The first 200 lines.
«منتقد»
از کلمه لاتین «کریتیکسوس» گرفته شده
که اون هم از کلمه یونانیِ کریتیکُس» گرفته شده»
وایا کریتس» در یونانی، به معنای قاضیه»
بلیتهاتون، آقای ارسکین - تام -
- کِی شروع میشه؟ - ساعت 10:40
در صورتی که به موقع شروع کنیم
.خب، به موقع شروع کنید وقت ندارم
یک منتقد تئاتر به سببِ قضاوتی که میکند
هم مخوف است و هم منفور
ولیکن حقیقت
الزامیست
یک منتقد میبایست سرد و کاملاً تنها باشد
فقط بزرگان در یادها باقی میمانند
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
شایان ذکر است
پس از رفتن به سالن تئاتر
در نمایشهای روی پرده
بسیاری از قاتلان، خونسرد هستند
ولیکن باید به قاتل باوجدانِ نادر
توجه کرد
دو جلسه دیگه کار داره
میتونی براشون وقت خالی کنی؟
واسه جاودانگی، همه میکنن
«منتقد»
ای حرومزادهی پیرِ رذل
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
پدرم از اینکه لیلی به لالای این روزنامه بذاره، لذت میبرد
ولی زمونه سخت شده
متاسفانه باید در مخارجِ
تمامی بخشها، صرفهجویی کنیم
هرچند، اگر مخارج اضافه رو حذف کنیم
میتونیم کرونیکال رو به جایگاه اصلیش
که پرمصرفترین روزنامهی خانوادگی کشوره، برگردونیم
...پس
پس بیاید ماموریتمون رو با انرژیای تازه ادامه بدیم، هان؟
دیگه مخارج مبهم
ناهارهای مفصل
و ارائههای دیرهنگام ممنوعه
داره روزنامه رو به قرن بیستم میکشونه
چطور جرات میکنه؟
حواستون باشه
مواظب باشید
کاری به قدیمیها نداره
ما هویتِ این روزنامهایم
چپاولگران رو نگه نمیداره
باید همگی نشون بدیم که به هدف، وفاداریم
تنها هدف کرونیکال از دیرباز
رقابت با دیلی میل سر مخاطب بوده
فاشیستها
وفاداری میخواد
الان 40 ساله که با این روزنامهی رو به زوالم
چهل و سه
هوم
هوم
اون باید به ما وفاداریش رو نشون بده
مثل روبسپیری میمونه که کلاه انگلیسی سر گذاشته
بانوی گیوتین، به سلامتی
.نه، بشین جیم الان سگ مستی
استیون - عصر بهخیر -
اوه
دیوید
باید ویکنت بروک صدات کنم
مجدداً تسلیت میگم
همهمون، پدرت رو دوست داشتیم
ممنون
مُردن پدر خودم رو یادمه
،انسان مهمی نبود ولی نبودش، خلاء بزرگی ایجاد کرد
پدرت همینجا توی این سالن
استخدامم کرد
داشتیم ناهار... نه، داشتیم شام میخوردیم
گونههای جوانم رو کشید
...و گفت «جیمی
از این لحظه به بعد «منتقد ارشد تئاترمی
هوم
امشب نقد داری؟
«شیطان سفید»
بهنظرم بهتره در حالت مستی نبیننت
لزوماً بهتر نیست
نیم ساعت مونده، آقای کوپر
نیم ساعت. سی دقیقه
نیم ساعت، خانمها و آقایون
نیم ساعت مونده، خانم رورلی
نیم ساعت، نیم ساعت - باشه، لنی -
.بگو نیم ساعت مونده نیم ساعت مونده، خانم لند
گم شو، لنی - نهایت سعیم رو میکنم -
ببخشید
دیگه واسه این کار پیر شدم
از طرفِ خاطرخواه ناشناست
طرف کیه، خانم؟ - معلوم نیست -
حتی اگر برم اورکنی و توی اصطبل نمایش اجرا کنم
همون شب اول، بیستتا رز سفید میفرستن
واسه خودت
خوشآمدی گرم به سرورم، دوک
!نور بیشتر از دوک، پذیرایی کنید
من الان فازِ تراژدی جاکوبین رو دارم
من خیلی کم پیش میاد این حرف رو بزنم
