Doctors

Doctors (닥터스)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Doctors E06 www sunflowermag com
A Commentary by Rahasam_86

Tags

other
Published on: 2019-05-07
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پزشکان = قسمت 6 =

ارزش خيلي از چيزا رو وقتي درک ميکني که از دستشون میدي

سلام- سلام-

پسرم، عاشقتم

اون زمان نفهميدم که زندگي عادي روزانه

ميتونه بزرگترين نعمت باشه

دکتر، لطفاً به مامان و بابام کمک کن

...مامان لطفاً

جلوي چشمهاي خودم از دستشون دادم

درحاليکه هيچ کاري از دستم بر نميومد

بيمار لي سه جون، تاريخ مرگ يازدهم سپتامبر1986 ساعت 1:15 بعدازظهر

بيمار سو هيون هي، تاريخ مرگ يازدهم سپتامبر1986 ساعت 1:15 بعدازظهر

از هر چيزي که جريان عادي زندگيمُ بهم بريزه، متنفرم

حالت خوبه؟

خوبم

يه نگاه بهش بنداز- اوه، ترسيدم-

نيازي نيست نگاه کنم صدمه ببينم متوجه ميشم

دکتر جونگ يون دو الان داري چيکار ميکني؟

چرا کاري کردي که اوضاع خارج از کنترل بشه؟

چرا از دست ِ من عصباني ميشي؟ مگه چيکار کردم؟

مسئله اين نيست که کاري کردي مسئله اينه که کاري نکردي

هر کاري ميتونستم انجام دادم اما يه دفعه همه چيز بهم ريخت

فکر کردي علاف اين اطراف ميگردم؟

هرکاري تونستي کردي و بعد این اتفاق افتاد؟

به خودتم افتخار ميکني؟

بله که افتخار ميکنم

بيمارُ منتقل کنید دکتر جونگ يون دو

...ايش

ايش؟ هِي، هِي

به کي گفتي ايش؟

داشتم با خودم حرف ميزدم نميتونم با خودمم حرف بزنم؟

فکر کردي اينقد بي کفايتم؟

به رئيس برس

پرفسور، با جراحي عمومي تماس بگيريد

خونريزيش خيلي زياده فکر کنم چاقو به کبدش خورده

يالا، يالا

عوضي، همش تو دردسري

درد ميگيره، خيلي بچه اي

متاسفم، موقع استراحتتون بود

ميدوني اين سومين ملاقاتمونه؟

ديوونه، مزخرف نگو فقط جراحيُ انجام بده

اگه براي بار چهارم همديگرُ ببينيم در نهايت با هم قرار ميذاريم

اين اتفاق نميُفته برو، برو

..هِي بعداً

آدم جالبيه

اون جالبه؟

از موقع دانشگاه هميشه همين شکلي رفتار ميکرده

ديگه از اين کاراش خسته شدم

اين نگاه ديگه چيه؟

کجا ميري؟

ميرم آي سي يو، مريضُ ببينم

منم باهات ميام

من زنده موندم چون دکتر جونگ

پاي ِ اونُ گرفت، نذاشت مستقيم بهم حمله کنه

ميخواي بگي خيلي بد با دکتر جونگ برخورد کردم؟

قبلاً اينجوري عصباني نديده بودمت

خودمم تعجب کردم چرا اينقد تُند شدم

فکر ميکنم بهتر ِ بري خونه و استراحت کني

باشه، فقط رفتنتُ تماشا ميکنم

...هه جونگ

الان ميخوام کاري انجام بدم که

يه فرد با يه فرد ديگه بعنوان يه انسان انجام ميده

ميخواي چيکار کني؟

ممنونم

براي چي؟

چون به قدر کافي خنگي، هه جونگ

ديگه برو

دکتر جونگ يون دو گفت خونريزي زيادي نداره

بهم دستور مانيتول و سي تي اسکن داد

سي تي انجام داديد؟

بله، نتيجه ش هم اومده، صبر کنيد

يه کم خونريزي داره اما نيازي به جراحي نداره

برش گردونيد تو بخش تحت نظرش داشته باشيد

باشه

اوه، شنيدم دکتر جونگ يون دو جونتونُ نجات داد

حقيقت داره؟

کي بهت گفت؟- دکتر جونگ يون دو-

دروغه نه؟

تو بخش اورژانس همه شاهد بودن شما با 16 تا گانگستر مبارزه کرديد

تِزت چطور پيش ميره؟

هنوز تحقيقاتم تموم نشده

الان تحقيقاتت مهمتره اما به فکرش نيستي

فکر ميکني قبل از اينکه سال تموم شه، تزتُ تموم کني؟

متاسفم

هميشه وقت کم مياري چون سرت به اين چيزاي مسخره گرمه

وقت زياد داري، رو تزت وقت بذار

واقعاً که جادوگر

تعجب کردم چرا اين اواخر ساکته

دکتر

دکتر، صبر کن

چرا قبلاً دنبال ِ من ميگشتيد؟

اون؟ ديگه نيازي نيست

ممنونم

الان داري تيکه ميندازي؟

چرا بايد تيکه بندازم؟

که من بعنوان يه مرد، بي عرضه بودم؟

من بايد اون چاقو رو ميگرفتم

من بايد چاقو ميخوردم

خيلي خجالت آوره

دکتر

اين يک دو، بک اسپاين، ضربه آرنج ِ

...و اين

هاي کيک

اينا حرکات ترکيبي رزمي ِ

من يه زنم اما تو اين کار حرفه ايم

ترسيدي؟

الان ميخواي خيال ِ منُ راحت کني؟

چون تو يه زن حرفه اي هستي مرد نبايد خجالت بکشه؟

آره، تو باهوشي سريع ميگيري

يه چيز ديگه

سعي دارم خيالتُ راحت کنم چون ازت ممنونم

...ممنونم اگه نبودي

بس کن

بسه، خجالت آوره

پس، برو

بايد تا وقتيکه رئيس گانگسترا به هوش مياد اينجا باشم

امشبم شيفتم

برای اطلاع از زمان گذاشتن زیرنویس در کانال تلگرام عضو شوید @sunflowermag

:ترجمه و زيرنويس .:.:(Rahasam_86) رها:.:. .:.:(Mahboobeh_sj)محبوبه:.:.

