم .بفهمم داری به چی فکر میکنی
!ببخشید! ببخشید
!ببخشید! ببخشید
،بحثتون به نتیجه نمیرسه .پس بازم قرعه میکشم
.همین کار رو میکنیم
همهتون متوجه شدین؟
!بله
.چه سریع جواب دادن
"نمایندهی کلاس: امیلیا" "معاون: آینز، آلبدو" "نگهداری از حیوانات: سوبارو، آئورا، آکوا" "انضباطی: تانیا، دمیورگ، کازوما" "ناهار: رام، ویشا"
"کتابخانه: بئاتریس، ماره" "باشگاه: کوکیوتوس، دارکنس، وایس، کنیگ، نویمن" "پرستاری: رم، شالتیر" "مخابره: مگومین"
!ایــــــول
.برای مدتی تیم شما اینه
ها؟ واقعا؟
.ما با بیشتر همتیمیهامون حتی همکلام هم نشدیم
.اولین بار که با دوستی آشنا میشی، قبلا باهاش حرف نزده بودی
.چارهای نیست
.ولی میشه گفت این خودش فرصت خوبیه
فرصت؟
"نمایندهی کلاس: امیلیا" "معاون: آینز، آلبدو" "نگهداری از حیوانات: سوبارو، آئورا، آکوا" "انضباطی: تانیا، دمیورگ، کازوما" "ناهار: رام، ویشا"
.این لیست رو ببینین
.نگهبانان بطور مساوی تقسیم شدن
"کتابخانه: بئاتریس، ماره" "باشگاه: کوکیوتوس، دارکنس، وایس، کنیگ، نویمن" "پرستاری: رم، شالتیر" "مخابره: مگومین"
خب که چی؟
آینز ساما به ما دستور دادن
.فعلا از قوانین مدرسه پیروی کنیم
.ولی باید در نظر بگیریم "فعلا" یعنی چی
،با توجه به اینکه دستور آینز ساما برای فتح دنیا هنوز پابرجاست
انجام هرگونه عملیاتی
.توی این محیط ناشناخته اشتباهه
No comments yet. Be the first to leave one.