،اگر این نمایشنامه، بد اجرا بشه آدم رو کلافه میکنه
آقای ارسکین؟ - آقای ارسکین؟ -
پنج دقیقه، بازیگران شیطان سفید
پنج دقیقه
یک دل نه صد دل عاشقت میشن
بعیده که کرونیکال، چیز مثبتی بنویسه
اقلاً درباره بازیِ من
جیمی ارسکین، هیچوقت با من حال نکرده
خب، امشب، این هیولا
به یکباره نظرش عوض میشه
حاضری؟ شجاع باش
« مترجمان: علیرضا نورزاده و عاطفه بدوی » ::. MrLightborn11 & Atefeh Badavi .::
خوشآمدی گرم
.به سرورم، دوک نور بیشتر
آقای ارسکین کجاست؟
اونوره
نقاشیش چطور پیش میره؟
خیلی خوب
چهرهش از نظراتش، خیلی جذابتره
عاشقشم
خیلی جسوره
ویکنت توی موقعیت ساعت یکه
حیف که زنش هیچوقت نمیاد
احتمالا یه گوشه
با زنجیر بستنش
استراحت فرمایید
خوشآمدی گرم به سرورم، دوک
از دوک، پذیرایی کنید
نور بیشتر
فلامینئو - سرورم -
بسی سردرگمم، فلامینئو
حالا وقتِ اعدام خونینه
در اعماق جهنم، سه الهه انتقام ...وجود دارد
فکرکنم این یکی نمایشنامهش رو به اون یکیش، ترجیح میدم
اون یکیش؟ - اون نمایشنامه معروف دیگهش -
دوشس مالت
ملفی - اوه، آره -
دوشس ملفی
جهود مالت رو با دوشس ملفی قاطی کردم
ولی جفتشون مال یه دورهن
،وبستر مالِ دوره جاکوبینه مارلو مالِ دوره الیزابت
فرق خیلی ریزی داره
درستش اینیه که گفتم
خب، فکر میکنم درباره نمایش امشب
باهم همنظر باشیم
عاشقِ نینا لندم
خیلی بازیگر تواناییه
مطمئنم که امشب
یه چیز قشنگ مینویسی
نیازی به انتقاد کوبنده نیست
ببخشید
مدوز
میشه اون زنیکه روانی رو از اونجا بلند کنی؟
.ببخشید، آقای ارسکین مشکلی پیش اومده؟
معلومه که پیش اومده
بیاجازه اومد نشست سر میزم
من رو با نظراتش، محصور کرد
و بادومهام رو دزدید
باید در سکوت کار کنم
نباید بذارید مردم بیان سمتم
بلندش کن، بلندش کن
بدو
خوشا به حال آنان که زندگی در دربار را تجربه نکردند
و آنان که از مردان بزرگ فقط تعریفشان را شنیدند
...همچون
...شمعی که تمام شده، برای درخششی کوتاه
شعله میکشم
اما فوراً خاموش میشوم
غلتک شکنجه، چوبهی دار
...و چرخه شکنجه
برای من آرامشبخش هستند
این است استراحتِ من
این اثر شبانه را خلق کردم و بهترینم بود
اجساد را ببرید
سرور محترمم را بنگرید
بگذارید گناهکاران، اعمال شومشان را بهیاد آورند
و بر عصایی به ضعیفی نی تکیه زنند
نه
با "بختک" جایگزینش کن
اینا رو نمیخوام
این؟ - نه، این -
اوه
خوابگرد، با "وا" نوشته میشه
همیشه همینطور نوشته شده و میشه
...تو ذوقزننده" رو با"
.نا امیدکننده" جایگزین کن" نه، نه. یه کمکی بکن
مشمئزکننده" بود؟" - عالیه، آره -
نه، بنویس ملالآور
خیلیخب، تایپ کن
ملالآور
طولانیترین نمایش دنیا بود
از خود زندگی هم طولانیتر
زندگی چقدر طولانیه؟ - بیپایانه -
به شرطی که سبزیجاتت رو بخوری
نینا لند فوق العاده نبود؟
حرف نداره
نقاشی اون رو بکشی بهتره
هوم
فکرکنم داری یه چیزهایی رو پنهون میکنی
خیلی آدم رکی هستی - خودت اینجوری بارم آوردی -
درسته
ولی اونطور که تو فکر میکنی نیست
اگر باشه هم چیز بدی نیست
No comments yet. Be the first to leave one.