بهتر نيست منم با تو بيام ملاقات نماينده نام اين سو؟

اگه ميتونستي بياي عالي ميشد

راستش، اين ارتباط شماست که من دارم واردش ميشم

منظورت چيه ارتباط منه؟

ارتباطات ِ من، ارتباطات ِ توئه

پرونده ي دوسيک چطور پيش ميره؟

منتظر زمان مناسبم تا افشاش کنم

بيمارستان بايد به يه بيمارستان سود دِه تبديل شه

قانون بايد تصويب بشه

خيليا مخالفشن اما انجام ميشه

کِي بيمارستان گوکيل تبديل به شرکت پزشکي گوکيل ميشه؟

خيلي طول نميکشه

قانون سريع اجرا نميشه

شايد زنده نمونم تا همچين روزيُ ببينم اما سو وو بيشترين سود رو ميبره

اوه، همچين حرفيُ نزنيد

از اونجايي که دوسيک ميره ما سو وو رو جانشين ميکنيم و منم بازنشسته ميشم

پدرجون، شما بهترينيد

معلومه، چرا همچين چيز واضحيُ ميگي؟

بیا داخل

صبح زود رفتيد گلف بازي؟

چون تو يه آپارتمان زندگي ميکنيم دائم با تو تماس ميگيره

بازم داري منُ ناديده ميگيري؟

ميدونم الان آدم مهمي هستي اما تو خونه، فقط شوهرمي

با احترام حرف بزن

وقتي شوهري مثل ِ من داري بايد

با کلاس تر باشي

از کِي تو کلاس داشتي؟

هِي، زود ازدواج کن

ميخوام تو ازدواج کني تا از پدرت طلاق بگيرم

اگه ميخواي طلاق بگيري، خب بگير

دختر من هيچ فرقي با باباش نداره

هيچ چيز دوست داشتني توي تو نمي بينم

غُر زدنُ بس کن

من و بابا، هر دومون به خاطر کارمون استرس زيادي داريم

پس فقط من بايد کسي باشم که درک ميکنه؟

آره، اگه بتوني درک کني، خيلي خوب ميشه

تو و بابا اصلاً با هم جور نيستيد

تا وقتي از خرج کردن پول لذت ميبري طلاق نميگيري

اي خدا، تو ديگه چه جور دختري هستي؟

عصباني شدي؟ مامان

يونگ دو رو بيار خونه تا بتونيم براي عروسيت تصميم بگيريم

عروسي؟ ما هنوز با هم قرارم نميذاريم

تو که مثل ِ باهوشترين آدم دنيا رفتار ميکني پس چرا نميتوني قلب ِ يه مردُ به دست بياري؟

من از مرداي دَم دست خوشم نمياد

دنبال آدماي سخت گيرشم

زنا فقط زماني احساس ِ شادي ميکنن که با مردي ازدواج کنن که دوسِشون داره

مامان، تو شادي؟

مامان تو گفتي با بابا ازدواج کردي چون خيلي دوسِت داشت

آره، درسته

من باهاش ازدواج کردم چون بدجور منُ ميخواست

اما حالا فکر ميکنه از سر ِ من زياديه

مردم ميگن حيوونايي که فکر ميکنن و حرف ميزنن جز شياطين محسوب ميشن

حالا من حيوون شدم؟

براي همين حرفاشه نميخوام با مامانت حرف بزنم

متاسفم. منظوري نداشتم

چي داشتي ميگفتي؟ ميخواي با يون دو ازدواج کني؟

اونا هنوز قرارم نميذارن

يه قرار بذار

من هيچ وقت بدون عشق ازدواج نميکنم

تو که عاشقشي

چند بار بهت بگم اون منُ دوست نداره

نميتونيم همينجوري وقت تلف کنیم زودتر دست به کار شو

بابا

عشق؟ اصلاً مهم نيست

چرا زندگيتُ روي همچين چيزاي بي دوامي پايه گذاري ميکني؟

مردا هيچ چيز خاصي ندارن

يون دو؟

اگه دوسش داري براي بدست آوردنش هر کاري کن

بعد که بدستش آوردي خيلي زود ازش خسته ميشي

عشق همينه

چون بدست آوردیش ميخواي بندازيش دور

چه چيز خوبي بهش ياد ميدي

اون ميتونه يه ازدواج عاشقانه داشته باشه و مامان ِ خوبي بشه

ازدواج ميتونه به زنا شادي بيشتري بده

چنین شادیایی مناسب زنایی مثل ِ مامانته

بايد آينده رو هم ببيني

چيزي که بهت گفتمُ يادت نره

هي، فردا ميتونم بيام خونه ي تو؟

دو تا مرد بالاي سي سال با هم زندگي کنن، جالب نمیشه

يون دو

سلام عمو

More Farsi Persian subtitles for Doctors

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left